پایان نامه حقوق درباره : حقوق بین‌الملل

ی دنیا که باشند در مسایل مربوط به ازدواج، طلاق، ارث و به طور کلی احوال شخصیه تابع قوانین دولت متبوع خود می باشد و اسناد سجلی آن ها معتبر شناخته شده و مأمورین کنسولی یک کشور در کشور دیگر وظیفه دارد نسبت به تنظیم اسناد برای اتباع خود در خارج از کشور اقدام نمایند کما اینکه که قانون مدنی در ماده 7 این حق را برای اتباع خارجه مقیم خاک ایران قائل شده است.
این ماده در واقع استثنایی بر ماده 5 قانون مدنی خواهد بود که طبق این ماده کلیه سکنه ایران اعم از اتباع داخله و خارجه را مطیع قوانین ایران دانسته است؛ در واقع بین مفهوم کلمه تبعه و بیگانه از نظر حقوقی تفاوت های زیادی وجود دارد اما از جهت رعایت قوانین و مقررات داخلی و تکالیف محوله، تفاوتی نیست و افراد یک کشور اعم از اتباع و بیگانگان باید مطیع قوانین آن باشند.
در آخر اینکه در نظام بین الملل عمومی اتباع یک کشور از حمایت سیاسی دولت خود در خارج و نیز از حمایت کلیه قوانین پذیرفته شده توسط دول دیگر (مثل عهد نامه ها) برخوردارند. ارزش این حمایت ها به ویژه از این جهت می باشند که اعمال آن تنها از سوی دولت ها میسر است. علاوه بر آن بهره مند بودن از امتیازهایی که یک دولت از دولت دیگر در قلمرو آن تحصیل می کند تنها به اتباع دولت تحصیل کننده ی امتیاز اختصاص دارد.

بند دوم : تعریف بیگانه
بیگانه در لغت، به معنای مختلف آمده است: « غیر، ناآشنا، اجنبی، غریبه، ناشناس، خارجی» ولی در اصطلاح حقوقی، مقابل تبعه است. بیگانه در زبان انگلیسی «Alien» و در زبان عربی الاجنبی نامیده
می شود.
بیگانه شخصی است که به عنوان شهروند یا تبعه کشوری که در آن زندگی می کند شناخته نشده است. در حال حاضر بیگانه به افرادی اطلاق می شود که تعهد تابعیت کشور خاص را پذیرفته باشند اعم از اینکه دارای تابعیتی غیر از مملکت محل توقف باشند، یا آنکه تابعیت هیچ کشوری را نداشته، یعنی بدون تابعیت باشند.
بیگانه در ایران کسی است که دارای تابعیت ایران نباشد. از آنجا که واژه بیگانه در برابر واژه خودی و هموطن قرار می گیرد لازم است واژه هم وطن را نیز تعریف کنیم لذا، هموطن به همۀ افرادی گفته می شود که دارای تابعیت ایرانی باشد اعم از این که دارای اعتقاد اسلامی باشند یا عقیدۀ دیگری مانند یهودیت و مسیحیت داشته باشند؛ به تعبیر دیگر معیار تابعیت در ایران داشتن عقیدۀ اسلامی نیست بلکه داشتن تابعیت ایران، ملاک ایرانی بودن شخص است. همچنانکه در حال حاضر در همۀ کشورهای جهان نیز همین گونه است بنابراین بیگانه در قوانین شرعی به غیر ایرانی گفته نمی شود بلکه به کسی اطلاق می شود که غیر مسلمان باشد؛ از این رو مسلمانان سایر کشورها بیگانه تلقی نمی شوند، چون در بینش اسلامی مرز، مرز عقیدتی است نه مرز جغرافیایی، ولی طبق قانون مدنی کسی که دارای تابعیت کشوری غیر از کشور ایران باشد یعنی غیر ایرانی باشد بیگانه محسوب می شود. در مورد پذیرش بیگانگان دو طرز تفکر وجود دارد: بعضی از جمله وتیوریا که از علمای حقوق اسپانیا است، طرفدار آزادی مطلق بیگانگان می باشد و
می گوید: بیگانگان را باید بدون هیچ قید و شرطی پذیرفت. عده ای دیگر معتقد به محدودیت قبول بیگانگان می باشد که این عقیده مورد قبول موسسه حقوق بین الملل که در سال 1928 در ژنو تشکیل شد قرار گرفت با این توضیح که دولت ها نباید از این اختیار سوء استفاده کنند و آزادی ورود و اقامت بیگانگان را فقط در مواردی می توانند محدود کنند که خطری برای سیاست کشور قابل پیش بینی باشد. در قوانینی کلیه کشورهای جهان، مقررات مخصوصی برای اشخاص بیگانه وضع گردیده است.
مثلاً شخصی که تبعه دولت انگلیس است برای انجام بعضی تحقیقات علمی به کشور ایران مسافرت
می کند، یا شخصی از کشور خود به علتی مهاجرت کرده به کشوری دیگر می رود معمولاً بین حقوق این قبیل افراد و اتباع داخلی مملکت مورد بحث تفاوت های موجود است و در همه کشورها برای بیگانگان محدودیت هایی قائل می شوند تا در هر مورد خاص مثل مهاجرت، جهانگردی، مأموریت شغلی و غیره معلوم شود شخص خارجی از چه نوع حقوقی برخوردار است و از چه حقوقی محروم می باشد. در هر حال امروزه، کلیه کشورها یک حداقل حقوقی را برای بیگانگان در نظر گرفته اند که از اصول مسلم حقوق
بین الملل به شمار می رود.
بند سوم: تعریف احوال شخصیه
احوال شخصیه از وضعیت و اهلیت تشکیل می‌شود و این هر دو از مختصات شخصیت از جنبه حقوقی است وضعیت عبارت از مجموع اوصاف حقوقی شخصی و شامل اموری است که در حقیقت اجزاء وضعیت را تشکیل می‌دهد و اهم آن عبارت است از نکاح، طلاق، نسب، سن (صغر)، حجر، ولایت قانونی، قیومیت و غیره.
اما اهلیت عبارت از صلاحیت شخص است برای اینکه خودش حقوق خود را اعمال کند. به عبارت دیگر احوال شخصیه در مجموع نشان‌دهنده‌ی وضعیت فرد یا به صورت انفرادی یا در خانواده و یا در جامعه می‌باشد که به صورت منفرد: نام و نام خانوادگی و آنچه نشان‌‌دهنده‌ی هویت و بطور کلی سجل احوال شخصی‌اند و می‌توان آنها را مختصات شخص نامید؛ در خانواده: ازدواج،‌ طلاق، روابط همسران با یکدیگر و با فرزندان؛ در جامعه تابعیت و اقامتگاه؛ در حقوق موضوعه به طور کلی وضعیت و اهلیت با یکدیگر رابطه نزدیک دارند و لذا در حقوق بین‌المللی خصوصی تحت یک نوع از قواعد هستند. بعضی از دولت‌ها احوال شخصیه اتباع بیگانه را مشمول قانون دولت متبوع و برخی مشمول قانون اقامتگاه می‌دانند. در ایران احوال شخصیت بیگانگان در حدود معاهدات است تابع قوانین دولت متبوع آنها می‌باشد و عمده دلیل این حکم این است که قوانین شخصی اصولاً برای حمایت افراد وضع شده و بایستی جنبه دوام و استقرار داشته باشند.
یعنی باجابه‌جا شدن اشخاص نبایستی این حقوق دستخوش تغییر و تبدیل قرار گیرد و از این طریق تزلزلی در ارکان خانواده و ثبات و استقرار آن که هدف اساسی قوانین شخصی است روی دهد. قانون مدنی ایران در ماده 7 و این قاعده را بدین شرح مقرر می‌دارد: «اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسایل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود» ماده 6 قانون مدنی: «قوانین مربوط به احوال شخصیه یا از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث، در کلیه اتباع ایران، ولو اینکه مقیم خارجه باشند، مجری خواهد بود». اصل قانون ملی نسبت به احوال شخصیه به وسیله موسسه حقوق بین‌المللی در جلسات منعقده در نیمه دوم قرن نوزدهم تأیید شده و همچنین در قراردادهای سیاسی چندجانبه 1902 و 1905 لاهه مورد قبول واقع گردید.
مبحث دوم: بیگانه در اسلام
اسلام مکتبی است که براساس وحی و برای تأمین سعادت بشر شکل گرفته است. از دیدگاه اسلام بیگانه کسی است که دارای عقیده ای غیر از اعتقاد اسلامی است، اعم از این که معتقد به یکی از ادیان آسمانی، مثل یهودیت و مسیحیت باشد یا این که اصلاً عقیده ای نداشته و یا اعتقاد مشرکانه ای داشته باشد. خلاصه کلام بیگانه کسی است که مسلمان نباشد. اسلام مردم را براساس گرایش و عدم گرایش به دین اسلام به دو گروه بزرگ مومن و کافر تقسیم می کند و همۀ مرزهای غیر ارزشی نظیر رنگ، خون، نژاد و تعلق به سرزمین و تاریخ خاص و … کنار می نهد، و زمین را به دو بخش بزرگ دارالاسلام و دارالکفر تقسیم
می کند.
نگاه انسانی اسلام به بیگانگان و تساهل و مدارای مسلمانان با آنان اعم از خودی و بیگانه، آن چنان مسلم است که جای هیچگونه انکاری را باقی نمی گذارد، آنان اگرچه برادر دینی مسلمانان به شمار نمی آیند، اما از نظر انسانیت با آنان مشترک اند. کلام زیبای امیرالمومنین خطاب به مالک اشتر به عنوان عالی ترین فرمان حکومتی، نه فقط اندرز اخلاقی، بهترین نمونه این حقیقت متعالی است، آنجا که فرمود: « قلب خویش را کانون محبت مردم ساز، زیرا آنان یا برادران دینی تواند یا همانندان تو در آفرینش» در حقوق اسلام بیگانگان به سه دسته تقسیم می شوند: اهل کتاب، مستأمن و بت پرستان 1-اهل کتاب یا اهل ذمه مردم غیر مسلمانی هستند که کتب مذهبی آنان در قرآن ذکر شده است. اینان در صورتی که خراج و مالیات مقرره را به بیت المال مسلمین بپردازند می توانند در ممالک اسلامی سکونت کرده و در حمایت قانون اسلام به سر برند؛ به عبارت دیگر در مقابل پرداخت مالیات به عنوان جزیه، دولت اسلامی مکلف است که جان و مال اهل کتاب را صیانت نماید. راجع به مرافعات و چگونگی حل اختلافات بین اهل کتاب، در قانون اسلام چنین مقرر است: اگر اختلافات مربوط به مسایل کتاب آنهاست، به قضات یا روحانیون خودشان مراجعه شود و اگر راجع به حقوق خصوصی و امور مالی باشد، می توانند به حاکم مسلمان مراجعه کنند. در این صورت قاضی اسلامی مکلف به اجرای قوانین و مقررات اسلام درباره آنها می باشد و اما در این امور هم اهل ذمه مجاز هستند که برای حل اختلاف به روحانیون خود رجوع کنند و بدیهی است که در این صورت قانون خودشان در قطع و فصل دعوی حکومت می کند.

2- مستأمن- اشخاصی که به طور موقت در سرزمین اسلامی اقامت داشته، مستأمن می گفتند این قیبل اشخاص باید قبل از ورود به خاک مملکت اسلامی اجازه توقف تحصیل نمایند. به طور کلی اجازه توقف برای مدت یک سال بوده و در صورتی که مدت اقامت آنها از یک سال تجاوز کند، بایستی مالیاتی به دولت اسلامی بپردازد اما طرز مراجعۀ آنها به محاکم و حل اختلاف طبق همان موازینی است که برای اهل کتاب ذکر کردیم.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- بت پرستان- برای بت پرستان قانون اسلام اصولاً هیچ گونه حقی قائل نبوده است، با وجود این حکومت های اسلامی در عمل تا اندازه ای نسبت به آنها ارفاق می کردند.

در آن زمان که دولت ها، چه دولت های دینی و چه غیر دینی برای بیگانگان کمترین حقی جز از سر ضرورت و اجبار قائل نبودند، نظام حقوقی اسلام به نیکوترین صورت تمام آنچه را امروز تحت عنوان «حداقل حقوق انسانی برای بیگانگان» معروف شده است برای بیگانگان به رسمیت شناخته بود. رفتار مسلمانان با بیگانگان مسالمت آمیز و دوستانه بود، عصر ظهور اسلام را باید فصلی نو در قانونمند شدن حقوق و تکالیف بیگانگان دانست.

گفتار اول : حضور بیگانگان در ایران
حقوق ایران در طول تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین، از چند دوره گذشته، تا به دوران کنونی رسیده است. حقوق بیگانه در این سرزمین به علت تسلط بیگانگان در ایران جاری بوده است.
برای اینکه بتوانیم به صورت منظم و جامع وضع بیگانگان را در ایران مورد مطالعه قرار دهیم لازم است از لحاظ تاریخی دوران گذشته را تاکنون طی سه دوره از یکدیگر متمایز نمائیم: ابتدا وضع بیگانگان در حقوق سابق ایران، یعنی ادوار پیش از اسلام، دیگری دوران پس از اسلام تا برقراری رژیم کاپیتولاسیون و آخر اینکه زمان معاصر یعنی از تاریخ عرفی شدن قوانین ایران تاکنون.
الف) دوران قبل از اسلام : در ازمنۀ قدیم قبل از ظهور اسلام در ایران که در آن ایام هم حقوق ایران مذهبی بوده است پادشاهان ایرانی با بیگانگان و پیروان سایر مذهب حسن سلوک داشته و خوش رفتاری می کرده اند، به طوری که می توان گفت در دورۀ هخامنشی تعصب مذهبی اصلاً وجود نداشته و شاهان آن دوره مقدسات ملل و عادات آنها را محترم می داشتند. رنه گروسه مورخ شهیر فرانسوی که صاحب تألیفات زیادی راجع به تاریخ و تمدن مشرق زمین است درباره وضع بیگانگان در ایران قدیم می گوید: « باید ملت ایران را از نجیب ترین ملل دانست شگفت انگیز اینکه ایرانیان، با اینکه خود مذهب معینی داشته اند، نسبت به نژادها و مذاهب دیگر بد رفتاری نمی کردند و به مذاهب مختلف با دیده احترام می نگریستند و حتی اجازه می دادند که پیروان سایر مذاهب مراسم و تشریفات مذهبی خود را آزادانه انجام دهند». در دوره ساسانیان که مذهب رسمی ایرانیان زردتشت بوده و پادشاهان آن دوره مروج آن مذهب و مکلف به اجرای احکام و دستورات آیین مذبور بودند با پیروان سایر مذاهب به طور کلی رفتار دوستانه و مسالمت آمیز داشتند.

ب) دوران حکومت قوانین اسلامی: با شکست ساسانیان و برقرار شدن حاکمیت اسلامی در سرزمین ایران حقوق این سرزمین، این بار از بن دگرگون شد و جای خود را به حقوق اسلامی داد و از حقوق گذشته ی آن، جز آنچه از سوی ایرانیان وفادار به آیین زردتشتی حفظ شد، آن هم در حدودی که دولت اسلامی اجازه می داد، اثری به جای نماند. افزون بر زردتشتیان؛ پیروان دیگر آیین هم، در این دوران، دیگر نمی توانستند جزء اعضای جامعه یا امت اسلامی تلقی شوند، به این جهت همه ی این گروهها در حاکمیت جدید از کفار و نسبت به جامعه اسلامی بیگانه تلقی می شدند و بهره مند شدن آنها از حقوق، بستگی به آن داشته که اول از پیروان مذهب شناخته شده محسوب شوند دوم با این حاکمیت، پیمانی به نام عقد ذمه منعقد سازند و کسانی که از این پیمان سرباز می زدند نمی توانستند مدعی هیچ گونه حقی از لحاظ جان و مال باشند. ایران اسلامی پس از جدا شدن از مرکز خلافت اسلامی، محور اسلامیت را همچنان حفظ کرد. تمدن اسلامی با تمدن ایرانی به هم آمیخت و بسیاری از دانشمندان برجسته اسلامی در سرزمین ایران پرورش یافتند و حکومت، دگر بار در اختیار سلطان ها و پادشاهان قرار گرفت ولی هیچ گاه عنوان اسلامی را از دست نداد.
تا پیش از عصر صفویه، رفتار با بیگانگان، بیشتر یک جانبه و براساس قوانینی داخلی دولت ایران تنظیم شد و از این زمان به بعد که اندک اندک پای دولت های غربی و استعمارگر به ایران باز شد، توانستند با سوء استفاده از اصل تساهل و رحمت اسلامی به غیر مسلمانان یا با سوء استفاده از ضعف دولت های وقت، حقوق و مزایای فراوان و عمدتاً ظالمانه ای در قالب گرفتن فرمانهای خاصی از پادشاهان یا تحمیل معاملات دو جانبه به دولت ایران، به خود اختصاص دهند. برای نمونه «برادران شرلی» دو تن از اتباع انگلیسی که در نتیجه مذاکرات با شاه عباس صفوی موفق شدند امتیازاتی از پادشاه ایران به دست آوردند که به موجب آن اتباع انگلستان و سایر مسیحیان بتوانند آزادانه به کشور ما رفت و آمد کنند و در این سرزمین توقف نمایند. همچنین از حیث جان و مال و مذهب در امان باشند. مسیحیان مجاز بودند که مراسم مذهبی خود را در کمال اطمینان و آزادی به طور آشکار در ایران انجام دهند و به هر نوع تجارتی که بخواهند اشتغال ورزند. در عصر قاجار، به موجب معاهده ننگ آور«ترکمن چای» که در تاریخ 1828 میلادی بین ایران و روسیه برقرار گردید رژیم کاپیتولاسیون به نفع روسیه حاکم شد و به مدت یک قرن سیاست خارجی را از هر حیث تحت نفوذ خود قرار داد. یکی از ضررهای آن، از بین رفتن استقلال قضایی ایران بود؛ زیرا در حقیقت حق قضاوت و تعقیب و اجرای مجازات را به اتباع روسی اعطا کرده بود.
در هر صورت معاهدات کاپیتولاسیون یک وضع غیر عادی و منافی با استقلال و حیثیت ملی ما در این مملکت بوجود آورده بود و بیگانگان علاوه بر آنکه از لحاظ بیگانه بودن هیچ محرومیتی نداشتند امتیازات و حقوقی بدست آورده بودند که از هر حیث مخالف اصول بین المللی و ناقض استقلال سیاسی و قضائی بود. سرانجام در 14 دسامبر 192 (1300ش) معاهده ای بین دولت ایران و روسیه منعقد گردید که باعث از بین رفتن رژیم کاپیتولاسیون و کلیه امتیازاتی شد که به نفع اتباع بیگانه در ایران مقرر بود.
اما اعلام الغای رسمی آن 10 مه 1928 ( اردیبهشت 1307) در مجلس شورای ملی انجام شد و از این تاریخ دولت ایران رسماً استقلال قضایی خود را بازیافت و اموال و مقرراتی مطابق حقوق بین الملل برای وضعیت بیگانگان در نظر گرفت و براساس قوانین ایران و برای بیگانگان آزادی و ورود اقامت و نیز حداقل حقوق به میزان مورد احترام در حقوق بین الملل در نظر گرفته شد.
دوران معاصر: امروزه نیز بیگانگان بسیاری در ایران به سر می برند که عمده ترین و بیشترین آنها عراقی ها و افغانی ها هستند که بر اثر جنگ کشور خود را ترک کرده و به ایران آمدند بسیاری از عراقی ها یا