مقاله رایگان درمورد ریسک ورشکستگی

کاملاً به وسیلۀ انجمنهای علم تکنیکال رد شده است. اگر بازارها حقیقتاً تصادفی بودند هیچ نوع تکنیک پیشبینی کارایی نداشت. جدای از رد اعتبار دسترسی تصادفی به بازار، نظریۀ بازار کارا بسیار به این فرضیۀ تکنیکی نزدیک است که بازارها همه چیز را درک و در قیمت منعکس می کنند (مورفی، 1384، 12-17).
2-3-2-18 چگونه تحلیلهای تکنیکال و فاندامنتال را با هم هماهنگ کنیم؟
علی رغم این حقیقت که تحلیلهای تکنیکال و فاندامنتال اغلب با یکدیگر مغایرت دارند ولی راههایی وجود دارد که بتوان با هدف بهرهوری مالی با یکدیگر سازگار شوند. تحلیل بازار را از هر جهتی میتوان آغاز کرد. به اعتقاد مورفی فاکتورهای تکنیکال، فاندامنتال شناخته شدۀ بازار را هدایت میکند همچنین وی معتقد است که هر حرکت بزرگی در بازار به دلیل فاکتورهای فاندامنتال زیر بنایی ایجاد میشود. بنابراین این مسئله نیاز به آگاهی از شرایط فاندامنتال بازار را برای هر تحلیلگر تکنیکال روشن میکند. حداقل کار ممکن این است که تحلیلگر تکنیکال از تحلیلگران فاندامنتال بپرسد که آیا قرار است که رخداد خاصی در عوامل فاندامنتال رخ بدهد تا بتواند دربارۀ حرکاتی قابل توجه بازار که در روی نمودار دیده میشود قضاوت کند. به علاوه نحوۀ عکسالعمل بازار به اخبار فاندامنتال میتواند یک نشانۀ تکنیکال بسیار عالی باشد. تحلیلگر فاندامنتال نیز میتواند از فاکتورهای تکنیکال برای تأیید تحلیل اولیۀ خود استفاده کند و یا از آن به عنوان اخطار اولیۀ اتفاقات مهم بازار استفاده کند. تحلیلگر فاندامنتال می تواند نمودار قیمت را بررسی کند و یا از سیستمهای کامپیوتری تعقیب کنندۀ روند به عنوان فیلتر برای جلوگیری از برداشت اشتباه از روند موجود استفاده کند. برخی از حرکات غیر عادی در نمودار قیمت می تواند اخطاری دربارۀ فاندامنتال باشد و تحلیلگر را وادار کند که وضعیت فاندامنتالی را کمی دقیقتر بررسی کند.
2-3-2-19 شاخصهای تکنیکال مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از:


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3-2-19-1 جریان پول چیکین (CMF)
2-3-2-19-1-1 معرفی و تفسیر
این شاخص توسط مارک چیکین ابداع شد. این نوساننما به کمک خط تجمع/ توزیع محاسبه میشود. اساس کار خط تجمع/ توزیع بر این نکته استوار است که در یک دورۀ زمانی میزان فشار خرید یا فشار فروش بر یک سهم را میتوان با توجه به قیمت بسته شدن و بالاترین و پایینترین قیمت روز تعیین کرد. فشار خرید در یک دورۀ زمانی هنگامی مشهود است که قیمت بسته شدن هر روز در نیمۀ بالایی گسترۀ نوسان قیمت در آن روز قرار داشته باشد (قیمت بسته شدن بیشتر از میانگین بالاترین و پایینترین قیمت باشد) به همین ترتیب فشار فروش در یک دورۀ زمانی هنگامی مشهود است که قیمت بسته شدن هر روز در نیمۀ پایینی گسترۀ نوسان قیمت در آن روز قرار داشته باشد. معمولاً برای محاسبۀ CMF از دورهۀ زمانی 21 روزه استفاده میشود. دورۀ زمانی 21 روزه میتواند فشار خرید و یا فروش در ماه گذشته را به خوبی نمایش دهد. در نگاه کلی فشار فروش یا حالت توزیع برای سهم زمانی است که CMF کمتر از صفر باشد که این مسئله نشانگر نزولی بودن قیمت سهم است. در مقابل فشار خرید یا حالت تجمع برای سهم زمانی اتفاق می افتد که CMF بیشتر از صفر باشد که این مسئله نشانگر صعودی بودن قیمت سهم است. طریقۀ محاسبۀ آن به شرح زیر است:
Money Flow Multiplier (MFM)= ( (CLOSE(i)-LOW(i))-(HIGH(i)-CLOSE(i)) ) / (HIGH(i)-LOW(i))
MFV(i)= MFM(i) * VOLUME(i)
CMF(n)= sum(MFV, n) / sum(Vol, n)
2-3-2-19-1-2 سیگنالها
1. نشانه های تجمع: هرگاه CMF حالت تجمع را نشان دهد بیانگر آن است که سهم تحت فشار خرید قرار گرفته و بنابراین یک نشانۀ صعودی به شمار میآید. سیگنالهایی که بیانگر حالت تجمع هستند در زیر آورده شدهاند:
نخستین و مهمترین سیگنال این است که مقدار CMF بالاتر از صفر باشد. بنابراین مثبت بودن CMF نشانۀ حالت تجمع و فشار خرید برای سهم است.
مدت زمانی که CMF بالاتر از صفر حضور دارد نیز مهم است. هرچقدر مدت زمانی که CMF بالای صفر قرار دارد بیشتر باشد، فشار خرید بر سهم نیز بیشتر خواهد بود. مثبت بودن و مثبت ماندن CMF برای مدت زمان طولانی نیز یک ویژگی مثبت برای سهم به حساب میآید چراکه بیانگر این است که دیدگاه و نظر بازار نسبت به آن سهم مثبت است.
مقدار عددی CMF نیز دارای اهمیت است. هرچه مقدار CMF بیشتر باشد بیانگر آن است که فشار خرید نیز بیشتر است. چیکین توصیه میکند که از عدد 0.25 استفاده شود به این ترتیب که مقادیر بالاتر از0.25 در CMF می تواند به عنوان فشار خرید قوی ب سهم تلقی گردد.
2. نشانه های توزیع: هنگامی که CMF حالت توزیع را نشان میدهد بیانگر این است که سهم تحت فشار فروش قرار گرفته و بنابراین این حالت یک نشانۀ نزولی به شمار میآید. سیگنالهایی که بیانگر حالت توزیع هستند در زیر آورده شده است:
تخستین و مهمترین سیگنال این است که CMF پایینتر از صفر قرار داشته باشد بنابراین منفی بودن CMF نشانۀ حالت توزیع و فشار فروش بر سهم است.
هرچقدر CMF مدت زمان بیشتری زیر صفر قرار داشته باشد فشار فروش بر سهم بیشتر خواهد بود. منفی بودن و منفی ماندن CMF برای مدت زمان طولانی یک ویژگی منفی برای سهم به حساب میآید چرا که بیانگر این است که دیدگاه و نظر بازار نسبت به آن سهم منفی است.
مقدار عددی CMF نیز مهم است. هرچه CMF پایین تر (منفی تر) باشد، بیانگر فشار بیشتر فروش بر سهم است. چیکین توصیه میکند که از عدد 0.25- استفاده شود به این ترتیب که مقادیر پایین تر از 0.25- در CMF میتواند به عنوان فشار قوی فروش بر سهم تلقی گردد.
علاوه بر سیگنالهای گفته شده، دو روش مستقل معاملاتی با CMF نیز وجود دارد:
3. استفاده از CMF به عنوان سیگنال تأیید کنندۀ شکست خطوط روند: در این روش سیگنال خرید زمانی صادر میشود که نمودار قیمت خط مقاومت را بشکند و CMF نیز بالای صفر قرار داشته باشد. (بدیهی است که هرچه CMF مدت زمان بیشتری بالای صفر قرار گرفته باشد و مقدار آن نیز بیشتر باشد تأیید قویتری به حساب میآید). به همین ترتیب سیگنال فروش زمانی است که نمودار قیمت خط حمایت را بشکند و CMF نیز زیر صفر قرار داشته باشد (بدیهی است که هرچه CMF مدت زمان بیشتری زیر صفر قرار گرفته باشد و مقدار آن نیز کمتر (منفیتر) باشد تأیید قویتری به حساب میآید).
4. واگرایی: واگرایی صعودی سیگنال خرید و واگرایی نزولی سیگنال فروش است (لطفی، درویش، 1385، 152-154).
2-3-2-19-2 شاخص قدرت نسبی (RSI)
2-3-2-19-2-1 معرفی و تفسیر
این شاخص یک نوساننمای معروف است که توسط ولس ویلدر در کتاب “مفاهیم جدید در سیستم معاملاتی تکنیکی” معرفی شده است. RSI افزایش و کاهش را در قیمتهای پایانی برای یک دورۀ معین اندازهگیری میکند. (حرکتهای صعودی و نزولی قیمتهای بسته شدن را در یک دورۀ معین مقایسه می کند.) و از این طریق شرایط اشباع خرید/ اشباع فروش را نشان میدهد.
RSI میتواند سیگنالهای زودهنگام تولید کند ولی این سیگنالها باید در ترکیب با شاخصهای دیگر به کار روند. واگراییها مهمترین سیگنالهایی هستند که توسط RSI ایجاد میشوند.
توجه داشته باشید که RSI یک شاخص مومنتوم است که قدرت نسبی داخلی یک سهم را اندازه گیری می کند نه این که به مقایسۀ قدرت یک سهم با سهمی دیگر بپردازد. اصطلاح قدرت نسبی قدری گمراه کننده است؛ زیرا این اصطلاح اصولاً برای مقایسۀ دو سهم یا دو شاخص به کار میرود ولی در اینجا منظور، قدرت داخلی یک سهم خاص است؛ بنابراین اصطلاح مناسبتر برای این شاخص “شاخص قدرت داخلی” است.
RSI در مقیاس 0 تا 100 رسم میشود. سطوح 30 و 70 به عنوان سطوح سیگنال درنظر گرفته میشوند. اگر RSI بالای 70 باشد نشانگر حضور قیمت در منطقۀ اشباع خرید
ا
ست. در مقابل زمانی که RSI کمتر از 30 است، بیانگر قرار گرفتن قیمت در منطقۀ اشباع فروش است. البته برخی معامله گران سطوح 80 و 20 را برای این منظور انتخاب میکنند. اهمیت و اعتبار این سطوح به محدودۀ زمانی لحاظ شده بستگی دارد: هرچه دورۀ زمانی ای که RSI در آن حساب میشود بزرگتر باشد، سیگنال به دست آمده قابل اعتمادتر است، به عنوان مثال یک RSI با دورۀ زمانی 12 ماهه بسیار قابل اعتمادتر از RSI با دورۀ زمانی 9 روزه است. سیگنالهای RSI باید همواره در ترکیب با سیگنالهای برگشت روند که توسط نمودار قیمت ارائه میشود به کار گرفته شود. RSI را برای هر دورۀ زمانیای میتوان محاسبه و رسم کرد. ویلدر به طور کلی RSI 14 روزه را پیشنهاد کرده است ولی از زمان او تا کنون RSI های 7، 9، 10 روزه (کوتاه مدت) و 21 و 25 روزه (میان مدت) نیز متداول شده است. هرچه دوره ها کوتاهتر باشند نوسان نما حساستر میشود و این حالت برای اهداف کوتاه مدت مفید است. طولاتی کردن دوره های زمانی، نوسان نما را یکنواختتر کرده و دامنۀ نوسان را کم میکند. طریقۀ محاسبۀ RSI به شرح زیر است:
توجه داشته باشید که میانگینهای سود و زیان، میانگینهای حقیقی نیستند زیرا به جای آن که مجموع سود(زیان) را بر تعداد دوره های سوددهی (زیان دهی) تقسیم کنیم آن را بر مجموع کل دوره ها (که معمولاً 14 روزه است) تقسیم میکنیم. هنگامی که میانگین سود از میانگین ضرر بیشتر باشد RSI بالاتر میرود زیرا RSI از عدد یک بزرگتر خواهد شد. در مقابل وقتی میانگین ضرر از میانگین سود بیشتر باشد RSI کمتر میشود زیرا RSI از یک کوچکتر شده است. واضح است که RSI بین 0 و 100 در نوسان است و اگر میانگین ضرر صفر شود RSI برابر 100 میشود.
2-3-2-2-19-2-2 سیگنالها
1) نوسانهای ناقض و واگراییها:
معاملهگران برای یافتن سیگنالهای خرید و فروش به دنبال نوسانهای ناقص یا همان کفها و سقف های دوگانه میگردند. اگر RSI تشکیل سقف دوگانه (نوسان ناقص) دهد سیگنال فروش است یعنی ابتدا RSI بالاتر از 70 تشکیل یک سقف دهد (سقف اول) و سپس پایین بیاید و یک کف بسازد (کف اول) دوباره بالارود و سقف دیگری بسازد (سقف دوم) که این سقف پایینتر یا مساوی سقف اول باشد. اکنون اگر RSI شروع به پایین آمدن بکند، در نقطهای که RSI از کف اول عبور میکند سیگنال فروش صادر می شود.
به طور معکوس اگر RSI زیر 30 باشد و تشکیل یک کف دهد (کف اول) سپس صعود کند و یک سقف بسازد (سقف اول) و دوباره نزول کند و کف دیگری بسازد (کف دوم) که این کف بالاتر یا مساوی کف قبلی باشد. اکنون اگر RSI شروع به بالارفتن کند در نقطهای که از سقف اول عبور میکند سیگنال خرید صادر می شود.
2) خطوط روند:
استفاده از خطوط روند در نمودار RSI میتواند سیگنالهای خوبی را فراهم کند، به ویژه وقتی با الگوها و آرایشهای نمودار قیمت همراه شود. هنگامی که خطوط روند در هر دو نمودار قیمت و RSI شکسته شوند سیگنال خرید یا فروش قابل اعتمادی ایجاد میشود.
3) تقاطع در خط مرکزی:
خط مرکزی در مورد شاخص RSI خط 50 است. حرکت RSI به بالای این خط میتواند تأییدی باشد بر سیگنالهای خریدی که پیش از این صادر شده است. و بالعکس حرکت RSI به زیر 50 سیگنالهای فروش را تحکیم مینماید. در هر حال قرار گرفتن RSI بالای این سطح نشانۀ غلبه میانگین سود به ضرر است و بالعکس.
4) الگوهای نموداری:
درنمودار RSI می توان به دنبال الگوهای نموداری (مانند سر و شانه، کنج های صعودی و …) بود. ممکن است این الگوها در نمودار قیمت نیز دیده شوند و یا ممکن است پنهان باشند.
5) واگرایی:
همانطور که پیش از این گفته شد ویلدر مهم ترین سیگنال RSI را مربوط به واگرایی ها میداند، واگرایی صعودی سیگنال خرید و واگرایی نزولی سیگنال فروش است.
6) استفاده از سطوح اشباع خرید/ اشباع فروش:
پیش از این نیز گفته شد که ویلدر سطح 70 را به عنوان سطح اشباع خرید درنظر گرفت و سطح 30 را به عنوان سطح اشباع فروش؛ به عبارت دیگر اگر مقدار RSI بالای 70 باشد قیمت در منطقه ی اشباع خرید قرار دارد و اگر مقدار RSI زیر 30 باشد قیمت در منطقۀ اشباع فروش قرار دارد. مانند تمام نوسان نماهای اشباع خرید/ اشباع فروش بهترین زمان فروش نقطهای است که RSI از بالای 70 به زیر آن نزول کند (از منطقۀ اشباع خرید خارج شود) و به همین ترتیب بهترین زمان خرید نیز زمانی است که RSI از زیر 30 به بالای آن حرکت کند (از منطقۀ اشباع فروش خارج شود) (لطفی، درویش، 1385، 69-72).

2-4 بخش چهارم: پیشینه تحقیق
تاریخچۀ کاربرد سیستم خبره در مدیریت مالی را به چند دستۀ عمده میتوان بخشبندی کرد که عبارتند از: مدیریت پرتفوی، برنامه ریزی مالی، تجزیه و تحلیل مالی، اعطای اعتبار، رتبهبندی اوراق قرضه، سرمایه گذاری و ارزیابی ریسک ورشکستگی.
2-4-1 مدیریت پرتفوی:
تم و همکارانش (1991) در مقالهای با عنوان “استنتاج قواعد غربال سهام برای ساخت پرتفوی” از تکنیکی که از حوزۀ یادگیری ماشینی نشأت گرفته بود برای غربال سهام استفاده کردند و از قواعد مشتق شده از روش استنتاج قاعده برای ساخت پرتفوی استفاده کردند وعملکرد پرتفوی را با بهره گرفتن از شاخصهای شارپ، ترینر و جنسن ارزیابی نمودند. نتیجه بدست آمده حاکی از آن بود که پرتفوی ساخته شده عملکرد بهتری از شاخص S&P500 و شاخص مرکب بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) داشت(Tam et al,1991).
لی و استور (1985) در مقالهای با عنوان “ارائۀ دانش برای تصمیمگیری مدیریت پرتفوی” اظهار میکنند که محیط تجارت پیچیده است و دانش وسیعی برای حل مسائل مورد نیاز است و هر حوزۀ کاربردی، طرح دانش متفاوتی نیاز دارد. بنابراین سیستمی را برای سرمایه گذاری پرتفوی طراحی میکنند که با چنین محیطی سازگار باشد. این سیستم که به زبان Prolog توسعه داده شده است از دانش ترکیبی استفاده می کند: قواعد تولید، منطق، شبکه های مستقیم و فریمها. این سیستم PMIDSS نامگذاری شده است. که فرآیند تصمیم گیری مدیریت پرتفوی را حمایت میکند. این سیستم از دو بخش تشکیل شده است که هرکدام شامل سه مرحله هستند. بخش اول برنامه ریزی سرمایه گذاری شامل: تعیین شرایط اقتصادی، انتخاب سناریویی که با شرایط اقتصادی مطابقت دارد، تعیین مقدار نسبی سرمایه گذاری در سهام، اوراق قرضه و غیره. بخش دوم، انتخاب سهام شامل: تعیین میزان پذیرش ریسک سرمایه گذار، انتخاب سهامها و اوراق قرضه خاص وغیره، تعیین مقداری که باید در هر دارایی انتخاب شده سرمایه گذاری شود (Lee & Stohr,1985 ).
لی، کیم و چو (1989) در مقالهای با عنوان “سیستم مدیریت هوشمند پرتفوی سهام” سیستم خبره خود را ISPMS نامیدهاند. آنها برای انتخاب پرتفوی، سیستم خبره و مدل بهینه سازی را با یکدیگر تجمیع کردهاند. این سیستم، دانش را به عنوان بخشی از فرمولبندی بهینه سازی تفسیر میکند. همچنین آنها ترجیحات شخصی را با دانش خبره تجمیع کردند (Lee, Kim & Chu, 1989 ).
لیو و لی (1997) در مقاله ” یک سیستم مشاور هوشمند کسب و کار برای سرمایهگذاری سهام” سیستمی هوشمند برای کمک به سرمایهگذاران شخصی در تعیین سیگنالهای روند سهام برای سرمایه گذاری در تجارت سهام ارائه میدهند. آنها یک سیستم پایلوت ساختند که سه طبقه اصلی تئوری تحلیل تکنیکال یعنی مومنتوم، میانگین متحرک و خط حمایت/ مقاومت را فراهم میکند(Liu & Lee,1997).

 
 
لی و جو در مقالۀ “سیستم خبره برای پیشبینی زمانبندی بازار سهام با بهره گرفتن از نمودار شمعدان” سیستم خبره تحلیل نمودار شمعدان یا تفسیرگر نمودار را برای پیشبینی حرکات آتی قیمت سهام طراحی کردند. آنها الگو را به پنج گروه طبقهبندی میکنند: الگوهای افتان، خیزان، خنثی، روند ادامه دار و روند معکوس (Lee & Jo, 1999).
مقربان و ضرغام (2005) سیستم خبرهای به نام PORSEL توسعه دادند که مجموعۀ کوچکی از قواعد را برای انتخاب سهام مورد استفاده قرار میدهد. این سیستم خبره شامل سه بخش است: اولین بخش، مرکز اطلاعات است که نمایندۀ چندین شاخص تکنیکال مانند روندهای قیمت میباشد، قسمت دوم، انتخاب گر فازی سهام که سهامهای فهرست شده را ارزیابی میکند و سپس یک امتیاز مرکب به هر سهام تخصیص

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *