دانشجویان کارشناسی ارشد

نظریه مبادله اجتماعی:
بارارا اهمیت دوطرفه بودن حمایت اجتماعی را مطرح نمود وهمچنین، به تناسب وکافی بودن حمایت اجتماعی که از سوی دیگران ارائه می شود اشاره کرد. برهمین اساس، وقتی افرادی می خواهند ارتباطات اجتماعی را توضیح دهند، انتظار تعامل دوسویه ودادن گرفتن حمایت را دارند. علوم اجتماعی برای شرح عملکردهای حمایتی، در روابط بین فردی نظریه هایی را ارائه می دهندکه یکی از این نظریه ها نظریه مبادله اجتماعی می باشد. این نظریه اولین بار توسط گئورگ سی هومنز بیان شده است. وی برای بیان نظریه ی مبادله اجتماعی به شرح وبسط قضایایی شامل موفقیت یاانگیزه، ارزش، محرومیت، اشباع وپرخاش پرداخت. (رامبد وهمکاران، 42:1389) هریک از گزاره های نظریه هومنز، به عنوان عامل های حمایتی اجتماعی محسوب می گردند که رفتارهای بعدی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند. اما به طور کلی، عقیده هومنز براین است که هر رفتاری که پاداشی را درپی داشته باشد، گرایش به بسط درموقعیت های مشابه دارد. درواقع، هررفتاری از فرد که پیامد مثبت وموفقیت آمیزی داشته باشد گرایش به حرکت به سوی رفتارهای مشابه دارد وآمادگی آن فرد را برای انجام رفتارهای همانند بیشتر می سازد.
5-2- مروری بر پژوهش های انجام شده:
1-5-2- پژوهش های انجام گرفته درایران:
منظور ازمروری برنوشته این است که محقق پژوهشهای قبلی درباره موضوع را بررسی کند واین بررسی موجب می شود که محقق باآنچه درباره موضوع شناخته شده وآنچه شناخته نشده است آشنا شود وبدین ترتیب محقق با استفاده ازمطالعاتش خواهدتوانست چشم اندازی را که تصورمی کند برای پژوهش خود مناسب تر است تعیین کند.
درزمینه تاثیرحمایت جتماعی برسلامت عمومی دانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تحقیقی صورت نگرفته اما برخی تحقیقات مشابه با موضوع پژوهش درجوامع آماری دیگر به شرح ذیل می باشند که مورد بررسی قرارمی گیرند.
1ـ «رابطه حمایت اجتماعی ومنبع کنترل درونی باسازگاری دردانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه مشهد» این پژوهش توسط سهیلاعبدی فردرشته علوم تربیتی دردانشگاه تربیت معلم تهران سال1384 انجام شده است.
سازگاری ازمباحث عمده ای است که رابطه تنگاتنگ باسلامت روانی دارد. درگذشته بیماران ازآن روکه رفتاری متفاوت داشتند مورد طرد واقع می شدند وبه علت برخوردار نبودن از رفتار سازگارانه باروشهای مختلف مورداذیت وآزار قرار می گرفتند. امروزه آشکارگشته که آشنایی بامفاهیم اساسی بهداشت روان واصول سازگاری نقش مهمی درپیشگیری از اختلالات روانی وبرخورداری ازسلامت روان دارد. روانشناسان سازگاری فرد را دربرابر محیط مورد توجه قراردادند و ویژگی هایی ازشخصیت رابهنجار تلقی کرده اند که به فرد کمک میکند تاخود را باجهان پیرامون سازگارنمایند. طبق نظریه طرفداران یادگیری اجتماعی، آدمیان وموقعیت ها به طوردوسویه برهم تاثیرمی گذارند لذا برای آنکه بتوان به پیش بینی رفتاردست زد باید ازچگونگی تعامل ویژگی های آدمی باشرایط محیطی اطلاع حاصل نمود. به نظر آنان تعهد وکنترل، مبارزه جویی وتوانایی دربرقراری روابط محبت آمیز بادیگران ازجمله ویژگی هایی است که افراد بهنجار به مقدار بیشتری ازآنان برخوردارند. شواهد تحقیقی بیان می کند که روابط اجتماعی در زمینه سلامتی مهم می باشند. فقدان حمایت اجتماعی که براثرکمبود شدید مهارتهای اجتماعی یا ازدست دادن ناگهانی یک فرد دوست داشتنی به وجود می آید ممکن است به طور معنی داری برسلامت فرد اثربگذارد، اثرتعدیل کنندگی درحمایت اجتماعی می تواند پیشگیرانه یا توانبخش باشد.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین متغیر حمایت اجتماعی وسازگاری وهمچنین رابطه بین منبع کنترل درونی باسازگاری می باشد. جامعه مورد نظرشامل کلیه ی دانشجویان شاغل به تحصیل درمقطع کارشناسی ارشد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند یک نمونه 42نفری متشکل از34 مرد و8زن، 20متاهل و22مجرد در 5گروه تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه، فنی ومهندسی، پزشکی وکشاورزی پرداخته شده است. نتایج حاکی ازاین است که:
ـ رابطه معناداری بین متغیر حمایت اجتماعی وسازگاری وجود دارد.
ـ رابطه معناداری بین متغیرهای منبع کنترل درونی با سازگاری وجود ندارد.
بدین ترتیب متغیرهای حمایت اجتماعی وسازگاری وهمچنین منبع کنترل درونی درجامعه ازهم مستقل می باشند. انتقادی که به این پژوهش می توان وارد کرد این است که نمونه 42 نفری انتخاب شده برای تحقیق کمی وباتوجه به 5گروه تحصیلی علوم انسانی، علم پایه، فنی ومهندسی، پزشکی وکشاورزی اندک می نماید.
2ـ «ارتباط بین پیشینه اجتماعی، اقتصادی، حمایت اجتماعی، عزت نفس بامیزان افسردگی درمیان دانشجویان دانشگاه تهران» این پژوهش توسط آقای گل رضایی در دانشگاه تربیت مدرس در مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی درسال 1375 انجام شده است.
دراین پژوهش برای آزمون این فرضیات که پیشینه اجتماعی، اقتصادی، حمایت اجتماعی وعزت نفس با افسردگی رابطه معنی داری دارند یا خیر تعداد229 دانشجوی شاغل به تحصیل دردانشگاه تهران با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای ازمیان 20 خوابگاه دانشجویی انتخاب شدند، دانشجویان دررشته های مختلف دوره کارشناسی تحصیل می کردند، آزمودنی ها به سوالات تست افسردگی بک، مقیاس حمایت اجتماعی، قیاس عزت نفس وسوالات مربوط به پیشینه اجتماعی و اقتصادی پاسخ دادند.
ـ رابطه معناداری بین دومتغیر حمایت اجتماعی، عزت نفس با افسردگی وجود دارد.
ـ ر
ابطه معناداری بین پیشینه اجتماعی واقتصادی با افسردگی وجود ندارد. این دومتغیر 36% تغییرات مربوط به افسردگی را در جمعیت مورد مطالعه توضیح می دهد.
نقدی که براین پژوهش وارداست این است که نمی توان نتایج را به کل جامعه آماری نسبت داد چون آزمودنیهای خود را تنها ازمیان دانشجویان ساکن خوابگاه انتخاب نموده است درحالی که تعدادی ازدانشجویان دانشگاه تهران به طور حتم ساکن خوابگاه نمی باشند.
3ـ «بررسی رابطه میان رضایت از زندگی وحمایت اجتماعی باسلامت روان دانشجویان ورودی82-81 دانشگاه تهران» این پژوهش توسط آقای بخشی پور وهمکاران برای مرکز مشاوره دانشگاه تهران انجام شده است. آزمودنی های این پژوهش کلیه دانشجویان ورودی کنکور 82-81 بوده که 3261 دانشجورا شامل می شد. ازاین تعداد 1248 نفرمذکر، 2012 نفر مونث ویک نفر نامشخص، 96 نفرمتاهل، 3163نفرمجرد ودونفر نامشخص بودند. کلیه دانشجویان ورودی حین ثبت نام پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی را به همراه پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-12)، مقیاس رضایت از زندگی (TSWLS) ومقیاس حمایت اجتماعی (SSS) را تکمیل نمودند. هرسه ابزار، ازویژگی های مطلوب روان سنجی برخوردار می باشند که نتایج آن بیانگر اینست که:
ـ رضایت از زندگی وحمایت اجتماعی به شکل معناداری سلامت روان را پیش بینی می کند.
ـ تاهل به شکل معناداری به بهداشت روانی بالاتر ورضایت از زندگی واحساس حمایت اجتماعی همبسته است.
ـ دربین دانشجویان براساس جنسیت درسلامت روانی تفاوت معناداری وجود ندارد.
محقق براین موضوع تاکید دارد که حمایت اجتماعی به مثابه یک تعدیل کننده تجربه سوگ عمل می کند. افرادی که فقدان را تجربه می کنند وقتی ازحمایت اجتماعی برخوردار باشند، بهتر باآن کنار می آیند وبهبودی ازتجربه سوگ با سهولت بیشتر وبهتری صورت می گیرد. همچنین حمایت اجتماعی درکاهش علایم افسردگی پس از سوگ تاثیر معناداری می گذارد. دربحث ونتیجه گیری این پژوهش عنوان شده که هرچه دریافت شخص ازمیزان حمایتی که ازسوی دیگران دریافت می دارد بالاتر باشد، به همان نسبت سلامت روان بالاتری دارد. یافته های این پژوهش برطرح بومی گرایی تاکیددارد، مبنی براینکه تفاوت دانشجویان ورودی برحسب محل سکونت نشان داده است که هرچه دانشجو به محل سکونت نزدیک تر باشد، رضایت بالاتری از زندگی، احساس حمایت اجتماعی بیشتر وسلامت روانی مناسب تری در اومشاهده می شود. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داده است که می توان برحسب پاره ای ازمتغیرها مانند شاخص های رضایت از زندگی، حمایت اجتماعی وپاره ای از ویژگی های جمعیت شناختی، دانشجویان آسیب پذیر ودرمعرض خطر راشناسایی نمود.
نقدی که به این پژوهش می توان وارد کرد این است که باپرکردن پرسشنامه درحین ثبت نام ورود به دانشگاه، نمی توان پاسخ مطلوب دریافت کرد، زیرا فردی که اخیراً درکنکور پذیرفته شده وهنوز تجربه ای نسبت به دوری ازخانواده ندارد ومحیط دانشگاه وخوابگاه را به خوبی نمی شناسد، نمی تواند به طور دقیق به سوالات پاسخ دهد. علاوه برآن استرس واضطراب اولین ثبت نام وانتخاب واحد دردانشگاه نیز می تواند درپاسخ گویی دخالت نماید.
4ـ «بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان ورودی سال تحصیلی 74ـ 73 دانشگاه تهران» این پژوهش به منظوربررسی وضعیت سلامت روانی پذیرفته شدگان ورودی سال تحصیلی سال تحصیلی 74ـ 73 دانشگاه تهران توسط سید عباس باقریزدی وهمکاران برای دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم وتحقیقات وفناوری انجام گرفت. 2321 دانشجوی پذیرفته شده به طور تصادفی وبرای اولین بار درایران پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-12) را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که 30% پذیرفته شدگان از احساس غمگینی وافسردگی و26% ازتحت استرس بودن رنج می برند. 4% آنها سابقه بیماری عصبی وروانی را درگذشته خود ذکرنموده اند. نتایج این پژوهش نشان دادکه: