رسول خدا (ص)

تناسب این سوره قبل «الضحی» بسیار روشن است زیرا در هر دو سوره خداوند مهربان، الطاف و عنایات خود را بر پیغمبر محبوبش یادآوری فرموده وی را متذکّر می سازد که چگونه مورد مهر و محبّت او بوده و چه نعمت های بزرگ به وی بخشیده است وهم او را امیدوار می سازد که در آینده نیز بهتر و بیشتر از گذشته مشمول انعام و احسان پروردگارش خواهد بو و از این جهت مفسران شیعه آن دو را یک سوره به حساب آورده و بسم ا… را در میان نمی آورند همچنانکه دو سوره فیل و قریش را یکی دانسته اند و اغلب مفسران اهل سنت نیز یکی بودن این دو سوره را نقل نموده ولی بعضی از آنها در آن تردید کرده اند.
محتوای سوره: این سوره بعد از سوره ضحی نازل شده و از لحاظ محتوا، عیناً دنباله موضوعاتی است که در آن سوره مطرح شده و بخش دیگری از مواهب الهی که به پیامبر اعطا شده ذکر گردیده است.
این سوره به سه موهبت دیگر اشاره دارد و به دلیل همین پیوند محتوایی، این دو سوره، یک سوره شمرده شده است. از این رو در نماز برای اینکه یک سوره کامل خوانده شود، هر دو را با هم می خوانند. این موضوع در روایات معصومین نیز بیان گردیده است.
مفهوم کلّی: در این سوره، خداوند نعمت های بزرگ را که برای پیشرفت رسالت پیامبر ارزانی داشته یادآور می شود. از جمله برطرف کردن مشکلات ابلاغ رسالت. در ادامه فرموده است: ای رسول (ص)، ما علاوه بر پیروز کردن تو در اهداف رسالت، آوازه ات را جهانی کردیم. برای این منظور، به تو شرح صدر عطا کردیم و این را بدان که برای رسیدن به هدف ها باید از کوره راه های مشکلات گذر کرد. آنچه در این سوره مبارکه جلب توجه می کند این است که به پیامبر (ص) توصیه شده که وقتی از مشکلات رسالت فارغ شدی، به رنج عبادت تن در ده و کوشش نما.
در این سوره رسول خدا (ص) را امر می کند به اینکه کمر خدمت در راه خدا ببندد، و به سوی او رغبت کند، و به این منظور نخست منتهایی که بر او نهاده تذکار می دهد، و این سوره هم می تواند مکی باشد و هم مدنی، ولی سیاق آیاتش به مدنی بودن سازگارتر است. و در بعضی از روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام نقل شده که فرموده اند: سوره (والضحی) و سوره (الم نشرح) یک سوره اند، و نیز این معنا از طاووس و از عمربن عبدالعزیز نقل شده، فخررازی در تفسیر کبیر خود بعد از نقل این معنا از دو نفر نامبرده گفته است: این دو نفر پنداشته اند ابتدا سوره دوم یعنی جمله (الم نشرح) بمنزله عطف است بر آیه ی ششم سوره قبل، یعنی جمله (الم یجدک یتیماً فآوی)، و این پندارشان درست نیست.
برای اینکه سوره والضحی در حال اندوه رسول خدا (ص) از آزار کفار نازل شده و جنبه تسلیت دارد، چون حالت آنجناب حالت محنت و تنگ حوصلگی است، و سوره دوم اقتضاء دارد در حالی نازل شده باشد که آنجناب شرح صدر و حالت خرسندی داشته باشد، و چگونه ممکن است در یک سوره این دو حالت در آنجناب و این دو لحن در بیان جمع شود؟
2-2-2- شأن نزول:
درباره شأن نزول این سوره و سوره پیش (الضحی) مفسران حدیثی از پیغمبر (ص) نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند «از پروردگارم پرسشی کردم که دوست داشتم چنان پرسشی نکرده بودم. گفتم پروردگارا پیش از من پیامبرانی بودند که برای بعضی باد را مسخر کردی و برخی به اذن تو مردگان را زنده می کردند و به دیگری پادشاهی بزرگی بخشیدی که پس از وی کسی را چنان سلطنت نسزد و همچنین آن حضرت نعمت هایی را که بر پیغمبران پیشین ارزانی شده یاد می کند آنگاه خداوند الطاف و مراحمی را که درباره حبیبش مبذول فرموده است یادآوری کرده می فرماید: «علاوه بر جمیع این نعمت ها به تو سه خصلت کرامت کردم که با آن سه خصلت ترا بر اهل آسمان و زمین برتری دادم و آن سه گشودن و روشن کردن سینه و قلب و فرو نهادن بارگران از تو و بلندی نام تو است.»
از این حدیث که بسیاری از مفسرین علامه و خلاصه بعضی مختصر تر و بعضی مفصل تر آن را بیان کرده اند. عظمت و اهمیت نعمت عظمای شرح صدر به خوبی و روشنی دانسته می شود که در برابر آن همه معجزات و کرامات و نعمت های بزرگ و قدرت ها و ثروت ها و سلطنت های بسیار بی نظیر که به سایر انبیاء داده شده به بزرگ و برتر و سرور و خاتم پیامبران شرح صدر مرحمت شده است.
2-2-3- وجه تسمیه سوره:
شرح صدر و گشادگی و فراخی سینه در نگرش قرآن، کنایه از ظرفیت بسیار به منظور شناخت حقایق و دریافت واقعیت ها از سراب ها، و اشاره به تحمل سختی ها و رنج ها در راه هدف، و نیز مهر و مدارا با هم دین و هم نوع در زندگی است. پیامبر گرامی به این ویژگی بزرگ آراسته بود و این یکی از نعمت های گران خدا بر اوست، که در نخستین آیه آمده و نام این سوره نیز از آیه ی اول برگرفته شده است.
2-2-4- دورنمایی از محتوای این سوره:
در این سوره کوتاه و آیات چندگانه آن، این نکات ارزشمند و الهام بخش به تابلو می رود:
سه موهبت پرشکوه خدا به پیامبر،
موهبت توسعه شخصیت،
بر داشته شدن بارهای گران از دوش،
بلند آوازه شدن نام پیامبر،
ماندگار شدن راه سعادت آفرین او،
نویدهای شورانگیز و شوق آفرین،
بشارت رفع مشکلات و تنگناها در آینده نزدیک،
یک اصل امیدبخش در زندگی،
چند رهنمود سرنوشت ساز برای خودشکوفایی بیشتر.
2-2-5- نگرش به واژه ها:
شرح: این واژه در اصل به معنی گسترش بخشیدن به دل با برداشتن چیزهایی است که مانع از دریافت و احساس آن می گردد.