مقاله رایگان درمورد فعالیت اجتماعی

می پردازیم حقوق شهروندی در عین حال یکی از مفاهیم مهم و مرتبط با حقوق عمومی بوده ؛ به گونه ای که تبیین ، تحلیل، ارزیابی و بررسی آن از اهمیت شایان توجهی برخوردار می باشد . در این فصل سعی می گردد موضوعات مهم و مرتبط با حقوق شهروندی مورد توجه و تحلیل قرار بگیرد .
مبحث اول : تاریخچه
یکی از موضوعات مهم و مرتبط با حقوق شهروندی تاریخچه شهروندی می باشد . با بررسی و تبیین مفهوم شهروندی در گذار تاریخی می توانیم درکی روشن از موضوع داشته باشیم . به نظر می رسد منشأ شکل گیری ایده و مفهوم شهروندی همانند بسیاری از مفاهیم مرتبط با علوم انسانی در یونان باستان یافت شود . « اثر ارسطو اولین تلاش نظام مند برای طرح یک نظریه در مورد شهروندی می باشد ، در حالی که اولین تجلی نهادی تجربه شهروندی در دولت شهرهای یونان بویژه در آتن از قرن پنجم تا قرن چهارم قبل از میلاد یافت شده اند. اما شکل و کارکرد شهروندی یونان بسیار متفاوت ازشکل و کارکرد شهروندی دوره مدرن می باشد ». البته همانطور که گفته شد مفهوم شهروندی با معنایی که امروزه پیدا نموده تفاوت بسیاری دارد . در یونان باستان شهروند به جمعیت مذکر آزاد گفته می شد. به گونه ای که زنان که نیمی از جمعیت یونان باستان را تشکیل می دادند و بردگان و … از دایره شمول شهروندان یونانی خروج موضوعی پیدا می کردند . « آتنی ها درباره زندگی بر پایه میزان مشارکت در کارهای اجتماعی و سیاسی داوری می کردند نه بر حسب سطح مصرف کالا و این داوری اهمیت مشارکت را نشان می دهد . به نظر آنها دموکراسی هرگز به معنای حاکمیت اکثریت نبود بلکه به معنای حق همه ی مردم برای مشارکت در زندگی عمومی ، و شرکت در گزاردن قوانین اساسی و اجرای قوانین بود ».
شهروند را همان طور که گفته شد بایستی در آثار اندیشمندان یونان باستان و تحلیل آنها از مفهوم شهروندی جستجو نمود ، هر چند تعاریف آنها از شهروندی خاص ومنحصربه دوره زمان خاص یونان باستان می باشد.

« تصویری که شهروند آتنی از خود ارائه می دهد تصویر شریک سیاسی است . شهروندی که تقریباً همیشه با تولد به دست می آید. حق حضور در جلسه های مجمع همگانی ، رأی دادن در آن مجمع و داوطلبی برای مقام های بالا که انتخاب به آنها تابع قاعده ای بر پایه ی گردش نوبتی تصدی آنها است و مشارکت همگان در امور دولت شهر از راه قرعه کشی و برای مدت محدود و غیر قابل تجدید را به افراد می دهد ». « سخنانی که توسیدید (thucidide) 460- 395 پیش از میلاد مورخ یونانی از دهان پریکلس Pericles 495- 429 پیش از میلاد، رهبرحزب دموکراتیک که مدت سی سال حاکم منتخب آتن بود می گوید بهتر از هر گفته ای بازتاب این مفهوم شهروندی است ؛ در حقیقت ما تنها کسانی هستیم که می اندیشیم هر انسانی که در سیاست وارد نشود باید شهروندی بی خاصیت شناخته شود شهروندی آرام ، ما همه دست کم با رأی یا با اظهار نظر های خود در کار حکومت شهر دخالت می کنیم . در رشد دولت شهرهای یونان باستان ، جغرافیا عامل تعیین کننده ای بود . سرزمین یونان ، به علت وجود کوه ها و دریا ، به دره های دور از هم تقسیم شده بود. ساکنان این دره ها همه امکانات زندگی را برای خود فراهم آورده بودند . یونانی ها از روی آگاهی دولت شهر را نیافریدند ، بلکه در آن زاده و با آن رشد یافتند. از نظر یک یونانی شکل شهر دولت حکومت به همان اندازه دولت ملی شده ی بیستم برای شهروندان امروزین ، طبیعی بود . شهر دولت اجتماعی یکپارچه بود . اگر چه برخی در شهر و برخی در حومه زندگی می کردند ، از این لحاظ تضادی بین شهری و روستایی نبود . از نظر یونانی ها شهر مرکز فعالیت اجتماعی بود ، به همه تعلق داشت و فقط از آن ساکنان شهر نبود . شهر دولت کوچک بود و جمعیت کمی داشت . آتن در اوج بزرگی حدود 1000 کیلومتر مربع وسعت داشت .
درباره ی جمعیت آن برآوردهای گوناگونی وجود دارد و نا ممکن است به درستی میزان سه طبقه اصلی را معین کرد که شهر دولت را تشکیل می دادند . اما جمعیت آتن را تقریبا بین 200 تا 400 هزار نفر می توان برآورد کرد ، هر چند برخی از برآوردها بیشتر از این هم هست . از این میزان جمعیت طبقه شهروندان تقریباً یک سوم را تشکیل می داد ، طبقه ی بردگان شاید تا حدی زیاد تر بوده است ؛ متیک ها با گروه بیگانگان مقیم ، حدود نیم شهروندان بودند. فشار جمعیت، مشکل واقعی آتن بود زیرا با وجود آنکه مجموع جمعیت خیلی زیاد نبود ، سرزمینی که باید در آن می زیستند کوچک بود. با توجه به وجود طبقه متیک می توان برخی از خصوصیات شهروندی شهر دولت و ارزش آن در ذهن و اندیشه های آتنی ها را نشان داد.
متیک ها آزاد مردان فعال زندگی تجاری اجتماعی بودند و اغلب ثروت انبوهی می اندوختند . اما ثروت و حتی اقامت طولانی مدت سبب نمی شد آنهارا شهروندی کامل به حساب آورند و فقط شهروندان آتنی از این حقوق برخوردار بودند . فقط از راه گذاردن قانون ویژه امکان دادن شهروندی به یک متیک و تنها به او فراهم می آمد. او همچنین موظف بود مالیات های خاصی بپردازد که شهروندان از پرداخت آن معاف بودند همچنین برای تأمین شدن هزینه های نظامی باید مبلغی اضافی می پرداخت. در آن روز و حال ، با وجود طبقات بزرگ و فعال بردگان و متیک ها فقط شهروندان اهمیت داشتند و اقدامات و اندیشه های آنها موضوع بررسی و تفکر قرار می گرفت. وظایفی که بر عهده ی برده بود ، شهروندان را برای شرکت فعال و گسترده تر در کارهای سیاسی آزاد می گذاشت». پس از یونان باستان به تدریج اندیشه شهروندی به سایر کشورها و تمدن های بشری نفوذ پیدا نمود و به نوعی بسط و گسترش یافت ؛ اندیشه ای که در آن حقوق و تکالیف معین و مشخص را برای شهروند در نظر می گرفتند و تعریف می نمودند .
یکی دیگر از موضوعات مهم در بستر شکل گیری مفهوم شهروندی تقسیم بندی شهروندی می باشد که در یونان باستان وجود داشت که در ادامه به آن می پردازیم . اما پس از اشاره ای به تاریخچه شهروندی و منشأ پیدایش آن که در یونان باستان بود هم اکنون به تقسیم بندی شهروندی می پردازیم .
شهروندی همچون سایر مفاهیم و موضوعات مرتبط با علوم انسانی دارای تقسیم بندی خاص است ؛ هر چند نمی توان تقسیم بندی منسجم و یکپارچه ای را ارائه داد اما با نگاهی به آثار و کارهای انجام شده تا حدودی می توانیم به موارد ذیل اشاره نماییم ؛ ذکر این نکته خالی از لطف نمی باشد که مبنای اصلی این تقسیم بندی اندیشه یونان باستان می باشد .
یکی از اقسام مهم شهروندی در بستر تاریخی یونان باستان شهروندی فعال بود که با عنایت به شاخصه ها به تعریف آن می پردازیم : « در یونان باستان یک ایدئولوژی مدنی بر سیاست و جامعه حاکم بود . این ایدئولوژی شالوده همه نهادهای آموزشی، تفریحی وحکومتی به شمارمی رفت که هر یک از آنها به امر اعمال و ارتقای شهروندی فعال مشغول بودند . هر نهاد مدنی الگویی از روش ها را آموزش می داد که باستانی ، تغییر ناپذیر و دارای منشأء الهی تلقی می شدند . این بدان معنا بود که شهروندان از آغاز تولد ، ارزش های شهروندی فعالانه را درونی می نمودند و شدیداً بر محتوا و عمق عمل به شهروندی تأثیر می گذاشتند ». « فرد برای اینکه انسان واقعی باشد باید یک شهروند فعال در اداره جامعه اش باشد . بنابراین شهروندی نه مبتنی بر حقوق بلکه مبتنی بر تعهدات بود چرا که ارتباط نزدیکی که افراد میان سرنوشت خود و جامعه شان احساس می کردند، ایده ادعای حقوق فردی در مقابل منافع جامعه را غیر قابل درک می ساخت . تعهدات عموماً شکل وظایف قانونی نداشتند بلکه شهروندان آنها را فرصت هایی برای
با فضلیت شدن و خدمت به جامعه تلقی می کردند . نهادهای حکومت فرصت های بسیاری برای اعمال این فضیلت مدنی فراهم می کردند و براساس این اصل ایجاد شده بود که همه شهروندان باید هم حکومت کننده و هم حکومت شونده باشند ».
« به ویژه در آتن ادارات سیاسی و قضایی هم از طریق یک نظام قرعه می چرخیدند و همه شهروندان از حق سخن گفتن و رای دادن در مجمع سیاسی برخوردار بودند . این حقیقت دارد که در سال های 594 و 593 قبل از میلاد که سولون در پاسخ به ناآرامی های اجتماعی فزاینده و تقاضاهای طبقات سابقاً محروم برای شرکت در اداره امور جامعه ،طبقه بندی جدیدی از انواع گوناگون شهروندان آتن ارائه داد، بعضی از گروه ها هنوز بیش از سایرین از نفوذ سیاسی برخوردار بودند . امامنویل اشاره می کند که برخلاف آنچه عموماً استدلال می شود ، شهروندی به وسیله ثروت تعیین نمی شود در عوض سطح مشارکتی که به هر گروهی داده می شد نهایتاً به تصمیم سیاسی جامعه بستگی داشت . به علاوه به دنبال اصلاح قانون اساسی آتن در سال 400 قبل از میلاد اهمیت مشارکت سیاسی از طریق پرداخت پول از محل درآمدهای عمومی به شهروندی که در مجمع حضور می یافتند به رسمیت شناخته شد . سپس آتنی ها در اقدامی بسیار مهم علی رغم مقاومت بعضی از نخبگان دولت شهر اهمیت بنیان مادی شهروندی را به رسمیت شناختند . فقر مانعی در برابر شهروندی تلقی شد و بنابراین پرداخت پول برای اعمال شهروندی می توانست به عنوان سمبل مهمی از سلطه سیاست بر اقتصاد در اولویت های جمعی دولت – شهر تلقی شود . بنابراین شهروندی یک ماهیت کلی نگر داشت که شاید درک آن در زمان ما که سیاست با سوءظن نگریسته می شود و تعهد در بهترین حالت یک شرط ضروری و در بدترین حالت تجاوزی به آزادی ها تلقی می گردد ، مشکل باشد . برای شهروند دولت شهر ، فضیلت مدنی عین آزادی و منبع اصلی افتخار و احترام بود . از انجا که فضیلت مدنی از محوریت زیادی برای حس ارزشمندی و هدف فرد برخوردار بود ، شهروندی هم عمیق و هم پر مایه بود از این حیث که زندگی و هویت تقریباً به گونه ای انحصاری به وسیله دولت شهر خلاصه و تعریف می شد …».
افلاطون ، سقراط را شهروند نمونه معرفی می کند و به نوعی بر فعال بودن وی به عنوان شهروندی وظیفه شناس تأکید می نماید . یکی دیگر از اقسام شهروندی که در یونان باستان وجود داشت شهروند جنگ جو و دموکرات بود . اهمیت جنگ و جنگیدن از آن چنان اهمیتی در تمدن های پیشین از جمله یونان باستان برخوردار بوده که به گونه ای یکی از ویژگی های شهروند را جنگجو بودن وی معرفی می کردند. اما پس از یونان باستان به دوره ی دیگری از تاریخ تمدنی قدیم می پردازیم که در آن شهروندی از اهمیت خاص برخوردار بوده هر چند تعاریف ، مفاهیم ، مبانی شاخصه های شهروندی در آن زمان با زمان کنونی به کلی فرق دارد .
« برخلاف تفاسیر انحصاری یونانیان از شهروندی ، برداشت های رومی ها از این مفهوم با گسترش امپراطوری شان به طور فزاینده ای فراگیر و گسترده شد . در زمان جمهوری روم شهروندی مانند آن چه در یونان وجود داشت یک موقعیت ممتاز بود و با مشارکت سیاسی ارتباط نزدیکی داشت. اما در عصر امپراطوری روم شهروندی به تدریج ارتباط خود را با مشارکت سیاسی از دست داد و در عوض به ابزاری برای کنترل و آرام سازی اجتماعی تبدیل شد . رومی ها دریافتند که با اعطای شهروندی به مردم امپراطوری که بالاخره از طریق فرمانی در سال 212 بعد از میلاد به وسیله امپراطور کاراکالا اعطا شد ، حکومت روم می توانست تا حدی در چشم سرزمین های تسخیر شده مشروع شود . این باعث می شد که مالیات ها آسان ترجمع شوند و نیاز به قدرت نظامی پر هزینه و نامعین کاهش یافت . موقعیت شهروندی از اخلاق مشارکت جدا شد و به طور فزاینده ای به یک مفهوم سطحی و قانونی تبدیل گشت که تا حد زیادی انگیزه ابزاری تضعیف منابع نارضایتی اجتماعی در آن وجود داشت . همچنان که چنین موردی برای عدم مشارکت سیاسی شهروندان و تنزل آن به محافظت قضایی بعضی از نمونه های مدرنیستی شهروندی نظیر شهروندی اتحادیه اروپا نیز مصداق دارد . اما نباید از نظر دور داشت که نظام حقوقی روم که به تدریج از سال 300 پیش از میلاد تکامل یافته بود ،اساساً متوجه تنظیم مناسبات غیر رسمی حاکم برقرارداد و داد و ستد شهروندان بود . جهت گیری بنیادین آن متکی بر مبادلات اقتصادی شامل خرید ، فروش ، اجاره ، اقساط ، ارث ، وثیقه و تعهدات خانوادگی شامل زناشویی یا وصیت بود. رابطه ی عمومی شهروند با دولت و رابطه پدرسالارانه ی رئیس خانواده با اعضای وابسته به خود نسبت به تکامل اصلی نظریه و عمل حقوقی درحاشیه قرارداشت ».
یکی از موضوعاتی که باعث شکل گیری متفاوت شهروندی در روم باستان از یونان باستان شد گسترش حکومت روم بر کشورهای مختلف بود . چنین موضوعی موجبات ایجاد شکل گیری تفکرات روشنگرانه تر و بازتری نسبت به شهروندی در یونان باستان شد. در یونان شهروندی محدود و منحصر به مرزهای کشور می شد این در حالی است که در روم باستان دایره و قلمرو شهروندی فراتر از مرزهای سرزمینی بود . اما در قرون وسطی فضای متفاوت تری نسبت به مفهوم و شاخصه های شهروندی شکل گرفت به نوعی مفهوم دولت مدرن پایه و اساس آن در این دوره ( قرون وسطی ) ریخته شد . هر چند هنوز گام های زیادی باید برای شکل گیری دولت مدرن برداشته می شد . در این دوران رابطه شهروند بیشتر به مفهوم کلیسا بود

و در نتیجه کلیسا به عنوان محوری برای وفا داری و هدایت اخلاقی جای جامعه سیاسی را گرفت .
«بنیان اندیشه ی سیاسی قرون وسطی که در اندیشه ی ارباب کلیسا و علمای آن عصر متجلی شد ، نظریه ای الهی درباره ی حکومت سیاسی بود . به سخن دیگر ، نقطه ی عزیمت اندیشه سیاسی ، مانند سایر علوم این عصر ، از این عبارت انجیل نشأت گرفت . ترس از خدا آغاز حکومت است .
سنت آگوستین در این زمینه می گوید : تاریخ کلیسا ابژه ی خداوند در جهان است و مسیحی حقیقی نباید بر مسائل این زندگی گذرا تأکید کند لذا می توان عهد کلیسا را دوره ی افول انسان سیاسی مهد شهروندی یونان به حساب آورد ؛ جهان مسیحی درتضاد تند بااین دیدگاه یونانی که شهر را تجسم نیکی سیاسی قلمداد می کرد ، بر این مطلب پای می فشرد که نیکی در گردن نهادن به مشیت الهی است ».
« پس دولت می بایست الزاماً برای تأمین این اهداف بسیج می شد و شهروندی پرورش می داد که در خدمت این اهداف باشد . ارنست کاسیرر Ernest Cassirer معتقد است که فرهنگ قرون وسطی ، دولت آرمانی افلاطون را به زمین آورد ». اعمال شهروندی در طی قرون وسطی در چندین شهر جمهوری ایتالیا نظیر فلورانس و ونیز تجلی یافت . چنین شهرهایی از مدل های جمهوری یونان و به ویژه روم باستان الهام گرفته بودند . مهمتر از آن اینکه آنها دارای یک اخلاق مشارکت بودند که در طی این دوره در دیگر انواع جامعه سیاسی وجود نداشت . این شهر ها نقش مهم و بسزایی در شکل گیری بنیان های ظهور نهایی شهروندی مدرن ایفا نمودند . پس از قرن وسطی وارد دوره شکل گیری حقیقی شهروند و شهروندی یعنی دوره پیدایش دولت مدرن می گردیم .
« خواسته دولت مدرن مبتنی بر داشتن نقش فراگیر ، خواسته ای نسبتاً جدید در تاریخ بشر است . حتی در محلی که دولت مدرن در آن زاده شد ، یعنی اروپای غربی ، مثلاً هزاران سال قبل ، ساکنان روستایی انگلیسی چیز زیادی درباره ی زندگی خارج از آن روستا نمی دانستند ، روستا ابتدا و در واقع انتهای جهان آنها بود . شاید روستائیان نزدیک ترین شهر بازاردار را می دیدند . ولی به ندرت جسارت می کردند و از آن فراتر می رفتند . احتمالاً آنها نام شاه را بلد بودند . گرچه به ندرت ، آن هم اگر اصلاً چنین اتفاقی می افتاد ، او را می دیدند ، آنها احتمالاً بیش تر با نمایندگان کلیسا تماس داشتند تا با رهبران سیاسی یا نظامی و پانصد سال بعد هنگامی که دو نوع نظام سیاسی – سلطنت مطلقه و مشروطه در قاره ی اروپا ظهور می کرد ، اروپا بیشتر شبیه موزاییکی ازقدرت ها بودکه دعاوی سیاسی وحیطه های قدرت همپوشانی داشتند هنوز فرمانروایا دولتی حاکم مطلق نبود یعنی نمی توانست ادعای سلطه بر قلمرو و جمعیت مشخص داشته باشد ».


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

منشأ زمانی پیدایش دولت های مدرن در قرن های هیجدهم و نوزدهم در اروپای غربی و مستعمرات آن بود گرچه خاستگاه اصل

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *