مشارکت در تصمیم گیری

60/0
تعهد مستمر
92/2
74/0
تعهد هنجاری
27/2
23/1

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

5-1- مقدمه
در این فصل با استفاده از یافته‌های بدست آمده از پژوهش، به بحث و بررسی نتایج پرداخته می‌شود و ارتباط یافته‌ها با نتایج یافته‌های پژوهشهای پیشین و پیشینه‌ی پژوهش بررسی می گردد. سپس نتیجه‌گیری کلی ارائه شده و در پایان محدودیت‌ها و پیشنهادات پژوهش بیان می‌گردند.
5-2- بحث و نتیجه‌گیری:
سوال اول: نوع غالب ارتباطات سازمانی در مدارس شهر خنج کدام است؟
نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که بالاترین میانگین انواع ارتباطات سازمانی گزارش شده توسط معلمان مربوط به ارتباطات تبادلی و پایین‌ترین آنها مربوط به ارتباطات خطی می‌باشد. از سویی دیگر با توجه به نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی ملاحظه می‌شود که از دیدگاه معلمان، بین میانگین ارتباطات نوع خطی، با انواع ارتباطات تعاملی و ارتباطات تبادلی تفاوت معناداری وجود دارد؛ اما اختلاف بین میانگین ارتباطات نوع تعاملی با ارتباطات نوع تبادلی معنادار نبود. بدین معنا که از دیدگاه معلمان در مدارس شهر خنج هر دو نوع ارتباطات تعاملی و تبادلی غالب می باشند.
علت احتمالی چنین نتیجه‌ای را می‌توان پی بردن مسئولین آموزش و پرورش و مدیران به اهمیت ارتباطات باز در مدرسه، مشارکت در تصمیم گیری، دریافت بازخورد، روشهای مشارکت جویانه و بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل، شیوه های خود ارزیابی معلمین و فعالیت گروههایی مانند شورای معلمان دانست.
چنانچه در فصل دوم بیان شد؛ اگرچه الگوهای خطی برای شروع معرفی ماهیت ارتباطات مفید بودند، اما این الگوها ضعف های جدّی دارند. آن ها ارتباط را جریانی یک طرفه نشان می دهند. در این الگو، شنوندگان شرکت کنندگان فعّال ارتباط میان فردی نیستند و پویایی فرایند ارتباط و تعاملات همزمان آن نادیده گرفته می شود. الگوهای تعاملی نیز اگرچه از الگوهای خطی پیشرفته تر هستند، اما پویایی ارتباطات انسانی را به خوبی و به طور کامل پوشش نمی دهند. در این دیدگاه نیز، توجهی به این نکته نشده است که انسان ها به طور همزمان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. همچنین در این الگو یک نفر فرستنده است و یک نفر گیرنده، اما در واقع هر کسی که درگیر ارتباط است، می تواند هم فرستنده پیام و هم گیرنده آن باشد.
الگوی تبادلی الگویی دقیق و روشن است و شامل عامل زمان و سایر جنبه های ارتباط مثل پیام ها، پارازیت و میدان های تجربه می شود که ثابت نیستند و در طول زمان تغییر می کنند. در الگوی تبادلی، بر این نکته تأکید می شود که ارتباطات میان فردی فرایندی دائم التغییر است. به علاوه در این الگو، نه کسی «فرستنده» و نه کسی «گیرنده» است؛ چرا که هر دو نفر پیام دهندگانی هستند که به یک اندازه در فرایند ارتباط شرکت می کنند و غالباً شرکت آن ها خودانگیخته و همزمان است و پیام دهندگان پیوسته بر یکدیگر تأثیر می گذارند.
اما آیا می توان تمامی روابط انسانی و سازمانی را بر مبنای ارتباطات تبادلی طرح ریزی کرد؟ به بیان دیگر آیا می توان گفت چون الگوهای تبادلی ارتباطات پیشرفته تر از الگوهای دیگرهستند، باید روشهای خطی و تعاملی را کنار گذاشت؟ درواقع چنین ارتباطی زمانی ممکن و مطلوب است که هردو طرف رابطه، همسطح یکدیگر باشند و تواناییهای آنها دریک سطح باشد (مانند جلسات مشترک مدیران برای بحث و بررسی مسائل)، هردوی آنها ذینفع بوده و یا میزان مسئولیت آنها به یک میزان باشد (مانند جلسات مشترک سهامداران) و یاقصد داشته باشیم ارتباطی دوستانه و آزاد ایجاد کنیم (مانند گفتگو میان دو دوست). اما روابطی مانند ارتباطات والدین و فرزندان، معلم و دانش آموزان، مدیر و کارمندان نمی تواند کاملاً بر مبنای ارتباطات تبادلی انجام گیرد. علاوه براین اصولی مانند تخصص گرایی و تقسیم مسئولیت موجب شده اند که سازمانهای مختلف از افرادی با تواناییهای متفاوت و متناسب با مسئولیتها در احراز پستهای خویش بهره گیرند.
علاوه براین گاهی فوریت اقدامات ایجاب می کند که مدیران از الگوهای خطی و دستورات مستقیم بهره بگیرند. فرض کنید مهندس کامپیوتر شرکت بخواهد مشکل سیستمهای سازمان را رفع کند. در صورتی او می تواند برای راه اندازی سیستمها از ارتباطات تبادلی بهره جوید که فرض کنیم تمام کارمندان شرکت دانش مورد نیاز در زمینه مورد نظر را دارا می باشند؛ که معمولا چنین نیست. در چنین موقعیتهایی بهتر است ارتباطات خطی استفاده شود. در واقع اثربخشی انواع ارتباطات به موقعیت موردنظر و شرایط موجود بستگی دارد.
برای گسترش استفاده از روشهای تبادلی بین کارکنان ابتدا باید دانش و توانایی آنها را بهبود بخشید. آموزش ضمن خدمت می تواند در این موارد راهگشا باشد. همچنین حرکت از سوی ارتباطات خطی به سوی ارتباطات تعاملی و تبادلی به صرف زمان نیازمند است. می توان همراه با بهبود دانش و توانایی کارکنان، نوع ارتباطات را به سوی ارتباطات تبادلی سوق داد. با توجه به نتایج به دست آمده در این پژوهش می توان گفت مدارس از سوی ارتباطات یک جانبه به سوی ارتباطات دو و یا چندجانبه حرکت کرده اند. همچنین با توجه به اهمیت نقش بازخورد و تعامل چندجانبه در اثربخشی ارتباطات و آنچه درباب ارتباطات تبادلی گفته شد، می توان این حرکت را مثبت قلمداد نمود.