منابع حمایت اجتماعی

روان تحلیلگری، پیشنهاد دهنده یک الگوی نظری برای درک اختلالات عاطفی بوده است که برای نخستین بار ازکارهای فروید ورادو سرچشمه گرفته است.
رویکرد انسان نگری:
آبراهام مازلو را می توان یکی از موسسین وپرنفوذترین روانشناسان انسان گرا دانست. مازلو معتقد است که نیازهای انسان متناسب با نیرومندی به 5 طبقه تقسیم می شوند. به اعتقاد اوسلامت عمومی عبارتست از حالت کسی که از نظر نیازهای بنیادی آنقدر ارضا شده است که می تواند برای خودشکوفاییانگیزه داشته باشد. مفهومی که مازلو از سلامت عمومی دارد بر رشد فرد درجهت خودشکوفایی تاکید دارد که این تمایل جنبه همگانی دارد، بنابراین هرعاملی که این نیرو را به حرکت درآورد فرد را درجهت سلامت عمومی وخلق نیازهای بالاتر هدایت خواهد کرد. (گنجی، 100:1384) برعکس، کسی که تمام تلاش هایش به ارضای نیازهای زیستی محدود شود، رشد نخواهد یافت وبه سلامت عمومی کامل دست نخواهدیافت. (شاملو، :30:1372) برخلاف مازلو که بر رشد مطلوب ارگانیسم تاکید دارد، کارل راجرزیکی دیگر از انسان گرایان، مفهوم دیگری از سلامت عمومی ارائه می دهد؛ راجرز معتقد است که بیماری های روانی براثر پذیرفته نشدن برخی رفتارها به وجود می آید، درواقع همه رفتارها پذیرفته نمی شوند ومورد تایید دیگران قرارنمی گیرند. این عدم پذیرش بین تصویری که شخص ازخود دارد وتصویری که واقعیت برای او فراهم می کند، انحراف ایجاد میکند، اینجاست که شخص بین خودپنداره خویش وخودپنداره واقع بینانه تعادل ایجادکرده وبهاین وسیله سازگاری وبقای خویش را فراهم می آورد. (گنجی، 102:1384)
2-4-2- نظریه های حمایت اجتماعی
1-2-4-2- تئوری های شکل گیری روابط:
بسیاری از محققان رابطه را به عنوان عنصر مبنایی حمایت اجتماعی می دانند ومیزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی را براساس داشتن رابطه با دیگران ودرگیری در آن بر حسب شدت رابطه، ارزیابی می نمایند. از این رو قبل از پرداختن به تئوری های اصلی حمایت اجتماعی، ضرورت دارد تئوریهایی که چگونگی شکل گیری روابط منتقل کننده منابع حمایت اجتماعی را تبیین می کند، مورد بررسی قرار گرفته شود. این تئوری ها در یک دسته بندی کلی در 5 طبقه قرار می گیرند، که عبارتند از: رویکردهای مبادله وانصاف، رویکرد رشد مرحله ای رابطه، رویکرد علی تعاملی، رویکرد تقویت، رویکرد هماهنگی شناختی.
رویکرد مبادله وانصاف:
در این رویکرد، معیار حفظ وتداوم روابط، میزان داده ها وستانده های آنهاست وافراد علاقمند هستند که بین آنچه در یک رابطه هزینه می کنند وآنچه از آن دریافت می کنند، توازن برقرار باشد. از تئوری های مربوط به این رویکرد، می توان به تئوری های وابستگی متقابل کلی وتیبات، تئوری انصاف هاتفیلد ومدل سرمایه گذاری راسبالت اشاره کرد.
تئوری وابستگی کلی وتیبات:
در اکثر تئوریهای مبادله، اصلی ترین فرض این است که برای تحقق نتیجه رضایت بخش ازیک رابطه، باید پاداش های هردوطرف رابطه، بیشتر از هزینه هایی باشد که آنها متحمل می شوند. ازدیدگاه کلی وتیبات، افراد برای ارزیابی رضایتبخش بودن رابطه خود با دیگران، از معیار سطح مقایسه استفاده می کنند، سطح مقایسه معیاری است که منعکس کننده کیفیت نتایجی است که فرد احساس می کند در یک رابطه استحقاق به دست آوردن آنها را دارد ودرنهایت بر اساس همین معیار، تصمیم به ادامه یا ترک رابطه می نمایند.
کلی وتیبات در ارتباط با احتمال ترک کردن رابطه، اصطلاح وابستگیرا به کار می برند. وابستگی تابعی است از نتایج رابطه منهای سطح مقایسه برای جانشین های رابطه. اگر پس از ارزیابی نتایج رابطه کمتر از سطح مقایسه باشد، به احتمال بیشتری فرد رابطه را رها خواهد کردوهرچه احتمال ترک رابطه بیشتر باشد، نشان دهنده وابستگی کمتر فرد به آن رابطه خواهد بود.(قدسی،1383: 69-68)
تئوری انصاف هاتفیلد:
در این تئوری نیز فرض اصلی این است که افراد در روابطشان سعی می کنند حداکثر نتیجه را به دست آورند. طبق این تئوری افراد علاقه دارند که نتیجه رابطه را برای خود با نتیجه آن برای طرف دیگر مقایسه کنند؛ رابطه منصفانه رابطه ای است که در آن فرد احساس کند که نسبت به داده /نتیجه هایش با نسبت داده input/output نتیجه های طرف مقابل رابطه مشابه باشد. (قدسی،70:1383) به اعتقاد نظریه پردازان تئوری انصاف، چنانچه یک طرف رابطه به دنبال حداکثرسازی نتایج رابطه برای خود باشد، در طرف دیگر احساس ناخرسندی وکمبود ایجاد خواهد شد، درچنین شرایطی فردناراضی از رابطه،با استفاده از مکانیزم های روانی متقاعد کردن وترک رابطه، درصدد اعاده انصاف برمی آید.
مدل سرمایه گذاری راسبالت:
این مدل در واقع مدل بسط یافته تئوری تیبات وکلی با توجه به مفاهیم تعهد ورضایت است. راسبالت در چارچوب رویکرد وابستگی متقابل عنوان می کند که رضایت افراد از یک رابطه در سه حالت افزایش پاداش ها، کاهش هزینه هاو کمتر شدن انتظارات شخصی آنها، بیشتر می شود. براساس پیش بینی نظریه پردازان این مدل، اگر فرد جانشین ضعیفی برای رابطه فعلی خود داشته باشد، به آن رابطه متعهدتر می گردد. راسبالت در مدل خود، فراتر از تئوری مبادله عنوان می کند که تعهد نیز در رابطه می تواند متاثر از سرمایه گذاری (منابعی نظیرپول، وقت وانرژی عاطفی) باشد؛ هرچه سرمایه گذاری در یک رابطه سنگین تر،تعهد فرد به آن بیشتر است. از نظر او سرمایه گذاری به علت ماهیتی که دارد وبه سادگی قابل جداشدن از رابطه نیست، پاداش وهزینه متمایز می باشد. سرما
یه گذاری با فسخ رابطه ازبین میرود و یا به لحاظ مقدار به طور قابل توجهی کاهش می یابد. ازاین رو سرمایه گذاری ها با افزایش دادن هزینه فسخ رابطه، به حفظ آن کمک نموده ومیزان تعهد را افزایش می دهد. (قدسی،72:1383)
رویکرد رشد مرحله ای رابطه:
در این رویکرد فرآیند ایجاد ورشد رابطه مورد توجه قرار می گیرد. فرآیند ایجاد رابطه به صورت تدریجی ومرحله ای درنظر گرفته می شودوبرای ارتقاءاز یک مرحله به یک مرحله دیگرمتغیرهایی را دخیل می کند. ازتئوریهای مربوط به این رویکرد، می توان به مدل شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واستوک، تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن وتیلورنام برد.
مدل شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک:
در این مدل فرض اینست که کلیه روابط در طیفی نظری از عدم رابطه تا رابطه کامل قرار دارند.این طیف مراحل مختلفی را شامل می شود:
مرحله صفر: افراد از وجود هم اطلاعی ندارندوهیچ تماس ورابطه ای وجود ندارد.
مرحله یک: یکی از طرفین رابطه نسبت به دیگری شناخت وآگاهی دارد، اما هنوزرابطه ای برقرار نشده است.
مرحله دو: بین طرفین تعامل وارتباطی رسمی متاثر از هنجارها ونقش های اجتماعی وجود دارد.
مرحله سه: طرفین رابطه دراثر تعاملاتی که کمتر رسمی هستند، درتجارب یکدیگر سهیم می شوند واشتراکاتی پیدامی کنند.
شکل 2-2 -طیف شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک