بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار …

بــر ضمـیــر تو گــواهـی می‌دهنــد
پـس همیـن‌جا دست و پایت در گزند
(۳/۲۴۵۵)
اقتباس از آیه «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»، (امروز بر دهان‌هایشان مهر گذاریم و درباره‌ی آنچه می‌کردند، دست‌هایشان با ما سخن بگویند، و پاهایشان گواهی دهند.)، (یس، ۶۵). مولانا در این بیت مفهوم آیه را تفسیر و از آن استفاده کرده است تا بگوید در دنیا دست و پایت علیه باطن تو شهادت مى‌دهند.

لیـک چـون از حـد بشـد پیـدا کنــد
حـلم حــق گـرچـه مـواسـاهـا کنــد
(۳/۲۴۸۷-۲۴۸۸)
اشاره به آیه «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیهِ الْأَبْصارُ»، (و خداوند را از آنچه ستمکاران [مشرک] می‌کنند، غافل مپندار؛ جز این نیست که [حساب] آنان را تا روزی که دیدگان در آن خیره شود؛ واپس می‌اندازد.)، (ابراهیم، ۴۲). مولانا از مفهوم آیه استفاده کرده است تا بگوید هرچند حلم و صبر خداوند با بدکاران، خیلى مدارا مى‌کند، ولى هرگاه تباهکارى آنان از حدّش تجاوز کند، خداوند، آنان را رسوا مى‌کند.

چـون زره سـازی تو را معـلـوم شـد
آهـن اندر دسـت تـو چـون موم شـد
بـا تـو مـی‌خـوانند چون مقری زبـور
کـوه‌هـا بـا تـو رسایـل شـد شـکـور
(۳/۲۴۹۸-۲۳۹۹)
مصرع اول بیت اول و بیت دوم اشاره از آیه «وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدیدَ»، (و به راستی از خود به داود بخششی [و موهبتی] ارزانی داشتیم [و گفتیم] ای کوه‌ها و ای مرغان با او [در تسبیح] همنوایی کنید؛ و آهن را برای او نرم گردانیدیم.)، (سبأ، ۱۰). مصرع دوم بیت اول «وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَّکُمْ لِتُحْصِنَکُم مِّن بَأْسِکُمْ…»، (و به او [داود] فن زر‌ه‌بافی برای شما آموخته بودیم تا شما را از آسیب یکدیگر محفوظ بدارد…)، (انبیاء، ۸۰). مولانا از مفهوم بیت استفاده و به معجزه‌ی حضرت داوود اشاره کرده است.

هـر یکـی از تـو خدا را بـنــده شـد
کشـتـه شـد ظالم جـهـانی زنده شـد
خـواجـه را کشتست او را بنـده کـن
نفس خود را کُش جهـان را زنده کـن
(۳/۲۵۰۳-۲۵۰۴)
الهام از آیه «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»، (وای خردمندان شما را در قصاص، زندگانی نهفته است، باشد که تقوی پیشه کنید.)، (بقره، ۱۷۹).
بیت دوم الهام از عبارت قرآنی «وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ…»، (و یاد کنید که موسی به قومش گفت ای قوم من، شما با گوساله‌پرستی بر خودتان ستم کرده‌اید، اینک به درگاه آفریدگارتان توبه کنید خودتان را بکشید…)، (بقره، ۵۴). مولانا بیت اول را که در مورد قصاص است آورده و بعد به یاد حضرت داوود افتاده است و داستان را با بیت دوم آغاز می‌کند. در اینجا مولانا، نفس امّاره‌ی آدمى را به مدّعى گاو و عقل را به آن کشنده‌ی گاو و حضرت داود را به حق تشبیه مى‌کند و مى‌فرماید: نفس خود را بکش، دنیا را زنده کن، آن نفسى که خواجه‌ی خود یعنى روح راکشته باید او را بنده‌ی خویش سازى. پس اى سالک، نفست را با تیغ ریاضت و شمشیر عبادت، ذبح کن تا جهانى را حیات و نشاط بخشى.

بـی زراعت چـاش گـنــدم یافتـنــد
بـی سـبـب مـر بـحر را بشـکـافتنـد
(۳/۲۵۱۸)
الهام از آیه «فَأَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظیمِ»، (سپس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا بزن، آنگاه [دریا] بشکافت و هر پاره‌ای از آن همچون کوهی بزرگ بود.)، (شعراء، ۶۳). مولانا از مفهوم آیه در منطق تمثیلی استفاده کرده است.

لشـکـر زفـت حبـش را بـشـکـنــد
مـرغ بـابیـلی دو سه سنـگ افـکـنـد
سـنـگ مـرغـی کو به بـالا پـر زنــد
پــیـل را ســوراخ ســوراخ افـکـند
تـا شـود زنـده هـمـان دم در کـفــن
دمّ گــاو کـشـتـــه بــر مـقـتول زن
(۳/۲۵۲۱-۲۵۲۳)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

کامنت‌ها بسته شده‌اند.