سامانه پژوهشی – تاثیر مشوق های صادراتی دولت بر عملکرد صادراتی شرکت ها مطالعه موردی شرکت …

لوگاس و همکاران (۲۰۰۴)

رضایتمندی از عملکرد، بهبود در میزان صادرات، عملکرد مورد انتظار

– رضایتمندی از فروش،
سود دهی،
عملکرد کلی

لاگوس و همکاران (۲۰۰۵)

عملکرد مالی و استراتژیکی صادرات، عملیات صادرات، عملکرد کلی

حجم فروش، تاثیر صادرات بر رضایتمندی از
سود دهی، رقابت پذیری، سهم بازار،
نرخ رشد موقعیت استراتژیک عملکرد کلی

دیامانتوپولوس و سینگوا (۲۰۰۶)

فروش، سود، عملکرد کلی و رقابت پذیری، رضایتمندی از صادرات

تراکم فروش صادراتی، رضایتمندی از
تراکم سود صادراتی، – فروش صادراتی،
میزان سود دهی نسبی سود دهی

۲-۸)مشوق ها و محرکهای صادراتی:
روند جهانی شدن تجارت موجب می شود که شرکت ها به تدریج در فرآیند صادرات درگیر شده و به بازارهای جهانی روی آورند. البته باید در نظر داشت که انگیزه ها و محرک های شروع به صادرات برای شرکت های مختلف متفاوت می باشد. در بررسی های مربوط به انگیزه های صادراتی که بر تصمیم شرکت ها بر شروع فعالیت های صادراتی و یا حفظ و تداوم این فعالیت ها تأثیر می گذارد، می توان دو رویکرد را دنبال نمود. اولین رویکرد در رابطه با این موضوع است که آیا تصمیم به صادرات در ابتدا توسط عوامل داخلی شرکت اتخاذ می گردد یا اینکه این تصمیم منشأ خارجی دارد. نتایج نشان می دهند که بیشتر شرکت ها اهمیت محدود و اندکی را برای محرک های صادراتی که به واسطه سیاست های صادراتی دولت قائل می گردند. با این حال بایستی به یاد داشت
که در ادبیات مربوط به بازاریابی صادراتی نقش دولت به عنوان یک عنصر کلیدی در تصور مدیر از بین المللی شدن شرکت (وارد شدن به فرآیند صادراتی یا وارد نشدن) در نظر گرفته شده است، چه این نقش به نظر مدیران بازدارنده باشد، چه نقشی تسهیل کننده ( هوشمند و همکاران، ۱۳۸۹).
محرک های صادراتی از دید برخی از محققین به عنوان مهم ترین و پویاترین عناصر در تعیین رفتار صادراتی شرکت ها مطرح گردیده اند. در ادبیات بازاریابی صادراتی چند تئوری وجود دارد که به تشریح محرک های صادرات می پردازد. انگیزش به همراه تجربه، رشد، نوع شرکت و رفتارهای صادراتی مهم ترین متغیرهایی هستند که در رابطه با توسعه صادراتی مورد بررسی قرار گرفته است ( حسینی و همکاران، ۱۳۸۷).
در پاسخ به این سؤال که چه عواملی ممکن است شرکت های کوچک و متوسط را تشویق به صادرات نماید، تحقیقات زیادی صورت گرفته است، البته اولین کارها توسط سیمونز و همکارانش انجام شد. یافته های این
محققان بیان می کنند که عناصر مؤثر بر آغاز فعالیت های صادراتی می توانند در خارج از مرزهای سازمان باشند
بنابراین پدیده های خارجی از قبیل تغییرات محیطی یا دیگر آثار مشابه غیرمستقیم ممکن است توضیح دهنده محرک های صادراتی باشد. درحالی که در مراحل بعدی صادرکنندگان اثر [ عوامل داخلی و عینی را بیشتر می دانند( Stoian et al, 2011).
البته محققان مکتب خلاقیت که در مورد صادرات به تحقیق پرداخته بودند میان عوامل خارجی مؤثر بر شروع صادرات و متغیرهای داخلی شرکت می توانند توضیح مهمی برای درک فرآیند تصمیم به شروع صادرات باشند، تمیز قائل شدند. این محققان عنوان کردند که صادرات بخشی از یک تعهد داخلی شرکت در رابطه با انجام هر گونه فعالیت است یعنی اینکه این محققان به طور کلی رخدادهای مربوط به شرکت را به عوامل داخلی آن منسوب می دانستند (همان).
عوامل متعددی بر عملکرد صادراتی و استراتژی های شرکت موثر است که لازمه موفقیت در بازار می باشد. بنابراین، شرکت ها نیازمند استفاده از ترکیب مناسبی از منابع و فعالیت های بهینه ی صادراتی هستند. دولت ها از ابزارها و خدمات تشویقی بر ای صادرات استفاده می کنند. در این میان منابع در دسترس، شرکت ها می توانند برای بهبود عملکرد صادراتی خود از آنها استفاده کنند. مشوق های صادراتی به معنی مقیاس عمومی طراحی شده برای فعالیت های صادراتی شرکت ها مثل سمینارها، مشاوره ها، کتاب های چگونگی صادرات، منابع مالی، اطلاعات بازار و برنامه های نوسعه است. این فعالیت ها منجر به توسعه ی فروش محلی شرکت و مشارکت در بازارهای خارجی می شود. مشوق های صادراتی موجب افزایش موفقیت صارداتی شرکت می شود. شکاف های زیادی در این زمینه وجود دارد که نیازمند بررسی می باشد . عدم اطمینان در زمینه صادرات، فقدان دانش در زمینه بازار و ریسک هایی که در زمینه ی صادرات وجود دارد، مشکلاتی است که شرکت ها در زمینه صادرات با آن مواجه هستند. مشوق های صادراتی به شرکتها برای غلبه بر این موانع کمک می کند و بنابراین نقش محوری در دستیابی به اهداف شرکت ایفاء می کنند. درحالی که بسیاری از مشوق های صادراتی مثل فراهم کردن دانش کافی، تجارت منصفانه، تحقیقات، بیمه های صادراتی و آموزش برای شرکت های صادراتی ضروری است. در طیف گسترده چنین عواملی کاربرد چندانی ندارد. برخی از محققان اینگونه بیان می کنند که بیروهای بازار بیشتر از مشوق های صادراتی تاثیر دارند و بطور معنی داری بر عملکرد صادراتی تاثیر می گذارند (Durmusoglu et al, 2012).
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، مشوق های صادراتی افزایش قابل ملاحظه ای را در عملکرد صادراتی موجب شده است. مشکل عمده دیگر چگونگی انجام صادرات برای شرکت ها است. سوسوا[۱۶] (۲۰۰۴) اینگونه بیان کرد که یکی از مقیاس های عمده برای اندازه گیری عملکرد صادراتی معیارهای مالی است (مثل میزان فروش

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

د
ر صادرات، سود صادراتی و سهم بازار صادراتی) در طولانی مدت اگر شرکت ها به اهداف صادراتی خود نرسند به صادرات ادامه نخواهند داد. گذشته از آن، بسیاری از شرکت ها علاوه بر اهداف مالی، اهداف دیگری را نیز در صادرات دنبال می کنند. کسب مهارت های جدید ( توسعه مهارت ها در زمینه ی کسب و پردازش اطلاعات بازار) و قابلیت های سازمانی (بهبود در قابلیت های تولید) از جمله مواردی است که شرکت ها به دنبال آن می باشند. مطالعات تجربی مختلفی در کشورهای گوناگون موارد مختلفی از مشوق های صادراتی را نشان می دهد. این مطالعات نشان داد که سطح صادرات کشورها سریعتر از ملت ها توسعه می یابد. سطح صادراتی کشورها در سال ۲۰۰۳ در حدود ۳۵% و در سال ۲۰۰۹ در حدود ۴۵ درصد است ( Kaleka, 2012).
۲-۹) عملکرد صادراتی و مشوق های صادراتی:
با توجه به ماهیت پیچیده محیط، عملکرد صادراتی یکی از مفاهیم مبهم در کسب و کار بین الملل است. بنابراین، جای شگفتی نیست که توافق کلی در مورد تعریف عملکرد صادراتی وجود نداشته باشد. تا کنون تحقیقات در این زمینه بیشتر بر اهداف مالی متمرکز بوده است. زائو و زوو [۱۷] (۲۰۰۲) تراکم صادراتی را با اندازه گیری صادرات بر میزان تولید کل و یا صادرات بر میزان نرخ فروش کل اندازه گیری کردند. مورگان و همکاران [۱۸] (۲۰۰۴) از حجم فروش، سهم بازار در صادرات و سود برای اندازه گیری عملکرد صادراتی استفاده کرد. دستیابی به اهداف مالی از مهم ترین اهداف شرکت است اما عملکرد صادراتی نیز دارای ابعاد دیگری نیز می باشند.
در این تحقیق عملکرد صادراتی به ۴دسته تقسیم می شود:
اهداف مالی
هدف ارتباط با سهامداران
اهداف استراتژیک
اهداف یادگیری سازمانی (Durmusoglu et al, 2012).
در ادامه به توضیح مختصری در هر یک از این موارد خواهیم پرداخت.

کامنت‌ها بسته شده‌اند.