مفهوم و تعریف تحلیل محتوای کتاب درسی

به فعالیت های درسی، معلم و محصل نظام منطقی می دهد.
معلم را از توضیح و بحث زیاد بی نیاز می کند.
امکان بحث درباره مسائل مشترک را به دانش آموزان می دهد.
عادت به مطالعه را در یادگیرنده ایجاد می کند (شعاری نژاد، 1388).
کتاب درسی یکی از مهم ترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام کنونی آموزش محسوب می شود. در ایران یکی از مهم ترین نقش ها را ایفا می کند، به عبارت دیگر در کشور ما بیشتر فعالیت های آموزشی در چارچوب کتاب درسی صورت می گیرد. موارد زیر را به عنوان نمونه می توان ذکر کرد:
تدارک مجموعه ای از فرصت های یادگیری جهت یادگیری برای تحقق بخشیدن به هدف های کلی و جزئی آموزش و پرورش از طریق کتاب امکان پذیر است.
در تمام کشور برای هر ماده درسی در هر پایه تحصیلی یک کتاب درسی تألیف و توزیع می شود.
معلمان فعالیت های خود را بر محور کتاب درسی متمرکز می سازند.
هر دانش آموز ملزم به خواندن و فهمیدن کتابی که از مرکز برنامه ریزی می شود، می باشد.
امتحان و ارزشیابی محدود به مطالب و محتوای کتاب درسی است.
با توجه به موارد ذکر شده نقش این وسیله آموزشی و اهمیت ویژه ای که در نظام آموزش و پرورش ما دارد، مشخص می گردد (یار محمدیان، 1390).
2-1-9-2 ضرورت پژوهش در کتاب های درسی
در هر جامعه ای متخصصان تعلیم و تربیت اعتقاد دارند که شکوفایی و رشد وسعادت اجتماع به کمک نظام تربیتی مترقی و علمی و سالم، حاصل می گردد. به عبارتی یکی از طرق اساسی افزایش بهره وری و تسریع رشد یافتگی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اعتلای کیفیت نیروی انسانی است که این ارتقاء و تکامل به مدد تعلیم و تربیتی فعال، پویا و سازنده امکان پذیر است. چنین امکانی هنگامی فراهم خواهد شد که دست اندرکاران نظام آموزشی جهت دست یابی به این امر مهم به برنامه ریزی سنجیده آموزشی و درسی اقدام نمایند. محتوای برنامه های درسی دربر گیرنده اساسی ترین خط مشی های اجرایی برای نیل به هدف های تعلیم و تربیت هستند. به همین جهت لازم است در تهیه و تدوین آن ها دقت اعمال گردد تا جواب گوی نیازهای ناشی از تحولات سریع علمی، تکنولوژی ،اقتصادی و اجتماعی باشد (تقی پور ظهیر، 1387).
کتاب های درسی به خاطر اهمیت زیادی که در تعیین محتوای آموزشی و خط مشی آموزشی دارند، مرکز توجه خاص برای همه دست اندرکاران تعلیم و تربیت می باشند.در نطام آموزشی کشور ایران کتاب درسی عمده ترین منبع فراگیری و شاید بتوان گفت تنها وسیله آموزشی است که در اختیار شاگردان و معلم قرار دارد و دانش آموزان نیز موظفند محتوای کتاب های درسی را به خاطر سپرده و یاد بگیرند و به خاطر همین ضرورت است که تلاش نیروهای متخصص در بررسی و تحلیل محتوای کتاب های درسی جهت رفع نارسائی ها و کمبودهای موجود در آن ها شایسته و لازم است؛ بنا براین تألیف کتاب درسی باید با دقت هر چه تمام تر صورت گیرد و همواره باید با انجام تحقیق و بررسی، نا رسائی ها و نقاط ضعف آن ها بر طرف شود. از آن جائی که هدف آموزش و پرورش تفهیم مطالب و محتوای برنامه های درسی به دانش آموزان است و از طرف دیگر فهمیدن و درک مطالب درسی ارتباط مستقیمی با فعالیت های دانش آموزان در جریان یادگیری دارد، بنابراین محتوای برنامه های درسی باید به گونه ای طراحی و تدوین شود که شاگردان را وادار به فعالیت نماید. فعالیت های یادگیری دانش آموزان تحت تأثیر عوامل متعدد و گوناگونی قرار دارد. از مهم ترین عوامل، چگونگی ارائه ی محتوای برنامه های درسی است. بنا براین شیوه ی ارائه محتوای برنامه باید به صورت خاصی باشد که دانش آموزان را به درگیری با متن بکشاند و آن ها را به فعالیت و جنب و جوش و تلاش متفکرانه و پژوهشی ترغیب نماید و از بی توجهی و بی تفاوتی دور سازد (سلیمان پور، 1382).
2-1-10 مفهوم و تعریف تحلیل محتوای کتاب درسی
نظام آموزشی فعلی کشور، یک نظام متمرکز بوده و برنامه های درسی آن منحصر به کتاب درسی است که در کل کشور استفاده می شود (مشایخ، 1388). این در حالی است که با توجه به وسعت کشور، تنوع و تعدد اقوام وگونه های جمعیتی و مشکلات ناشی از آن مثل دو زبانه بودن شاگردان، رشد سریع علوم و تکنولوژی، تغییر سریع در هنجارها و ارزش های اجتماعی، ضرورت دارد کتاب های درسی با دقت کافی و تا حد امکان، عاری از هر عیب و نقص و مطابق با اهداف تعیین شده و اصول علمی تالیف گردد. در این راستا، بررسی محتوای کتاب های درسی می تواند به روشن شدن مساله کمک کرده و نقاط قوت و ضعف احتمالی کتب درسی را برای اصلاح و تغییر احتمالی محتوا، متناسب با اهداف تعیین شده و اصول علمی در اختیار مدیران و برنامه ریزان و مولفین کتاب های درسی قرار دهد (یارمحمدیان، 1390).
روش تحلیل محتوا کاربردهای متعددی داشته که یکی از آنها تحلیل محتوای کتاب های درسی است. از این روش، در پژوهش های متعدد استفاده شده است. یکی از کاربردهای تحلیل کتاب درسی، تعیین میزان تناسب و همخوانی محتوا با اهداف است. از این منظر، تحلیل کتاب درسی نوعی ارزشیابی نیز می باشد. تحلیل کتاب درسی شامل دو بعد، تحلیل صوری و عقلانی است. در بعد تحلیل صوری عوامل ظاهری محتوا همچون جذابیت و رنگ، طراحی، خط و کاغذ، توجه متعادل به نژاد، اقلیت، مذهب، جنس، شغل و طبقه اجتماعی، بررسی می شود. در بعد تحلیل عقلانی مواردی همچون تناسب محتوا با سطح رشد عمومی فراگیران در گروه سنی، تناسب محتوا با ساختار دانش رشته و سطح رشد شاگردان، تناسب محتوای انتخابی با تجربیات قبلی و علایق و انگیزه های دانش آموزان ب
ررسی می شود. تحلیل محتوا کاربردهای متنوعی دارد که یکی از آن ها تحلیل محتوای کتاب درسی است. این تحلیل کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها، باورها و کلیه اجزاء مطرح شده در قالب دروس کتاب مورد بررسی عملی قرار گرفته و با اهداف برنامه درسی، مقایسه و ارزشیابی شوند. یک تحلیلگر محتوا می تواند پیامهای نهفته در متون کتاب درسی را با اهداف برنامه یا علایق فراگیران و یا سایر موارد مورد نظر خود بررسی کند (یار محمدیان، 1390).
تحلیل محتوای کتاب درسی کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها، باورها و کلیه اجزاء مطرح شده در قالب متن کتاب مورد بررسی عملی قرار گرفته و با اهداف برنامه درسی، مقایسه و ارزشیابی شوند. برای مثال ممکن است کتاب درسی نگرش ها یا حالت هایی را تشویق کند که با اهداف برنامه همخوانی نداشته باشد. پس یک تحلیل گر کتاب می تواند پیام های نهفته در کتاب درسی را با اهداف برنامه یا علایق فراگیران و یا سایر موارد مورد نظر خود بررسی کند (یارمحمدیان، 1390).
برای تحلیل محتوای کتاب های درسی هدف های مختلف می توان در نظر گرفت. مثلا تشخیص اینکه آیا محتوای کتاب درسی با اهداف برنامه تناسب دارد یا خیر؟ و به چه میزان؟ ویا پیام های موجود در متون کتاب های درسی چقدر با اهداف برنامه تناسب دارد؟ و یا پیام های پنهان متون کتاب های درسی چقدر با اهداف برنامه تناسب دارد؟ (شعبانی، 1387) اما وبر (1990) هدف اساسی تحلیل محتوا را طبقه بندی کلمات متن به مقوله های محتوا معرفی می نماید.
هر تحلیل گر کتاب درسی چنانچه با روش و مراحل تحلیل محتوا آشنا باشد، به نتایج قابل اعتماد تری دست می یابد. به عنوان مثال سوال های زیر نمونه هایی از سئوالاتی است که یک معلم وقتی در نقش تحلیل گر محتوا قرار دارد، می تواند در هنگام تحلیل محتوای یک کتاب درسی به آنها توجه نماید:
آیا محتوای کتاب رفتارهایی را که انتظار داریم، در فراگیران می پروراند؟
آیا محتوا براساس توانایی های ذهنی و علمی فراگیران تهیه شده است؟