تحلیل محتوای کتاب های درسی

بنابراین می توان گفت ضرورت تحلیل محتوای کتاب های درسی و آگاهی از نظرات و ایده های معلمان اجتناب ناپذیر بوده و افزایش کیفیت محتوای کتب درسی و بالا رفتن سطح یادگیری دانش آموزان ارتباط تنگاتنگی با این چنین پژوهش هایی دارد.
1-2 بیان مساله
از زمانی که آموزش رسمی در جوامع بشری رواج یافته، پرورش توانمندی های شناختی عالی همانند: فهم و درک، استدلال، تفکر، خلاقیت، حل مساله و قضاوت مورد تاکید بوده است(بورگستروم 1991). در راستای این موضوع، یکی از هدف های آموزش عمومی در هر کشوری از جمله کشور ما پرورش شهروندانی کنجکاو، پرسشگر، جستجوگر و دارای سواد علمی- فناورانه است که در حل مسائل روزانه خود توانا باشند( شهرتاش، فلسفی، رهبر و حاجیان، 1384).
پدیده هایی مثل انفجار اطلاعات و گسترش روز افزون فناوری در ابعاد مختلف زندگی بشری، پیشرفت های اخیر صورت گرفته در روش های ترویج و آموزش علوم، نشان داده است که با توجه به ضرورت زمان، باید تمامی دانش آموزان برای زندگی در جامعه پیشرفته امروزی که ارتباط تنگاتنگی با مسائل علمی و فناوری دارد، آماده شوند( استرانگ، سیلورو پرینی، 2004).
کتاب درسی نقش مهمی در ساختار و فعالیت های روزمره تدریس در کلاس درس ایفا می نماید. کتاب درسی وسیله ای است که معلم آن را برای برانگیختن دانش آموزان و دادن حداکثر آگاهی و درک و فهم درباره یک مسئله یا موضوع مورد استفاده قرار می دهد (فتحی واجارگاه، 1388).
کتاب درسی، سمبل برنامه درسی رسمی است. از این رو توجه جدی به کتاب درسی و اصلاح آن ضروری به نظر می رسد. کتاب های درسی در واقع یکی از مهمترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در هر نظام آموزشی است. در ایران نیز کتاب های درسی یکی از مهمترین نقش ها را در برنامه های درسی ایفا می کنند زیرا بیشتر فعالیت های آموزشی درچارچوب کتاب های درسی صورت می گیرد و بیشترین فعالیت ها و تجربه های آموزشی دانش آموزان و معلم حول محور آن سازمان دهی می شود (عریضی،1382،به نقل ازعابدپور،1392). این واقعیت باعث شده است که صاحب نظران و پژوهشگران محتوای آموزشی دوره های تحصیلی را با توجه به نیازهای فراگیران مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قراردهند.
در نظام های آموزشی متمرکز کتاب های درسی از اهمیت بسیاری برخوردارند و تقریبا عوامل آموزش براساس محتوای آن تعیین و اجرا می گردد. کتب درسی به خاطر اهمیت زیادی که در تعیین محتوا و خط مشیهای آموزشی دارند، کانون توجه تمامی دست اندرکاران آموزش و پرورش می باشند. کتاب درسی یا محتوای مطالب آموزشی، به ویژه در نظام های متمرکز که محور مکتوب و مدون تعلیم و تربیت محسوب شده و فعالیت ها و تجارب تربیتی دانش آموزان توسط معلم و حول محور آن سازمان دهی می شود نیازمند تحلیل و بررسی علمی است . (صالحی نجف آبادی، 1378).
در امرتدریس باید مطلبی را به کسی یاد داد. این شخص دانش آموز و آن مطلب محتواست. محتوا را می توان دانش، مهارت ها، گرایش ها و ارزش هایی توصیف کرد که می باید یاد گرفته شوند. محتوا مجموعه مفاهیم، مهارت ها و گرایش هایی است که برنامه ریزان آن را انتخاب و سازمان دهی می کنند و تعامل یاددهی – یادگیری معلم و شاگرد آن را تولید می کند (ملکی، 1387).
با توجه به اهمیتی که محتوا در برنامه های درسی دارد، لازم است که برای انتخاب محتوا معیارها و ملاک های ویژه ای در دسترس باشد تا بر اساس آن بتوان محتوای مناسب را برگزید (فتحی واجارگاه، 1388).
به کمک روش تحلیل محتوا، می توان گرایش ها یا جانبداری های پنهان و آشکار را در متون برنامه تعیین کرد (یارمحمدیان، 1390).
تحلیل محتوا در تحقیق های علوم رفتاری به ویژه روان شناسی و علوم تربیتی برای بررسی های مربوط به محتوای کتاب های درسی به کار برده می شود. معمولا در تحلیل محتوای متون درسی، به منظور پی بردن به تناسب محتوا با ویژگی های روان شناختی یاد گیرنده تلاش می شود که مضامین و محتوا در چارچوب نظریه های روان شناختی نیز مورد بررسی قرار گیرد (سرمد، بازرگان، 1388).
پیشرفت ریاضیات یکی از دستاوردهای ارزشمند تمدن انسانی است که امروز به عنوان یکی از پایه های اساسی رشد صنعتی و تکنولوژیکی مورد توجه می باشد. این علم در شرایط کنونی تغذیه کننده اصلی صنعت و فن آوری عصر فضا و مایه ی اساسی اطلاع رسانی رایانه ای است، هم چنین رشد و توسعه فن آوری رایانه ای در هر مرحله مدیون علم ریاضی می باشد (عصاره،1379-80).
یکی از اهداف مهم درس ریاضی ایجاد توانایی های ذهنی و نظم فکری دانش آموزان است پس منظور اصلی آموزش ریاضی عبارت است از توسعه ی قدرت درک فهم، استدلال، پرورش تفکر عقلی و به وجودآوردن روش استدلال و تفکر منطقی و ایجاد آفرینش های فکری و خلاقیت پروری از دیگر اهداف آموزش ریاضی در فراگیران به حساب می آید. به طور کلی دو نوع تفکر وجود دارد: تفکر نقاد و تفکر خلاق که این دو گروه از تفکر رابطه ویژه ای با هم دارند. این درس یکی از پایه های بنیادین در سطح تحصیلی و از ارکان تدریس به شمار می آید ( فرهادپور، 1393).
با وقوف به اهمیت نقش برنامه درسی و کتاب در پیشرفت امور آموزش و پرورش، کتاب ریاضیات پایه هفتم دوره متوسطه اول به عنوان یکی از محتواهای آموزشی برنامه درسی در دوره متوسطه اول جهت بررسی وتحلیل علمی تعیین می شود.
با توجه به اهمیت کتاب درسی به ویژه در دوره اول متوسطه این تحقیق بر آن است که محتوای کتاب جدیدالتألیف ریاضی پایه هفتم را از نظر ارتباط آن با هدفهای دوره متوسطه اول از یکسو و سازمان دهی محتوا بر مبنای ملاک های سازمان دهی و به ویژه ارائه محتوا بر اساس مدل تحلیل محتوای ویلیام رومی از سوی دیگر، بررسی کند. همچنین با استفاده از الگوی ویلیام رومی به دنبال پاسخگویی به این سوال است که؛ کتاب جدید التألیف ریاضی پایه هفتم متوسطه اول پاسخگوی مناسبی برای کنجکاوی های دانش آموزان بوده است یا خیر؟ و نظرات دبیران مربوطه در این مورد چیست؟
1-3 اهمیت و ضرورت موضوع
نهاد آموزش و پرورش عامل رسمی انتقال فرهنگ و دانش به نسل جوان و تعیین کننده بقا و ثبات جامعه است. بنابراین توجه کارشناسانه در انتخاب محتوای درسی و پیام های آن ها می تواند به صحت و سلامت فرایند یادگیری و تفکر و هم چنین رشد آن در دانش آموزان کمک کند.
یکی از عواملی که می تواند در جریان آموزش نقش اساسی بازی کند، شیوه ی ارائه محتوای درسی است. کتاب درسی از عوامل تعیین کننده اثر بخشی فرایند یاددهی – یادگیری است. کتاب های درسی اثر مثبتی بر روی کارکرد نظام های آموزشی دارند. کیفیت کتاب های درسی می تواند اثر بسیار عمیقی، بنا به تناسبی که با اهداف و محتوای برنامه های درسی به دست می آورند در یادگیری و کسب دانش داشته باشند (فتحی واجارگاه، 1388).
در نهایت می توان ذکر کرد، این تحقیق می تواند اهمیت و حساسیت درس، کتاب و همچنین میزان کارآیی آن را به منظور بهره وری برای دانش آموزان پایه هفتم متوسطه اول روشن سازد. از این رو توجه جدی به کتاب درسی و بهبود و اصلاح آن ضروری به نظر می رسد.
نتایج این تحقیق می تواند قابل استفاده برای این گروه از افراد باشد:
1- برنامه ریزان و مولفان کتاب در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به منظور ایجاد تغییرات احتمالی در محتوای کتاب.
2- عهده داری مسئولیت تدریس کتاب درسی توسط دبیران متوسطه اول.