تحلیل محتوای کتاب های درسی

آیا محتوا توالی مناسبی (افقی یا عمودی) دارد؟
آیا محتوا با اصول و مفاهیم علمی آن درس مغایرتی ندارد؟
آیا محتوا با مدت زمان تخصیص یافته برای یادگیری انطباق دارد؟ (شعبانی، 1387).
آیا محتوا از سطح خوانش(خوانایی) مناسبی برخواردار است؟ (جانسون، 2000، نقل از جعفری، 1387).
برای تحلیل محتوای کتاب های درسی محدودیت هایی وجود دارد و لذا در استفاده و تعمیم نتایج باید دقت کافی داشت. مثلا، از تحلیل محتوا به تنهایی نمی توان به عنوان مبنایی برای تعیین اثرات محتوا بر دانش آموزان استفاده کرد. به عنوان نمونه، تحلیل محتوای کتابی ممکن است نشان دهد که 50 درصد از کتاب به مفهوم نظم و انضباط توجه داشته است، اما فقط با توجه به این یافته، محقق نمی تواند ادعا کند که دانش آموزان منظم و منضبط می شوند. برای چنین ادعایی نوعی دیگر از پژوهش لازم است.
همچنین، نتایج یک تحلیل محتوای خاص به چهارچوب مقوله ها و تعاریف به کار رفته در تحلیل محدود می شود. پژوهشگران ممکن است از تعاریف و نظام های طبقه بندی (مقوله بندی) مختلفی جهت سنجش یک مفهوم واحد استفاده کنند. در پژوهشی برای نظم و انضباط مثلا شش مقوله و در پژوهشی دیگر ده مقوله معرفی شده است. در این راستا پژوهشگران از ابزارهای سنجش مختلف استفاده می کنند و لذا به نتایج متفاوتی خواهند رسید. بدیهی است در مقایسه پژوهش های مختلف از نوع تحلیل محتوا درباره ی موضوعی واحد، تامل و دقت بیشتری باید نمود.
سرانجام، تحلیل محتوا در اغلب موارد فعالیتی وقت گیر و هزینه بر است. کار بررسی، طبقه بندی، شمارش و تحلیل حجم زیادی از محتوا، اغلب کاری پرزحمت و ملال آور و بعضا غیر سودمند است. مثلا، بررسی یک یا چند موضوع در کتاب یا کتاب های درسی وقت و حوصله زیادی می خواهد (بیابانگرد، 1388).
برای تحلیل محتوا تعاریف متعددی ارائه شده که برخی از آنها اشاره می شود: برلسن، تحلیل محتوا را یک فن پژوهشی برای توصیف عینی ، نظامدار و کمی ظاهر محتوای رسانه ارتباطی تعریف می کند ( گال، بورگ و گال ، ترجمه نصر و همکاران ، 1384). تحلیل محتوا، به بررسی محتوای واقعی یک پیام کلامی و یا غیر کلامی، عوامل تعیین کننده و آثار پیام می پردازد (کوی ، 1981).کرلینجر تحلیل محتوا را، مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباطات به شیوه نظامدار، عینی و کمی برای اندازه گیری متغیرها تعریف می کند (ترجمه شریفی و نجفی زند، 1380). ربر معتقد است، تحلیل محتوا، یک واژه کلی است که در برگیرنده روشهای گوناگون برای تحلیل یک سخنرانی، پیام، مقاله های گوناگون، عقاید، احساسات و نظرات می باشد (ربر، 1985). در تعریفی دیگر تحلیل محتوا یک روش پژوهش منظم برای توصیف عینی و کمی محتوای کتاب ها و متون برنامه درسی و یا مقایسه پیام ها و ساختار محتوا با اهداف برنامه درسی بیان شده است (یارمحمدیان، 1390). همچنین در تعریفی دیگر تحلیل محتوا یک روش علمی برای ارزشیابی و تشریح عینی و منظم پیام های آموزشی معرفی شده است (شعبانی، 1388). کریپندورف معتقد است، تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی است برای استنباط تکرار پذیر و معتبر از داده ها در مورد متن آنها (کریپندورف، 1980).
واژه نامه زبان انگلیسی وبستر از سال 1961 واژه تحلیل محتوا را وارد واژگان خود نمود، لذا، بیش از پنجاه سال از عمر این واژه نمی گذرد. ریشه تاریخی تحلیل محتوا به آغاز کاربرد آگاهانه انسان از نمادها و زبان بر می گردد. تحلیل محتوا یکی از مهمترین روش های تحقیق در علوم اجتماعی مخصوصا در ارتباطات است، اما در سایر رشته های علوم انسانی از جمله علوم تربیتی نیز به کار می رود (کریپندورف، ترجمه نایبی، 1378). این فن، در طول سه دهه اول قرن بیستم در آمریکا پدید آمد. متون روزنامه ها استخراج و سعی می شد اهمیت موضوعاتی مثل سیاست یا ورزش محاسبه شود. در طول جنگ جهانی اول و دوم از تحلیل محتوا در مورد تبلیغات دشمن استفاده شد. کم کم تحلیل محتوا در مورد موضوعات دیگر مانند فیلمها، مصاحبه ها، موسیقی، تاریخ، جامعه شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی و روانکاوی بکار رفت. سپس به کمک کامپیوتر و رشد زبان شناسی، فنون تحلیل محتوا کاملتر شدند. امروزه، تحلیل محتوا به توصیف و طبقه بندی اطلاعات محدود نمی شود، بلکه سعی دارد پدیده ها را تفسیر و از روابط بین محتوا و عوامل تعیین کننده آن و آثارش استنباط نماید (کوی، ترجمه یمنی، 1375).
2-1- 11تکنیک ها و روش های متداول در تحلیل محتوای کتاب های درسی
روش های تحلیل محتوا به دو صورت طبقه بندی می شود.
الف) روش های کمی: در این روش از طریق بررسی و کمی سازی محتوا و تفسیر نتایج، یک مثل مورد بررسی قرار می گیرد. مثل الگوی ویلیام رومی.
ب) روش های کیفی: در این روش با تأسی از یافته های عرصه نو مفهوم پردازی، بر شناخت و معرفی ابعاد ضمنی و پنهان محتوا تأکید می شود (فتحی واجارگاه، 1388).
مطابق یک طبقه بندی دیگر؛ در تحلیل محتوای کتاب های درسی، اغلب از دو (2) تکنیک کلی، فرمول های خوانایی و ابزارهای فهرستی که هر کدام از تعدادی روش تشکیل یافته، استفاده می شود. فرمول های خوانایی درجه ی پیچیدگی زبانی متن کتاب و یا درجه ی خوانایی سایر متون را تعیین می نماید. این فرمول ها به کمک تجزیه و تحلیل متن کتاب به اندازه گیری درجه ی خوانایی می پردازد. این تجزیه و تحلیل به ویژه بر روی کلمه ها، عبارت ها و پاراگراف های یک نوشته متمرکز شده و با شمارش آن ها و استفاده از فرمولی مشخص، میزان و درجه سختی متن و یا سطح سنی یا سطح کلاسی متن را مشخص می سازد. تکنیک کلی دوم ابزارهای فهرستی است. ابزارهای فهرستی بیشتر به صورت سوال های از قبل تعیین شده است که توسط خواننده پاسخ داده می شود یا توسط محقق بررسی می شود. این سوال ها مسایلی همچون کیفیت مواد، هزینه ها، کیفیت نوشتاری، به کارگیری وسایل آموزشی دیداری و شنیداری، جهت گیری فرهنگی و … را مورد پرسش قرار می دهد (دیانی، 1366 و یارمحمدیان، 1390). در این پژوهش نیز از ابزارهای فهرستی استفاده می گردد.
2-1-12 ابزارهای فهرستی یا چک لیست ها در تحلیل محتوای کتاب های درسی
یک تکنیک کلی در تحلیل کتاب های درسی ابزارهای فهرستی است. ابزارهای فهرستی بیشتر به صورت سئوال های از قبل تعیین شده است که توسط خواننده پاسخ داده می شود. این سئوال ها مسایلی همچون کیفیت مواد، هزینه ها، کیفیت نوشتاری، بکارگیری وسایل آموزشی دیداری یا شنیداری و جهت گیری فرهنگی را مورد پرسش قرار می دهد (دیانی، 1366 و یارمحمدیان، 1390). در جدول شماره 2-1، یک نمونه ابزار فهرستی محقق ساخته که یک پرسش نامه تحلیل محتوای کتاب زبان است، آمده است. یکی از سئوال ها برای نمونه آورده شده و بقیه به صورت فهرست آمده است.
جدول شماره 2-1 : یک نمونه از پرسش نامه تحلیل محتوای کتاب آموزش زبان
خصوصیات ظاهری
1- آیا کتاب برای شاگردان جذاب و جالب است؟ 2- ماندن محتوای کتاب در ذهن شاگردان 3- مناسب بودن اندازه حاشیه های خالی، حروف و شکل ها 4- افزایش علاقه توسط شکل ها5- همراه بودن مواد تکمیلی مثل راهنمای معلم
چهارچوب مفهومی
1- جهت گیری نظری کتاب 2- انعکاس آخرین تحقیقات در مورد یادگیری زبان 3- وضوح هدف های آموزشی 4- همخوانی هدف ها با دیدگاه های شما در مورد آموزش زبان
محتوا