پایان نامه رایگان مدیریت : شرکتهای کوچک و متوسط

فصلی و دورهای، اندازه مؤسسه، و الگوی دریافت و پرداخت میباشند. مؤلفه سرمایه در گردش فعالیّت مالی بر پایهی پیشبینی دقیق گردش نقدی تدوین میشود و باید رهنمودهای لازم برای مصرف و تأمین مجدد وجو نقد لازم عملیات روزانه را ارائه نماید(پیرس و رابینسون،1389،ص363).
مدیریت عملیات:
مدیریت عملیات، اعمال مدیریت بر  انجام درست کارها در سازمانها است; در شرایطی سازمان با پیچیدگی های زیادی دست و پنجه نرم می کند.
  مدیریت عملیات ، فرایند مدیریت بهره ور سیستمها است که منابع را به محصولات کامل شده تبدیل میکند.
فعالیّت دایره عملیات یک شرکت شامل همه کارهایی میشود که اقلام ورودی را به کالاها و خدمات تبدیل میکند. مدیریت عملیات با اقلام ورودی با داده ها، فرآیند تبدیل و اقلام خروجی سروکار دارد، و این فرایند در صنایع و بازارهای گوناگون، مختلف است. راجر شرودر بر این باور است که مدیریت عملیات شامل 5 وظیفه یا حوزه تصمیم گیری میشود: فرایند، ظرفیت، موجودی، نیروی کار و کیفیت
اغلب، فعالیّتهای واحد عملیات در برگیرنده بیشترین بخش داراییهای سرمایهای و انسانی سازمان است(فرد آر دیوید؛1379،ص321).

Adapted from R.Schroeder,Operation Management(New York;McGraw-HillBook Co,1981):12.
جدول2-3) وظایف اصلی مدیر عملیات
وظیفه
شرح
1.فرایند
تصمیم گیریهای مربوط به فرایند تعیین کننده سیستم تولید می شود.
2.ظرفیت
تصمیم گیریهای مربوط به ضرورتها، سطح مطلوب تولید سازمان را
مشخص می نماید.
3.موجودی کالا
تصمیم گیری درباره ی موجودی کالا. باید در مورد میزان مواد اولیه،
کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده تصمیماتی گرفته شود.
4.نیروی کار
تصمیمات مربوط به نیروی کار شامل تصمیماتی می شود که باید
درباره کارکنان ماهر، نیمه ماهر، دفتری و مدیریتی گرفت.
5.کیفیت
تصمیمات مربوط به کیفیت از این بابت گرفته می شود که سازمان
اطمینان حاصل کند کالاها و خدمات تولیدی دارای مرغوبیت لازم است.
ضرورت مدیریت عملیات
همه سازمانها به یک روش یا روش های دیگر بایستی بر چالشهای مدیریت عملیات فائق آیند و  با بهره گرفتن از مدیریت سیستمها موجب انجام کارها شوند به گونهای که سازمانها منابع را به محصول تمام شده ( کالاها و خدمات به مشتری و ارباب رجوع ) تبدیل کنند.
مدیریت عملیات نه تنها برای تولید کنندگان محصول بلکه در همه انواع سازمانها مورد استفاده قرار میگیرد.
2-2-2-3 عامل سوم توانمندی فنّاورانه:


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علاوه بر این، حوزه های سنّتی، تعداد دیگری از اقدامات مدیریتی مورد توجه قرار گرفتهاند که باید در رابطه با شرکتهای کوچک مد نظر باشند که از این فعالیّتها به توانمندی فنّاورانه یاد میشود. مؤسسات عصر اطّلاعات نیاز دارند تا بتوانند قابلیتّهای فنّاورانه را به خوبی به کار گیرند. برای این منظور، باید کارها را به جای این که به صورت وظایف جداگانه و غیر متّصل به هم سازماندهی کنند، به صورت فرایندهای به هم پیوسته ای سازماندهی کرد(Kotey& Meredith,1997,p43). توانمندی سازمان در بکارگیری فنّاوری اطلاعات ارتباط مستقیمی با توانمندی سازمان در تغییر دارد. زیرا بکارگیری فنّاوریهای جدید خود تغییرات سازمانی برنامه ریزی شدهای هستند که تغییرات متعددی را در سطح فردی و سازمانی ایجاب میکنند.
توانمندی فنّاورانه شامل: فنّاوری اطلاعات، بودجه بندی، تصویر سازمانی، خدمات مشتریان می باشد.
تعریف فنّاوری:
فنّاوری تمام دانشها، محصولات، ابزارها و روشها و سیستمهایی است که به خدمت گرفته میشود تا محصول یا خدمتی ارائه شود. فنّاوری فرایند انتقال و تبدیل منابع به محصولات از طریق دانش، تجربه، اطلاعات و ابزار است(خمسه،1390،ص61).
فنّاوری اطلاعات:
اطّلاعات یکی از منابع عمده مزیّت یا مضرّت رقابتی میباشد. هدف سیستم فنّاوری اطلاعات این است که از طریق بهبود کیفیت تصمیمات مدیریت، عملکرد سازمان را بهبود بخشد(فرد.آر دیوید،1379،ص330).
فنّاوری اطلاعات برای شکستن موانع ارتباطی بین کارکردهای شرکتها، به منظور توانمند کردن کارگران خط و توانایی اجرای مهندسی مجدد فرایند مورد استفاده قرار گرفته است( Attaran, Mohsen, 2004,p588). استفاده از فنّاوری اطّلاعات به عنوان یکی از اقدامات اساسی سازمان های پیشرو، بخشی مهم از تحقیقات فنّاوری اطّلاعات در طول بیش از دو دهه بوده است و پیش بینی می شود شرکتهایی که فنّاوری اطّلاعات را به کار میگیرند، مزیّت رقابتی مناسبی را کسب کنند(Steven, Michael C,2007,p172). امروزه توسعۀ روزافزون و سریع فنّاوری اطّلاعات تعامل تأمین کنندگان، کارکنان، مشتریان و شرکا را بسیار تسهیل کرده است. به مدد این فنّاوری همکاریهای چندوظیفه ای در توسعۀ محصول، بازاریابی، توزیع و خدمات مشتریان میّسر گردیده است(زنجیر چی،الفت،1389،ص20).
بودجه بندی:
بودجه بندی اهداف اصلی زیر را دنبال می کند:
۱. ارزیابی دوره ای سیاستهای مدیریت
۲. ایجاد مبنائی برای بررسی دستاوردهای صنعت
۳. کنترل هزینه ها در بخش های مختلف
۴. ایجاد برنامهای برای پیشرفت سیستماتیک
۵. اتخّاذ مبنائی برای هزینه کردن سرمایه
۶. ایجاد مبنائی برای کنترل کارکرد بخشهای مختلف مربوط به سازمان تجاری از طریق بازبینی بازدهی و صرفه اقتصادی آنها .
مزایای بودجه بندی
مسئولیّت عملکرد بخشها تثبیت میشود. بنابراین کنترل لازم راروی تغییر و تحوّل مسئولیّت اعمال میکند. موقعیّت اقتصادی سازمان مربوطه مشخص و روشن میشود. کنترل عملکرد و بازدهی صنعت انجام میشود. با کنترل تمام سطوح سازمان، مدیریت بهبود مییابد. بنابراین بازدهی نیز بهبود مییابد. در هنگام دریافت وام از بانکها نشان دادن بودجه اهمیّت زیادی دارد به طوریکه ما میتوانیم از موقعیّت مالی سازمان مربوطه آگاه شویم، به سیاست گذاریهای دوره های آتی کمک میرساند و در تعیین نمودن قیمت محصول مفید است.
خدمات:
محصولات به دو صورت فیزیکی و غیر فیزیکی مجموعهای از احتیاجات و خواستههای مصرف کنندگان نهایی را برآورده میسازد. محصولات فیزیکی نتیجه طراحی و تولید کارخانجات هستند و همان چیزی است که در بازار کالا مورد معامله قرار میگیرد. محصولات غیر فیزیکی خدماتی میباشند که ماهیّت نامشهود دارند و ویژگی متمایز کننده آنها از محصولات فیزیکی، نبود قابلیّت نگهداری در انبار و توزیع این محصولات می باشد. همچنین فاصله بین تولید خدمات تا مصرف آنها عمدتاً کوتاهتر از فاصله زمانی تولید محصولات فیزیکی تا مصرف آنها میباشد و سرانجام محصولات فیزیکی نیاز به مواد اولیّه، سیستم پردازش و توزیع دارند در حالیکه محصولات غیرفیزیکی یا خدمات بر پایه قوه تفکّر و دانش استوار می باشند(سعیدی،1380،ص5).
اکثر مردم برای تعریف محصول یا کالا مشکل چندانی ندارند، و لیکن برای تعریف خدمت دچار مشکل هستند .در اینجا تعاریفی چند از خدمت ارائه می گردد:
1. خدمت عبارت است از عمل یا اجرایی که توسط یک طرف برای طرف دیگر انجام میشود. گرچه فرایند این کار ممکن است با یک کالای فیزیکی مرتبط باشد، اما اجرای خدمت لزوماً نامحسوس است و معمولاً مالکیّت هیچ یک از عوامل تولید را به دنبال ندارد.
2. خدمت به زبان ساده عبارت است از تمام کنش ها و واکنشهایی که مشتریان فکر میکنند آنها را خریدهاند(لاولاک،1382،ص86).
3. خدمت یعنی خلق ارزش ، ارزش توازنی است بین منافع و هزینه ها ، سه روش افزایش ارزش عبارتند از : بهتر کردن ارزش، بیشتر کردن ارزش و متفاوت کردن ارزش (اعرابی،1380،131).

 
 
تصویر سازمانی:
مفهوم تصویر سازمانی در عرصه های پژوهشی و نیز فعالیّتهای اجرایی حوزۀ روابط عمومی، موضوعی اساسی و بنیادین به شمار میآید. بنا به گفتۀ فلاناگان (1967)، از متصدّیان اجرایی تبلیغات، شرکت AT&T از سال 1908 درگیر خلق تصاویر برای خود بوده است؛ اما با این حال، درک و تعریف مفهوم تصویر سازمانی، سالیان بسیار برای صاحب نظران ارتباطات سازمانی و نیز رشته های کسب و کاری مرتبط با آن یعنی تبلیغات، بازاریابی، مدیریت و روابط عمومی، موضوعی مبهم به شمار می آمد(Lee,2004,p4).
با مطالعۀ ادبیات تصویر سازمانی، میتوانیم به جوانب و ابعاد بسیاری دربارۀ آن برسیم. نخست اینکه، تصویر، مقولهای فردی و شخصی است. بنا به گفتۀ کاتلر و فاکس (1988)،”تصویر، ادراکی شخصی از هر موضوع یا شیء است که میتواند میان یک فرد با فرد دیگر بسیار متفاوت باشد”. باید توجه داشت که تصویر سازمانی، دقیقاً بازتاب هر سازمان نیست، بلکه این دریافت کنندۀ تصویر است که آن را از پیش خود شکل میدهد و مدیریت میکند. از آنجا که هر سازمانی به جوامع مختلفی خدمات میدهد و هر یک ار این جوامع و گروه ها روابط مختلفی با سازمان دارند، غالباً هر گروهی تصویر متفاوتی از آن سازمان خواهد داشت. بنابراین، هر سازمان صرفاً تصویر معیّنی ندارد، بلکه این جوامع مرتبط با آن سازمان هستند که هر کدام نزد خود تصویری از آن دارند(Oh,2001,p8).
دوّم اینکه، هر تصویر، از تجربه مستقیم یا غیر مستقیم افراد، از طریق برقراری ارتباط با دیگران یا از طریق رسانه های جمعی خاصی میشود. برنستین (1984)، تصویر سازمانی را نتیجه بر هم کنش تمامی تجربه ها، احساسها و برداشت هایی که جامعه از هر سازمان دارد، توصیف کرده است.
سوّم اینکه، تصویر هر سازمان میتواند تا حدودی با هویّت آن سازمان هم پوشانی داشتهباشد. تصویر در حقیقت، نماینده و گویای چگونگی تجربه شدن هویّت هر سازمان است. اما به معنایی، تصویر سازمانی مشابه هویّت سازمانی است؛ آنجا که برگ (1985) بدین گونه به آن اشاره می کند:«تصویر سازمانی عبارت است از درکی مشترک از اینکه ماهیت هر سازمان بطور کلّی چیست؛ در چه حیطهای فعالیّت میکند و عملکرد آن چگونه باید باشد». با این حال، تصویر بیشتر ثمره و خروجی ادراکهای احتیاطآمیز و آزمایشی مخاطبان سازمان است و «در مقایسه با هویّت، کمتر جنبه بنیادین و ثابت دارد»(Oh,2001,p9).
در نهایت، تصویر مشتمل بر فرایندی شناختی است. به گفته باسکین و ارونوف (1988)، تصویر سازمانی عبارت است از «فرایند تولید و خلق تصویر سازمانی و دریافت و به کارگیری آن از سوی مخاطبان». داولینگ (1986) نیز شکلگیری تصویر را فرایندی میداند که سازمان آغاز میکند و جامعه آن را دریافت میکند.
تصویر سازمانی روشن و پر قدرت میتواند باعث افزایش اعتماد مصرفکنندگان به سازمان شود و زمینه را برای خرید محصولات آن مهیّا سازد. بنابراین، تصویر هر سازمان عاملی با اهمیّت برای بهبود و ارتقای عملکرد آن سازمان و نیز حضوری پایدار در صحنه رقابت محسوب میشود(Oh,2001,p9).
مؤ لفّه های تصویر سازمانی:
اوناریوس (1993) یکی از معدود افرادی است که تصویر سازمانی را بر اساس مؤلفّهها و اجزای نهفته در آن تعریف کرده است. طبق تعریف وی، تصویر سازمانی از سه مؤلفّه تشکیل شده است:
میزان شناخته شده بودن
شهرت
سابقه و پیشینه خاص (Lee,2004,p6)
لی بلانگ و ان گین (1996) نیز با مطالعه متون حوزه تصویر سازمانی، مجموعهای از 5 عامل را مشخص کردهاند که قابلیّت و توان بالقوّهای برای متأثّر ساختن ادراکها و برداشتهای مشتریان از تصویر سازمانی شرکتهای خدماتی دارند.این عوامل عبارتند از:
1. هویّت سازمانی
2. شهرت
3. نحوه خدمات دهی
4. مجیط فیزیکی
5. کارکنان در تماس(و رو در رو)با مشتریان(LeeBlanc&Nguyen,1996,p46).
3-2-2 پیشینه تحقیق
تحقیقات خارجی
مطالعات متعددی در زمینه توانمندی های مدیریتی شرکت های بیمه انجام شده که درآنها ،متغیرهای مختلف ومتنوعی بررسی گردیده است از جمله: ساختار صنعت، بررسی عواملی نظیر مشخصات مالک/ مدیر و پیشینه ی شرکت ها ، اثرهای استفاده از برنامه های آموزشی عمومی وتخصّصی توسط شرکتهای بیمه، دسترسی به منابع مختلف و نقش عوامل محیطی برعملکرد شرکتها .البته اهمیّت نسبی این عناصر از یک بررسی به بررسی دیگر، متفاوت بوده است.دریک ارزیابی از 22 مطالعه مختلف درمورد عملکرد شرکت های بیمه،این نکته مشخص گردیدکه مجموعه ای هماهنگ از متغیرها را نمی توان به صورت مستقیم به مؤفّقیت یا شکست شرکت ها نسبت داد. محققین دیگری نیز توّجه خود را بر اقدامات مدیریتی ومیزان تأثیر آنها بر عملکرد شرکت های بیمه متمرکزکرده اند.اما این تحقیقات نیز نتوانستند تمامی عوامل رشد این نوع شرکتها را مشخص سازند(2000 (Orser et al.,.

تحقیقی تحت عنوان” اثر توانمندی فنّاورانه مدیریت بر عملکرد شرکت در صنایع الکترونیکی تایوان” در سال 2004 توسط کیون انجام شد. در این تحقیق صنعت الکترونیک به عنوان یک نمونه تحلیلی در نظر گرفته شده است. تخمین مدل براساس تکنیک دیتا پانل از عملکرد تولیدی کاپ-داگلاس صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که توانمندی فنّاورانه اثر زیادی بر رشد تولید دارد و به نظر میرسد که تأثیر توانمندی فنّاورانه نسبت به سایر عوامل قرارادادی بیشتر میباشد و از طرفی توانمندی فنّاورانه نقش تعیینکنندهای در پیشرفت ویژگیهای رقابتی در شرکتهای الکترونیک تایوان دارد.
تحقیقی تحت عنوان”قابلیّتهای بازاریابی مدیریت معیاری برای تعیین مزیت رقابتی پایدار“در سال 2005 توسط ورهید و مورگان انجام شد. نتایج این تحقیق مشخص نمود که شرکتها قابلیّتهایشان را برای انتقال منابع به خروجی ها بر مبنای استراتژیهای بازاریابی خود به کار میبرند و همچنین این قابلیّتها با عملکردشان در ارتباط است و عملکرد آنها را بهبود میدهد.
گارسیا و همکاران با مطالعه ای که در مورد شرکتهای کوچک و متوسط اسپانیایی در طی دوره زمانی 1996-2000 انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که مدیران می توانند از طریق کاهش مدت زمان نگهداری موجودی کالا و کاهش مدت زمان وصول مطالبات و در نتیجه کاهش چرخه نقدینگی ایجاد ارزش نموده و فروش خود را بهبود بخشند.
تحقیقی تحت عنوان”توانمندی فنّاورانه، توانمندی بازاریابی و عملکرد مؤسسه در شرایط سخت و مشکل” در سال 2011 توسط ژونگ فنگ و همکاران انجام شد. بر اساس مدلهای مدیریت منابع، هدف از این مطالعات یافتن پاسخ برای 2 سؤال میباشد:1)آیا توانمندی فنّاورانه و توانمندی بازاریابی مکمّل یکدیگر هستند و یا به عبارتی قابلیّت مکمّلی دارند؟2)توانمندی فنّاورانه و توانمندی بازاریابی چگونه میتوانند به دگرگونیهای محیطی پاسخ مناسب بدهند؟ با بررسی 212 مصاحبهی مستقیم با شرکتهای چینی، نتایج این تحقیق مشخص نمود که توانمندی فنّاورانه دارای تأثیرات همافزایی میباشد و تغییرات فنّاوری باعث افزایش تأثیرات توانمندی فنّاورانه شده و مانع توانمندی بازاریابی میشود، در حالیکه تغییرات بازار باعث افزایش تأثیرات توانمندی بازاریابی و مانع توانمندی فنّاورانه میشود. بنابراین، مناسبترین روش برای اتّکاء به توانمندی فنّاورانه و توانمندی بازاریابی یکی کردن آنها و گسترش توانمندی فنّاورانه برای پاسخ به تغییرات فناوری و توانمندی بازاریابی برای پاسخ به تغییرات بازار میباشد.
تحقیقی تحت عنوان”توانمندی بازاریابی: سوابق و پیامدهایB2B عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط”در سال 2011 توسط مریلین و همکاران انجام شد. در این تحقیق 367 شرکت کوچک و متوسط استرالیا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد نام تجاری و نوآوری دو عامل کلیدی توانمندی بازاریابی نقش عمدهای را در زمینهی B2B شرکتهای کوچک و متوسط ایفا میکند. همچنین به عنوان قویترین عامل تعیین کننده عملکرد SME ها به به صورت همزمان محسوب میشوند. آنها دریافتند که بازارگرایی و توانمندی مدیریت به عنوان مکانیسمی برای ایجاد توانمندیهای بازاریابی عمل میکند. ارزیابیهای کلّی نشان میدهد که برای هر سه نوع طبقهبندی شرکتهای بسیار کوچک(کمتر از 20 نفرکارکن)، شرکتهای کوچک (20-99 نفر کارکن) و شرکتهای متوسط(100-499 نفر کارکن) از دستاوردهای یکسان استفاده میشود.
تحقیقات داخلی
تحقیقی تحت عنوان ” بررسی عوامل مؤثّر بر