تحلیل لایحه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با توجه به اقتضائات اسلامی پیشرفت در حوزه علم و فناوری- قسمت ۴- قسمت 2

۲-۲-۳ اسلامی ­و ایرانی بودن الگو

 

در این تعریف وجه اسلامیّت الگو نیز نظرات مختلفی ارائه شده است که مهم‌ترین آن‌ ها موارد زیر می‌باشند:
اسلامی­بودن الگو ناظر به مبانی اندیشه (جهان‌بینی) اهداف میانی و نهایی، ارزش‌ها و روش‌هاست که از اسلام مایه می‌گیرد (مصباحی مقدّم، (۱۳۸۹) ص ۲۲۱).
دیگری بیان می‌دارد از آن‌جا که خاستگاه و مبدأ فکری این الگو مبانی و ارزش‌های اسلام ناب محمّدی است و این مبانی می‌بایستی از منابع دینی- یعنی عقل و نقل- و با فرایندی اجتهادی و روش‌مند استنباط و استخراج شود و شاخصه‌ها و مؤلفه‌ها‌ی پیشرفت را در سطوح و لایه‌های مختلف تبیین کند و دلالت‌های راهنما و راه گشا را برای الگو، در همۀ مراحل تحلیل و پژوهش، طراحی و معماری، اجرا و تحقّق و همچنین ارزیابی و داوری ارائه دهد، الگو متصف به صفت اسلامیِّت می‌باشد (ذوعلم، ۱۳۹۱).
قید ایرانی‌ بودن نیز ناظر به این‌است که باید در زمینۀ پیشرفت، شرایط و زمان و مکان را نیز در نظر گرفت؛ به عبارت دیگر، اسلام خود کامل است ولی از آن‌جایی که در مقطع معیّنی این الگو اجرا می‌شود، باید ویژگی‌های زمانی و مکانی و ظرف تحقّق آن نیز به دقت لحاظ شود (هادوی تهرانی، (۱۳۹۰) ص ۱۰). بنابر‌این اگر اسلامی­بودن جامعیّت الگوست، ایرانی بودن، واقعیِّت آن را تأمین می‌کند (عرب، (۱۳۹۰) ص ۱۹۵).
با توجه به مطالب بالا می‌توان الگوی اسلامی ـ ایرانی را الگویی دانست که بر اساس مبانی بینشی و ارزشی اسلامی­بناشده‌است و قرار است در ظرف مکانی ایران و با توجه به شرایط زمانی فعلی این کشور به اجرا درآید.

 

۲-۲-۴ پیشرفت[۲]

 

واژه پیشرفت معادل واژه توسعه[۳] در ادبیات علمی­کلاسیک و مرسوم است. واژه توسعه از ادبیات علمی­غرب به عاریت گفته ‌شده‌است. در این ادبیات توسعه‌یافتگی و راهبرد‌های آن که مبتنی بر شکّاکیّت و انکار خداوند، اصالت فرد، اصالت مادِّه، اصالت تجربه می‌باشد، تفسیر خاصی از سعادت انسان و جامعه، تفسیر و تبیین شده است. علّت انتخاب واژه پیشرفت به جای توسعه، احتراز از بار بینشی و ارزشی همراه واژه توسعه است.
در تعریفی عام که براساس همۀ بینش‌ها و منش‌ها درست است، پیشرفت عبارت‌ است از حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب. بر این اساس الگوی پیشرفت می‌بایست مشتمل بر سه امر باشد:
تحلیل وضعیت موجود؛
تبیین وضعیت مطلوب؛
راهبرد حرکت از وضعیّت موجود به سمت وضعیّت مطلوب.
الگوهای پیشرفت دست کم در یکی از این سه امر با یکدیگر اختلاف دارند (میر معزی، ۱۳۸۹). دلیل اصلی اختلاف نیز مبانی بینشی و ارزشی حاکم بر این الگوهاست؛ درجه و میزان پیشرفت را می‌توان به میزان عینیّت یافتن چارچوب شناختی‌ هنجاری در قالب نظام نظری، عملی تعبیر نمود (تقوی، ۱۳۹۱).

 

۲-۲­-۴ چارچوب شناختی ‌هنجاری[۴]

 

چارچوب شناختی-هنجاری مجموعه‌ای ­از آموزه‌های کلی حاکی از هستی/نیستی و خوبی /بدی است که می‌تواند مبنایی برای نظریّه پردازی و همچنین روش یا شیوۀ عمل یا به عبارتی ایجاد نظام نظری-عملی قرار گیرد (تقوی، ۳۹۱­۱). این چارچوب خود از مبانی بینشی و ارزشی یا همان مفاهیم پایه‌ای یک جهان‌بینی خاص پدید می‌آید. با تحقّق و عینیّت یافتن یا به عبارتی انضمامی­شدن چارچوب شناختی-هنجاری شاهد ایجاد نظام نظری-عملیِ آن چارچوب شناختی-هنجاری خواهیم بود.

 

۲-۲-۵ الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت

 

با توّجه به مطالب بالا می‌توان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را این‌گونه تعریف نمود:
«الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت الگویی است که از انضمامی­شدن چارچوب شناختی -هنجاری برگرفته از مبانی ارزشی و بینشی اسلامی ­در قالب نظام نظری-عملی یا به عبارتی نظریه و روش، درشرایط زمانی و مکانی کشور ایران پدید خواهد آمد. الگویی که هدف آن برپایی تمدّن آرمانی اسلامی­ با تمام ویژگی‌های آن و با لحاظ شرایط زمانی و مکانی کشور ایران است (تقوی، ۱۳۸۸)».

 

۲-۲-۶ علم

 

واژه علم، لفظ مشترکی است که هم در زبان‌ فارسی و هم در زبان عربی، در معانی متعدّدی بکار می‌رود؛ از آنجا که خلط این معانی، احیاناً به مغالطاتی می انجامد، ضروری است تا معانی این واژه، خصوصاً معنای مقصود ما در ادامه مباحث توضیح داده شود.
۱٫ کلمه علم گاه به معنای (دانستن) بکار می‌رود؛ در این کاربرد (علم) در مقابل جهل واقع می­ شود و بر همۀ دانستنی‌ها و آگاهی‌ها، اطلاق می گردد، اعم از آنکه این آگاهی‌ها، از سنخ علم حصولی باشند و بطریق حسی یا عقلی اکتساب شده باشند و یا آنکه این آگاهی‌ها از قبیل علم حضوری بوده و از طریق کشف و شهود باطنی بدست آمده باشند؛ به هر تقدیر (علم) در این استعمال به معنای مطلق آگاهی و دانستن است، صرفنظر از اینکه متعلق این آگاهی، تصورات منفرد و تک‌گزاره‌ها باشند یا رشته‌هایی از دانش.
۲٫ گاهی واژه علم به معنای قطع و یقین بکار برده می‌شود؛ در این اطلاق به هر گزاره‌ای­که مورد یقین آدمی باشد، «علمی» گفته می‌شود، اعم از اینکه آن گزاره با واقع مطابق باشد یا کاذب یعنی خلاف واقع باشد؛ به این معنا که، در این تعریف علم صفتی نفسانی است نه مطابق با واقع بودن؛ روشن است که در این کاربرد، (علم) مقابل (جهل) نبوده بلکه (علم) در این استعمال مقابل شک و ظن و وهم قرار می‌گیرد؛ به همین جهت، علم به این معنا شامل جهل مرکّب هم می‌شود.
۳٫ علم مدرک صورت، ماهیت و ذات اشیاء که در این تعریف، واقع‌نمایی یا حقیقت‌نمایی از خصوصیات بارز صور ادراکی محسوب می‌شود. در نتیجه، به هر اندازه مطابق با واقع‌نمایی از آن استفاده گردد علمی‌تر خواهد بود، ­در مقابل، هر روشی که جنبۀ واقع‌نمایی نداشته باشد از علمی بودن خارج می‌گردد. بنابراین این تعریف، روش‌ها، در علمی بودن یک گزاره نقش اساسی دارند. برای جلوگیری از برداشت ناصحیح از این واژه، در ادامه این نوشتار هر جا معنایی از علم مقصود و هدف ما باشد، از این نوع برداشت از علم استفاده می شود (بستان و همکاران، ۱۳۸۴) .
با توجّه با آنچه از علم در این رویکرد اراده شده، مهمترین ویژگی علم، خصلت کاشفیّت و ارزش جهان‌شناختی علم و اینکه علم واقع‌نما و خارج‌نما است، می‌باشد.
۴٫ چهارمین معنایی که از علم استفاده می‌شود آن است که در دورۀ معاصر به کار گرفته می‌شود: علم در این اصطلاح، عبارت است از مجموعۀ آگاهی‌هایی که: اولاًّحصولی‌اند­و نه حضوری و شهودی، ثانیاًبر مبنای تجربۀ حسّی مستقیم بدست آمده‌اند؛ در این کاربرد، علم مقابل (جهل) حساب نمی‌شود؛ بلکه علم‌، مقابل همه‌ی آگاهی‌هایی واقع می‌شود که به طریق تجربه‌ی حسی مستقیم بدست نیامده و قابل آزمون تجربی نیست (چالمرز، ۱۳۸۵). تحولّی که در علم‌جدید ­پدید آمده‌است، ناشی از تحوّل در ماهیّت علم می‌باشد و در سه بعد قابل بررسی می‌باشد:
موضوع علم؛
روش علم؛
غایت علم؛
به همین جهت، علم جدید، موضوعش تبیین و توصیف مادی از طبیعت، روش آن ریاضی و تجربی و غایت آن در جهت تصرّف و کنترل طبیعت می‌باشد (قراملکی، (۱۳۹۱) ص ۵۹).
به عنوان نمونه تعریفی که چالمرز[۵] از علم بیان می‌کند این‌گونه است:
معرفت علمی­معرفتی اثبات شده‌است. نظریه‌های علمی­به گونه‌ای دقیق از یافته‌های تجربی که با مشاهده و آزمایش بدست آمده‌اند، اخذ می‌شوند. علم بر آنچه می‌توان دید و شنید و لمس کرد و امثال این‌ها بنا شده‌است. عقاید و سلیقه‌های شخصی و تخیّلات نظری هیچ جایی در علم ندارند. علم، عینی است. معرفت علمی، معرفتی قابل اطمینان است، زیرا به طور عینی اثبات شده‌است. به نظر من اینگونه‌ اظهارات گوهر تلقّی متداول معاصر از معرفت علمی است (چالمرز، (۱۳۸۵) ص ۱۳).

 

۲-۲-۷ فناوری

 

 

۲-۲-۷-۱ فناوری به عنوان ابزار

 

در این تعریف فناوری را ابزار می‌دانند. ابزار چیزی است که توان علّی[۶] لازم برای تحقّق هدفی مشخّص را دارد. این تعریف از فنِاوری به فهم عمومی­از آن نزدیک‌تر است. دربارۀ تعریف فناوری به عنوان ابزار، باید به این نکته توجه کرد که هر ابزاری در عرف عام فناوری به حساب نمی‌آید. برای تکمیل این تعریف باید صفت مصنوع را به ابزار اضافه کرد (تقوی، (۱۳۹۱) صص ۲۹-۳۰).

 

۲-۲-۷-۲ فناوری به عنوان به‌کار‌گیری ابزار

 

در این تعریف، از آنجا که فناوری امری معطوف به هدف است پس نمی‌توان آن را صرفاً ابزار دانست، چرا که ابزار به تنهایی معطوف به هدف نیست. ابزار می‌بایست به کارگرفته شود تا هدف محقّق شود. فناوری بکارگیری ابزار است؛ فناوری نوعی فعالیّت انسانی محسوب می‌شود. به همین دلیل پیت[۷] فناوری را «انسانیِت در مقام کار (پیت، (۲۰۰۰)، ص ۱۱)» تعریف می‌کند. «کار» در نظر وی، طراحی و ساخت عامدانۀ ابزارها برای تغییر محیط، متناسب با اهداف و نیازهای انسانی است. در نگاه پیت، ابزار هم شامل ابزار فیزیکی می‌شود و هم شامل ابزار اجتماعی (تقوی، (۱۳۹۱) ص ۳۲).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲-۳ علم جدید، شاخصه‌ها و ویژگی‌ها

 

 

۲-۳-۱ شاخصه‌ها و ویژگی‌های نگرشی علم جدید

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *