پایان نامه ارشد رایگان حقوق : امر به معروف و نهی از منکر

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

احتمال ضرر می دهند، عمل به فریضه واجب نخواهد بود. البته در مواردی که گفته شد، نه تنها عمل به فریضه واجب نمی شود، بلکه چون القای نفس در تهلکه (به خطر انداختن جان و مال) محسوب می شود، از حرمت شرعی نیز برخوردار خواهد شد (حرام است)؛ یعنی مکلّف نمی تواند با وجود احتمال (عقلایی) بروز ضرر نسبت به جان، حیثیت و یا اموال قابل توجه، باز به انجام فریضه اصرار نماید. بله، اگر توجه ضرر به مال خود شخص است و این ضرر در حدی نیست که او را دچار سختی و شدّت نماید، می تواند آسیب مالی را تحمل کرده و به انجام فریضه اقدام کند. ( مطهرى، ج‏۲۰، ص ۲۰۷)
فصل سوم:
جایگاه فقهی امر به معروف و نهی از منکر در فقه سیاسی
3-1-آمران به منکر و ناهیان از معروف در فقه سیاسی
در نقطه مقابل پیامبران(ص) و انسانهای مؤمن و امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر، قرآن کریم از کسانی نام میبرد که مردم را به انجام منکرها فرا میخوانند و از انجام معروفها نهی میکنند! آنان عبارتند از: شیطان، کافران، منافقان و نفس اماره که در ذیل به بررسی ویژگیهای آنها میپردازیم:
3-1-1- شیطان
واژه شیطان؛ در لغت به موجود متمرد و سرکش از فرمان خداوند، گفته میشود، خواه انسان باشد یا جن یا دیگر جنبندگان.اما غالباً، منظور از شیطان، همان ابلیس است که از فرمان پروردگار، برای سجده کردن در برابر حضرت آدم سرکشی و عصیان کرد. ابلیس پس از رانده شدن از جایگاه فرشتگان، سوگند خورد که با تلاش تمام به اغواء و گمراه کردن انسانها همت گمارد. بنابر این اغواگری کار دائمی شیطان است و او اندیشه دیگری برای بشر در سر نمیپروراند لذا انسانها باید با تقویت نور ایمان و یاد خداوند و پایبندی به فرمان الهی، خود را در برابر تهاجم بی امان، پیوسته و همه جانبه شیطان، مصونیت بخشند(صافی گلپایگانی،1375،چاپ دوم).
نکتهها
شیطان در اغوا و اضلال (گمراهی) انسان، ازراه های گوناگون وروش های متنوع بهره میگیرد مانند: وسوسه کردن، به کار بردن مکر و حیله، فریب دادن، ایجاد دشمنی و کینه، تزیین و خوب جلوه دادن کارهای ناپسند و…
شیطان، در کار اغواگری و گمراه سازی، تنها نیست و یاران و همدستان فراوانی دارد. او سپاه ویژهای را ساماندهی کرده است. این یاران شیطان، ممکن است از جنس خود شیطان (جن) باشند یا از جنس انسان.
شیطان، تنها وسوسهگری میکند و چیزهای بد را خوب جلوه داده و کارهای خوب را غیرضروری، بی فایده، مضر و بد نشان میدهد اما نمیتواند انسان را به اجبار وادار به کار زشت کند.
قرآن کریم، مکر و کید شیطان را ضعیف دانسته است. اگر انسانهای مؤمن، دل و جان خود را با یاد خدا نورانی کنند، این نورانیت دژی مستحکم برای شخص مومن ایجاد میکند و او را از آسیبهای ظلمت و تاریکی و وسوسههای شیطانی، حفظ میکند.
انسانها، غالباً به گناهان و لغزشهایی آلوده میگردند، در این صورت باید فوراً راه توبه در پیش گیرند و در این زمان به وسوسه شیطان فریفته نگردند.
شیطان از دو گونه وسوسه برای گناهکار بهره میگیرد:
وسوسه امید دادن:
هنوز جوانی، فرصت زیادی داری، بعداً توبه میکنی و…
وسوسه ناامید کردن:
تو که حالا غرق گناه شدهای، چه کسی تو را قبول دارد؟ آب که از سرگذشت چه یک نی، چه صد نی و…
3-1-2-کافران
واژه کفر به معنای پوشاندن، کتمان، الحاد، ناسپاسی و… آمده است و به کسانی که توحید، معاد و نبوت را نمیپذیرند، کافر گفته میشود، منظور از کافر در اینجا، مفهومی است که در برگیرنده مشرک نیز هست. بنابر این ملحدان و منکران وجود خداوند متعال، مشرکان، اهل کتاب(یهود و نصاری و…) و منکران احکام ضروری دین اسلام، کافر شمرده میشوند.
قرآن کریم سیمای کافران را چنین ترسیم میکند که آنان: بدترین موجودات نزد خداوند و ملعون و دور از رحمت الهی هستند. آنان خیر و سود مسلمانان را نخواسته و رنج و بدبختی آنان را میخواهند، دوست دارند مسلمانان هم کافر باشند و میخواهند آنان، به نظام و خلق و خوی و سنتهای پیش از اسلام(جاهلیت) برگردند. کافران در باره مسلمانان از هیچ شر و فسادی دریغ نمیورزند.آنان برای تضعیف مسلمانان هر کاری بتوانند میکنند: از اهانت و تحقیر تا استهزاء و تمسخر باورها و مقدسات مسلمانان و توطئه و طراحی قتل رهبران الهی و تاثیرگذار در حفظ اسلام و مسلمانان.
بنابر این کافران برای رسیدن به مقصود خویش، استراتژی تهاجم و شبیخون فرهنگی به باورها و ارزشهای اسلامی و رواج فساد و منکرات را برگزیدهاند و بر مبنای آن، طراحی وبرنامه ریزی و تخصیص بودجههای هنگفت انجام میشود و توسطرسانه های گروهی و تبلیغاتی وشبکه های فساد و عوامل نفوذی، مراحل عملیاتی و اجرایی کردن آن را فراهم میآورند.
در طول تاریخ و در عصر ما نیز، سه گروه مرکزی از کافران و دو گروه پیرامونی به شکل سازمان یافته، علیه مومنان فعال بوده و هستند؛ گروههای مرکزی عبارتند از: قدرتمندان و فرمانروایان – ثروتمندان – دانشمندان وگروه های پیرامونی شامل: نیروهای اجرایی و عوامل نفوذی (منافقان و…) میشوند. قدرت، ثروت و دانش کافران، مثلثی سه ضلعی است کهنقشه ها و توطئهها را طراحی، برنامهها را تولید و عملیاتی میسازند.
3-1-3- منافقان
منافق به کسی گفته میشود که در دل به خداوند، معاد، رسالت پیامبر(ص) و احکام اسلام، اعتقاد ندارد، اما به ظاهر اسل
ام آورده و گاه ادعای مسلمانی او از دیگران بیشتر است. منافقان در راه و خط شیطان و در سمت و سوی اهداف کافران حرکت میکنند، محور و ملاک سیاستهای آنان شیطان است. امام علی(ع) در نهج البلاغه در باره اینان فرموده است:
« آنان (منافقان) شیطان را معیار (درستی و نادرستی کار) خود گرفتند و شیطان نیز آنان را دام (یا شریک) خود قرار داد و در سینههای آنان تخم و جوجه نهاد!»( رازی ابوالفتوح، ج ۴، ص974)
3-1-4- نفس امّاره

نفس اماره انسان، او را به روی آوردن به گناهان و زشتیها امر میکند و چون پی در پی و همواره این کار را میکند آن را امّاره (بسیار امر کننده) خواندهاند.
نکتهها
در قرآن از گروهی از گمراهان یاد میشود که در روز قیامت میگویند: عامل گمراهی ما، بزرگان ما بودند ما بی چون و چرا از آنان پیروی کردیم، آنان نیز ما را به فساد و گناه (منکرات) کشاندند.
در روز قیامت، برخی دیگر از گمراهان میگویند عامل گمراهی ما، دوستان ما بودند و با افسوس میگویند، کاش با فلانی دوست نبودیم!
بنابراین دو گروه یا دسته نیز با کشاندن انسان به کارهای زشت و ناپسند، او را به گمراهی و تباهی میکشانند. اما موضوع دوست یابی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و روان شناسان و جامعه شناسان بر تأثیرگذار بودن دوست انسان، در نوع رفتاری که از انسان بروز می یابد، تأکید دارند. آنان دوست ناباب را در پیدایش رفتار نابهنجار در انسان و گرایش به کج روی و انحراف از قوانین و مقررات و ارزش های جامعه، بسیار مؤثر می دانند.
3-2- ویژگی آمران به معروف و ناهیان از منکر در فقه سیاسی
برای آمران به معروف و ناهیان از منکر ویژگی های ذیل را می توان برشمرد:
دلسوزی و مهربانی
«طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه» ( نهج البلاغه خطبه 108)
اخلاص در عمل:
آمر و ناهی باید نیتش رضای خداوند متعال باشد.
پرهیز از خود پسندی
امام خمینی می فرماید: «سزاوار است آمر به معروف و ناهی از منکر خویشتن را منزه از گناه و عیب نداند و خود را برتر از کسی که گناهی را مرتکب شده است نپندارد…»(خمینی روح الله،تحریر الوسیله ،جلد 1، ص 482)
صبوری و بردباری بودن
طبیعی است که انجام این دو فریضه همراه با مشکلاتی خواهد بود، در بسیاری از موارد با اهانت مخاطبین ممکن است مواجه شود؛ از این رو است که باید همواره از ویژگی بردباری برخوردار باشد. و خطاب « فاصبر علی ما یقولون» را همواره در نظر داشته باشد.

چنانکه حضرت لقمان به فرزندش خطاب می کند: «یا بنی اقم الصلوه و امربالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور»( سوره لقمان، آیه 17)
امیرالمومنین (ع) می فرماید: «واصبر علی ما اصابک من المشقه والاذی فی الامر بالمعروف والنهی عن المنکر»( بحار الانوار، ج6، ص 107)
عفو و گذشت و برخورد کریمانه
آمر به معروف و ناهی از منکر باید آیه شریفه « والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس»را در نظر بگیرد. »( سوره آل عمران، آیه 134)
پایبندی و عمل به احکام الهی
آمرین به معروف و ناهین از منکر در صورتی می توانند در کار خویش موفق باشند که خود بیش از دیگران پایبند به احکام الهی و دستورات دینی باشند. «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» آیه کریمه است که همواره در گوش آنان باید طنین انداز باشد.( بحار الانوار، ج6، ص 107)
3-3- شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر در فقه سیاسی

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *