رابطه دین با قرض

در این مورد یادآوری چند نکته لازم به نظر می‌رسد:
این اضافه پرداخت حق نیست.
برای قرض دهنده بهتر است که این اضافه را نگیرد و به گرفتن اصل وام اکتفا کند. به خصوص در جایی که پرداخت اضافی انگیزه برای قرض دادن باشد، بهتر است که اضافی دریافت نشود. در حدیثی از امام صادق7 نقل شده است که شخصی خدمت حضرت علی7 عرضه داشت: مردی به خاطر بدهی که به من داشته، هدیه‌ای به من داده است. حضرت فرمود:
احْسُبْهُ مِنْ دَیْنِکَ عَلَیْهِ.
هدیه را به حساب اصل بدهی او کسر کن.
حکم پرداخت اضافی به خاطر این واقعیت اجتماعی است که مردم از نظر بهره گرفتن از امور مادی و معنوی، دارای روحیات متفاوتی هستند. عده‌ای حاضرند وجوه مازاد بر نیاز خود را به افراد نیازمند قرض دهند. اما برخوردار شدن از دریافت بیشتر به آن‌ها انگیزه بیشتری می‌دهد و سبب می‌شود استقبال بیشتری از قرض دادن صورت گیرد.
1-1-3. دین
در کتب لغت، برخی گفته‌اند که در عربی به قرض و وام دین گویند. برخی نیز آن را هر چیز غیر حاضر معنی کرده‌اند. عده‌ای به طور مشخص گفته‌اند که دین آن است که وقت ادای آن مشخص باشد و اگر مشخص نباشد، آن را قرض گویند. این معنا از دین از باب نام‌گذاری سبب به جای مسبب است، چون وام مدت‌دار یکی از اسباب تحقق دین در ذمه وام گیرنده است نه خود آن.
ابن حمزه هر تکلیف مالی که بر ذمه شخصی وارد شود را دین می‌نامند و می‌گوید:
الدّینُ کُلُّ مالٍ لَزِمَ فِی الذّمَّهِ عِوَضاً عَن عَینٍ مِثلِه‌.
پس می‌توان گفت که دین مال کلی است که به سببی از اسباب در ذمه شخص ثابت می‌گردد. در اصطلاح فقها گاهی کلمه دین در مقابل عین استعمال می‌شود؛ به این معنی که مال کلی را که در ذمه ثابت می‌شود بدون آن که معین و مشخص باشد، دین می‌گویند؛ اما عین به اشیاء معین و مشخص که وجود خارجی دارند گفته می‌شود.
1-1-3-1. رابطه دین با قرض
برخی از دانشمندان دین و قرض را به یک معنا به کار برده‌اند اما از آنجا که قرض یکی از علل و اسباب ثبوت دین می‌باشد، برخی گفته‌اند که نسبت بین آن‌ها عموم و خصوص مطلق است. برخی نیز از این جهت که قرض مختص اشیای مثلی و دین اعم از مثلی و قیمی است، این نسبت را قائل شده‌اند.
1-1-4. ربا
1-1-4-1. ربا در لغت
ریشه اصلی کلمه ربا عربی است. هنگامی که چیزی زیاد شود و رشد کند گفته می‌شود: «ربا الشی‌ء». به همین دلیل هنگامی که پهلوهای اسب از دویدن بسیار ورم می‌کند گفته می‌شود: «ربا الفرس»، به بلندی‌ها و برجستگی‌هایی که در روی زمین دیده می‌شود نیز «ربوه» می‌گویند. در لسان العرب آمده است:
رَبا الشّی‌ءُ یَرْبُو رُبُوّاً و رِباءً: زَادَ وَ نَما.
فلان چیز ربا یافت و ربا می‌یابد، یعنی زیاد شد و نمو کرد.
1-1-4-2. ربا در قرآن
در قرآن مشتقات واژه ربا به معنی فزون شدن و بالا آمدن آمده است:
فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ: و چون آب را فرو فرستادیم، زمین جنبش گرفت و به سبب رشد گیاهان بالا آمد.
وَ آوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَهٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَ مَعِینٍ: آن‌ها را در زمینی بلند جای دادیم.
اما خود کلمه «ربا» به معنای فزون شدن مال از سرمایه اولیه است که در میان اعراب پیش از اسلام نوعی معامله رایج مثل خرید و فروش بود. شریعت اسلام بین این دو فرق گذاشت:
ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا