منابع مقاله با موضوع آیین دادرسی کیفری، آیین دادرسی، دادرسی کیفری، قانون آیین دادرسی کیفری

ه قرار گفته است. در مبحث دوم پیشینه فقهی نهاد وکالت و رویکرد فقهای متقدم و متاخر پیرامون این موضوع مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه رویکرد قانونگذار ایران در خصوص وکالت و جایگاه و نقشی که برای وکیل مدافع قائل گردیده مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. در گفتار دوم از مبحث دوم از فصل نخست، قلمرو وکالت مورد مطالعه قرار گرفته است. انواع وکالت در مراجع قانونی و قضایی، قلمرو این نهاد را بهتر معین خواهد نمود. در ادامه اهداف، فلسفه و چرایی شکلگیری نهاد وکالت مورد مطالعه قرار گرفته است.
مطالعه و بررسی در خصوص نهاد وکالت، در گرو شناخت دقیق و جزئی مبانی پایهای و بنیادین این موضوع است. به نظر میرسد فلسفه و چرایی شکلگیری نهاد وکالت، رکن رکین این نهاد بوده و تفسیر موضوعات پیرامون این مفهوم حقوقی جز با مطالعه دقیق اهداف و چرایی ظهور امر وکالت، امکانپذیر نخواهد بود8.
2- در فصل دوم این پژوهش، تحت عنوان نقش و جایگاه وکیل مدافع در تحقیقات مقدماتی، اصلیترین و مهمترین مباحث پیرامون نقش و جایگاه وکیل دادگستری در فرآیند رسیدگی کیفری به ویژه در مرحله تحقیقات مقدماتی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. فصل دوم شامل چهار مبحث میباشد. در مبحث نخست ویژگیهای بنیادین و فراگیر مرحله تحقیقات مقدماتی بررسی گردیده است. مبحث دوم به نقش وکیل در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1290 پرداخته است. مبحث سوم نقش و جایگاه وکیل مدافع در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 که تا ابتدای تیر ماه 1394 نیز لازم الاجرا بود، مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. در نهایت در مبحث چهارم فصل دوم این پژوهش، جایگاه وکیل مدافع در قانون جدید آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مورد تحلیل عمیق قرار گرفته است. هر یک از مباحث چهارگانه فوق الاشاره شامل موضوعات کاربردی و تحلیلی پیرامون نهاد وکالت می باشد که در جای خود مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است.

فصل نخست
مفاهیم و مبانی نهاد وکالت

شناخت بسیاری از نهادهای حقوقی، بررسی و آشکار کردن مفهوم و معنای آن‌ها، نیازمند اندیشه در «ریشهها» است. بررسی پیشینه یا تاریخچه، بررسی و مطالعهی مفهوم واژهها و اصطلاحات بکار رفته در مقررات و چرایی شکلگیری نهادهای حقوقی در جوامع گوناگون، از گونهی این امور بنیادی است. نهاد وکالت نیز از این قاعده، جدا نمیباشد.
یکی از مفاهیم بسیار ارزشمندی که از نظر فلسفه، حقوق و فقه به آن بسیار توجه می شود، مفهوم «عدالت» است. عدالت در ابعاد گوناگونی مورد بحث قرار میگیرد و یکی از قسمهایی که میتوان در بحث عدالت مطرح کرد، مسئله «عدالت قضایی» است. یکی از دغدغههای بشر در زمینهی اجرای عدالت در دستگاه قضایی تحت عنوان عدالت قضایی نامیده شده است. عدالت قضایی یک ارزش است و برای حمایت از آن باید مکانیزمها و ابزارهایی را برای دفاع داشته باشیم. قانونگذار ما، باید باور داشته باشد که وکیل دادگستری لازمه نیل به عدالت قضایی در فرآیند رسیدگی کیفری است. امروز هیچ دادخواهی و حق دفاعی، به معنی واقعی کلمه بدون حضور یک وکیل مستقل معنا و مفهوم نخواهد داشت و با ایجاد محدودیت برای حضور وکیل در فرآیند دادرسی این دو اصل مهم دادرسی عادلانه مفقود می شود. یکی از عوامل و فاکتورهایی که مبین یک جامعه مدنی پویا و فعال میباشد حضور و شرکت وکلای دادگستری در فرآیند دادرسی در سیستم قضایی یک کشور است. از منظر تاریخی و با بررسی و تحلیل روند قانونگذاری پیرامون مقررات تصویب شده در حقوق ایران، آشکار میگردد که نقش وکلا در جامعه ما با فراز و نشیبهایی توام بوده، لکن تحولات جامعه بیش از پیش نقش وکیل را روشنتر و دقیق تر نشان می دهد. ملاکهای دادرسی عادلانه را می توان در سه دسته طبقه بندی کردکه عبارتند از: حقوق پیش از دادرسی، حقوق در حین دادرسی و حقوق پس از دادرسی. و داشتن وکیل در مرحله تحقیقات مقدماتی از حقوق پیش از دادرسی محسوب می گردد، که محوریت و هسته اصلی بحث پژوهش حاضر را تشکیل می دهد.
