مدیریت : عوامل موثر بر کارآفرینی در سازمان:

الف) تامین پشتیبانی مدیریت عالی: ارزشا و فلسفه مدیران و اندازه پشتیبانی مدیران ارشد از افراد خطر پذیر و نوآور در سازمانای کارآفرین اهمیا زیادی داره.[۷۳]
فلسفه

این پشتیبانی می تونه مهم دادن سازمان به پیشرفت و خلاقیت کادرهای مدیریتی و با این هدف شکل دادن به ساختار سازمانی و روابط سازمانی واسه رسیدن به این هدف تامین شه. عناصر اصلی معنی پشتیبانی مدیریتی، نشون دادن درک و افکار ایجاد شده از طرف کارمند، باز کردن جلوی روی این فکر واسه امکان رشد و شاید جهت دهی اون و با هدف امتحان در کوتاهترین زمان ممکن تو یه پروژه آزمایش یا اجرا پشتیبانی کرده.[۷۴]

خلاقیت

ب) شناختن امکان تفویض اختیار به کارکنان در اراده کردن: مدیران باید کارآفرینان و گروه های کاری اونا رو کمک کنن تا در حد ممکن خیلی از تصمیمات اخذ کننده به جای این که تصمیمات در سطوح عالی سازمان اخذ شه. هدف از این عمل آسون کردن و پیشرفت سریع ایده ها همراه با تعهد بین اعضای سازمانه .[۷۵]

اراده کردن

ج) تشویق و پاداش۱: در این روش به خاطر افزایش تاثیر اون، معیارهای تشویق و یا جایزه باید به طوری روشن به اطلاع عموم کارکنان برسه و از پایهً نوآوری، کارگروهی و رفتار فعالانه مورد تشویق قرار گیرد.

سایکس و بلاک۲معتقدند در سازمانا باید واسه شکست دادن مشکلات بورکراتیک و حرت به طرف کارآفرینی یه سیستم جایزه هدف دار در نظر گرفته شه، که تاکید اون بر دادن پااش براساس کارکرد افراد باشه. روش های هدف دار حمایتی از افکار نو در سازمان موجب می شه تا سازمان از تغییر کافی بهره مند شه و بتونه خود رو با محیط متغیر خارجی هماهنگ سازه.[۷۶]

مشکلات

د) برداشتن مشکلات سازمانی : مشکلات سازمانی می تونه فیزیکی یا یعنی دیگه، محدودیتای تعیین شده قوانین سازمان باشه. علاوه بر این مشکلات می تونه رویکردهای فکری محدودی باید که کارمند تو ذهن خود مجسم می کنه و یا یه نتیجه رفتارای اجرا شده واسه انجام دادن این تجسم باشه. اینجور مشکلاتی مانع می شه که کارمند مشکلات مربوط به کار خود رو مثل اینکه از بیرون نگاه میکنه، مشاهده و درک کنه. در مورد اینکه کارکنان بتونن به سازمان و کارا با یه چشم انداز گسترده تر و با یه دید روشن تر نگاه کنن، باید به اونا جسارت داده شه.

سازمانا وقتی که کارای مهم خود رو اجرا می کنن، باید از اجرای دقیق و حساس روشای استاندارد، از وابستگی به تعاریف کاری با قالب محدود و از استانداردهای بدون تغییر کارکرد دو رشد و دوری کنن. ساختار سازمانی باید روی اصول پشتیبانی کننده و خلاق بنا شه.

ه) تامین زمان کافی واسه امکان ظاهر ساختن خلاقیت کارمند: پروسه بوجود امدن افکار خلاق، فرآیندی مانند مرغ روی تخم مرغا زمان بره. یعنی، واسه اینکه بشه افکار خلاق رو تولید کرد لازمه که کارمند به حد کافی زمان داشته باشه سازمانا باید واسه بروز خلاقیت در کارکنان خود برنامه ریزی کرده و واسه خلاقیت باید فرصت کافی به اونا داده شن. سازمانا نباید واسه تموم گامهای کاری کارمند محدوده وقتی بزاره. هنگام حل و فصل کردن مسائل و مشکلات و فعالیت کردن دراز مدت با هم با کارکنان دیگه باید با اشتیاق نگریسته شه. علاوه بر اون کارمند باید واسه توجه به نوآوری و خلاقیت فرصت کافی داشته باشه .[۷۴]

و) انگیزه کارکنان: واسه تشویق خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی باید محرکهای انگیزشی مناسب در سازمان ایجاد شه تا افراد، روحیه و انگیزه کافی واسه ایده های جدید و تعهد کارآفرینانه داشته باشه .[۷۳] انگیزه کارکنان۱، با گردهمایی۲ همه عوامل و ابعاد بحث شده ومی تونه به وجود بیاد. معیارهای انگیزه فردی متغیرند. انگیزه کارمند، به طور کاملً به متغیرهای فردی، سازمانی و محیطی بستگی داره.[۷۴]

 

پشتیبانی مدیریت عالی
تفویض اختیار به کارمندان
عوامل موثر در کارآفرینی سازمانی
پشتیبانی مدیریت عالی
پشتیبانی مدیریت عالی
برداشتن مشکلات سازمانی
پشتیبانی مدیریت عالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار۲-۷-عوامل سازمانی موثر بر کارآفرینی سازمانی

 

۲-۴۵- تاثیر دوطرفه فرهنگ و کارآفرینی:

فرهنگ یه جامعه می تونه، موجبات تقویت بنیانای کارآفرینانه رو جفت و جور ساخته و بستر مناسب و مناسب رو واسه رشد و پیشرفت کارآفرینی مخصوصا در سازمانا به وجود آورد. از طرف دیگه کارآفرینی از راه تحریک بخشیدن به جامعه و ایجاد زمینه های پیشرفت همه جانبه، باعث رشد و ارتقای ارزشای اجتماعب شده و با تولید ثروت، امکان سرمایه گذاری بیشتر، در تموم ابعاد از جمله امور فرهنگی رو جفت و جور میکنه کاملا معلومه که واسه نفوذ فرهنگ کارآفرینی در عمق جامعه، باید تموم خرده فرهنگای در رابطه یعنی: فرهنگ کار، فرهنگ مشارکت و کار گروهی، فرهنگ خلاقیت و نوآوری، فرهنگ سرمایه کاری مخصوصا سرمایه گذاری خطر پذیر، و فرهنگ جسارت پروری و خطر پذیری در جامعه شکل گیرد.[۶۰] از طرف دیگه همونجوریکه فرهنگ جامعه بر پروسه ها و پدیده های کارآفرینی تاثیر داره، به طور دوطرفه کارآفرینی هم دارای نقش تعیین کننده ای بر فرهنگ جامعه س و ً کارآفرینی یکی از عوامل اصلی فرهنگ سازی حساب می شه. مثلا، وقتی که اختراعاتی مانند لامپ، برق، تلفن، و …. با اقدامات کارآفرینانه به مرحله تولید انبوه و استفاده عمومی و همگانی رسیدن، اثرات به طور کاملً بنیادی در شکل زندگی آدم داشته و باعث به وجود اومدن شکلای تمدنی جدید شدن.

 

۲-۴۶- ویژگیای سازمان کارآفرین:

سازمانای کارآفرین دارای ویژگیای زیر هستن:

۲-۴۶-۱- اصرار در روش هدف دار تهاجمی:

سازمانای موفق، نوآور و مبتکر هستن اونا به جای نشون دادن عکس العمل در  برابر رویدادها و داشتن حالت واکنشی تلاش می کنن پیش فعالانه و تهاجمی عمل کنن.

۲-۴۶-۲- صمیمت با مشتریان:

سخن گفتن با مشتریان با هدف باخبر شدن از خواسته ها، انتظارات و دیدگاهاشون از رموز موفقیت در کسب و کاره.

۲-۴۶-۳- آزادی عمل و کارآفرینی:

در سازمانای کارآفرین، مدیران اجرایی افراد رو تشویق می کنن که در چهارچوب چشم انداز سازمان، رهنمودها و روش های هدف دار موجود، مسئولیت تصمیمات رو متقبل شن. این به معنی اون هستش که اینجور سازمانایی اطمینان دارن، کارکنانشون از چیزی که در سازمان میگذره، آگاهند و در تفسیر و تحلیل برنامه ها و اقدامات سازمان، مخصوصا در مورد مشتریان سهیم شدن.

۲-۴۶-۴- تاکید بر ارزشای سازمان:

در سازمانای موفق همه با فلسفه و ارزشای سازمان آشنا هستن و وظیفه خود می دونن، باورهای سازمان رو به آگاهی مشتریان و همکاران، مخصوصا افراد تازه استخدام شده برسانند. در این باره اندازه سازمان خیلی مهم نیس. در واقع این کار حتی تو یه خرده فروشی کوچیک هم قابل اجرا هستش.

۲-۴۶-۵- تاکید بر فعالیتای تخصصی خود:

سازمانای موفق معمولاً بر انجام فعالیتایی تاکید می کنن که در اون متخصص و کارآزموده شدن. این به معنی اون نیس که سازمانا نباید فعالیتای خود رو جور واجور کنن، بلکه یادآور این مهمه که واسه ورود به بازار جدید، باید با دقت برنامه ریزی کرد و بازارها رو موشکافی کرد.

۲-۴۶-۶- ساختار ساده و نیروی کار کم:

از ویژگیای سازمان کارآفرین، برخورداری  از ساختاری ساده س!، ساختاری که انجام کار رو تسریع و آسون کنه. تو یه سازمان پیچیده؛ بیشتر مشتریان رو از واحدی به واحدهای دیگه می فرستند، چون هرچه قدر سازمان سخت تر باشه، سیستمای ارتباطی سخت تر و سخت تر عمل میکنن.

۲-۴۶-۷- افزایش بهره وری از مجرای کارکنان:

از ویژگیای سازمان کارآفرین توجه به نقش یه یه افراد در کل سیستم و تشویق موفقیتا در هر کجای

سازمانه. مدیران سازمانای کارآفرین می دونن که اگه موفقیتی حاصل شده، به وجود اومده توسط تلاش و نوآوری کارکنان بوده.

۲-۴۶-۸- اعمال کنترل بر ارزشا و تامین مالی:

سازمانای کارآفرین می گن که کارکنان روبرو با مشتریان، باید از اختیارات لازم در مراحل اراده کردن بهره مند باشن. در عین حالا که سازمان هم باید کنترل دقیقی بر ارزشا و چگونگی تامین پول و پله و سرمایه اعمال کنن. در واقع مدیران کارآفرین به افراد آزادی عمل میدن تا چیزی که رو که شایسته می دونن به انجام رسونن.[۶۴]

از دید دیگه، امروزه پیشرفت ارتباطات به اندازه ای با سرعت در حال افزایش و رو به رشدی رو به رو بوده که بحث دهکده جهانی مطرحه. و این به نوبه خود، باعث رد و بدل کردن روز افزون اطلاعات گشته و فرصتی واسه به کار گیری علم در جهت پیشرفت کارآفرینی به حساب میاد.

 

۲-۴۷- گامای موثر در راه کارآفرین کردن سازمان

۲-۴۷-۱- باور به سازمان:

اگه سازمان خود رو بهتر بدونین کافی نیس، باید اعتقادات راسخ داشته باشین که سازمانتون بهترینه. سازمانی اینطور بر خود می بالد و آرزوی کارکنانش اون هستش که سازمان راه رشد رو ادامه بده. سازمانای کارآفرین، تنها درباره موفقیت و کیفیت محصول حرف نمی زنن، بلکه همیشه دارای این ویژگیا هستن.

۲-۴۷-۲-  ترسیم چشم انداز:

سازمان کارآفرین تونسته، چشم اندازی از آینده خود رو در برابر دیدگان اعضای خود بذاره. احساس وجود یه آینده روشن همیشه اصل پیشرفت میشه و افراد رو به تحقیق رویای خود تشویق کنه. البته هدفا باید قابل رسیدن و مشخص باشن، چون اگه اعضای سازمان، اهداف آینده رو مبهم یا دست نیافتنی بدونن شکست خورده مونده، آخرسر با شکست رو به رو می شن.

۲-۴۷-۳- شناخت کافی از مشتری:

در سازمان کارآفرین مشتری یه منبع مهم اطلاعاتیه. در این سازمان شکایتای مشتریان مورد استقبال قرار میگیره. چون هدف، آموختن درسای جدید و اقدامات اصلاحی در سایه اشتباهات گذشته س.

۲-۴۷-۴- موشکافی محیط:

اگه سازمان تلاش نکنه عوامل فعال در محیط خارجی خود رو درک کنه، هر قدر به بازار جهانی نزدیک می شه با این عوامل نا آشناتر می گرددو در آخر بهترین فرصتا رو از دست میده.

۲-۴۷-۵ – درک سازمان:

سازمانای موفق هیچوقت تصویری ایده آل و مقدس از خود ترسیم نمی کنه. درک سازمان به معنی شناسایی نقاط ضعف و اجرای سیاستهایی به خاطر کاهاش نقاط ضعفه. یکی از زمینه های آسیب پذیری سازمان در مورد امور جاری و روزمره س. در مورد امور عادی سازمان باید مقرراتی وجود داشته باشه تا اطمینان یابیم که سازمان در کارای روزمره هم مانند فعالیتای کارآفرینی از تعهد لازم برخورداره.

۲-۴۷-۶- محاسبه خطر:

سازمان کارآفرین خطر پذیر۲ه، ولی وقتی پذیرای خطر میشه که نقش و اثر عوامل داخلی و خارجی رو محاسبه کرده و ضریب موفقیت خود رو بیشتر از هزینه های مربوط به شکست بدونه.

۲-۴۷-۷- تحمل شکست و آموختن درسایی جدید از اون:

هر سازمان که آماده خطر پذیریه ممکنه روزی با تجربه ای تلخ مواجه شه و شکست بخوره. تلاش واسه شناسایی دلیل شکست و تحلیل اون؛ نه به خاطر شناسایی فرد خطا کار و سرزنش ایشون بلکه واسه جلوگیری از تکرار اشتباه؛ از ویژگیای سازمان کارآفرینه.

۲-۴۷-۸- ارزش قائل شدن واسه افراد و خوشحال کردن محیط کار:

ممکنه افراد واسه کسب پول به سازمان ملحق شن. اما اگه سازمان واسه این افراد و مهارت اونا احترام کافی قائل نشه اونا از محیط کار خود لذت نبرن، وفاداری به سازمان به طبع، کم میشه.

۲-۴۷-۹- اهمیت کالای روزانه و تقدیر از کسائی که این کارا رو انجام میدن:

کارکنان اداره که کارای روزانه رو انجام میدن وظیفه درند از اقدام بقیه که حالت قدرت و خلاقیت دارن پشتیبانی کنن.  در عین حال سازمان باید تلاش کنه، کار همه افراد رو مهم بشمارد و بر این اساس تلاشای اونا رو مورد تقدیر بذاره.

۱ Encourage & reward

۲ Sykes & block

۱ Employee motivation

۲ Meeting

۱ Calculated risk

۲ Venture