بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار …

اقتباس از آیه «مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتی‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فیها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبینَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی…»، (وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده است [چنین است که‏] در آن جویهایى از آب ناگندا، و جویهایى از شیرى که مزه‏اش تغییرناپذیر است، و جویهایى از شراب لذت‏بخش آشامندگان، و جویهایى از عسل پالوده [روان‏] است.)، (محمد، ۱۵). مولانا معتقد است لامکان را کسی می‌فهمد که روح او به لامکان بپیوندد و چنین کسی به جایی می رسد که مکان و لامکان هردو در اختیار او هستند، درست مانند چهار جوی‌ بهشت که بهشتیان را سیراب می‌کند. و مطابق آیه ذکر شده در بهشت چهار جوی شیر، عسل، شراب و آب گوارا جریان دارد.

یـک زمـان زخـمـنـد و گاهی مرهمنـد
جـان‌هـا در اصـل خـود عـیـسـی دمند
گـفـت هـر جـانـی مـسـیـح آساسـتـی
گـر حـجـاب از جـان‌هـا بـرخـاسـتـی
(۱/۱۶۰۱-۱۶۰۲)
اشاره به عبارت قرآنی «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّه…»، (و پیامبرى است به سوى بنى‏اسرائیل که [با آنان مى‏گوید] من از سوى پروردگارتان براى شما معجزه‏اى آورده‏ام، که از گل براى شما چیزى به هیئت پرنده مى‏سازم و در آن مى‏دمم و آن به اذن الهى پرنده‏[ى جاندار] مى‏شود…)، (آل عمران، ۴۹). مطابق آیه قرآن دم عیسی زندگی بخش و زنده کننده‌ی مردگان است مولانا از این مفهوم استفاده می‌کند و می‌گوید روح هر انسانی مانند عیسی این توانایی را دارد به شرط آنکه در حجاب امور مادی و این جهانی گرفتار نشود و همواره به قدرت پروردگار باشد.

دسـت او در کـارهـا دسـت خـداسـت
چـون قبـول حـق بـود آن مـرد راسـت
(۱/۱۶۱۳)
اشاره به عبارت قرآنی «قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدیکُمْ…»، (با آن‌ها کارزار کنید تا خداوند آن‌ها را به دست شما عذاب کند…)، (توبه، ۱۴) و «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ…»، (بی‌گمان کسانی که با تو بیعت می‌کنند، در واقع با خدا بیعت می‌کنند…)، (فتح، ۱۰). مولانا در این بیت به مرد کامل اشاره می‌کند که دست او در کارها دست خداست که این مفهوم را با اندکی تفاوت در آیات ذکر شده می‌توان یافت.

آن مـوالـیـد اسـت حـق را مـسـتـطـاع
همـچـنیـن کشـت و دم و دام و جمـاع
(۱/۱۶۷۱)
الهام از آیه «أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ. أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ»، (آیا اندیشیده‌اید در آنچه [از منی] را که [در رحم‌ها] می‌ریزید؟ آیا شما آن‌را آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم؟)، (واقعه، ۵۸-۵۹) و «أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ. أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»، (آیا اندیشیده‌اید در آنچه می‌کارید؟ آیا شما آن‌را می‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم.)، (واقعه، ۶۳-۶۴). مطابق مفهوم بیت، هرکاری از قبیل کشت و زرع، دم زدن، دام نهادن، و گرد آمدن با یکدیگر آثار و اعمالی است که حق قادر به ایجاد آن‌هاست مشابه این مفهوم را در آیات ذکر شده می‌توان یافت.

حـادثـان مـیـرنـد و حـقشـان وارثست
جور و احـسان رنـج و شـادی حادثست
(۱/۱۸۰۹)
اقتباس از آیه «وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْیی‏ وَ نُمیتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ»، (و ماییم که زنده می‌داریم و می‌میرانیم و ما بازمانده‌[ی جاوید]یم)، (حجر، ۲۳). مفهوم وارث بودن حق در آیه آمده است که مولانا در مصرع دوم به آن اشاره می‌کند.

مـی‌بَـرد تـا خُـلـد و کـوثـر مـر تـو را
بـو قـلاووزسـت و رهـبــر مـر تــو را
(۱/۱۹۰۴)
مصرع دوم اشاره به آیه «إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ»، (ما به تو کوثر بخشیده‌ایم.)، (کوثر، ۱). مولانا معتقد است که سخن پیران و مردان کامل مانند نگهبان و راهنما، فرد را به سرچشمه حقیقت رهبری می‌کند و برای بیان این منظور از واژه‌ی قرآنی «کوثر» که بنا به روایات جویباریست در بهشت، استفاده می‌کند.

هـمـچـو او بـا گـریـه و آشـوب بـاش
تـو کـه یوسـف نیستـی یـعقـوب بـاش
(۱/۱۹۰۷)
الهام از عبارت قرآنی «…ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ»، (… و چشمانش از [اشک و] اندوه، سپید و [نابینا] شد و اندوه خود را فرو خورد.)، (یوسف، ۸۴). مولانا صفت «باگریه» را برای حضرت یعقوب آورده است و این مفهوم را از عبارت قرآنی مذکور الهام گرفته است.

گــرچـه از حـلـقــوم عـبــدالله بــود
مـطــلــق آن آواز خـــود از شـه بـود
(۱/۱۹۳۹)

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

کامنت‌ها بسته شده‌اند.