در مورد پویایی[۱] کیفیت زندگی

    1. رضایت فردی: که این بخش مهم ترین بخش در تحقیقات کیفیت زندگی می باشه، به عنوان بخش رضایت عمومی فرد از زندگی، بطوری که بخش بزرگ تحقیقات کیفیت زندگی رادر امریکا به خوداختصاص داده.
    2. عوامل محیط فیزیکی: شامل استاندارد های محیطی وکیفیت محل زندگی نظیروجود امکانات اولیه ورفاهیزندگی ودسترسی به اونا.

 

  1. عوامل محیط اجتماعی: مانند شبکه های پشتیبانی خونواده واجتماعی به عنوان یکی از جنبه های بنیادی محیط اجتماعی چه درجوامع اولیه وچه تا به امروزوجودداشتهه کهاین موضوع اهمیت آنهارا نشون می دهد.
  2. عوامل اقتصادی اجتماعی: با برتر دونستن فرهنگ مصرف جهانی وپاسخ آدما به این فرهنگ، درآمدوثروت به عنوان عوامل اساسی مؤثر بر کیفیت زندگی افراد تلقی می شن یعنی لیست چیزای مهم اولیه زندگی در حال زیاد شدنه.
  3. اقتصاد

  4. عوامل فرهنگی: فرق های فرهنگی ناشی ازپایگاه های اجتماعی متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعیت طبقاتی، گذشته قومی ومذهبی افراد رادر بر می گیرد مخصوصا وقتی که کیفیت زندگی رو از راه و روش ذهنی بررسی می کنیم.
  5. عوامل سلامتی: از ناتوانی وبیماری به عنوان ویژگی های زندگی آینده واز مرگ واز مرگ به عنوان رویدادی حتمی نام برده می شه، مشخص شده که بین سلامت جسمی، توانایی عملکردی وسلامت روان با کیفیت زندگی رابطه معنی دار هست.
  6. عوامل شخصی: شامل شخصیت وساخت روان شناختی یه فرد بیشتر در رابطه باسلامت روان اونه این عوامل بطور غیر مستقیم از راه اثر بر سلامت روان بر کیفیت زندگی افراد اثر می گذارد.
  7. عوامل استقلال فردی: که مربوط به عوامل شخصیتی ومستقل از محیط فیزیکی واجتماعی می باشن مانند توانایی اراده کردن، کنترل فردی، کنترل یا بحث دور و بر محیط فیزیکی واجتماعی منطبق بر آنهامی باشه.
  8. اراده کردن

شایع ترین عواملی که درارتباط با کیفیت زندگی در تحقیقات جور واجور موردبررسی قرارمی گیرند شامل متغیر های دموگرافیک، عوامل اجتماعی، مسائل مربوط به درمان مانند نوع جراحی، درمان های کمکی وطول مدت پیگیری می باشن، هم اینکه تحقیقات روی عواملی مانند مریضی های همراه، وضعیت تأهل ووضعیت زندگی تمرکز دارن (منفردو همکاران۱۳۹۲).
تأهل

 

۲-۲-۵-۵- نظریه های کیفیت زندگی

درمراحل ابتدایی تحقیقات تجربی کیفیت زندگی به شکل کاهش گرایانه و یه بعدی انجام می شد مثلاً محدود به مریضی های روانی طولانی بود ولی درزمان دهه های گذشته مفهومی چند بعدی یافته ودر سیاست های رفاه اجتماعی اهمیت پیدا کرده. روانشناسان فکر می کنند زندگی بشر دارای دو بعده، یکی سطح که به جنبه های رو آدم اشاره داردودیگری عمق که به جنبه های مخفی ونادیدنی آدم اشاره داردودر این بعد آخراست که فهم وشناخت ما از جهان شکل می گیرد. حالا اتفاق نظر چندانی در چیستی معنی کیفیت زندگی ووجود نداردودر بخش های متفاوت علمی با برداشت های جور واجور بکار برده می شه.

کالمن[۲] می گوید کیفیت زندگی گستردگی امیدوآرزوست که از تجارب زندگی ناشی می شه (کالمن۱۹۸۴).

فرانس و پاورز[۳]، کیفیت زندگی رو درک فرداز رفاه می دانندکه از رضایت یا نبود رضایت در بخش های اصلی زندگی ناشی می شه (فرانس وپاورز ۱۹۸۵). به هر حال در مورد کیفیت زندگی نظریه های زیادی مطرح شده که به خلاصه بعضی ازآنها ذکر می کنیم.

۲-۲-۵-۵-۱- نظریه کیفیت زندگی جهانی

یکی ازنظریه های کیفیت زندگیه که چند نظریه رادریک طیف ذهنی-اصالت وجودی- عینی رو در خوددارد. ونتگودت و مریک[۴] (۲۰۰۳)این سه طیف رو به قرار زیربیان می کنن:

کیفیت زندگی ذهنی: احساسیه که فردازلذت بخش بودن زندگی خود داره، هرفردشرایط، احساسات وعقایدش رو شخصاً آزمایش می کندورضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی رو مشخص می کنه.

کیفیت اصالت وجودی زندگی: به معنی لذت بخش بودن زندگی در سطح عمیق تریمی باشه در این دیدگاه فرددارای وجود عمیق تریه که شایسته احترام بوده واین فرد می تونه منطبق با وجود خود زندگی کنه.

کیفیت زندگی عینی: به معنی درک چگونگی لذت بخش بودن زندگی فردتوسط دور و بر می باشه، این دیدگاه تحت اثر فرهنگی می باشه که مردم درآن زندگی می کنن (ونتگودت ومریک ۲۰۰۳؛ به نقل از موحدوکاسمایی۱۳۹۰).

نظریه ونتگودت کیفیت زندگی رو دارای لایه های زیاد در نظر می گیرد که در اون بین سطح و هسته مرکزی کیفیت زندگی یعنی لایه رویی و لایه عمیق اون هماهنگی هست (رستگار، محمدی وپاکباز۱۳۹۲).

[۱]dynamic

[۲]Calman

[۳]Ferrance & Powers

[۴]Ventegodt & Merik