شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس

میان ضرایب مالیاتی و میزان افشاء اجباری اطلاعات مالی از سوی شرکتهای خدماتی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنا داری وجود دارد.
با توجه به آزمونهای و تحلیلهایی که از راه رگرسیون و همبستگی در فصل چهارم انجام شد، به این نتیجه رسیدیم که ضرایب همبستگی بین دو متغیر افشای اجباری و ضرایب مالیاتی سوی شرکتهای خدماتی وجود ندارد، آزمون تساوی ضرایب رگرسیون و مقدار ثابت متغیرهای مستقل بیشتر از پنج درصد است. بنابراین فرضیه فوق تائید نمیگردد.
6-2-5 نتیجهگیری پیرامون فرضیه فرعی چهارم
فرضیه چهارم فرعی این تحقیق به شرح زیر بوده است:
میان ضرایب مالیاتی و میزان افشاء اجباری اطلاعات مالی از سوی شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنا داری وجود دارد.
با توجه به آزمونهای و تحلیلهایی که از راه رگرسیون و همبستگی در فصل چهارم انجام شد، به این نتیجه رسیدیم که ضرایب همبستگی بین دو متغیر افشای اجباری و ضرایب مالیاتی ،0.121- می باشد، که نشان می دهد( افشای اجباری و ضرایب مالیاتی) بطور منفی همبسته اند. به این صورت که هر چه ضرایب مالیاتی بیشتر باشد میزان افشا اجباری کمتر میباشد، آزمون تساوی ضرایب رگرسیون و مقدار ثابت ضرایب مالیاتی با صفر کوچکتر از پنج درصد است. بنابراین فرضیه فوق تائید میگردد. از رابطه منفی این فرضیه به این نتیجه میرسیم که با کاهش ضرایب مالیاتی در بخش تولید میتواند منجر به افشاء اجباری بیشتر از سوی شرکتهای تولیدی گردید.
3-5 تجزیه وتحلیل
در دنیای واقعی یک پدیده ممکن است تاثیرعاملها و متغیرهای زیادی قرار گیرد. بخشی از این عاملها برای محقق شناخته شده است و او میتواند تاثیر این عوامل را بر پدیده مورد بررسی تا حدودی مشخص نماید. ولی عاملهای دیگری نیز وجود دارند که یا پژوهشگر از وجود آنها بی اطلاع است و یا اینکه تعیین تاثیر آنها بر متغیر وابسته مورد مطالعه را ندارد.
با توجه به فرضیه دوم اصلی (میان ضرایب مالیاتی و میزان افشاء اجباری اطلاعات مالی از سوی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنا داری وجود دارد) به این نتیجه رسیدیم که بین افشای اجباری و ضرایب مالیاتی رابطه معکوس و معنیداری وجود دارد. وهمچنین با توجه به نتیجهای که از فرضیه چهارم فرعی بدست آمد به این نتیجه میرسیم که معنا داربودن فرضیه اول اصلی ناشی از معنادار بودن رابطه میان ضرایب مالیاتی و میزان افشاء اجباری اطلاعات مالی از سوی شرکتهای تولیدی میباشد.
با توجه به نتایج سایر فرضیهها، لازم است تدوین کنندگان استانداردها و نهادهای ناظر بر فعالیت شرکتها توجه بیشتری بر گزارشگری این نوع شرکتها داشته باشند.
4-5 پیشنهادها
1-4-5 پیشنهادهای کاربردی ناشی از نتایج تحقیق
با توجه به نتایج تحقیق پیشنهادهای زیر ارائه میگردد:
1- سیاست گذاری مقامات مسئول در مورد تعیین ضرایب مالیاتی با توجه به نتایج تحقیقات به منظور رشد اقتصادی کشور
2- دولت عمومأ می تواند با کاهش در ضرایب مالیاتی در شرکتهای تولیدی باعث ایجاد مکانیزمی شود که نسبت به تعیین درآمد مشمول مالیات واقعی و مالیات عادلانه مودی از طریق تحقیق و رسیدگی اتخاذ تصمیم شود، همچنین مودی را بیشتر به ارائه دفاتر واسناد و مدارک جهت رسیدگی متمایل سازد.
3-استفاده از نتایج آن در برنامه ریزی و سیاست گذاری سازمان امور مالیاتی کشور در جهت بهبود روشهای شناسایی و وصول درآمدهای مالیاتی مورد استفاده قرار گیرد.
-4- با توجه به نتایج سایر فرضیهها، لازم است تدوین کنندگان استانداردها و نهادهای ناظربر فعالیت شرکتها توجه بیشتری بر گزارشگری این نوع شرکتها داشته باشند.
2-4-5 پیشنهادهایی برای تحقیقهای آتی
1- بررسی اثرات دیگر مادههای قوانین مالیاتی بر میزان افشا گزارشگریهای مالی
2- بررسی ضرایب مالیاتی به تفکیک نوع صنعت (صنایع داروسازی، خودرو سازی،…) در افشاءگزارشگریهای مالی
3- بررسی ضرایب مالیاتی به تفکیک نوع صنعت در میزان ارائه دفاتر و اسناد و مدارک حسابداری شرکتهای خارج از بورس به ادارات مالیات
4- بررسی نسبت پروندههای علی الراس شده مالیاتی به سایر پروندهها با توجه به ضرایب مالیاتی
5-بررسی ضرایب مالیاتی و مقایسه بین دو جامعه (شرکتهای تولیدی با شرکتهای خدماتی)