بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- …

تـا درخـت اسـتـغـلـط آمـد و استوی
کـه بـپـرورد اصـل مـا را ذوالـعــطــا
(۱/۱۳۴۲-۱۳۴۳)
اقتباس از عبارت قرآنی «…کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ…»، (… همانند نهالی که جوانه‌اش را برآورد، و آن‌را نیرومند سازد و ستبر گردد و بر ساقه‌هایش بایستد، [و] کشاورزان را شاد و شگفت زده سازد…)، (فتح، ۲۹). آیه در بیان ویژگی‌های یاران پیامبر (ص) است که او را یاری کرده‌اند و اشاره به افزودن نیرو و قدرت آن‌ها دارد. مولانا در این قسمت به مفاد آیه که درباره‌ی پیامبر است نمی‌پردازد بلکه همان فضای رهایی خرگوش از چنگال شیر را به تصویر می‌کشد. او در خود داستان هم به شکرگزاری نعمت اشاره دارد و لذا از این آیه در این فضا استفاده می‌کند که گیاهان با رویش جوانه‌ها در شکر نعمت باری هستند.

کـابـشِـرُو یـا قـوم اِذ جــاءَ الْـبَـشـیـر
سـوی نـخـچـیـران دویـد آن شیـرگیـر
(۱/۱۳۵۶)
اشاره لفظی به عبارت قرآنی «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشیرُ أَلْقاهُ عَلى‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصیراً…» (و چون [پیک] مژده آور آمد، آن [پیراهن] را بر روی او [یعقوب] انداخت و بینا گشت…)، (یوسف، ۹۶). که مولانا در این بیت به داستان یعقوب اشاره ندارد تنها از عبارت قرآنی «جاء البشیر» استفاده می‌کند تا مقصود خود را بیان کند و می‌گوید ای قوم هنگامی که پیام آور شادی آمد، شادی کنید.

آنـگـه او سـاکـن شـود از کُـنْ فَـکـانُ
حــق قـدم بـر وی نـهــد از لامـکـان
(۱/۱۳۸۴)
اقتباس از آیه «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»، (امر او چون [آفرینش] چیزی را اراده کند، تنها همین است که به آن می‌گوید موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود.)، (یس، ۸۲). مولانا در باب خاموش شدن آتش جهنم به واسطه فرمان حق از عبارت قرآنی استفاده می‌کند و به ضرورت وزن و قافیه فیکون را به فکان تبدیل می‌کند.

هــر کــجـا رو کــرد وجــه الله بــود
چـون محمّـد پـاک شـد زین نار و دود
(۱/۱۴۰۰)
اقتباس از آیه «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ»، (مشرق و مغرب خدای راست، پس به هر کجا روی آورید، رو به سوی خداوند است، بی‌گمان خدا گشایشگر داناست.)، (بقره، ۱۱۵) مولوی از «وجه الله» ذکر شده در این آیه استفاده می‌کند. معتقد است هرکه خود را از هوس‌ها پاک کند و سینه‌اش را برای حق بگشاید آن‌گاه می‌تواند حضرت و ایوان پاک را ببیند و چنین کسی به هرجا رو کند وجه الله است مانند پیامبر گرامی اسلام.

هـسـت در خـور از بـرای خـایـف آن
لاتَــخـافُــو هـسـت نُـزل خـایـفـان
(۱/۱۴۳۲)
اشاره به عبارت قرآنی «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»، (بى‏گمان کسانى که گویند پروردگار ما خداوند است، سپس پایدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند [و گویند] که مترسید و اندوهگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتى که به شما وعده داده می‌شد.)، (فصّلت، ۳۰). مولانا تفسیری نو از آیه ارائه می‌دهد. وی معتقد است به کسی که اهل خوف است می‌گویند «لاتخف…» اما اگر کسی از این مرتبه فراتر رفته و به مرتبه انس رسیده باشد به او نمی‌گویند «مترس»، پس «لاتخافوا» خوراک خائفان است، یعنی کسی که هنوز به مراتب بالای سلوک نرسیده است.

وانـــدارد کـــارش از کـــار دگــــر
حــق مـحـیـط جـمـلـه آمـد ای پـسر
(۱/۱۴۹۰)
مصرع اول اشاره به عبارت قرآنی «… وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مُحیطاً»، (… و خداوند بر همه چیز چیره است.)، (نساء، ۱۲۶) و «… أَلا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مُحیطٌ»، (… بدانید که او بر هرچیز چیره است.)، (فصّلت، ۵۴). مولانا این بیت را به عنوان نتیجه‌گیری از ابیات قبل بیان می‌کند و می‌گوید فقط خداوند بر همه امور و احوال احاطه دارد و هیچ کاری او را از کار دیگر باز نمی‌دارد که مفهوم محیط بودن با احاطه پروردگار در عبارات قرآنی ذکر شده آمده است.

چـون مـری کـردنـد با مـوسی به کین
سـاحـران در عـهـد فـرعـون لـعـیــن
سـاحــران او را مــکــرّم داشـتــنــد
لـیـک مـوسـی را مـقــدم داشـتــنــد
گر همی خواهی عصا تو فکن نخست
زانـک گـفـتندش که فرمان آنِ توست
افـکـنـیــد آن مـکـرهــا را در مـیـان

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

کامنت‌ها بسته شده‌اند.