بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل- قسمت ۱۲

نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامهی درسی
در ایران به دلیل نو بودن موضوع کاربرد فناوری های نوین در آموزش و پرورش، خصوصا برنامه ی درسی تحقیقات اندکی انجام شده است و تعداد محدود تحقیقات اجرا شده در زمینه ی کاربرد کامپیوتر در آموزش و پرورش و در ماده ی درسی خاص کامپیوتر در دوره ی متوسطه بوده است. در این رابطه مهرمحمدی و نفیسی (۱۳۸۳) در مطالعه ای با عنوان تدوین سیاست های راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش به لزوم پاسخگویی آموزش و پرورش به نیازهای عصر اطلاعات، بهره گیری از توانایی های نوین فاوا، بومی سازی تولید فناوری آموزشی و استفاده از فرصت ایجاد تحول در زمینه ی ضرورت های بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش اشاره کرده اند.
مطالعات توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه حداقل چهار رویکرد گسترده را که از طریق آن نظام های آموزشی و مدارس فناوری اطلاعات و ارتباطات را (در برنامه درسی) اتخاذ و بکار برده اند مشخص می کند، این چهار رویکرد عبارتند از: ظهورکننده، کاربردی، ادغامی و تحولی.
رویکرد ظهورکننده: مدارس در مراحل اولیه ی توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، رویکرد ظهورکننده را به نمایش می گذارند. این مدارس خریداری یا اعانه گرفتن تجهیزات کامپیوتری و نرم افزاری را آغاز می نمایند. مدارس در مرحله ی ظهورکننده هنوز به روش سنتی و معلم محوری استوار هستند.
رویکرد کاربردی: مدارسی که در آنها فناوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری درک شده است رویکرد کاربردی را نشان می دهند. در این مرحله معلمان تسلط زیادی بر محیط یادگیری دارند. مدیران و معلمان، فناوری اطلاعات و ارتباطات را برای وظایفی که تاکنون در مدیریت مدرسه و برنامه ی درسی اجرا می کردند، استفاده می کنند.
رویکرد ترکیبی: این رویکرد در مدارسی دیده می شود که فناوری های کامپیوتری را در آزمایشگاه ها ، کلاس های درس و دفاتر مدیریتی به کار می گیرند. معلمان نیز روش های جدیدی را که فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهره وری شخصی آنها را تغییر می دهد، بررسی می کنند و این رویکرد تلفیق یا ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه ی درسی را شامل می شود.
رویکرد تحولی: مدارسی که فناوری اطلاعات و ارتباطات را برای بازنگری و بازسازی مبتکرانه سازماندهی مدرسه استفاده می کنند در مرحله ی تحول و دگرگونی قرار دارند، برنامه ی درسی بر دانش آموز محوری و ادغام موضوعات درسی برای کاربرد در دنیای واقعی تاکید می کند. مدارس به مراکز یادگیری جامعه ی خود تبدیل می شوند (کلینگ[۳۶]، به نقل از احمدی، ۱۳۸۵).
در اینجا ویژگی های برنامه ی درسی که به خوبی در آن فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده شده است ذکر می شود، که عبارتند از:
۱- امکان یک برنامه ی درسی تلفیقی را فراهم می آورد: منظور از برنامه ی درسی تلفیقی برنامه ای است که به نحوی فرصت لازم برای یادگیری تلفیقی یا مطالعه توسط آن فراهم می شود. در برنامه ی درسی تلفیقی دیوارهای بلند و مستحکم میان موضوعات و مواد درسی در رشته های مختلف کوتاه تر و منعطف تر می گردد. این برنامه بیش از آنکه بخواهد دانش معینی را به دانش آموزان القاء کند به دنبال فراهم آوردن زمینه های لازم برای شکوفایی قابلیت های فردی دانش آموز و گسترش تجربه های فردی و مستقل آنها می باشد.
۲- میزان اهمیت و اعتبار برنامه ی درسی را افزایش می دهد: گسترش روزافزون دانش در عصری که تحت عنوان «انفجار دانش» نامیده شده است و قابلیت فناوریهای جدید اطلاعات و ارتباطات در انتقال دانش سبب شده است که در هر لحظه نظریههای علمی جدیدتری مطرح شود که نسبت به دانش قبلی از اعتبار بیشتری برخوردارند. بنابراین بهره گیری از علوم و دانش روز که به واسطه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت می پذیرد، باعث می شود که محتوای برنامه ی درسی به گونه ای تنظیم شود که از درجه ی اعتبار و اهمیت بیشتری برخوردار باشد.
۳- افزایش میزان علاقمندی فراگیران را به همراه دارد: برنامهیدرسی که بر اساس نیازهای واقعی فراگیران تعیین شده است به گونه ای وافر، علاقه ی آنها را در جهت یادگیری بیشتر افزایش می دهد. فناوری های جدید به دلیل متنوع بودن و برخورداری از حجم بالای اطلاعات این ویژگی را دارند که بتوانند نیازهای گوناگون فراگیران را تحت پوشش قرار داده و باعث افزایش علاقمندی آنها به محتوای برنامه ی درسی گردند.
۴- ارائهی دانش با ساختاری مناسب: بهره گیر ی از فناوری اطلاعات و ارتباطات در تنظیم برنامه ی درسی، این امکان را فراهم می کند که بتوان اطلاعات، مفاهیم و اصول محتوای یادگیری را به گونه ای در اختیار فراگیران قرار داد که آنها اطلاعات علمی موضوع مورد نظر خود را در حد مناسب در اختیار داشته باشند. به عبارت دیگر فناوری های جدید باعث می شوند که محتوای غنی از دانش مورد یادگیری در برنامه ی درسی در اختیار فراگیران قرار گیرد.
۵- میزان سودمندی برنامهیدرسی را افزایش می دهد: میزان کارایی و کاربرد برنامه ی درسی در حقیقت سودمندی آن برنامه را مشخص می کند. برنامه ی درسی که بتواند دانش و مهارت های به روز و اساسی فراگیران را جهت کسب مشاغل آینده فراهم کند، یا آنان را در مهارت آموزی یاری کند، قطعا از سودمندی بیشتری برخوردار است.
۶- افزایش میزان یادگیری فراگیران را به همراه دارد: برنامه ی درسی که متناسب با رشد ذهنی، جسمی، روانی یا عاطفی فراگیران تنظیم شده باشد و در آن به

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

تفاوتهای فردی فراگیران توجه شده باشد، می تواند موجب افزایش یادگیری فردی فراگیران شود. فناوری های جدید این امکان را فراهم می آورد که بتوان به وسیله ی آنها، محتوای برنامه ی درسی را متناسب با ویژگی های فردی فراگیران تنظیم کرد و از این طریق باعث افزایش میزان یادگیری آنها شد.
۷- فناوری اطلاعات و ارتباطات انعطاف پذیری برنامه درسی را موجب می شود: محتوای برنامه ی درسی باید به گونه ای باشد که فراگیران بتوانند بر اساس مهارت های مورد علاقه ی خود، به تسهیل و کسب دانش بپردازند. محتوای برنامه ی درسی که در آن انواعی از امکانات به گونه ای استفاده شود، که باعث افزایش انگیزه و توانایی فراگیران شود، بسیار مهم است. فناوری های جدید باعث می شوند که برنامه ی درسی از قدرت انعطاف پذیری مناسب برخوردار بوده و بتواند انگیزه و توجه تمام فراگیران را جهت یادگیری محتوای آموزش جلب نماید (بدرقه، ۱۳۸۵).
فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدت کوتاهی که از پیدایش آن می گذرد تغییرات فراوانی را در نحوه ی زندگی بشر بوجود آورده است. یکی از زمینه هایی که سهم عمده ای از این تغییرات را به خود اختصاص داده، یادگیری است. نقش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در فرایند یادگیری بسیار اهمیت دارد. در یادگیری به شیوه ی سنتی، فرد مجبور بود که به طور مداوم بخواند و بنویسد و ارتباط تقریبا یک طرفه بود. اما با بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری، فرد علاوه بر مهارت های پایه نیازمند داشتن مهارت در استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات می باشد. یادگیری های مبتنی بر فناوری های نوین اطلاعات با ایجاد تغییرات بنیادی در مفاهیم آموزش سنتی، توانسته است بسیاری از ناکارآمدی های نظام آموزشی را رفع کرده و دگرگونی های اساسی را در آموزش بوجود آورد (همان منبع).
یکی از نظریه هایی که با فناوری اطلاعات و ارتباطات همخوانی بسیاری دارد نظریه ی ساختن گرایی است.
در کل دو نظریه اصلی یادگیری رفتارگرایی و بازسازی گرایی را می توانیم نام ببریم که رفتارگرایان بر رفتار قابل مشاهده نسبت به تجارب ذهنی درونی و یادگیری از طریق محیط تاکید دارند. اما دیدگاه فعال در مورد یادگیری می تواند نظریه بازسازی گرایی باشد که یادگیری را به عنوان فرایند بازسازی دانش و معرفت زمانی که یادگیرنده تجارب یادگیری خود را تغییر می دهد، تعریف می شود. نظریه ی سازندگی با نظریه های دیگر از جمله نظریه های رفتاری و خبرپردازی متفاوت است. این نظریه ها واقعیت هستی را مستقل از ذهن و در خارج از یادگیرنده تصور می کنند و دانش اندوزی را انتقال واقعیت مستقل خارج از یادگیرنده به ذهن او می دانند. در نظریه ی سازندگی یا ساختن گرایی، واقعیت عینی جهان، بیرون و مستقل از یادگیرنده ی مسلم فرض نشده و چنین تصور نمی شود که یادگیرنده از طریق یادگیری نسخه ای از جهان را به ذهن خود می سپارد. در این دیدگاه فعالیت یادگیرنده و کنش متقابل او با موضوع یادگیری از عوامل مهم سازندگی به حساب می آید (سیف، ۱۳۸۲)
جدول ۲-۳ مقایسه رویکردهای یاددهی یادگیری مکاتب رفتارگرایی و ساختارگرایی (مهرمحمدی، ۱۳۸۶)

 

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *