نیازهای فرهنگی

4-13) جمع بندی
علاّمه‌ی جعفری بیش‌تر یک فیلسوف شناخته شده است و کم تر به عنوان فقیه. و این نه تقصیر جامعه، است که از آثار شعاع آگاهی های فلسفی استاد و بازتاب کارهای تالیفی وی در زمینه‌ی فلسفه و قلمروهای دیگر است.
علاّمه اگر چه در میان دانشجویان و حوزویان چهره ای فلسفی و احیاناً ادبی و عرفانی داشت، مع الوصف یک مجتهد جامع الشرایط بود و از بیست و سه سالگی به فتوای خود عمل می‌کرد. نکته ی شایان ذکر این‌که علاّمه اجازه ی اجتهاد خود را در سنین بسیار پایین عمر از آیت الله خویی دریافت داشت. خفض و تواضع علمی و فقهی ایشان در حدّی بود که اکثر مردم اساساًً ازتفحّص فقهی ایشان بی اطّلاع بودند، در حالی که شاگردان علاّمه شاهد و ناظر جلسات فقهی بسیار تخصصی و سطح بالایی بوده اند که در خلال آن‌ها بسیاری از چهره های جا افتاده و صاحب نام فقهی معاصر از دیدگاه‌های فقهی علاّمه بهره می جسته‌اند.
علاّمه فراتر ازآن است که در آثارش توان جست و عمیق تر از آن که در کتاب هایش توان یافت. فقیهی با ابتکارات و طرح های چاره ساز و رهگشا که در هر زمینه سخنی دارد، پر مغز و اندیشه ای نغز. وی به همه چیز آگاهانه می نگرد. آن گاه که از حوزه سخن می‌گوید، موضوع ضروری و اجتناب ناپذیر «تخصّص» را مطرح می سازد، و وقتی از «فقه» یاد می‌کند«ابتکارات و ابداعات» مورد نیاز و مستند را مورد توجّه قرار می‌دهد و زمانی که از کتب درسی سخن به میان می‌آید، پیرایش بایسته را ضروری می‌داند و با این همه تدریس و تحصیل «فقه» را همگام با «موضوع شناسی »مقرون به اطمینان می بیند.

نتیجه گیری
آیت الله محمّدتقی جعفری یکی از دانشمندان صاحب نظر در فلسفه، عرفان، تحلیل جهان بینی‌ها، انسان شناسی، مولوی شناسی و تفسیر نهج البلاغه است و احاطه ی ایشان بر مسایل فقهی وحقوقی اسلام تا حدودی ناشناخته مانده است. از دلایل این امر، رسالت فرهنگی ایشان در عرصه‌ی اجتماع و دانشگاه پس از پایان تحصیلات در حوزه‌ی علمیه ی نجف اشرف در چهار دهه‌ی پیش بوده است. بنا به ضرورت زمان، علاّمه به رفع نیازهای فرهنگی دانشگاهیان و جامعه‌ی علمی کشور در زمینه‌ی معارف اسلامی و جهان بینی‌ها اهتمام ورزید. حال آن که علاّمه‌ی جعفری در حوزه‌ی معارف فقهی و حقوقی اسلام نیز همانند سایر عرصه ها باریک بینی‌ها، ژرف اندیشی‌ها و اندیشه های بدیع داشت که اندکی از آن به جامعه عرضه شد.
کم تر کسی در میان روحانیان یا افراد دانشگاهی سراغ داریم که متجاوز از چهل سال متمادّی شبانه روز به تحقیق، تفحّص، تدریس بپردازد و سخنرانی های وی از یک هزار متجاوز باشد و این مجموعه جز به برکت لطف خداوند و پشتکار عظیم فراهم نشده است. علاّمه‌ی جعفری در نهایت فقر مادّی و تنگدستی، به میدان علم و دانش گام نهاد، بخشی از روز را به کار و کارگری و تأمین معاش و بخشی را به تحصیل علوم پرداخت نخست در تبریز و تهران و سپس در قم و نجف به تحصیل علوم دینی اشتغال یافت در مدّت یازده سال که در نجف بود، ازاساتید بلند پایه، فقیهان نامداری همچون آیت الله خویی، سیّد عبدالهادی شیرازی، سیّد محمّد هادی میلانی، و شیخ مرتضی طالقانی استفاده‌ی شایانی برد و در بیست و یک سالگی به درجه‌ی اجتهاد نایل آمد و به کرسی تدریس تکیه زد و شاگردان شایسته ای تربیت نمود که محمّد باقر صدر و نوّاب صفوی از جمله‌ی آن‌هاست.
در ارتباط با فرضیه ی اوّل باید گفت خفض و تواضع علمی و فقهی استاد در حدّی بود که اکثر مردم اساساً ازتفحّص فقهی ایشان بی اطّلاع بودند، در حالی که شاگردان علاّمه شاهد و ناظر جلسات فقهی بسیار تخصّصی و سطح بالایی بوده اند که در خلال آن‌ها بسیاری از چهره های جا افتاده و صاحب نام فقهی معاصر از دیدگاه‌های فقهی علاّمه بهره می جسته‌اند.
در ارتباط با فرضیه ی دوّم علاّمه‌ی جعفری همواره به این مسئله اشاره داشته که فقه اسلامی در خصوص افعال مکلّفین بحث می‌کند و همانگونه که شامل همه‌ی افعال و تروک عضلانی است شامل تلاش های ذهنی و روانی نیز می‌باشد، آن چه که بسیار اهمّیت دارد و به هر نحوی باید حوزه‌ی علمیه قیام به آن نموده و راه بیندازد تلاش و تکاپوی جدّی برای بدست آوردن طرق و وسایل درک موضوعات مستحدثه است تا حکم الهی آن مسایل با اطمینان خاطر استنباط شده در اختیار جامعه گذاشته شود. نکته ی قابل توجه این‌که یکی از خصوصیات علاّمه‌ی جعفری آشنایی بالای وی به قواعد فقهی است. که در مواقع گوناگون در استنباط احکام از آن‌ها بهره می جوید. به عبارت دیگر علاوه بر تسلّط بالا بر قواعد فقهی، استفاده‌ی به جا و اصطلاحا کاربردی کردن آن‌ها در موضوعات مورد سوال و موارد مستحدثه، از ویژگی ها و امتیازات این فقیه است. احصاء بیش از یکصد و ده قاعده‌ی مبتنی بر بنای عقلا در مبحث فلسفه‌ی دین، خود حکایتی است از این واقعیّت.
در بحث از اجتهاد به شناخت موضوع توجّه وافری داشت، چرا که معتقد بود، اگر فقیه موضوع را درست نشناسد فتوا و حکمش با واقعیّت تطبیق نمی‌کند و اساساً برخی موضوعات ابعاد گوناگونی دارند که فقیه باید به جنبه های متعدّدش توجّه داشته باشد، البته لازم نیست که خودش به شناخت دقیق و همه جانبه‌ی موضوع مبادرت ورزد، بلکه باید توسّط کارشناسان و متخصّصان عادل و موثق موضوع حکم را بشناسد و سپس فتوا دهد.
به تخصّصی شدن فقه اعتقاد راسخ داشت و در نجف خدمت مرحوم آیت الله شیرازی که فقیه و مرجع روشنی بود این موضوع را مطرح کرد و ایشان در جوابش فرمود: درست است باید دنبال مطلب را گرفت و تعقیب کرد، علاّمه‌ی جعفری می‌گوید: من خدمت ایشان عرض کردم امر دایر است بین این‌که شخصی در تمام ابواب فقه مجتهد شود، امّا در این اجتهاد تنها به روایت های دم دستی اکتفا کند و چیزی را فرو نگذارد، کدام یک از این دو اقرب به واقع است، وی فرمودند: مسلّم دوّمی. علاّمه‌ی جعفری تخصّص در دو مورد از علوم اسلامی را قابل عمل می‌داند یکی علوم مقدّمات که تخصّص در هر یک از مباحث آن موجب عمق، گسترش اطّلاعات و تحقیقات طلّاب محترم درباره‌ی این علوم می‌شود و بسیار مفید خواهد بود ودوّم تخصّص در علوم اصلی که مزایای آن روشن است.
اگر فقیهان گذشته به برخی ابواب فقهی توجّه نداشته‌اند بدان جهت بوده که برای رفع نیازمندی‌های جامعه به آنان رجوع نمی‌شده است. همچنین این حکیم والا مقام عقیده داشت اگر در علم اصول ابتکارات افزونتری نسبت به فقه وجود دارد به این علّت است که اوّلاً فقه جهت وجود موانع در طول تاریخ تمام مشکلات اجتماعی نبوده است و ثانیاً علم اصول به تدریج ازحالت مقدّمه ای برای فقه خارج شده و به صورت علمی درآمده است و اگر این دانش را می‌خواهیم به عنوان مقدّمه ای برای فقه در نظر بگیریم نباید عمر یک طلبه را بیش از مقدار نیاز صرف تحصیل آن کنیم.
در ارتباط با فرضیّه ی سوّم یکی از مباحث مهمی که علاّمه بدان توجّه داشت، موضوع تقسیم آیات و روایات به احکامی «فقهی» و اخلاقی است، متاسّفانه این وضع با هنجاری که شایسته آن بوده انجام نپذیرفته است، بدین معنا بسیاری از آیات و اخباری که باید در جرگه ی مسایل فقهی قرار داده شود به دسته ی
اخلاقی سوق داده شده است، وی در این باره نگرانی داشت و با تأثر شدید از آن سخن می‌گفت و در این خصوص اظهار می دارد: خدا می‌داند ما چقدر روایات زیادی داریم که می‌تواند مبانی احکام فقهی قرار گیرد امّا با کمال تأسف با بردن آن‌ها به باب اخلاق، فقه را از آن‌ها محروم کردند، در این ها باید تجدید نظر شود و از آن‌ها استفاده گردد با این کار می‌توانیم صاحب نظران جدید و نوآوری در فقه داشته باشیم، البته نوآوری در این رشته از علوم اسلامی بدان معنا نمی‌باشد که خارج از ادله ی اربعه صحبت شود. علاّمه به تخصّصی شدن فقه اعتقاد راسخ داشت و معتقد بود اگر فقیهان گذشته به برخی ابواب فقهی توجّه نداشته‌اند بدان جهت بوده که برای رفع نیازمندی‌های جامعه به آنان رجوع نمی‌شده است. همچنین وی عقیده داشت اگر در علم اصول ابتکارات افزونتری نسبت به فقه وجود دارد به این علّت است که اوّلاً فقه جهت وجود موانع در طول تاریخ تمام مشکلات اجتماعی نبوده است و ثانیاً علم اصول به تدریج ازحالت مقدّمه ای برای فقه خارج شده و به صورت علمی درآمده است و اگر این دانش را می‌خواهیم به عنوان مقدّمه ای برای فقه در نظر بگیریم نباید عمر یک طلبه را بیش از مقدار نیاز صرف تحصیل آن کنیم.

فهرست منابع
1)اکبری، ف. (1379). تقسیم زمانی فلسفه از دیدگاه علاّمه‌ی جعفری، مجموعه‌ی مقالات، تدوین مهدی پور و آزادی، تبریز، دانشگاه تبریز.
2)امینی، ع. (1378). آفتاب حکمت، ، قم، نشرکتاب.
3)انصاری، ش. (1383). رسایل ، ترجمه ی عباسی، تهران، نشرصدر.
4)اشتراوس، ل. (1373). فلسفه‌ی سیاسی چیست، ترجمه ی فرهنگ رجایی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
5)الآصفی، م. م. (1416). تاریخ فقه اهل البیت علیهم‏السلام مقدمه ی کتاب، ریاض المسایل، تدوین سیّدعلی طباطبایی، ج 1، قم، مؤسسه ی النشر الاسلامی.
6)الآصفی، م. م. (1416). تاریخ الفقه الشیعی، مقدمه ی کتاب، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج 1.
7)القمی ، م. ت. (1365). الروضه البهیه، شرح اللمعه الدمشقیه، ج1، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
8)باقری، خ. (1378). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی ، تهران، نشر مدرسه.