پایان نامه مدیریت با موضوع : دارایی های نامشهود

یافته، هال و همکارانش، میزان ارجاع به حقوق انحصار معنوی را نسبت به محاسبه تعداد حقوق انحصار معنوی، سنجه بهتری برای سنجش برون دادهای نوآوری تشخیص دادند.
مدل حسابداری آینده (ای – اف – تی – اف )
مدل حسابداری آینده جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری است، که در سال 1998 میلادی توسط هامفری نش (1998)معرفی شده است. در واقع این مدل، یک سامانه حسابداری ارزش افزوده، بر پایه جریآن‏های نقدینگی مورد تنزیل یافته در آینده است. مبنایی که به طور گستردهای در قیمت گذاری، بودجه بندی سرمایه، ارزیابی، مطالعات سودآوری، تحلیل های اقتصادی و مالی به کار گرفته می‏شود. به طور کلی در این مدل، درون دادها و برون دادها در قالب عناوین سنتی، چون: دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام، اما با گسترهی معنایی جدید مورد استفاده قرار می گیرند.
اساس ارزش در حسابداری آینده، ارزش جاری جریآن‏های نقدینگی مورد انتظار در آینده است که در هزینه بازار سرمایه تنزیل یافته اند. هزینه بازار سرمایه، نرخ بازدهی است که خریداران سهام پیش از خرید سهام شرکت، بدان احتیاج دارند. تفاوت میان ارزش حسابداری آینده در پایان یک دوره زمانی و ارزش حسابداری آینده، در آغاز دوره زمانی به عنوان ارزش افزوده طول زمان دوره در نظر گرفته می‏شود. سایر تعاریف موجود در این مدل عبارتند از :
داراییهای حسابداری آینده: ارزش جاری تمام جریان های نقدینگی مورد انتظار در آینده درون شرکت.
بدهیهای حسابداری آینده: ارزش جاری تمام جریآن‏های نقدینگی مورد انتظار در آینده از شرکت.
حقوق صاحبان سهام حسابداری آینده: تفاوت میان داراییها و بدهی های حسابداری آینده. از فرآیند و نتیجه نهایی تعیین حقوق صاحبان سهام در حسابداری آینده برای کل شرکت، با عنوان ارزش گذاری شرکت یاد میشود. در واقع این مدل ارزشهای واقعی سهامداران را از طریق مکانیسم ارزش جاری مورد سنجش قرار میدهد(خاکاوند و دیگران، 1388).
یکی از مزیتهای این مدل، ایجاد امکان اتخاذ دورنمای تصمیم گیری برای سازمان است. در واقع سامانه ارزش گذاری حسابداری آینده بر پایه ضوابط تصمیم گیری خود، امکان اتخاذ تصمیمات پیرامون تخصیص سرمایه، برای مدیران و یا سهامداران را فراهم میکند. از سویی دیگر مدل حسابداری آینده، به حداکثر سازی قابلیت پیش بینی در سازمان کمک می کند. ارزش افزوده محاسبه شده نیز، امکان سنجش رشد و پیشرفت سازمان را ایجاد میکند.
مدل سنجش ارزش گذاری جامع (آی – وی – ام )
مدل سنجش ارزش گذاری جامع ( مدل ارزش گذاری جامع ) جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری است، که در سال 1998 میلادی توسط فیلیپ مک پیرسون معرفی شده است. این مدل به سرعت مورد توجه شرکت‏های نرمافزاری قرار گرفته و بر پایه آن، محصولاتی طراحی گردیده است. مدل سنجش ارزشگذاری جامع، چارچوبی دوگانه و سلسله مراتبی از ارزش ها ایجاد میکند که توسط ارزشهای متقابل دیگر، ارزیابی میشوند. پایه منطق استوار در این مدل، تمایزی است که میان سرمایه پولی، فیزیکی و فکری برقرار است. در این مدل سه سطح ارزش به منظور ترکیب ارزشهای مالی و نامشهود تعریف گشته است.
مدل سنجش ارزش گذاری جامع با هدف مدل سازی محیطی و به منظور تسهیل تصمیمات استراتژیک و مدیریت پیچیدگی ها طراحی گردیده است.
از آنجایی که، از ارتباط بین ارزش شرکت، سرمایه فکری و سنجههای پولی، برای ارزشگذاری جامع کسب و کار در این مدل استفاده میشود، سه حوزهی ارزشی مورد استناد در این مدل را می توان در قالب موارد زیر دانست:


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارزش ذاتی: نمایانگر اثربخشی داخلی شرکت.
ارزش برونی: که توسط اثربخشی خروجی شرکت سنجیده می‏شود.
ارزش ابزاری: که تاثیرات خود را بر فضای رقابتی برای می گذارد.
این مدل تلاش میکند تا ارزش سراسری کسب و کار را که از خلال مجموع سرمایه فکری و جریآن‏های نقدینگی شرکت منعکس میگردد، محاسبه کند. بر این اساس ارزش ترکیبی افزوده، برابر با ارزش پولی افزوده ترکیب شده و ارزش نامشهود افزوده خواهد بود(خاکاوند و همکاران ،1388).
مدل سنجش ارزش گذاری جامع، در اصل مدل ریاضی قاعده محوری برای ارزش گذاری چند بعدی است که این امکان را می دهد تا به عنوان راه حلی برای مدیریت و یکپارچه سازی منابع مختلف به ارزش به کار آید. به کارگیری این مدل امکان سنجش، ترکیب، یکپارچه سازی و مدیریت تمام جنبه های ارزش اعم از فرآیندها و دارایی های نامشهود را به شکلی معتبر و با قابلیت اطمینان بالا فراهم میکند. به طور خلاصه دامنه تاثیر مدل سنجش ارزش گذاری جامع را می توان در موارد روبرو خلاصه نمود:
بهینه سازی ارزش پولی در کسب و کار، خدمات و پروژه‏ها.
مدیریت آنالیز سود – هزینه و اثربخشی هزینه ای چرخهی عمر پروژه‏ها.
تخمین و محاسبه ارزشهای نامشهودی چون: سرمایهی فکری، اطلاعات و اعتبار.
تخصیص برابرهای پولی به ارزش های منتج از دارایی های نامشهود.
مدل سازی محیطی به منظور تصمیم گیری استراتژیک و مدیریت پیچیدگی ها.
به کار گیری به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش ارزش کسب و کار.
مدل سنجش ارزشگذاری جامع به لحاظ اجرایی بر پایه یک سامانه اطلاعاتی حاصل از یکپارچه سازی سامانه پشتیبانی تصمیم گیری و سامانه خبره که میتواند در تصمیم گیری و سنجش عملکرد سازمان مفید واقع گردد، عمل مینماید. این مدل، با رویکردی کل نگر، تمام عاملهای را مورد محاسبه قرار داده و متناسب با آن میزان دستیابی به اهداف و مقاصد سازمانی مورد سنجش قرار میدهد و سپس به منظور کمی سازی عملکرد و تعیین سهم ارزش دارایی های نامشهود، عامل های نامشهود ( غیر مالی ) و مشهود ( مالی ) ترکیب شده و مورد سنجش قرار می گیرند. به طور کلی می توان مدل سنجش ارزش گذاری جامع را بر پایهی سه اصل بنیادی زیر، متفاوت از سایر مدل های تصمیم گیری دانست در این مدل:
ارزش هنگامی که متناسب با محتوای خاصی در نظر گرفته میشود، دارای معنای منطقی و قابل سنجش است.
ارزش مشابه فرآیند در نظر گرفته نمی‏شود.
سنجههای مختلف، ساده بوده و افزاینده نیستند(خاکاوند و همکاران ،1388).
مدل های بازده دارایی ها
سومین دسته از مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدل های بازده دارایی ها است. اساس این مدل ها بر پایهی محاسبهی مقدار بازده دارایی ها (آی – او – ای) استوار است. در این مدل ها به منظور سنجش سرمایه فکری به طریق روبرو عمل میشود. ابتدا در آمدهای پیش از مالیات تقسیم بر متوسط داراییهای مشهود سازمان شده و مقدار حاصل با متوسط صنعتی مقایسه شده و از طریق محاسبه تفاوت این دو، و ضرب این تفاوت در حد متوسط داراییهای مشهود سازمان، درآمد سالانه از اقلام نامشهود به دست میآید. در مرحله نهایی متوسط درآمد سالانه از اقلام نامشهود بر متوسط هزینه سرمایهای یا نرخ سود و بهره تقسیم شده، و بر این اساس مقدار به دست آمده به عنوان ارزش سرمایه فکری در نظر گرفته میشود.
مدل ارزش نامشهود محاسبه شده ( سی – آی – وی )
مدل ارزش نامشهود محاسبه شده جزو مدل های بازده داراییها است، که در سال 1997 میلادی توسط توماس استوارت معرفی شده است. صورت اولیهی این مدل، توسط گروه تحقیاتی ان – سی – آی وابسته به دانشکده کسب و کار کلوگ دانشگاه نورس وسترن، پایه گذاری گردیده است. این مدل در ابتدا توسط کارخانجات تولیدی نوشابه به منظور تخمین میزان کاهش درآمد و دارایی های نامشهود، در اثر ممنوعیت های به وجود آمده در مسیر این کارخانجات به کار گرفته شد. از سوی دیگر آی – آر – اس نیز، مدلی مشابه برای محاسبهی ارزش متناسب با دارایی های نامشهود، با هدف اخذ مالیات طراحی نموده بود. از سوی دیگر، نظریه پردازان و پژوهشگران مختلفی در جهت بهبود این مدل اقدام نموده اند که در این میان تلاش های دیوید لوتی، از دیگران پر اهمیت تر است (لوتی ، 1998).
این مدل، بر پایهی محاسبه ارزش جاری خالص متوسط مازاد بازدهی سرمایه پس از مالیات بنا نهاده شده است. استوارت در قالب این مدل، هفت مرحلهی محاسبهی ارزش نامشهود را اینگونه توصیف می‏نماید:
محاسبه میانگین در آمد قبل از مالیات برای سه سال گذشته.
مراجعه به ترازنامه ها و به دست آوردن میانگین دارایی های مشهود در پایان سال مالی برای سه سال گذشته.
تقسیم درآمدها بر دارایی ها به منظور تعیین بازدهی دارایی ها.
محاسبهی متوسط بازده دارایی ها در آن صنعت به خصوص، برای دورهی سه سالهی مشابه.
محاسبه بازده مازاد، از طریق ضرب متوسط بازده دارایی در صنعت در متوسط دارایی مشهود شرکت و کسر این مقدار از درآمد قبل از مالیات محاسبه شده در مرحله اول.
محاسبه توسط نرخ مالیات در درآمد در سه سال و ضرب آن در بازده مازاد، کسر مقدار به دست آمده از بازده مازاد به منظور به دست آوردن مازادی که قابل نسبت دادن به دارایی های نامشهود است.
محاسبه ارزش جاری خالص به دست آمده در مرحله ششم از طریق تقسیم مقدار مازاد بر نرخ تنزیل مت
ناسب، مانند: هزینه سرمایه شرکت(استورات، 1997).
مقدار ارزش نامشهود محاسبه شده، انعکاسی از سنجش توانایی سازمان در به کارگیری دارایی های نامشهود
خود به منظور عملکرد بهتر در قیاس با سایر شرکت ها است. در واقع، رشد شاخص ارزش نامشهود محاسبه شده، نشان از ایجاد ظرفیت خلق ثروت در آیندهی کسب و کار دارد. ظرفیتی که ممکن است در آن زمان، بازار آن را رصد نکرده باشد. یکی از مهمترین مزایای ارزش نامشهود محاسبه شده، ایجاد امکان مقایسه و الگوگیری بر پایه نتایج ممیزی الی، به شکل درون سازمانی و برون سازمانی در سطح صنایع مشابه است. در واقع این مدل، علاوه بر این که مانند سایر مدلها، کمک به تولید نسبتی عددی مینماید، امکان الگوگیری و مقایسه در سطحی وسیع را برای سازمان فراهم میآورد(خاکاوند و همکاران، 1388).
مدل های کارت امتیازی
چهارمین دسته از مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدلهای کارت امتیازی است. در خلال استفاده از این مدل، مولفه های گوناگون داراییهای نامشهود و سرمایه فکری تعریف شده و شاخصها و سنجههای متناسب ایجاد و در قالب کارتهای امتیازی آماده سازی میگردند. در این مدلها امکان ایجاد شاخصهای ترکیبی بر پایه تلفیق مولفه های سرمایه فکری وجود دارد. در مدلهای کارت امتیازی از آنجایی که فضای سنجش به درون دادها، فرآیندها و برون دادهای واقعی نزدیکتر است، لذا امکان گزارش گیری سریع از خلال استفاده از این مدل ها وجود دارد. به طور کلی میتوان مزیت عمده این مدل ها را در ایجاد بینش صحیح و کارآمد در خط مشیگذاری به حساب آورد. از مدلهای کارت امتیازی، در حوزه مدیریت دانش نیز به طور گستردهای استفاده میشود. چرا که این مدلها در قیاس با دسته مدلهای دیگر، امکان تجزیه و تحلیل فراگیرتری پیرامون سرمایه فکری و داراییهای دانشی و عملکردهای مرتبط با آن‏ها ایجاد میکنند.
مدل کارت امتیازی متوازن ( بی – اس – سی )
مدل کارت امتیازی متوازن جزو مدلهای کارت امتیازی است، که در سال 1992 میلادی توسط روبرت کاپلان و دیوید نورتون معرفی شده است. این مدل در واقع قدیمی ترین مدل، از دستهی مدل های کارت امتیازی است، که با معرفی آن به طور گستردهای در اوایل دهه نود میلادی مورد توجه قرار گرفت و به مرور زمان، با تکامل و تعدیل این مدل و معرفی نسخه متکاملتر نقشه استراتژی و در کنار آن، پیشنهاد مدلهای جدید دیگر، جزو مدلهای تاریخی سنجش سرمایه فکری در جهان به حساب میآید.
عبارت متوازن در کارت امتیاز متوازن به تعادل یا توازنی اشاره دارد که این مدل میان اهداف مالی از یک سو، اهداف غیر مالی از سوی دیگر، و اهداف کوتاه مدت ( به حداقل رساندن شکایات مشتریان در کوتاه مدت ) از یک سو و اهداف بلند مدت (ارتقا سطح رشدو یادگیری کارکنان در بلند مدت ) از سوی دیگر و اهداف داخلی از یک سو (افزایش بهره وری) و اهداف خارجی ( افزایش سطح رضایت مندی مشتریان ) از سوی دیگر، برقرار میکند. در واقع، عدم کفایت شاخصهای مالی برای سنجش عملکرد، شرکت‏ها را بر آن داشت که سایر فعالیتهای خود مانند: ارتباط با مشتری، نوآوری درفرآیندها و آموزش کارکنان را نیز مورد سنجش قرار داده و برای سنجش عملکرد آن‏ها شاخصهای دیگری را به شاخصهای مالی بیفزایند (خاکاوند و همکاران ، 1388).
در این مدل برای جامعیت شاخصها، سنجهها و درک تصویری روشن از سازمان بایستی مدیران اطلاعاتی بر پایه چهار چشم انداز موجود در مدل، در یک کارت جمع آوری نموده و به تحلیل آن بپردازند. این چهار چشم انداز عبارتند از:
چشم انداز مشتریان ( مشتریان چه دیدگاهی نسبت به سازمان دارند؟)
چشم انداز فرآیندهای داخلی کسب و کار (به چه فرآیندهای داخلی باید دست یافت؟)
چشم انداز رشد و یادگیری (چگونه می توان بهبود و ایجاد ارزش را تداوم بخشید؟)
چشم انداز مالی ( چگونه باید به سهامداران خود نگاه کرد؟)
متناسب با هر جنبه مدل کارت امتیازی متوازن، مجموعهای از شاخصها و سنجهها، در محورهای اصلی تعریف شده و وضعیت سازمان به واسطه آن‏ها مورد سنجش قرار میگیرد. در جدول زیر به نمونه ای از آن‏ها اشاره شده است.
چشم انداز مشتریان
درصد مشتریان رضایت مند از زمان بندی تحویل.
درصد مشتریان رضایت مند از زمان بندی کیفیت.
درصد مشتریان رضایت مند از مسئولیت پذیری، همکاری و مهارت های ارتباطی.
چشم انداز فرآیندهای داخلی کسب و کار
استفاده موثر از تجارب در فرآیندها و سازمآن‏های مشابه
تعداد معاملات صورت پذیرفته با بهره گرفتن از تجارت الکترونیکی.
میزان برآورده شده اهداف سیاست های عمومی سازمان.
درصد تحقق اهداف خط مشی گذاری شده.
و …
چشم انداز رشد و نوآوری و یادگیری سازمانی
میزان اطلاعات مدیریت قابل اعتماد.
درصد کارکنانی که در حد استانداردها و صلاحیت ها قرار دارند.
درصد رضایت شغلی کارکنان.
درصد کارکنان پایبند به فرهنگ و ارزش های سازمانی.
و …
چشم انداز مالی
نسبت هزینه ها به پرداخت ها.
میزان اجتناب از افزایش هزینه ها.
و …

 
 
جدول ‏22- شاخصها و سنجه های کارت امتیازی متوازن (خاکاوند و همکاران، 1388)
یکی از مهمترین اهداف پایه گذاری کارت امتیازی متوازن، تعدیل دیدگاه سنتی حسابداری داراییهای نامشهود، از طریق تلفیق چهار چشم انداز مرتبط با: خلاقیت و یادگیری، بهبود فرآیند کسب و کار، روابط مشتری و ایجاد ارزش در دارایی های مالی و نامشهود می باشد(خاکاوند و دیگران،1388).
کارت امتیازی متوازن یکی از نخستین ابزارهایی است که دیدگاه جامعی از سیستم‏های سنجش مدیریت، با تمرکز بر شاخص های مالی و غیر مالی (مشتریان، فرآیند داخلی و یادگیری و رشد مرتبط با عملکرد سازمانی، معرفی نمود.
به طور کلی مزایای عملیاتی پیاده سازی این مدل را می توان در موارد زیر برشمرد:
توصیف و ترجمه استراتژی و نمای سازمانی.
برقراری ارتباط مابین اهداف استراتژیک و معیارها، شاخص ها و سنجه ها.
برنامه ریزی کلان و بلند مدت، همچنین ایجاد توازن در استراتژی‏های ابتکاری.
شفاف سازی نقش بازخوردهای استراتژیک و یادگیری.
مدل کارت امتیازی متوازن، استراتژی کل سازمان را به اهداف کمی تبدیل نموده و بخشی از عاملهای موفقیت نامشهود که جزو مولفه های سرمایه فکری، یعنی: سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری است، را به صورت مستقیم مورد سنجش قرار می دهد(خاکاوند و دیگران، 1388).
مدل نشانگر اسکاندیا

مدل نشانگر اسکاندیا جز ومدل های کارت امتیازی است، که در سال 1997 میلادی توسط لیف ادوینسون و میشل ملون معرفی شده است. اما وجه تسمیه عنوان این مدل، به شرکت اسکاندیا – شرکتی سوئدی و فعال در حوزهی بیمه و نخستین شرکت معظمی که به لحاظ تاریخی تلاشهایی را در جهت سنجش سرمایه فکری انجام داده است باز میگردد. اسکاندیا، نخستین گزارش اظهارنامهی سرمایه فکری خود را به صورت داخلی در سال 1985 میلادی، منتشر نمود و نخستین شرکتی است که در قالب ضمیمه ای، اظهار نامهی سرمایه فکری خود را در سال 1995 میلادی به همراه گزارش مالی سنتی، به سهامداران خود عرضه داشت. این نتایج در واقع برآمده از تلاش های

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *