فقهای امامیه

عبدالرحمن جزیری چهار دستۀ مزبوز را در سه دسته خلاصه کرده است (جزیری، 1990م، ج5، ص 368).
یکی از فقهای اهل سنت درتعریف بغی از دیدگاه حنفیه می‌نویسد: بغاه همان خروج‌کنندگان برامام و رهبر حق هستند که قیام آن‌ها برحق نیست، پس اگر بر حق علیه او قیام کنند، بغاه نیستند (ابن عابدین، 1407ق، ج3، ص 309).
دریکی از کتاب‌های حنفی مذهب آمده است: بغاه همان خوارج هستند و آن‌ها کسانی می‌باشند که هرگناه کبیره و صغیره را موجب کفر می‌دانند .علیه امام اهل عدل قیام می‌کنند و با جنگ و خونریزی،خون و اموال مردم را به واسطه این توجیه وتأویل فقهی، به نظر خود حلال می‌شمرند و دارای قوت و قدرت مادی هستند (کاسانی، 1417ق، ج7، ص 207).
1-2-3-3- مذهب شافعی
دراصطلاح فقهای شافعی بغی عبارت است از قیام وخروج کردن علیه امام و رهبر جامعه اسلامی؛ مثل جنگ جمل و امتناع کردن از دادن حقی به امام که برامت اسلامی لازم است، آن حق رابدهند، مثل جنگ ابوبکر با کسانی که از دادن زکاه امتناع کردند (فیروزآبادی شیرازی، 1396ق، ج2، ص 279؛ عوده، 1994م، ج2، ص 673).
یکی از نکات قابل توجه در این تعریف آن است که به عادل بودن امام اشاره‌ای نمی‌کند و خروج و قیام برامام جامعه، چه عادل باشد و چه جائر از دیدگاه آن‌ها بغی محسوب می‌شود (ماوردی، 1414ق، ج13، ص99)، لذا صاحب کتاب مغنی المحتاج تصریح می‌کند که آن‌ها مسلمانانی هستند که با امام به مخالفت برمی‌خیزند، ولو اینکه رئیس و رهبر جامعه جائر و ستمگر باشد و خروج‌کنندگان عادل باشند. ضمن اینکه اشاره می‌کند؛ تعبیر « امام اهل العدل» در صاحب کتاب الأمام به همین معنا می‌باشد که امام ولو جائر باشد و آن‌ها اهل عدل باشند (شربینی، بی‌تا، ج4، ص123).
در نتیجه بغی از دیدگاه شافعیه در دو امر خلاصه می‌شود:
1-خروج بر امام وترک کردن اطاعت و انقیاد وی.
2-امتناع و سرپیچی از دادن حقوقی که واجب است، امت اسلامی ادا کنند. با توجه به اینکه از دیدگاه مذهب شافعی خروج برامام چه عادل باشد و چه جائر،جرم بغی به حساب می‌آید. یکی از دانشمندان اهل سنت معتقد است، در صورتی که امام و رهبر جامعه از سه راه ذیل مدیریت جامعه را به عهده گرفته باشد، خروج بر او جرم بغی را متحقق می‌سازد که آن سه طریق عبارتند از:
1-اهل حل و عقد وی را به رهبری جامعه انتخاب کرده باشند.
2- حاکم قبلی وی را به عنوان رهبر و حاکم آینده انتخاب کرده باشد.(ولایت عهدی)
3-با قهر و غلبه بر جامعه استیلا پیدا کرده و حاکمیت آن را به دست گرفته باشد.
اما این نظریه نمی‌تواند صحیح باشد، چرا که اکثر فقهای اهل سنت و همچنین فقهای امامیه خروج بر امام جائر و ستمگر را در زمرۀ جرم بغی به شمار نمی‌آورند.
1-2-3-4- مذهب مالکی
فقهای مالکی در تعریف بغی می‌گویند: بغی جرمی است که از اطاعت امام و رهبری که اطاعت از وی ثابت و واجب شده، درغیر از معصیت الاهی به واسطۀ قیام ولو با توجیه فقهی سرپیچی کنند. بغاه فرقه‌ای از مسلمین هستند که با امام اعظم جامعه یا نائب و جانشین او مخالفت کرده، به خاطر اینکه از ادای حق واجبی که بر عهدۀ آن‌هاست سرپیچی می‌کنند (مالک بن انس، 1323ق، ج2، ص 47).
مذهب مالکی خروج برامام ظالم را بغی نمی‌دانند چون می‌گویند، جنگ با این گروه از خرج‌کنندگان واجب نیست.
جرم بغی عبارت است از قیام وخروج علیه امام و رهبر عادل به واسطۀ توجیه و تأویل فقهی (زحیلی، 1418ق، ج7، ص 5478).
یکی از نکاتی که در تعریف فوق دیده می‌شود، آن است که خروج و قیام برامام جامعه وقتی بغی محسوب می‌گردد، که امامت و حاکمیت او از طریق شرعی اثبات شده باشد. ضمن اینکه در تعریف مذکور وجه اشتراکی با مذهب شافعی دارد، مبنی براینکه سرپیچی کردن از ادای حق واجبی نسبت به امام و رهبر جامعه نیز بغی محسوب می‌شود.
1-2-3-5- مذهب حنبلی
بغی از دیدگاه آن‌ها عبارت است از خروج برامام و رهبر جامعه (ولو اینکه غیر عادل باشد) با توجیه فقهی که عمل آن‌ها را تجویز می‌کند، به شرط آنکه دارای قدرت و نیروی کافی باشند و لذا با نبودن هرکدام از قیود شرایط فوق این گروه از افراد در زمرۀ قطاع الطریق قرار می‌گیرند (فتوحی، 1416ق، ج2، ص 333).
ابن قدامه فقیه معروف مذهب حنبلی می‌نویسد: «بغاه گروهی از اهل حق(مسلمانان)هستند که از حاکمیت و اطاعت امام و رهبر جامعه خارج شده و با توجیه فقهی تجویز کننده، به دنبال خلع وبرکناری رهبر و حاکم جامعه می‌باشند و آن قدر قدرت و نیرو دارند که برای جلوگیری و مبارزه با آن‌ها نیاز به گردآوری سپاه می‌باشد» (ابن قدامه، بی‌تا، ج12، ص 71).
ایشان همانند فقهای حنفی کسانی را که از اطاعت امام جامعه خارج شده‌اند، به چهار دسته تقسیم می‌کنند که درصفحات قبل بیان گردید (همان، ص 66).
1-3- پیشینۀ تاریخی بغی
نگاهی به پیشینۀ تاریخی بغی از دوران رسول خدا (ص) تا عصر حاصر، مؤیّد این نظریه است که شریعت اسلامی در برخورد با مخالفان، شیوۀ خاصی را ارائه و براساس نیّت و نوع جرم همواره بین حرکت‌های مخالفان تفکیک قائل بوده است.
1-3-1- عصر رسول خدا (ص)
بارها رسول خدا (ص) به علی(ع) فرموده بود که پس از من حوادث ناگواری رخ خواهد داد (سبحانی، 1379، ص 619) و ناکثین و قاسطین و مارقین با تو به جنگ برمی‌خیزند و شورش و بغی خواهند کرد. حضرت علی (ع) نیز در نهج‌البلاغه می‌فرماید: « من بین دو امر قرار گرفتم: یا با اهل بغی نبرد کنم و یا به آنچه پیامبر آورده کفر ورزم»! (تاریخ ابن کثیر،ج7، ص 307).