حکومت اسلامی

1.قبل از شورش مسلحانه و اقدام به جنگ.
2.بعد از شورش مسلحانه و اقدام به جنگ.
2-8-2- 1- قبل از اقدام به جنگ
اول: تجمع و بیان عقاید خود و تبلیغ اهداف و نظراتی که دارند، برای آنها جایز است.
مرحوم کاشف‌الغطاء می‌گوید: « نباید بر کسی که در ضمیر و درون خود بغی را پنهان داشته و چیزی اظهار نمی‌دارد و یا فقط اظهار عدم اطاعت و بغی به صورت زبانی می‌کند مورد تعرض قرار گیرد» (کاشف‌الغطاء، کشف‌الغطاء، ص 404).
البته اگر این عمل تحت عنوان دیگری جرم باشد، حکومت اسلامی با او مقابله خواهد کرد؛ چنان که سایر دولت‌ها چنین فردی را با عنوان مجرم سیاسی تحت تعقیب قرار می‌دهند. همچنین اگر تبلیغات خطرناک بوده و برای نظام اسلامی در حدّ براندازی و سرنگونی باشد، به عنوان شروع به محاربه (خامنه‌ای، سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه امیر کبیر تهران، اسفند ماه سال 1379) و یا بغی می‌توان او را مشمول مجازات محاربه و یا مجازات تعزیری مثل حبس و توقیف و یا مجازات‌های دیگر دانست (عوده، التشریع جنائی الاسلامی، ترجمۀ اکبر غفوری، حقوق جنائی اسلام، ج1، ص 141).
آیه ا… سید اسماعیل صدر می‌گوید: آزادی اجتماع و تبلیغ و نرمش تا زمانی است که خطری برای نظام اسلامی و مسلمانان در بر نداشته باشد، امّا در صورتی که نرمش در مقابل باغیان موجب تقویت اهل بغی و تضعیف اهل حق شود، نرمش در مقابل آنان جایز نیستو از نظر حقوق اجتماعی تا زمانی که دست به شورش نزده‌اند، مانند سایر شهروندان از حقوق و آزادی برخوردار هستند. سیرۀ علی (ع) در برخورد با مخالفان این گونه بوده است.
دوم-دارای مسئولیت جنایی و مدنی است:
علامه حلّی پس از ذکر مسئولیت باغی، در مورد ضمان اموال و یا نفوسی که قبل از جنگ تلف نموده است ادعای اجماع می‌نماید (علامه حلی، منتهی المطلب، ج2، ص 986).
عبدالقادر عوده، یکی از صاحب‌نظران در این مورد، چنین می‌گوید:
اگر شخص ( منظور باغی است) در گفتار و یا دعوت خود قبل از شورش مسلحانه اقدام به جنگ، با نصوص شرعی مخالفت کند، نسبت به جرم خود به عنوان جرم عادی مجازات می‌شود: اگر قذف کند حد می‌خورد و اگر دشنام دهد تعزیر می‌شود (عوده به نقل از غفوری، حقوق جزائی اسلام، ص 141).
سوم- دارای حق استفاده از مجامع عمومی است:
هنگامی که خوارج زبان به اعتراض علیه امام علی (ع) گشودند، با قرار دادن این حق حقوق مخالفان خود را برشمرد و فرمود «لانمنعکم مساجد الله ان تذکرو فیها اسم الله» ما شما را از حضور در مساجد منع نمی‌کنیم. مسجد در دین اسلام مظهر مجامع عمومی است و علی (ع) با این جمله، حق استفادۀ از مجامع عمومی را جزو حقوق آنها اعلام نمود (شیخ طوسی، المبسوط، ج7، ص 269).
چهارم- حق استفاده از درآمدهای عمومی:
«لانمنعکم الفیءَ ما دامت ایدیکم معنا» شما را از بیت‌المال محروم نمی‌کنیم تا زمانی که دستتان با ماست (یعنی تا زمانی که دست شما علیه ما نیست و از دست که مظهر قدرت است علیه ما استفاده نکرده‌اید) می‌توانید از درآمدهای عمومی استفاده نمایید.
با این بیان یکی دیگر از حقوقی که علی (ع) به عنوان حاکم اسلامی برای مخالفان می‌شمارد، حق استفادۀ از درآمدهای عمومی است (همان).
پنجم- عدم شروع به جنگ از طرف ما:
«لانبدئکم بالقتال»؛ ما شروع به جنگ نمی‌کنیم (همان): و آغازگر جنگ نخواهیم بود از جمله حقوقی که علی آن را بر خورد و حکومت‌های اسلامی لازم می‌داند، شروع نکردن به جنگ مسلحانه از طرف حکومت است. البته این سخن به معنی عدم آمادگی و سامان ندادن از اقدامات تأمینی و بازدارنده برای حکومت نیست. پس زمانی که علائم و نشانه‌هایی از حرمت مسلّحانه دیده شد، می‌تون با استفادۀ از این حق و برای غافلگیر نشدن در برابر دشمن مسائل لازم را رعایت نمود که در غزوات وسرایای پیامبر این جنبه به خوبی مشاهده می‌شود.
ششم- لزوم حل مسالمت‌آمیز اختلاف:
با توجه به آیه شریفه 9 سورۀ حجرات که در آن قبل از امر به جنگ، دستور به صلح داده شده است، حکومت اسلامی وظیفه دارد برای حلّ اختلاف به صورت مسالمت‌آمیز اقدام نماید، سیرۀ علی (ع) در جنگ با باغیان نیز اینگونه بوده است.
شافعی، یکی از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت، می‌گوید:
پیش از جنگ با باغیان، از علت قیامشان سؤال می‌کنیم: اگر گفتند بر آنها ظلم شده در صورتی که برای این گفتار دلیل و شاهدی داشتند از آنان رفع ظلم می‌شود و گرنه، به اطاعت از امام عادل اتحاد، و جلوگیری نکردن از اجرای احکام حکومت فرا خوانده می‌شوند. اگر چنین کردند از آن‌ها پذیرفته می‌شود و در صورت امتناع، تهدید به جنگ می‌شوند و در صورت پافشاری بر امتناع، با آنها جنگیده می‌شود. و اگر مناظره را نپذیرفتند این شرط ساقط می‌گردد و بدون مناظره، جنگ با آنان شروع می‌شود (شافعی، کتاب الأم، ج4، ص 218).
شیخ طوسی در این خصوص می‌گوید:
جنگ با بغات جایز نیست تا این که امام کسی را برای مناظره و جست و جوی علت مخالفت نزد آنان بفرستد. تا اگر حقشان تضییع شده بود آن را ترمیم کند و چنان‌چه شبهه‌ای داشتند، برطرف نماید، پس از این اگر دست از قیام برداشتند که مطلوب حاصل شده، و گرنه با آنان می‌جنگد؛ زیرا خداوند قبل از امر به جنگ به صلح نموده است:
«فأصلحوا بینهما فإن بغت… فقاتلوا» و از سیرۀ علی (ع) نیز ثابت می‌شود که قبل از این مرحله با آنان جنگ نمی‌شود» (شیخ طوسی، المبسوط، ج7، ص 265).
علامه حلّی نیز عبارتی شبیه همین مضمون دارد و به آن می‌افزاید که اگر امکان چنین مذاکره و گفت و گوی
ی نبود این وظیفه و شرط ساقط می‌شود» (علامه حلی، تذکره الفقها، ج1، ص 254).