طبقه بندی چن و همکاران

6-3-2) استوارت2 (1997)
“استوارت طبقه بندی خود را بصورت سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری ، سرمایه مشتری ارائه کرد در این طبقه بندی سرمایه انسانی در واقع کارکنان یک سازمان است که مهمترین دارایی یک سازمان است و منظور از سرمایه ساختاری ، دانش قرار گرفته شده در فناوری اطلاعات و همه ی حق امتیازها و طرح و مارک های تجاری است و منظور از سرمایه مشتری ، اطلاعات مربوط به بازار است که برای جذب و حفظ مشتریان بکار گرفته می شود. این طبقه بندی تاحدودی به طبقه بندی اولیه “بونتیس” مشابه است (همان منبع،ص68)3.
7-3-2) یوستک و همکارانش
“یوستک” و همکارانش ، سرمایه فکری را به دو قسمت شامل کالاهای نامشهود و شایستگی های نامشهود تقسیم می کنند که کالاهای نامشهود ، دارایی هایی هستند که می توان آنها را خرید و فروش کرده و به نحو مناسب از آنها حفاظت و ذخیره کرد مانند کپی رایت ها ، علایم تجاری ، طراحی ها ، دانش فنی ، رازهای تجاری و فرانشیــزها. همچنین ایشان و همکــارانش معتقد هستند که این کالاهای نامشهود را می توان به نمودار عینی تری ارزش گذاری کرد اما شایستگی های نامشهود به عوامل متمــایز و مشخصی از مزیت رقابتی اطلاق می شود که یک شرکت را از سایر رقبا متمایز می کند که شامل شایستگی های نوآوری ، شایستگی های ساختاری ، شایستگی های بازاری و منابع انسانی است. (چن گو ،2005، ص 388)4.
8-3-2) پتی 5( 2000)
درطبقه بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی به دو سرمایه انسانی و سازمانی (ساختاری) اشاره می کند و سرمایه فکری را بصورت ارزش اقتصادی این دو مجوعه دارایی های نامشهود 0سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری) توصیف می کند.
سرمایه سازمانی به چیزهایی مانند مالکیت سیستم های نرم افزاری ، شبکه های توزیع و زنجیره های عرضه اطلاق می شود و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی درون سازمان و منابع انسانی خارج از ســازمان است که منابع انسـانی درون وخارج ســازمان شامل کارکنان و مشتــریان وعرضه کنندگــان است(پتی ،2000،ص 162).
9-3-2) چن و همکارانش (2004)
“چن” و همکارانش معتقد هستند که سرمایه فکری از چهار طبقه و عنصر زیر تشکیل شده است:
الف) سرمایه انسانی ب) سرمایه مشتری
ج) سرمایه نوآوری د) سرمایه ساختاری
ولی آنها معتقد هستند که این ساختار و اجزاء سرمایه فکری بسیار ضعف و شکننده است مگر اینکه با یکسری روابط مستمر و بهم پوسته ای حمایت شوند در واقع آنها بر روابط بین اجزاء سرمایه فکری تاکید بیشتری دارند تا بر اجزاء آن (همان منبع، ص 18)3.

نمودار 4-2 مدل چن و همکارانش از سرمایه فکری و روابط بین آنها
منبع (همان منبع ،ص19)4
همچنین در یک طبقه بندی دیگر از سوی جامعه تکنولوژی های اطلاعاتی کمیسیون اروپایی سرمایه فکری به عنوان و بصورت یک جریان سرمایه ای بهم پیوسته ای بین اجزاء و عناصر سرمایه ای آن در نظر گرفته شده است(همان منبع، 19)5.
در این طبقه بندی چن و همکارانش ،منظور از سرمایه انسانی که در واقع مبنا و اساس سرمایه فکری است دانش ، مهارت ها و توانایی ها و طرز فکر کارکنان درباره کسب و کار است.
از نظر آنها در واقع این سرمایه انسانی است که می تواند دانش را به ثروت تبدیل کند و از طرف دیگر این سرمایه انسانی است که اشکال عملیاتی سه سرمایه دیگر را تعیین می کند . بطور دقیق تر، تعریف اجزاء سرمایه های فکری از نظر “چن” و همکارانش به شرح زیر است :
الف) سرمایه انسانی بیانگر دانش ضمنی فراگرفته شده در ذهن و افکار کارکنان است. سرمایه انسانی یک منبع مهم از نوآوری و بازآفرینی یک شرکت است و سرمایه انسانی بصورت ترکیبی از شایستگی ها،طرز فکر و خلاقیت کارکنان تعریف می شود . شایستگی کارکنان در واقع بخش سخت افزاری سرمایه فکری است که شامل دانش، مهارت ها واستعداد های کارکنان و منظور از دانش فنی و دانشگاهی است و مهارت های کارکنان در واقع توانایی انجام وظایف و تکالیف عملی کارکنان است که از طریق تمرین حاصل می شود و برخی از آنها از طریق تحصیلات بدست می آید . طرز فکرها در واقع بخش نرم افزاری سرمایه فکری است که شامل انگیزه برای کار و رضایت از کار است و در واقع به عنوان پیش شرطی برای نمایش شایستگی های کارکنان در نظر گرفته می شوند. خلاقیت کارکنان آنها را قادر می سازد تا از دانش خود استفاده کنند و بطور مستمر نوآوری داشته باشند و بنابراین عامل مهم در گسترش وایجاد سرمایه فکری یک شرکت است.
ب) سرمایه ساختاری با سیستم و ساختارهای یک موسسه سر وکار دارد و در واقع روال ها و روتین های یک کسب و کار است. یک موسسه با سرمایه ساختاری قوی می تواند شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهره برداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابراین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می شود.
سرمایه ساختاری را می توان بصورت فرهنگ ، ساختار سازمانی ، یادگیری سازمانی ، فرایندهای عملیاتی و سیستم های اطلاعاتی تقسیم کرد. هر کدام از اجزاء سرمایه ساختاری می توانند بر روی سه سرمایه دیگر و بخصوص سرمایه انسانی تاثیر بگذارند و متقابلا از آنها تاثیر بپذیرند برای مثال یک فرهنگ قوی می تواند عامل مهمی در انگیزش کارکنان باشد .سرمایه نوآوری با ارائه (معرفی) ترکیب جدیدی از عوامل حیاتی و ضروری تولید در درون یک سیستم تولیدی اطلاق می شود ،این سرمایه می تواند شامل محصولات جدید، تکنولوژی های جدید ، بازار جدید ، مواد جدید و ترکیب جدید باشد با افزایش اهمیت دانش ، سرمایه نوآوری به جزء مهمی از سرمایه فکری تبدیل می شود و این سرمایه می تواند به سه جــــزء موفــقیت های نوآوری ، مکـــانیسم های نوآوری و فـــرهنگ نوآوری تقسیم شود(چن و همکاران، 2000،ص26 ) .
ج) از دیدگاه “بونتیس ” ، سرمایه مشتری به ارزش دانش قرار گرفته شده در کانال های بازاریابی یک سازمان اطلاق می شود که یک موسسه از طریق انجام کسب و کارهای خود آن را خلق و ایجاد می کند. درمقایسه با سه سرمایه دیگر این سرمایه دارای اثرات مستقیمی بیشتر بر روی تحقق ارزش یک شرکت است و بطور فزاینده ای به عامل مهمی در کسب و کارها تبدیل شده است(همان منبع،ص27)1.
10-3-2) پتی و گویتر2( 2000)
طبقه بندی ارائه شده توسط این دو ناظر دارایی های نامشهود “سویبی” را به نمودار جدول زیر که شاخص های مناسبی را به این چارچوب اضافه کردند اصلاح کردند: