نظام حقوقی اسلام

2-3-5) حق مداری و حقیقت جویی
از دیگر ویژگی های تربیتی علّامه، واقعیّت گرایی و استقلال فکری است. او در مدار حق، حرکت می‌کرد، و حقیقت جویی را بر شخصیّت گرایی و شخصیّت زدگی، مقدم می داشت و دانش پژوهان و ره پویان علم را از فرو رفتن در جاذبه ی شخصیّت های علمی پرهیز می‌داد.
او با تمام وجود در جست و جوی حقیقت بود و در رویارویی با دانشمندان، هرگز به شخصیّت آنان خیره نمی‌شد و حریم حقیقت را پاس می داشت و آن را به پای حرمت شخصیّت نمی ریخت، چه در بعد اثباتی، چه در بعد سلبی؛ به این معنا که در مواردی، نظریات بسیاری از یک متفکّر و صاحب نظری را نمی پذیرفت ولی وقتی که همان شخص یک حقیقت فکری و علمی و نظریه‌ی مقبول ارایه می‌کرد، آن را با کمال احترام می پذیرفت حساب و حدّ و مرزها را با هم مخلوط نمی‌کرد(نصری، 1377، ص56).
در بعد سلبی نیز چنین بود؛ یعنی در مقام نقد و ردّ نظریه ای، از بزرگان علم و عرفان، هرگز شیفته ی شخصیّت های علمی، فقهی و فلسفی و. .. آنان نمی‌شد، کاسه‌ی صبرش نمی‌شکست و حالت واقعیّت یابی را از کف نمی‌داد.
در منظر او، حرمت به اندیشمندان و قبول کردن مجموعه‌ی تفکّرات خاصّ ایشان، هرگز به معنای «بیعت» و «تبعیّت» نیست که هر چه بگویند او نیز با آنان هم عقیده باشد. علاّمه، برای درک حقایق، خود را به موضوعی جز خود آن حقیقت مقیّد نمی‌کرد. نه تنها شخصیّت زده نبود، بلکه آن را نوعی بیماری می‌دانست و از آن دوری می جست و این خصیصه از بزرگ ترین رمز موفقیت ایشان در عرصه های فراگیر علمی و ادبی بود. برای مثال او با این‌که به مولوی علاقه ی زیادی داشت، ولی از نقد نظریات او دریغ نمی‌کرد (حسینی، 1382، ص28).
در جلسه‌ای که استاد جلال الدّین همایی نیز حضور داشت، سخن از شخصیّت مولوی به میان آمد، استاد همایی خطاب به علاّمه‌ی جعفری گفت: من پس از پیامبران و امامان(ع) فردی را به بزرگی مولوی سراغ ندارم و بعید می‌دانم کسی مانند او پا به عرصه‌ی وجود بگذارد نظر شما چیست؟ علاّمه‌ی جعفری فرمود:
«من به خود، اجازه نمی‌دهم تا پرونده‌ی مغز بشری را ببندم! مولوی، مردی بسیار بزرگ و با عظمت بود؛ امّا این‌که آیا نظیر او نبوده و یا نخواهد آمد، قابل اثبات نیست» ( به نقل از صادق سیّدنژاد1381، ص 17).
با یاد آوری این نکته که علاّمه هنگام نقد نظر یک شخص، به شخص او نظر نداشت و هرگز بحث را از حوزه‌ی نظر به حوزه‌ی شخص نمی برد. تمام انتقاداتش را در محور نظرات علمی متمرکز می‌کرد و کسی را به بهانه‌ی مردود بودن نظریه‌ی علمی اش از نظر اخلاقی و اجتماعی، تخطئه و مخدوش نمی‌کرد و تنقید و تعبیر را در هم نمی آمیخت.
2-3-6) تواضع و تقوای علمی
علاّمه‌ی جعفری با وجود استعداد بسیار قوی، قدرت فکری و علمی که نوعاً غرورانگیز است، هرگز دچار غرور علمی نمی‌شد، تواضع و تقوای علمی را از دست نمی‌داد، به استادان خود چه در حضور، چه در غیاب، حرمت می نهاد و حریم استادیشان را پاس می داشت. خود را موجود برتر و ممتاز، نمی شمرد، به هیچ کس و در هیچ شرایطی کبر نمی ورزید.
حتّی به مردمان عوام و یا به شاگردان کوچک خود بی‌اعتنایی نمی‌کرد، در پذیرش آرا و عقاید دیگران و شنیدن سخنان مخالفان خود، سعه ی صدر داشت. یکی از شاگردانش می‌گوید: چه بسیار دیده بودم که چنان با دقّت به سخنان کوچک ترین شاگردانش، گوش فرا می‌داد، که گویی به سخنان و نظریات یکی از برجسته ترین استادان و متخصّصان گوش فرا می‌دهد (نصری، 1376، ص 16).
دانش پژوهان می‌دانند که این صفت در کم تر کسی تا این حد برجسته است؛ چرا که اغلب اندیش مندان و دانشوران بزرگ، دوست دارند فقط پای صحبت هم پایه های خود بنشینند و یا در شرایط خاصّ زمانی و مکانی سخن برانند که نامشان بر سر زبآن‌ها بیافتد و امتیازی به دست آورند و نسبت به شنیدن گفتار دیگران و کوچک تر از خودشان کم حوصله و بی‌رغبتند، بلکه برخی از آنان، از سر غرور و بزرگ بینی، غیر از خود، کسی را قبول ندارند تا به سخنش وقعی بگذارند، ولی علّامه، در دریای علم خود، با قطب نمای تقوا حرکت می‌کرد و در هر جا لازم می دید توقّف می نمود، و منتظر لنگرگاه عظیم و نام و نشاندار، نمی ماند و به طبل تبلیغات، دل خوش نمی‌کرد(رشاد، 1376، ص 436).
به هر حال بارزترین نمودهای اخلاق اجتماعی علاّمه‌ی جعفری، فروتنی بی نظیر ایشان است که بی تردید سرّ بزرگ توفیقات عمده ی او به شمار می‌آید. علاّمه‌ی جعفری رحمه الله علیه هرگونه خدمت به جامعه را تکلیف الهی و حتمی‌خود می‌دانست و به همین دلیل استقبال و روی گردانی مردم، هیچ تأثیری در دل و مغز او نمی‌گذاشت(تفقدی، 1384، ص 200).
اگرچه نبوغ علمی و شهرت و اعتبار تألیفاتش، مقام بس شامخ و بزرگی را برای او پدید آورده بود، امّا همگان بر این امر متفق هستند که اصولاً تواضع و فروتنی وی نیز پیوسته با افزایش توان و مدارج علمی اش افزون تر می‌شده است.
2-3-7) اخلاص در عمل

کسانی که از نزدیک با علاّمه‌ی جعفری حشر و نشر داشتند اذعان دارند که مهم ترین ویژگی شخصیّت اخلاقی وی اخلاص و تقوا بوده است. نقل شده وقتی کسی به ایشان می‌گفت: آرزویم این است که همانند شما در علم و دانش مشهور شوم، استاد با آرامش و تانّی خطاب به او می‌گفت: فلانی! بهتر است انسان گمنام بماند، چرا گمنام بودن هیچ گاه از عظمت آدمی چیزی نمی کاهد. مهم این است که آدمی به تمام حقایق دست یابد. مهم این است که آدمی قدمی که بر می دارد، توام با اخلاص باشد(گلی زواره ای پیشین ، ص 49 ).
یکی از نتایج اخلاص مرحوم علاّمه‌ی جعفری این بود که مردم به او علاقه مند بودند. در این باره از خود ایشان نقل شده است: روزی در پاچنار تهران راه می‌رفتم. یکی از فضلای اهل علم مرا دید و گفت: آقای جعفری تو وضع مالی ات که خوب نیست تا حوایج مردم را بر طرف کنی، پست و مقامی هم که نداری، فقط یک طلبه ی با سواد و پر کار هستی همانند خیلی از طلبه های دیگر. با این حال، تعجّب می‌کنم که تو این اعتبار اجتماعی را از کجا آورده ای که مردم این قدر به تو علاقه دارند؟ گفتم: در کارهایم یک ذرّه هم خدا را در نظر گرفته ام و ذره ای از کارهایم برای اوست(فاضلی، 1378، ص 122).
مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده ی علاّمه‌ی جعفری در باره ی ایشان فرمودند: من وقتی تشییع جنازه ی ایشان و این هیجان مردم و کارهای گوناگون دیگر را دیدم، گفتم واقعاً این اثر اخلاص بود و اثر اخلاص همین است. وقتی کسی کاری را محض رضای خدا و برای خاطر اهدافی مقدّس انجام می‌دهد، خدای متعال هم نمی‌گذارد که بار او بر زمین بماند و ضایع بشود و بلافاصله پاداش آن را می‌دهد (به نقل از سیّدنژاد، 1381، ص 179).
2-3-8) توجّه به مقتضیات زمان
علاّمه‌ی جعفری علاوه بر توجّه به اتقان علمی مباحثی که مطرح می‌کرد، همواره به نیازها و شرایط و اقتضائات زمان نیز توجّه می‌کرد و تقریباً همه‌ی آثاری را که تالیف کرده است، با هدف پاسخ به نیازهای فکری روز جامعه به نگارش در آروده است. در دوره ای که آثار برتراندراسل به زبان فارسی ترجمه شد، ایشان با نقد برخی از آثار مهمّ وی، تلاش کرد تا ابعاد مختلف اندیشه های راسل را به دانش پژوهان نشان دهد تا آنان تحت تاثیر اندیشه های نادرست و منفی او قرار نگیرند(گلی زواره ای، 1378، ص110).
نیز در موقعی که نظریه پردازان ماتریالیست، نظریه‌ی جبر را وسیله‌ی تبلیغ و ترویج افکار غلط خود قرار می‌دادند، علاّمه با بررسی همه جانبه‌ی مساله‌ی جبر از سوء استفاده‌ی بی‌مورد آنان جلوگیری به عمل آورد. هم چنین در اوایل انقلاب اسلامی، زمانی که مباحث ایدئولوژیکی در بین گروه‌های مختلف فکری رونق یافته بود، علاّمه با طرح مباحث گسترده‌ی مربوط به مساله‌ی شناخت، نظریه های مربوط به اندیشه های مادّی‌گری را مورد نقد و بررسی عالمانه قرار داد و نظریه‌ی مخصوص شناخت از دیدگاه قرآن و اسلام را تبیین کرد (نصری، پیشین، ص18).
در سال‌های اخیر نیز به موازات مطرح شدن مسایل مربوطه به حقوق بشر و انتقاد به نظام حقوقی اسلام، در دفاع از حقوق اسلامی و نقد حقوق بشر مورد نظر غربی ها، به مقایسه‌ی تطبیقی حقوق بشر اسلامی و غربی پرداخت. و موارد نقص اصول حقوق بشر غربی را مشخص نمود و نقاط قوّت حقوق بشر اسلامی را روشن ساخت.
2-4) شیوه و سبک زندگی علاّمه‌ی جعفری