پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، شمایل شناسی، مدینه فاضله

آیینه هم ساختن، متحمل ساختن، طرد تجمل بخاطر غیر، تقلیل دردها. و در برابر نابسامانیها: روشنگری و هدایت، عصیان آفرینی، فریاد آفرینی، احیای فریادکنندگان، صیانت خود. و دوری از : تجمل و تشریفات، جنایت و فساد ، بی هدفی.

4-4: ملک سلیمان، بید مجنون
در ادامه در صدد آنیم تا دو فیلم سازی که هر دو با نگرش دینی فیلم می سازند، اما هر یک با روشی مختلف و مختص به خود را بر روی کاغذ آوریم. مجید مجیدی و شهریار بحرانی، در ابتدا بیوگرافیی از هر یک ارائه می دهیم و در ادامه بحث و تحلیلی هر چند کوتاه از فیلمها و نوع داستان و روایت فیلم این دو فیلمساز صاحب فکر و صاحب سبک وطنی خواهیم نگاشت.
به گفته بسیاری از منتقدان و جراید و نشریات، ملک سلیمان مهمترین اتفاق و سر راست ترین فیلم دینی تاریخ سینمای بعد از انقلاب جمهوری اسلامی ایران است. فیلمی که اگر چه منتقدان ریز و درشت بسیاری روبروی خود می دید و می بیند اما به هیچ عنوان نمی توان طعنه ای را که فیلم به فیلمهای بزرگ هالی وودی می زند را به راحتی از یاد برد. این فیلم در واقع به جهت ساختاری هنرمندانه، متناسب با استانداردهای جهانی فیلم سازی در انتقال مضامین دینی، نقطه آغاز تحولی بنیادین در سینمای کشور محسوب می گردد و بی شک باید از ملک سلیمان به عنوان بهترین فیلمی که (خصوصا از لحاظ ساختار تولید) درباره تاریخ انبیا تا حال در ایران ساخته شده است یاد کرد. شهریار بحرانی این فیلم را در سال 1388 ساخته است. ملک سلیمان اولین فیلم با عنوان فاخر است که بودجه میلیاردی (در حدود 5 میلیارد تومان) ساخت آن از ردیف بودجه مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۸۳ برداشت شده ‌است و عنوان پرهزینه ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را یدک می کشد. خلاصه داستان فیلم چنین است، پس از وفات داود نبی، فرزند 9 ساله ی او سلیمان به نبوت برگزیده می شود و بر تخت حکومت تکیه می زند. سلیمان جوان در طول سلطنت خود عدالت را بر ملک خود حاکم کرده و تشکیل حکومت دینی می دهد. قلمرو سلیمان در امن و امان است، مردم در آرامش کامل به سر می برند، آسمان، برکتش را از زمین دریغ نمی کند و کشت و زرع رونق دارد. در حالی که همه تصور می کنند که ملک سلیمان همان مدینه فاضله ی موعود است، خداوند اسباب امتحان را فراهم می کند: عوالم جنیان و شیاطین به عالم جسمانی نزدیک می شود. جادوگر شهر با جادوی خود شیاطین و جنیان را به شرارت کردن در دنیا دعوت می کند. برای اولین بار پس از خلقت آدم علیه السلام، شیاطین و اجنه رخصت پیدا می کنند تا در زندگی مردم تاثیر مستقیم بگذارند و افراد ضعیف الایمان را به تسخیر خود در آورند. سلیمان مامور می شود تا بر علیه لشکر شیاطین و مجانین و علمای یهود مبارزه کند و پیش از ظهور منجی جامعه ای مینیاتوری و کوچک شبیه جامعه عهد ظهور را برقرار کند. همان گونه که در متن این نوشته به طور کامل مشخص است، بحرانی کل فیلمش را از روی یک داستان دینی بر گزیده، داستانی که یهود و مسیح و البته اسلام بر صحت آن صحه گذاشته اند. ملک سلیمان هشتمین فیلم سینمایی بحرانی ست و در ضمن باید خاطر نشان کرد که وی فیلم دیگری از ژانر سینمای دینی بنام مریم مقدس را هم در کارنامه هنری خویش دارد که در سال 1379 آن را ساخته است. حال می خواهیم ملک سلیمان بحرانی را با فیلم بید مجنون مجید مجیدی که آن را در سال 1383 ساخته مقایسه کنیم. یوسف نابینا (پرویز پرستویی) که به نظر میرسد دچار بیماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش، با پشتیبانی دایی ثروتمندش، راهی فرانسه میشود. در آنجا پزشکان، بیماری اش را خوش خیم و بی اهمیت تشخیص میدهند، در عین حال در مییابند که انگار راهی به بینایی یوسف وجود دارد. پس، چشمانش جراحی و بینا میشوند. از اینجا فیلم رنگ دیگری میگیرد. یوسف، بی قرار و تشنه دیدن، تصاویر پاک و ناپاک را با هم می بلعد. مجنون میشود و به سوی گناه میرود. بینایی اکنون رابطی شده که او آلودگیها و زشتیها را ببیند. پس عطش دیوانه وار دیدن او را به سوی گناه میکشاند، تا آن که بار دیگر بیناییش را از دست میدهد. در دنیای تاریکی او بار دیگر به درگاه خدا استغاثه و توبه میکند. این خلاصه فیلم پنجم مجید مجیدی ست همان طوری که در این نوشته ها هم مشخص است، مجیدی با کمک کارکتر اصلیش یوسف که از طفولیت نا بیناست، به بیننده هشدار دینی بزرگی می دهد، هشداری که همه امامان و دین ما بر آن صحه می گذارد و آن پاک نگه داشتن و اجتناب دیدگان از دنیای هزار رنگ طاووس پر و لذت بردن از مسائلی خلاف دین، چیزی که دین آن را نهی کرده و نسبت به آن هشدار می دهد، این فیلم 95 دقیقه ای در تک تک دقایقش سعی می کند با بینا شدن یوسف، بیننده را هم بینا کند. اگر چه در انتهای فیلم یوسف تازه بینا شده دوباره نابینا می شود اما در زیر متن مذهبی فیلم، درسی که یوسف و البته در مقام اصلی تر، مخاطب از این واقعه نابینایی، بینایی و دوباره نابینایی می گیرد، غیر از بینایی معنوی نمی تواند باشد. مجیدی در فیلمش در زمان حال و در خیل جمعیت، فرهنگ و اجتماعی که بیننده برایش بسیار محسوس تر از ملک سلیمان است این هشدارهای دینی و رهنمونهای کتاب الله گونه را به وضوح و بدون هیچ ترس و بیمی در فیلمش می دهد. از طرفی باید این را در نظر داشت که اگر چه بیننده با ملک سلیمان بیش از سه هزار سال فاصله زمانی دارد بحرانی خود مدعی ست که داستانش موضوعیت زمان روز و حال و مربوط به فتنه و آخر الزمان و امام زمان است و بی شک رگه هایی از حرفهایش در داستان قابل مشاهده است و در واقع می تو
ان چنین نتیجه گرفت که داستان ملک سلیمان، داستان بشر امروز است. در شرایطی که دنیای امروز پر از حیرت و سرشکستگی و فتنه است، همانگونه که در فیلم اشاره می شود، راه نجات از فتنه توسط همه پیامبران به مردم داده شده است. این فیلم،فیلمی است که روایت قرآنی حضرت سلیمان را به عنوان ماکتی از اتفاقات آخرالزمان و قیام مهدوی به تصویر کشیده است. فیلمی به معنای واقعی کلمه اسلامی و قرآنی. بحرانی معتقد است که باید تلاش کنیم تا مفاهیم دینی و قرآنی را با زبان هنر در جامعه عرضه کنیم و تا به حال نیز مشکل در رابطه با خوب عرضه نکردن این مفاهیم مربوط به اصحاب رسانه، هنرمندان و کارگردانان است. فضاسازی مناسب در رابطه با این مفاهیم باعث می‌شود تا بتوانیم خود را از فضایی که دشمن ایجاد کرده است‌‌ رها کنیم.
مقایسه این دو فیلم به راحتی می تواند این دو نگاه متفاوت دینی را برایمان تشریح کند، دو نگاهی که هر کدام دارای ارزشند و بها ، و جای بحث و تحلیل بسیار. اگر چه تاریخ سینما نشان داده که بیننده بیشتر با فیلمها و متعاقب آن داستانهایی لذت می برد که به زمانش نزدیکتر باشد و به سخنی دیگر جوری باشد که بتواند مخاطب را با خود درگیر کند و بیننده در آن دو ساعتی که دنیای پر سر و صدای دور و اطرافش را با خاموشی چراق ساختمان سینما، خاموش می کند و بی صدا، به تمام معنی در فیلم حل شود. اما باید گفت که بوده اند فیلمهای بسیاری از تاریخ سینما که بدلیل بینش کارگردان فیلم و در ادامه وی عواملش، بیننده هر چه بیشتر با فیلم همزاد پنداری کرده و در فیلم غرق شده است. ملک سلیمان را هم می توان یکی از این فیلمها در نظر گرفت. اگر چه به گفته بحرانی فیلم یک سه گانه سینمایی ست اما همانطوری که لختی پیش گفتیم این می تواند آغاز کاری بزرگ برای شروع سینمای دینی کشور باشد.
5-4: گونه (ژانر)
در بررسی نظریه ها در مورد ژانر، بی شک اولین نظریه سخن ارسطو است که درکتاب بوطیقایش چنین گفته است: “سخن ما در باب شعر کلاسیک است و انواع آن، و این که خاصیت هر یک از انواع چیست” (بوطیقا: 46، قطعه ی 1)
در کتاب سوم جمهوری افلاطون نیز، سقراط رده بندی ابتدایی از سه قالب ادبی به دست می دهد که بر شیوه ی عرضه ی شعر توسط شاعر استوار است: شعر یا تقلید صرف کلام یا گفتگو است (تراژدی،کمدی) یا برخوانی کلمات خود شاعر است (شعر دیتی رامبی یا نیایش همسرایان) و یا آمیزه ای از این دو است (حماسه). اما در ادامه، چون ژانرها تابعی از تغییرات اجتماعی بودند، تعریف آنها هم نسبت به زمان وقوعشان دستخوش تغییراتی شد. به گونه ای که در نهایت، امروزه وقتی از ژانر حرف می زنیم باید تعریفی با طول و تفصیل هم برایش مهیا کنیم.
کیت گراند اولین جملاتی که در کتاب “ژانرهای سینمایی از شمایل شناسی تا ایدئولوژی” بیان می کند چنین است : ژانرها گرچه در سینما نقشی مرکزی دارند اما مرزهایشان از سینما بسی فراتر می رود (بری کیت گراند، 1391 : 15) در نظریه فیلم، ژانر، مبحثی است که برای دسته‌بندی فیلم‌ها بر اساس شباهت‌های روایتی که فیلم بر آنها بنا شده است. بیشتر نظریات در باب ژانر فیلم‌ ها از مفاهیم نقد ژانر ادبی وام گرفته شده است. با توجه به موضوع ژانر در متن ادبی، روش‌های مختلفی برای برخورد با مسئله ژانر و تعریف و دسته‌بندی آنها وجود دارد. علاوه بر تفاوت اصلی بین ژانر مستند و داستانی در فیلم، ژانر می‌تواند در گونه‌های دیگری نیز تقسیم‌ بندی شود. فیلم‌های داستانی اکثراً بر اساس موارد زیر دسته‌بندی می‌شوند: موقعیت یعنی محیط و اجتماعی که داستان در آن اتفاق می‌افتد، تم یا موضوع در واقع اشاره به مفاهیم و مباحثی می‌کند که فیلم حول‌وحوش آن می‌گردد و در آن باره داستان خویش را بیان می‌کند، حالت به لحن احساسی فیلم می‌گویند و قالب یعنی روشی که فیلم تصویربرداری شده اشاره می‌کند یا طرق دیگر ارائه تصویر. روش دیگر دسته‌بندی ژانرهای فیلم بر اساس هدف حضار است. بعضی از نظریه‌پردازان فیلم به دو مؤلفه قالب و هدف مخاطب در دسته‌بندی ژانر اعتقاد ندارند. اکثر اوقات شاخه‌بندی ژانرهای فیلم به زیر ژانرها منتهی می‌شود. بعضی اوقات ژانر دوگانه ای از ترکیب دو ژانر تعریف می‌شود مثلاً ژانر فیلم از نوع وحشت و علمی-تخیلی برای فیلم بیگانگان. و این قصه سر درازی دارد. همانطور که ریک آلتمن خاطر نشان کرده است : از میان تمام مفاهیم بنیادی در نظریه ی ادبی، هیچ یک تباری طولانی تر و بر جسته تر از مساله ی گونه های ادبی یا همان ژانرها نداشته اند. (بری کیت گراند، 1391 : 15)
مفهوم ژانر، برگرفته از کلمه‌ای فرانسوی به معنای نوع، دسته و مشتق از واژه لاتین genus است. تا پیش از قرن بیستم نام‌های ژانری به عنوان رده‌هایی عام برای تنظیم و دسته‌بندی شمار زیادی از متون، کاربرد گسترده‌ای داشتند. به‌ویژه این مفهوم نقش مهمی در طبقه‌بندی و ارزش‌گذاری ادبیات ایفا کرده بود. در بررسی‌های ادبی، اصطلاح ژانر به اشکال مختلف به کار می‌رود تا به تمایزهای میان انواع متن اشاره کند: نوع نمایشی (حماسی،تغزلی،دراماتیک)، نوع رابطه با واقعیت (داستانی،غیرداستانی)، نوع پی رنگ (کمدی، تراژدی)، ماهیت محتوا (رمان احساساتی،رمان تاریخی،رمان ماجرایی). با ریشه دار شدن سینما و تنوع موضوع ها و سبک ها کم کم نیاز به دسته بندی فیلمها‎ ‎، موجب شد تا اصطلاح ژانر در سینما نیز مورد استفاده قرار گیرد‎.‎‏” ژانر و فرمهای ژانری خاص در طول تاریخ هالیوود تطور یافته اند. به طوری که صنعت فیلم و تماشاگر به ی
ک اندازه یاد گرفته اند که از طریق آن حرف بزنند و از طریق آن به تفکر بپردازند”.(فیلیپس،1377: 121)
جنت استیگر می‌گوید که فیلم‌های هالیوودی ژانر اصیلی نیستند زیرا بیشتر آنها مخلوطی از طرح‌های عشق‌ محور ژانر عاشقانه با ژانرهای دیگرند. استیگر ادعا می‌کند که ژانر فیلم می‌تواند به چهار روش تعیین شود. شیوه مقدم با استفاده از مؤلفه‌های ژانری که قبلاً تعریف شده‌اند. شیوه تجربی با مقایسه فیلم با فیلم‌هایی که در حال حاضر به طور قطعی به ژانری اختصاص داده شده‌اند. شیوه قرارداد اجتماعی بر اساس توافقات موجود درون ‌اجتماعی به بررسی این کار می‌پردازد. شیوه ایده‌آلیستی در مورد فیلم با استانداردهای از پیش تعیین شده قضاوت می‌کند. جیم کولینز ادعا می‌کند که از ۱۹۸۰، فیلم‌های هالیوودی تحت تأثیر تمایل به پیوند زنی طعنه ‌زنانه بوده‌اند، که کارگردانها در آن مولفه‌های ژانرهای مختلف را آن ‌چنان که در داستانهای علمی-گانگستری