شکی نیست تحقیقات مقدماتی به عنوان مرحلهای که در آن دلایل له و علیه متهم ، جمع آوری می شود و از این مسیر وی از ادامه تعقیب مصون یا به مرحله قضاوت و احتمالا محکومیت هدایت می شود، مرحلهای مهم از مراحل مهم دادرسی کیفری است. بر همین اساس، حضور وکیل در این مرحله به عنوان میزانی در کشف و احراز حقیقت، در کنار شاکی و متهم اهمیت می یابد. چنانچه که در مقدمه همین پژوهش مطرح شد در نظام دادرسی کیفری ایران، مرحله مقدماتی طبق سیستم تفتیشی انجام می شود یعنی تحقیقات محرمانه، مکتوب و سری است و دخالت وکیل محدود و موکول به یک سری شرایط خاص می باشد، ولی به محض اینکه پرونده از مرحله مقدماتی وارد محکمه شود ضوابط و سیستم آیین دادرسی تغییر می کند، یعنی از سیستم تفتیشی وارد سیستم اتهامی می شود که جلسه محاکمه علنی خواهد بود و متهم میتواند تعدادی وکیل داشته باشد. حق حضور وکیل در دادگاه در اصل 35 قانون اساسی به نحو مطلق در تمام مراحل به رسمیت شناخته شده است و نیز در قانون جدید آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در مواد گوناگونی، این موضوع به صراحت بیشتری مورد اشاره قرار گرفته است.
واقعیت دفاع تا پیش از تصویب قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، از وجود خلاء های قانونی در زمینه حضور وکیل مدافع در فرآیند دادرسی حکایت دارد. با بررسی قوانین موجود چنین مستفاد می گردد که قانون گذار اشاره چندانی به جزئیات حق بهره مندی از معاضدت وکیل در
م
راحل مختلف دادرسی ننموده بود. طبعا ساده انگاری و به سکوت برگزار نمودن چنین اصول و حقوق مهم دفاعی، گامی مهم در جهت پسرفت عدالت قضایی است. متاسفانه ملاحظه می شود وضع تبصره ماده 128 ق آدک مصوب 1378 حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی را به تشخیص و اختیار مقامات دادسرا واگذار نموده بود.
حال چگونه است که در مرحله تحقیقات که پایه و اساس یک پرونده و یک دعوی را تشکیل می دهد، و همان دستمایه صدور رای بدوی خواهد بود و حتی در هنگام تجدیدنظر خواهی و فرجام خواهی نیز در ابرام رای اصداری محققا موثر خواهد بود، حضور وکیل دستخوش محدودیتهای فراوانی قرار گرفته است و چنین است که اینگونه حقوق اشخاص به واسطه عدم امکان ابراز نظر در جهت سیر و دیدگاه امر تحقیق به واسطه خاموشی وکیل حذف می گردد.
در فصل پیش رو مسائل به ظاهر ساده و مقدماتی اما در واقع بنیادین و ضروری مورد مطالعه قرار میگیرد. از جمله این موضوعات تعریف واژههای کاربردی پیرامون نهاد وکالت میباشد که در مبحث نخست این فصل مورد اشاره قرار گفته است. در مبحث دوم پیشینه فقهی نهاد وکالت و رویکرد فقهای متقدم و متاخر پیرامون این موضوع مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه رویکرد قانونگذار ایران در خصوص وکالت و جایگاه و نقشی که برای وکیل مدافع قائل گردیده مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. در گفتار دوم از این مبحث قلمرو وکالت مورد مطالعه قرار گرفته است. انواع وکالت در مراجع قانونی و قضایی، قلمرو این نهاد را بهتر معین خواهد نمود.
1: تعاریف و مفاهیم
در این مبحث مفهوم لغوی و واژگانی وکالت و وکیل مورد مطالعه قرار میگیرد. معانی لغوی واژهها در دانش حقوق اهمیت به سزایی دارد و این معانی با توجه به فرهنگهای حقوقی و غیرحقوقی تبیین میگردد. مبحث کنونی در دو گفتار ارایه میگردد. گفتار نخست به بررسی لغوی وکیل و وکالت پرداخته و در گفتار دوم مفهوم اصطلاحی وکالت مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
1-1: مفهوم لغوی وکیل و وکالت
گفتار نخست دو واژه «وکیل» و «وکالت» را به لحاظ واژگانی بررسی می نماید تا به صورت دقیق ریشه لغوی و مفهوم آنها روشن گردد.
1-1-1- مفهوم لغوی وکیل
در برخی از فرهنگهای واژه شناسی، وکیل درمعانی گوناگونی آمده است. در فرهنگ عمید بدین معانی اشاره شده است. گماشته، نماینده، کسی که به او اعتماد نمایند و کاری را به وی واگذار نمایند، کسی که او طرف فرد دیگری برای انجام کاری معین می گردد. نمایندهای که از طرف یک حزب یا جمعی از مردم برای امری انتخاب شود.
در فرهنگ معین بدین معانی استعمال شده است. (آنکه کاری به وی واگذار شود، مباشر ، کارگزار، نایب، جانشین، خلیفه، قائم مقام) در عصر صفویه بالاترین مقام حکومت را وکیل می نامیدند و کسیکه به موجب عقدی از طرف شخص دیگری برای انجام امری معین شده است وکیل دادگستری و وکیل عمومی و دادستان یا دادیار قضایی اطلاق میگردید..9
2-1-1-مفهوم لغوی وکالت
در برخی از فرهنگهای واژهشناسی در معنی وکالت آمده است: «1-اجرای کاری از جانب کسی2- نیابت، خلافت، جانشینی. 3- واگذاری4- عقدی که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود مینماید…»10.
2-1: مفهوم اصطلاحی وکالت
وکالت به فتح و کسر واو اسم مصدر از توکیل و ریشهی آن وکل می باشد که دارای معانی گوناگونی می باشد که در گفتار پیش رو مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار میگیرد. تعیین مفهوم اصطلاحی وکالت میتواند در تعیین قلمرو وکالت ما را یاری رساند و در تبیین مرز میان وکالت در دادگستری و مراجع رسمی و قانونی بر مبنای دفاع از حقوق دیگری، بادیگر ابعاد وکالت، روشنگر و رهنما باشد.
1-2-1- واگذاری اختیارات
در بعضی از کتب فقهی مانند مصباح المنیر و المنجد متذکر این معنی شده اند لذا در مصباح المنیر میخوانیم( وکلت الامیر الیه و کلا) من باب و عدو(وُکولا) فوضـتۀ الیه و اکتفیتُ به و (الوکیل) فعیل به معنی مفعول لانه (موکول الیه) وکلت الامر الیه که ریشه آن وکل و بر وزن وعد و (وکول) است به معنای تفویض اختیار به او و اکتفا کردن به او می باشد و (وکیل ) بر وزن فعیل دارای معنای مفعولی موکول الیه است بنابراین وکالت به معنای تفویض اختیار یا واگذاری اختیارات از ریشه وکل یا وکول است و وکیل به کسی گفته میشود که به واسطه تفویض اختیار به او موکول الیه واقع شده است زیرا از نظر ادبی وکیل در اینجا معنای مفعولی دارد همانند واژه قتیل که در لسان عربی به معنای مفعولی مقتول آمده است.11
2-2-1-اعطای نیابت
راغب اصفهانی درمفردات آورده است وکل:التوکیل ان تعتمد علی غیرک و تجعله نائبا عنک12 توکیل به معنای اعتماد کردن به غیر خود و نائب قرار دادن آن از جانب خود است. بر طبق این معنا هم وکیل به معنی اسم مفعول یعنی به معنای کسی که به وی اعتماد شده است مثل قول خداوند تبارک و تعالی (وکفی وکیلاً) سوره نساء آیه8 حسبناالله و نعم الوکیل سوره آل عمران آیه 173 این معنای وکالت در واقع همان معنای اولی است که به معنای اصطلاحی وکالت تناسب کامل دارد.13
3-2-1-حفظ و نگهداری
قبولی در مصباح المنیر (وکیل) به معنای فاعل را به حافظ و نگاهدارنده معنی نموده و می گوید و یکون به معنی الفاعل اذا کان به معنی الحافظ) در آیه شریفه حسبناالله و نعم الوکیل نیز می توان احتمال داد (وکیل به معنی حافظ و نگاهدارنده باشد نه به معنای مفعولی (معتمد الیه) راغب در مفردات و وکیل در آیه (وما انت علیهم بوکیل) را به معنای حافظ گرفته است.14
4-2-1-کفال
ت و سرپرستی:
این معنی اخص از معنای سوم می باشد، بدین جهت راغب در مفردات می نویسد(وذبما فسرّالوکیل بالکفیل والوکیل اعم لان کل کفیل وکیل و لیس کل وکیل کفیل سوره زمر آیه 41) و چه بسا وکیل به کفیل تفسیر شده است ولی معنای وکیل اهم از کفیل است زیرا هر کفیلی وکیل است ولی هر وکیلی کفیل نیست.
علمای بزرگ و نامی و دانشمندان شرحهای مبسوطی نوشته اند مرحوم صدوق علیه الرحمه فرموده معنای وکیل بمعنای ولی است که حافظ حقوق و اموال موکول است. جمعی دیگر وکیل را به معنای اعتماد گرفته که موکل به وکیل خود اعتماد و التجاء می آورد و بعضی دلیل را به معنای کفیل و بعضی به معنای ناصر و بعضی به معنای کافی و بعضی به معنای تفویض امر گرفته اند15.
این واژه در معنای وکلا دعاوی و خصومت هم استعمال شده است و یکی از اسماء اعظم الهی است گفته شده خداوند (نعم الوکیل )است که اگر به معنای کفیل قلمداد گردد به آن معناست که خداوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *