تحقیق رایگان درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی

ازمعیارهای سنتی حسابداری به عنوان محرکه ها یا شاخص های ارزش انتقاد نمودند . به اعتقاد آنها، قضاوت درباره عملکرد یک شرکت ، تنها برمبنای شاخصهای حسابداری، گمرا ه کننده است ؛ زیرا این معیارها، اغلب شاخصهای ضعیفی از عملکرد اقتصادی به شمار می روند(گرنت88 ، 2013،143).
راپاپورت نقاط ضعف معیارهای حسابداری مخصوصاً EPS89 و ROE ، رشد EPS و نیز ROI تمرکز بیش از حد بر سود را توضیح داده است . وی اظهارمی دارد : ممکن است این نگاه منجر به پذیرش استراتژی هایی شود که از ارزش می کاهند و یا به عدم پذیرش استراتژی هایی بیانجامد که خلق ارزش میکنند(همان منبع،144).
تحقیق استوارت نیز نشان داده است که معیارهای حسابداری معمول ؛ نظیر سود، رشد سود، رشد سود نقدی و حتی جریان نقد را نمی توان به عنوان معیارهای مناسبی از عملکرد تلقی نمود ؛ زیرا هیچکدام با تغییرات ارزش بازار شرکتهای انتخابی همبستگی خوبی ندارند(استوارت90 ، 2012،75).
در مقابل مدل حسابداری ارزشیابی مبتنی بر سود، تعدادی مدل اقتصادی وجود دارد که جهت برآورد ارزش به جای سود بر جریانات نقد تأکید دارند .این مدل ها دارای کاربرد گسترده ای در سطوح مختلف هستند . مدل های اقتصادی مورد نظر عبارتند از :
رویکرد ارزش افزوده سهامدار(SVA91) ، رویکرد خالص ارزش فعلی(NPV) و مدل سود اقتصادی.
ارزش افزوده اقتصادی(EVA) مفهوم جدیدی نیست . یکی از معیارهای عملکرد حسابداری، سود باقی مانده است که به عنوان سود عملیاتی پس از کسر مخارج سرمایه تعریف شده و EVA درواقع نسخه تغییر یافته ای از سود باقی مانده به همراه تعدیلاتی است که بر سود و سرمایه انجام می شود.
در دهه 1970 و قبل از آن سود باقی مانده شهرت و استفاده چندانی نداشت . باوجود این ارزش افزوده اقتصادی ، در عمل، مفهومی مشابه با نامی متفاوت است که استفاده از آن در حال گسترش می باشد و روز به روز بر تعداد شرکتهایی که از آن استفاده می کنند نیز افزوده می شود. فقط می توان حدس زد که چرا سود باقی مانده هرگز چنین شهرتی کسب نکرد . یکی از دلایل ممکن است این باشد که ارزش افزوده اقتصادی با مفهوم ارزش افزوده بازار عرضه می شد و این مفهوم به لحاظ تئوریک اتصال منطقی با ارزشیابی های بازار دارد و در زمانی که سرمایه گذاران می خواهند بر ارزش سهامدار تمرکز کنند، معیار مناسبی محسوب می شود.
وی با بیان این مفاهیم در شرایط رسمی تر روابط میان ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی را به صورت زیر تبیین و ارائه کردند:
ارزش افزوده بازار = ارزش شرکت – مجموع سرمایه
ارزش افزوده بازار = ( ارزش مجموع بدهی و سرمایه ) – مجموع سرمایه
ارزش افزوده بازار = ارزش فعلی ارزش افزوده های اقتصادی در آینده
2-2-19) راه های افزایش ارزش افزوده اقتصادی
راه های مختلفی وجود دارد که یک شرکت می تواند در بهبود سود اقتصادی آن شرکت مورد استفاده قرار دهد ( تولی ، 1993) در این زمینه ، فرمول پایه ارزش افزوده اقتصادی نشان می دهد که مدیران آگاه برای افزون کردن ثروت باید مراحل زیر را طی کنند :
■ افزایش درآمد کسب و کار
■ کاهش هزینه های عملیاتی
■ استفاده کمتر از سرمایه برای تولید همان مقدار کالا و خدمات
■ استفاده از سرمایه های بیشتر در حضور فرصت های رشد مثبت
■ کاهش هزینه سرمایه

2-2-20) بررسی مفاهیم مربوط به سود
سود اساسا یک مفهوم حسابداری است که بخش اعظم تلاش حسابداران در جهت اندازه گیری آن معطوف می گردد.
از دیدگاه حسابداری سود و زیان خالص عبارت است از تغییر در حقوق صاحبان سهام یعنی تغییر در خالص داراییهای یک واحد تجاری طی یک دوره مالی که از فعالیتهای انتفاعی و مستمر واحد تجاری و عمملیات فرعی ، رویدادهای تصادفی و سایر عملیات،رویدادها و شرایط موثر بر واحد تجاری است که طبق اصول پذیرفته شده حسابداری شناسایی و اندازه گیری می شود.
هدف سرمایه گذاران حداکثر بودن سود است که در واقع همان حداکثر ثروت است.
2-2-20-1) بررسی سود نقدی
جریان نقدی وجوه یکی از عوامل بسیار مهم در ارزیابی عملکرد شرکتها است. سرمایه گذاران برای ارزیابی سهام شرکت های مختلف ، علاقه مند به داشتن میزان سود نقدی دریافتی از شرکتها می باشند زیرا این عامل در میزان بازده سرمایه گذاری ( بازده سهام ) موثر است . بررسی رابطه بین وجوه نقد حاصل از عملیات با بازده سهام از آن نظر حائز اهمیت است که(1)سود نقدی توزیع شده بین سهام داران یکی از اجزای تشکیل دهنده بازده سهام است و(2)توزیع سود نقدی به قدرت نقدینگی واحد تجاری وابسته است و یکی از عوامل اصلی تغییرات وجه نقد در طی یک دوره مالی ، فعالیتهای عملیاتی است. در حقیقت می توان مدل مفهومی زیر را استنباط نمود :
افزایش بازده سهام  
ایجاد ارزش افزوده
تداوم فعالیت بالابردن
توان پرداخت بدهیها و انجام به موقع تعهدات
به عقیده هندریکس در درازمدت معادله حسابداری موجب می شود سود تعهدی با سود نقدی یکسان شود  اما در کوتاه مدت انحرافات بین تعهدات و جریانات نقدی ممکن است کاملاً عمد گردد . آنها ممکن است  تفاوت فاحشی بین تداوم فعالیت و یا ورشکستگی ایجاد نمایند . به عبارت دیگر اگرچه حسابداری تعهدی با تطابق هزینه ها با درآمدها در تجزیه و تحلیل سودآوری بلندمدت با اهمیت می باشد با این وجود گزارشگری جریان نقد برای مؤسسه ضروری است(یوسف نژاد، 1385،121).
شیماهو در سال 2004  میلادی بیان کرد که : ” با توجه به اینکه مدیران می توانند تعهدات جاری را به وسیله شناسایی افزایش درآمد
( فروش نسیه ) یا به تاخیر انداختن شناسایی هزینه دستکاری کنند جریانهای نقدی نسبت به سود معیار بهتری از عملکرد شرکت است … “ . تئوری حسابداری به سود عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد نگاه می کند . در طی یک دوره معین اطلاعات جریانهای نقدی می تواند جزئیات بیشتری ارائه نماید  و در نتیجه ارزیابی معنی داری از عملکرد ارائه دهد اما اگر به جریانهای نقدی به عنوان نشانگر عملکرد نگاه شود ، گمراه کننده خواهد بود . اگرچه برای محاسبه سود و خالص جریانهای نقدی از وقایع و اطلاعات مشابهی استفاده می شود اما آنها نمی توانند جایگزین یکدیگر شوند (یوسف نژاد، 1385،122).
2-2-20-2 مفهوم سود در حسابداری
امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته ، قسمت عمده درآمد ملی را مالیات تشکیل می دهد. بر این مبنا که مکانیسم مالیاتی که در کشورهای توسعه یافته طراحی و اجرا می شود به قدری کامل و جامع است که اسخاص حقیقی و حقوقی در ان کشورها خود را ملزم و متعهد به پرداخت مالیات می دانند که علت این امر در این مقوله نمی گنجد. بسیاری از واحد های تجاری موظف به محاسبه درآمد مشمول مالیات و پرداخت مالیات بردرآمد می باشند. مبالغ درآمدهای فروش و سایر درآمدها و کلیه هزینه هایی که برای تحصیل درآمد مشمول مالیات به کار می رود ، گر چه شبیه مبالغی است که برای اندازه گیری سود در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری مورد استفاده قرار می گیرد ، اما عیناَ مساوی آن ارقام نمی باشند. این اختلاف حائز اهمیت است و نمی توان برای حل مساله اندازه گیری سود حسابداری ، به قوانین مالیاتی ناظر بر محاسبه درآمد مشمول مالیات تکیه کرد.
2-2-20-3 مفهوم سود هر سهم
مفهوم سود هر سهم یکی از مفاهیمی است که سرمایه گذاران و تصمیم گیران مالی ازآن برای تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی و عملکرد مالی یک شرکت استفاده می کنند. این مفهوم بیانگر سود متعلق به هر سهم است که ناشی از فعالیت های اقتصادی یک بنگاه اقتصادی در طی یک دوره زمانی معینی است می باشد.مفهوم EPS شرکتها ، ابتدا با در نظر گفتن میزان افزایش سرمایه طی دوره (در صورت افزایش سرمایه در طی دوره ) مقدار سهام در پایان سال مورد تعدیل قرار می گیرد.
2-2-21 تجزیه و تحلیل نسبت های مالی
نسبت ها ی مالی را به چهار گروه کلی می توان طبقه بندی کرد :
نسبت های نقدینگی
به نسبت هایی اطلاق می شوند که توانایی واحد تجاری را در واریز بدهی های کوتاه مدت نشان می دهد. مهمترین این نسبت ها عبارتند از : نسبت جاری و نسبت آنی(اکبری، 1392، 34).
نسبت های فعالیت
این نسبت ها کارایی مدیران را در کاربرد دارایی ها ( منابع مالی در اختیار مدیران ) نشان می دهند.یا به عبارت دیگر می توان درجه کارایی شرکت را از نظر استفاده موثر از منابع تعیین کرد.
هر کسری که در صورت آن مبلغ فروش واحد تجاری یا بهای تمام شده کالای فروش رفته قرار داشته باشد و در مخرج آن یکی از اقلام ترازنامه قرار بگیرد را می توان نسبت فعالیت نامید. مهمترین نسبت های فعالیت عبارتند از دوره وصول مطالبات ، نسبت گردش کالا ، نسبت کالا به سرمایه در گردش و نسبت گردش سرمایه جاری (همان منبع، 35).

نسبت های سرمایه گذاری
این نسبت ها نشان می دهند که هر گاه واحد تجاری زیان به بار بیآورد و کار به تصفیه بکشد ، تا چه اندازه طلبکاران و وام دهندگان به آن واحد تجاری به مطالبات خود می رسند. همچنین این نسبت ها طرزترکیب سرمایه شرکت را به معنی آن که کلیه منابع مالی را در بر می گیرد نشان می دهد (همان منبع، 36).
این نسبت ها خود به دو دسته کوچکتر تقسیم می شوند :
نسبتی که در آن میزان سرمایه گذاری در دارایی ثابت سنجیده می شود نسبت هایی که رابطه منابع مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهی های جاری و بلند مدت با ارزش ویژه تعیین می کنند که در واقع به این دسته نسبت های بدهی یا اهرمی گفته می شود.
نسبت های سود آوری
این نسبت ها میزان موفقیت واحد تجاری را در کسب سود نشان می دهند. که مهمترین آن عبارتند از :بازده فروش ، بازده دارایی ، بازده سرمایه در گردش و … (پی نوو ،1392، 82).
2-2-21-1 نسبت های نقدینگی
این نسبت ها از مقایسه دارایی های جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری بدست می آیند و بیشتر به صورت عدد و یا درصد نشان داده می شوند (همان منبع، 82).

نسبت جاری
نسبت جاری از تقسیم مجموع دارایی های جاری بر مجموع بدهی های جاری بدست می آید. این نسبت نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری چه میزان دارایی جاری وجود دارد. اهمیت این نسبت از توجه به تعریف دارایی جاری و بدهی جاری روشن می شود. دارایی جاری آنچه را که در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است به صورت نقد در اختیار واحد تجاری قرار می گیرد نشان می دهد و بدهی جاری مبالغی را که باید از محل دارایی جاری تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد نشان می دهد (وگانت، 2009، 221)92.
در گذشته عدد 2 را برای این نسبت مهم در نظر می گرفتند اما اکنون بدون توجه به ترکیب اقلام مختلف دارایی جاری و در نظر نگرفتن این نسبت در طی چند سال گذشته ، این نسبت را بی معنی می دانند.
به طور کلی می توان گفت هر اندازه نسبت جاری شرکت بزرگتر باشد ، آن شرکت در پرداخت بدهی های جاری با مشکل کمتری مواجه خواهد بود یا به عبارت دیگر بستانکاران تامین بیشتری خواهند داشت.
در تفسیر نسبت جاری باید به نوسانات آن در طول مدت ، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها در پایان سال مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام د
ر اوایل سال بعد این حساب را بهتر جلوه دهند (اکبری، 1392،38).
نسبت آنی
مشکل بزرگی که در نسبت جاری وجود دارد این است که این نسبت از لحاظ نقدینگی همه اقلام دارایی جاری را یکسان در نظر می گیرد. در صورتی که از نظر نقدینگی دارایی جاری را به دو دسته می توان تقسیم کرد :
آنچه نقد و یا در حکم نقد است .مانند وجه نقد و بانک و حسابها و اسناد دریافتنی . که به این دسته دارایی های آنی گفته می شود.
گروهی که از طریق فروش به نقد تبدیل می شوند . مانند موجودی های جنسی اعم از مواد و کالا.
با توجه به تعاریف بالا می توان دریافت که دارایی آنی بیشتر از موجودی کالا می تواند در تامین طلب بستانکاران محور اتکا قرار گیرد.بنابراین از نسبت دیگری به نام نسبت آنی استفاده شده است که در این نسبت همه اقلام دارایی جاری به جز موجودی کالا را منظور می کنند. (اکبری، 1392، 64).
نسبت آنی از تقسیم دارایی آنی بر بدهی جاری بدست می آید. این نسبت بدین مفهوم است