سازمان امور مالیاتی

این اطلاعات از نظر کمیته جنکینز برای سرمایهگذاران و تحلیلگران حرفهای بسیار با اهمیت میباشد.
5- بحث و تحلیل مدیریت
بحث و تحلیل مدیریت بخشی از صورتهای مالی است که قصد انتقال اطلاعاتی در مورد تغییرات سال به سال که توسط صورتهای مالی اساسی قابل پوشش نیست را توضیح میدهد.
4-2 بخش سوم : بررسی ارتباط بین ضرایب مالیاتی و میزان افشا در گزارشگری
1-4-2 ارتباط بین ضرایب مالیاتی و میزان افشاء در گزارشگری
مدیریت حسابداری مالی و مدیریت مالیاتی وابسته به یکدیگر هستند. ملاحظات برنامهریزی مالیاتی عوامل محرک مهمی برای گزینههای حسابداری مالی به شمارمیروند و استراتژیهای کاهش مالیات غالباً منجر به کاهش درآمد گزارش شده میگردند. یکی از الزامات مهم مطالعات مذکور آنست که ملاحظات مالیاتی میتوانند به طور بالقوه عوامل تعیین کننده مهمی برای تصمیم گیری مدیریتی درباره گزارشگری مالیاتی باشند. و همچنین افشاء زمانی صورت میگیرد که مطلقاً ضرورت یابد.
با توجه به اینکه احتساب ضرایب مالیاتی جهت محاسبه و تشخیص مالیات علی الراس مورد استفاده قرارمیگیرد . و این ضرایب جزوی از قانون مالیات محسوب میشوند، همچنین زمانی از این ضرایب استفاده میشود که شرکت در ارائه اسناد ومدارک مورد نیازبه اداره مالیات کوتاهی کند و یا اطلاعات مورد نیاز را افشاء نکند.
درحقیقت مدیریت از طریق کاربرد ابزار مالی و ترتیبات مالی مرتبط با آنها اقدام به کاهش مالیاتی میکند، انگیزه فراوانی برای گزارشگری گزینشی چنین ابزار یا ترتیباتی به وجود میآید. گزارشگری گزینشی ابزار مالی و ترتیبات مالی مرتبط با آن در گزارش سالانه صورت میگیرد زیرا گزارش سالانه منبع مهمی است که اداره مالیات برای آزمایش حسابرسی و بازنگری در ریسک عدم رعایت قوانین مالیاتی به آن متکی میباشد. در حالت نهایی، ابزار مالی در صورتی خارج از ترازنامه هستند که برای برنامهریزی مالیاتی متخاصم به کار روند و در حالت بسیار کلی در یادداشتهای صورتهای مالی افشاء شوند. دلیل این امر آنست که ابزار مالی و ترتیبات مالی مرتبط با آن به عنوان ابزار کلیدی هستند که شرکتها از آنها برای تغییر در درآمد و کاهش بار کلی مالیاتی استفاده میکنند.
مدیریت ریسک مالیاتی و استراتژیهای مالیاتی از اینرو عوامل محرک بالقوه مهمی برای تشخیص ابزار مالی در صورت وضعیتهای مالی، نحوه توصیف و سنجش این ابزار و در نهایت افشاء اطلاعات مربوط به این ابزار در گزارش سالانه به حساب میآیند.
فرانک و همکاران، رابطهی بسبار قوی میان ضرایب و سیاستهای مالیاتی بر گزارشگری مالی شرکتهای آمریکایی بدست آوردند.آنها دریافتند که شرکتها به طور همزمان اقدام به مدیریت عواید سودهای مالیاتی و سودهای مالی و مدیریت درآمد دفتری به صورت صعودی و مدیریت درآمد مالیاتی نزولی گزارشگری میکنند. اختلافات مالیات دفتری از سوی شرکتها نشانگر رابطه میان گزارشگری مالی و مالیات میباشند.این شرکتها در انتخاب نوع و دامنه اطلاعات افشا شده در اسناد عمومی مانند گزارش سالانه نیز گزینشی عمل نمایند.
دایرنگ و همکاران دریافتند که مدیران تاثیر قابل توجهی بر سطح اجتناب مالیاتی شرکتها به جای میگذارند اما نه به خاطر تاثیر مستقیمشان بر بخش مالیاتی، بلکه از طریق ایجاد شرایط لازم برای این هدف در راس سازمان. این عوامل در عوض ابزاری در توسعه فرهنگ سازمانی و دیدگاه مدیریتی درباره افشاء گزینشی به حساب میآیند.
یافتههای مالین و همکاران توسط تحقیقات بیگز و براون مورد تائید قرار گرفتهاند، آنها معتقدند که شرکتهای دارای نظارت بهترهیات حاکمه اطلاعات را به سرعت و دفعات بیشتری در بازار افشاء میکنند.
لینسلی و شریوز در جامعه آماری متشکل از 79 شرکت انگلیسی به بررسی تاثیر مالیات بر افشاء در گزارشات سالانه پرداختهاند. سیاستهای تشخیص مالیات بر درآمد عوامل تعیین کننده و مهمی برای افشاء ابزار مالی و گزارشگری مالی به حساب میآیند.
از نظر مدیران شرکتها ابزار مالی را ساختاربندی و به کار میگیرند و طرحها و ترتیبات مالی را اتخاذ میکنند تا مالیات را کاهش دهند. از این رو کاهش مالیات میتوانند عامل انگیزه بخش پرقدرتی برای مدیریت باشد تا اهداف شرکت را به شیوه مقرون به صرفهای محقق سازد. دلیل آن چنین است که ابزارمالی و نقش آن در ساختار مالی دارای الزامات بسیار مهمی در حوزه مالیات بر درآمد میباشند.
با توجه به تحقیقات دیگران انتظار داریم که بین ضرایب مالیاتی با میزان افشا رابطه معنادار و مستقیمی وجود داشته باشد. مستقیم از آن جهت که زمانی از ضرایب مالیاتی استفاده میشود که مالیات شرکت به صورت علیالراس تشخیص داده شود، در نتیجه شرکت زمانی ببیند که محاسبه مالیات آن با استفاده از ضرایب مالیاتی نسبت به محاسبه مالیات از طریق رسیدگی اسناد و مدارک آن کمتر مِیشود لذا ترجیح میدهد به خاطر کمتر پرداختن مالیات، مالیات آن علیالراس تشخیص داده شود پس اطلاعات کمتری افشاء میکند. وهمچنین بالعکس زمانی که ضرایب بیشتر شود شرکت با ارائه و افشا گزارشات مالی سعی بر تشخیص مالیات از طریق رسیدگی اسناد و مدارک دارد.
در این پژوهش به رابطهی بین ضرایب مالیاتی و میزان افشا به تفکیک اجباری و اختیاری در شرکتهای تولیدی و خدماتی جداگانه پرداخته میشود، که نتایج آن در فصل چهارم ارائه خواهد شد.
5-2 بخش چهارم: پیشینه تحقیق
1-5-2 تحقیقات انجام شده داخلی
با توجه به اهمیت بحث مالیاتها، در این باره در ایران تحقیقات زیادی صورت گرفته و پایاننامههای زیادی به رشته تحریر درآمده است که هر کدام از جنبههای مختلف به بحث درباره مالیاتها در ایران پرداخته اند. اما در مورد ضرایب مالیاتی و ارتباط آن با افشاء صورتهای مالی در ایران تحقیقی انجام نشده است.
1- امین احمد پور (1387)، در مقالهای تحت عنوان ” علل علی الراس شدن درآمد مشمول مالیات شرکتهای پیمانکاری” بیان میکند که شرکتها به دلائل زیر تمایل دارند درآمد مشمول مالیات آنها به صورت علیالراس تعیین گردد.
از هر صورت وضعیت تایید شدهی این شرکتها 5% مالیات تکلیفی موضوع مادهی 104 قانون مالیاتهای مستقیم کسر میگردد. با توجه به اینکه در موارد تشخیص علیالراس به دلیل پایین بودن ضرایب مالیاتی معمولاً مالیات متعلقه را از مالیات مکسورهی صورت وضعیتها کمتر شده و موجب بستانکاری شرکتهای پیمانکاری میشود
در مواردی که درآمد مشمول مالیات شرکتهای پیمانکاری از راه رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک تسلیمی تعیین میگردد، به دلیل اینکه برخی از هزینهها مستند نبوده یا فاقد فاکتورهای مورد قبول سازمان امور مالیاتی میباشد اینگونه هزینهها برگشت داده میشود و به سود ابرازی افزوده میگردد.
در صورتی که درآمد مشمول مالیات شرکتهای پیمانکاری از راه رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک تسلیمی تعیین گردد ، آن دسته از پرداختهای مشمول مالیات تکلیفی موضوع مادهی 104 قانون مالیاتهای مستقیم که مالیات آنها به دلیل عدم آگاهی توسط شرکتهای پیمانکاری کسر نگردیده مشخص میشوند. در این صورت مودی مکلف به پرداخت مالیاتهای یاد شده به همراه جرائم متعلقه میگردد. لذا مالیاتی را که در اینصورت میپردازند تقریباً برابر با مالیات علیالراس خواهد بود.