پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حداد عادل، علوم انسانی، علامه جعفری

دارد، گستره مخاطب خود را بسیار توسعه داده و اکنون نیز از پر اهمیت‌ترین رسانه‌ها در عرصه ارتباطات پس از تلویزیون شناخته می‌شود. سینما همچون توده‌های ساکن در شهرهای بزرگ، از فراورده‌های صنعت است و همانند خود تماشاچی‌ها، تابع نیازها و احکام این رشته از فعالیت‌های بشری است. کارگردانان این هنر صنعتی با توجه به هزینه زیاد تولید آن، اتکای زیادی بر مردم و مشتریان خود و تحت تاثیر سرمایه‌گذار قرار دارند. سینما تصاویری دیداری را نمایش می دهد که بر وجود و حضور واقعیت پای می فشارد. (استفان شارف 1387 :157)
این هنر، صرف نظر از پیشینه‌های یونانی و رنسانسی آن، به‌لحاظ فنی در قرن نوزدهم شروع به‌کار کرد و در حد بسیار گسترده و وسیعی نیاز به ترکیبی از علوم و هنرها دارد، زیرا تصویر متحرک، مدیون چندین اکتشاف در زمینه‌های علمی و صنعتی، مثل ساختن وسایل نوری و عدسی، تحت کنترل در آوردن نور، شیمی، تولید فولاد و تراشکاری با دقت زیاد است. زمینه‌های تکامل سیر ادبی، هنری و صنعتی به‌همراه خلاقیت و ذوق بشری، سبب بروز سینما به‌ شکل امروزی آن شده است. در نهایت، فرآورده‌ای با کیفیت عالی، بسیار مؤثر، ماندگار و به‌ صورت واقعی، نوع کاملی از فرهنگ را به‌وجود آورده است. (اسحاق‌پور یوسف 1375 : 15)
هنر سینما از نظر محتوا مبتنی بر زمینه‌های مختلف علوم انسانی، علوم ارتباطات، ادبیات و رشته‌های دیگر هنری بوده و از آنها بهره می‌برد. البته با توجه به اینکه از فرهنگ مردم تغذیه می‌کند به یکی از نیرومندترین و گسترده‌ترین شکل‌های فرهنگ مردم نیز مبدل شده است. در این رسانه جمع توده ‌وار مخاطبان، تماشاگران و بینندگان، نقش بالایی در تاثیر داشته‌اند، زیرا سینما، فرستنده یا تزریق‌گر پیام بوده و بینندگان به‌ نوعی دریافت‌کنندگان حقیقی پیامند. به قول اکبری فر در کتاب رسانه های تصویری و فرهنگ : هر چند ساختن فیلمهای سینمایی در ابتدا فقط برای سرگرم کردن و گذراندن اوقات فراغت بود، ولی به تدریج سینما چیزی فراتر از یک وسیله سرگرمی شد چرا که نقش بلند مدتی در شکل گیری فرهنگ به عهده گرفت. فیلم ها مسائلی را مطرح کردند که نشان دهنده نفوذ آن بر خلق و خوی، اعتقادات و رفتار افراد جامعه است. و از آن جهت که این رسانه با مخاطبانی انبوه سر و کار دارد، بیش از دیگر هنرها ابزاری برای تاثیرگذاری بر اندیشه ها گردید. (نزهت اکبری 1391: 25)
از زاویه ای دیگر تکنولوژی سینما، نمایشی سراسر کذب به ما ارائه می دهد که در آن مرزهای اخلاق دینی و تصورات صادقانه و حلال و حرام در هم می شکند. حتی زن و شوهر متدین بر پرده، زن و شوهر نیستند و سینما رها از قید و بندهای دینی آنها را وا می دارد که غوطه ور در احساسات و رفتارهای عاطفی شوند، در حالی که این رفتارها فرجام نا خوشایندی را به نمایش می گذارند. همان طور که هایدگر28 معتقد است در پس فیزیک جدید، روح تکنولوژی قرار دارد، باید گفت در پس هنر مدرن هم روح تکنولوژی قرار دارد و بدون تکنولوژی به طور ذاتی و به طور ماهوی سینما و هنر امروزی جهان جدید تحقق پذیر نبود، هنری که تا به این حد به تکنولوژی وابسته است نمی تواند خود را از حقیقت آن و قالب بندی آن و معنی پردازی ذاتی اش رهایی بخشد، زیرا هنر تکنولوژیک شرایط خود را بر پا می دارد و آن شرایط اساسا با نگره دینی ناسازگار است. خواهیم دید هنر مدرن نظیر علم مدرن به طور ماهوی مبشر گشتل و قالب بندی است ، هر چقدر که منشا این مبشر هنوز آشکار نباشد، در اصل موضوع تغییری نمی دهد. مسلما این قالب بندی مدرن با تقدیر دینی ممکن نیست و نخواهد بود. منشا این مبشر و این هنر نو، تکنولوژی است و باید گفت هنر مدرن – سینما – همچون علم جدید از نظر تاریخ نگاری، به واقع نقش معینی ایفا می کند. این نقش عبارت است از بشارت آنچه در پس علم نهفته است و پا به پای حضور یافتن تکنولوژی آشکار می شود. (میر احمد میر احسان 1383 : 18)
4-2: سینمای دینی
هنرکه[سینما نیز یکی از شاخه های بارز آن است] یکی از نمودها و جلوه های بسیار شگفت انگیز و سازنده حیات بشری است، قابل بررسی از دیدگاه نگرشها و بینش های چهارگانه می باشد :
1-نگرش علمی محض که عبارت است از بررسی های عینی نمود هنری از دیدگاه تحلیلی و ترکیبی و محتوای مستقیم و غیر مستقیم آن
2-بینشهای نظری که عبارت است از بررسی های مربوط به تعیین دخالت احساس شخصی هنرمند در اثر هنری در برابر دخالت واقعیاتی که میدان کار هنرمند و نبوغ اوست
3-بینش های فلسفی عبارت است از یک عده مسائل کلی که در عوامل زیر بنایی و نتایج و شناخت هویت خود هنر و نبوغ به وجود آورنده آن مطرح می گردند
4-بینشهای مذهبی در هنر عبارت است از شناخت هنر و بهره برداری از نبوغهای هنر در هدف معقول و تکاملی حیات که رو به ابدیت و ورود در پیشگاه آفریننده نبوغ های هنری و واقعیت ها است( علامه جعفری 1369 : 12)
در تحلیل هر موضوعی، اولین سؤالی که مطرح می‌شود، آن است که موضوع مورد بررسی و تحلیل،‌ ذهنی است یا عینی؟ به عبارت دیگر، آیا بحث در مورد موجودات است یا مجردات؟ و به تبع، بحث حول آن موضوع، یک بررسی مفهوم شناسانه است و یا به تحلیل محتوا و ماهیت یک پدیده موجود می‌پردازد؟ در بحث حاضر، سینمای دینی که یکی از زیرشاخه‌های هنری دین محسوب می‌شود، سؤال ابتدایی آن است که اساسا به یک پدیده موجود اشاره می‌شود یا یک بحث کلامی ‌حول وجود یک پدیده ذهنی و بین‌الاذهانی، مورد نظر است؟ دیدگاه‌های مختلف نسبت
به دین و حضور یا عدم حضور و چگونگی حضور (در صورت حضور) دین در عرصه‌های مختلف اجتماعی، شقوق مختلفی در باب وجود یا عدم وجود و چگونگی وجود و در صورت وجود، سینمای دینی را به دست می‌دهد.
در سده های 12 و 13 میلادی راهبان کاتولیک فرقه بندیکتی29 برای برآورد زمان منظم عبادت و مراسم مذهبی دست به کار شدند و ساعت مکانیکی را اختراع کردند. دیری نپایید که در سده 14 ساعت وارد زندگی مردم عادی از کارگران تا کشاورزان و… شد برای جاری شدن نظم و ترتیب در زندگی شخصی مردم عامی و متوسط آن دوران. و این روزها هم که همه ما شاهد کاربرد زمان از ورود به تایمینگ وقت اضافه مسابقات فوتبال و المپیک گرفته تا اعلان ساعت، دقیقه و ثانیه تحویل سال هجری شمسی تا برآورد مرگ یک بیمار سرطانی. این می تواند داستان به دید من فرجام یا به دید شما نافرجام ورود ساعت، یکی از چندین هزار تکنولوژی ساخته دست بشر باشد. حال به سینما فکر کنید که آغازش و ورودش و انگیزه ایجادش به دست بشر چیزی مشابه آینه بود و نقاشی و عکس. نیل پستمن30 در کتاب شاهکارش “زندگی در عیش، مردن در خوشی” به نکته ظریف و اساسی یی اشاره می کند. که می توان گفته وی را به سینما نیز گسترش داد : خوشبینی ما نسبت به تکنولوژی می تواند به شکلی از بت پرستی تبدیل شود و تاکید می کنم که تکنولوژی بخشی از طرح و مشیت خدا نیست بلکه محصول خلاقیت و نیز نخوت انسان است. (محبیان 1390: 100)
شاهکار برادران لومیر و البته ادیسون31 و دانشمندان قبل و بعدی که با تلاش خویش به این جادو دست یازیدند و در صدد ارتقاء آن بر آمدن، بشر کنونی را به کجا رهنمون می سازد ؟. به حتم آنان گوشه چشمی و سر سوزنی روزگار امروزی که بشر (چه مثبت و چه منفی )32 دچار سینما شده را نمی دیدند و تصوری چنین از آن نداشتند. محمدی در کتاب رازهای پنهان از نگاه دیگری به این مسئله نگاه می کند وی می گوید : به راستی که نباید از نگاه کاملا دو لبه و تزویر گونه در جرگه دین و سینمای غرب به سادگی گذشت و از آن غافل شد. نگاه هالیوود به مذهب از همان ابتدای تولیدات سینمای صامت تاکنون نگاهی دوگانه و غالبا مزورانه بوده است از آثار گریفیث و سیسیل ب دومیل33، تعصب34 و ده فرمان35 تا تهیه فیلمهایی بر اساس زندگینامه های پیامبران و قصص کتب مقدس همواره نوعی تصویرسازی مضاعف را شاهد هستیم که تواما اخلاقی و غیر اخلاقی است. برای مثال در ده فرمان (هر دو اجرای سیسیل ب دومیل) تاکید روی صحنه های فسق و فجور و شرابخواری و عیاشی بگونه ای است که گویی شاهد یک فیلم اروتیک( شهوانی) هستیم و درست بعد از این صحنه ها موعظه ها و پندهای حضرت موسی (ع) می آید که در واقع تماشاگر را از آنچه دیده تطهیر می کند. این روش یعنی نمایش مکروهات و تطهیر بیننده (که ما به آن دین سینمایی می گوییم36 ) ترفندی است که هالیوود آگاهانه در تمام فیلمهای بظاهر دینی خود بکار می گیرد. این روش به نوعی یادآور رسم اعتراف برای کشیشان محرم راز است که برای مسیحیان کاتولیک آئینی پذیرفتنی و قابل قبول است. گناهکار برای تطهیر خود شرح گناه را برای شنونده (کشیش) در اتاق تاریک اعتراف بازگو می کند. همین حالت بگونه ای دیگر در سالن نیمه تاریک سینما اجرا می شود فیلمساز هم گناه را تصویر می کند تا در نهایت از تماشاگر اعتراف بگیرد اما حقیقت آن است که با این شیوه وی را بار دیگر به گناه می آلاید. (محمدی 1386 – 89) حداد عادل از همین زاویه حمله شدیدی به سینما می کند تا آنجایی که در قسمتی از کتاب مشهورش برهنگی فرهنگی ، فرهنگ برهنگی می گوید: هنر که ترجمان عالم معنی بود، اکنون آیینه دنیای صورت شده و در این میان سینما، که هنر هفتم نام گرفته بود، آیینه تمام نمای ابتذال شد و سرمایه داران غرب سینما را آنچنان با سکس پیوند دادند که گویی خاصیت طبیعی عدسی دوربینهای فیلمبرداری این است که جز این گونه مناظر را از خود عبور نمی دهد. و تلویزیون، سینما را هر شب به همه خانه ها ارمغان برد. از آنان که همه تفاوتهای شرق و غرب را، ناشی از پیشرفت صنعتی غرب و عقب ماندگی شرق می دانند باید پرسید، چه رابطه ای میان علم و پیشرفت صنعتی و برهنگی وجود دارد؟ اکنون در غرب، برهنگی و عریانی به جای زیبایی نشسته و سکس جای عشق را گرفته و ابتذال و تحریک جنسی نام هنر یافته است. دریغا که در این تمدن و فرهنگی که همه فرهنگها و تمدنهای جهان به چشم تحقیر می نگرد، زن به صورت حیوانی در آمده است که باید از جنسیت او بی هیچ قید و شرط و حد و مرزی بهره گرفت.این حیوان که خود افسارش به دست دنیا داران حریص است به نوبه خود افسار مردان را در دست دارد و این افسار همان نگاه مردان است که زن را نگاه کند و از نگاه تا گناه راهی نیست و فاصله این دو، حتی از تفاوت این دو کلمه نیز کمتر است، که نگاه در حقیقت همان گناه است (غلامعلی حداد عادل،1367: 35)
حال اگر نظری به فیلمهای مطرح و مورد نظر این رساله که در ادامه شرح و تفسیری دینی و سینمایی از آنها بیان می شود بیافکنیم چگونه می توان، میم مثل مادر- خیلی دور خیلی نزدیک- میهمان مامان – اخراجی ها 1 – لاکپشت ها هم پرواز می کنند – بدرود بغداد – آواز گنجشکها – دوئل – بیدمجنون – و… را از نگاه حرام اشاره شده در بالا مصون داشت و آیا چنین هستند. آیا می توان ادعا کرد که این نگاه تبدیل به نگاهی نه فقط دینی که در اتصال به آن انسانی و اخلاقی می شود؟، حرفی می زند و بحثی را پیش می کشد که نه تنها مورد توجه شرقی ها می افتد بلکه غربی ها هم به آن نظر می دوزند و اگر نگویی بزرگش می کنم مشق می نویسند. آیا به راستی چنین
است و این اتفاق تا آنجا پیش می رود که کارگردانی کم کار بنام فرهادی را قلقلک می دهد تا مضامینی که همیشه بر سرش با خود کلنجار می رود ( یعنی دروغ) را بعد از چهارشنبه سوری 1384 در درباره الی 1387 و در نهایت در جدایی نادر از سیمین 1389 انقدر بشکافد تا مهمترین جایزه رویداد سینمایی جهان( یعنی اسکار37) را به خانه آورد.آیا به راستی جدایی فرهادی بحث دینی می کند کارگری که حاضر نیست حتی با وجودی که می داند با پولی که نادر به آنها قرار است بدهد مشکلات همسرش حل خواهد شد اما نمی تواند پا بر اعتقادات دینیش بگذارد و قسم دروغ بخورد و به سخنی دیگر حسابگرانه بیاندیشد و مانند بسیاری از همکیشان و نزدیکانش دست از افکار معنویش بشوید؟( پس باید از سیاه نمایی های سیاسی و فرهنگی فیلم فاکتور بگیریم ؟ )
یکی از متفکران مشهور غرب یعنی هایدگر، که در نوشته هایش به تفکر معنوی خیلی توجه دارد، در