بررسی تاثیر گفتمان جنسیتی در کتاب زبان انگلیسی سوم دبیرستان با رویکرد …

بین متن و جامعه حلقه‌ی رابطی وجود دارد و آن حلقه رابط فرهنگ است چرا که گفتمان نوعی کنش اجتماعی است. کردار گفتمانی حدواسط میان متن و کردار اجتماعی است و با استفاده از آن مردم از زبان برای تولید ومصرف متن بهره می‌گیرند وبدان طریق متن به کردار اجتماعی شکل می‌دهد و همچنین از آن شکل می‌گیرد. در این تکنیک نیز تبیین و تبیین اجتماعی دخالت و حضور دارد به صورتی که هدف از مرحله‌ی تبیین، توصیف گفتمان بعنوان بخشی از یک فرآیند اجتماعی است؛ تبیین گفتمان را بعنوان کنش اجتماعی توصیف می‌کند، و نشان میدهد که چگونه ساختارهای اجتماع گفتمان را تعیین می‌بخشند.
تحلیل گفتمان دارای سه رویکرد ساخت گرایانه، نقش گرایانه و تحلیل انتقادی گفتمان است. نورمن فرکلاف از نظریه پردازان این شیوه در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین به بررسی متون پرداخته است. بر این مبنا، کتاب زبان سال سوم دبیرستان از گونه های جنسیت محور با این رویکرد تحلیل می‌شود. در تحلیل متن‌هایی از این دست، بهترین رویکرد، نوع اخیر است، زیرا درباره این مباحث می‌توان بحث کرد که آیا گفتمان غالب جنسیتی در فضای جدید بر کتبی مانند زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان تاثیرگذار بوده است؟ بنابراین، در این تحلیل باید از الگوی سه لایه فرکلاف برای تحلیل گفتمان استفاده کرد که به اصل متن (شامل تحلیل زبانی در قالب واژگان، دستور، نظام آوایی و انسجام در سطح بالاتر از جمله)، کردار گفتمانی (تولید و مصرف متون) و کردار اجتماعی توجه ویژه ای دارد. در این قسمت به مواردی همچون پیکره زبانی (جامعه آماری )، روش تحقیق و روش گردآوری داده‌ها پرداخته می‌شود و پژوهش در راستای موضوع که تحلیل گفتمان جنسیتی است پیش می‌رود.
٣-٢ پیکره پژوهش:
شیفرین(١۹۹۶)واستابز معتقدند تحلیل گفتمان می‌کوشد تا نظام و آرایش فرا جمله‌ای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه‌ای یا متن‌های نوشتاری را مورد بررسی قرار بدهد. بر همین اساس تحلیل متون درسی و تمرینات کتاب زبان سال سوم دبیرستان به عنوان واحد زبانی متشکل از تبادلات مکالمه‌ای حوزه اصلی این تحقیق خواهد بود که کب پیکره زبانی پژوهش را به خود اختصاص می‌دهد.
در این پژوهش تلاش شده است از نظریه تحلیل گفتمان برای واکاوی و تحلیل کتاب زبان انگلیسی سال سوم دوره دبیرستان استفاده شود. نظریه گفتمان از علوم تفسیری ١مانند هرمونتیک، پدیده شناسی، ساختارگرایی و شالوده شکنی الهام می‌گیرد. این علوم یا حول تفسیر متنهای ادبیاتی و فلسفی سازمان یافته اند و یا حول تحلیل روشی که طی آن موضوعات (اوبژه ها) و تجارب معنا می‌یابند، شکل گرفته اند. رهیافت تحلیل گفتمان با قرار گرفتن در چنین سنتی از تفکر، با شیوه فهم و اندریافت ماکس وبر شباهتهایی می‌یابد .
٣-٣ قلمرو پژوهش:
به صورت کلی نظریه پردازانی که در حوزه تحلیل گفتمان کار کرده اند چند رویکرد شاخص در این روش شکل داده اند که دراین پژوهش ترکیبی از رویکردهای فرکلاف، فوکو و سایر نظریه پردازن در تحلیل گفتمان انتقادی استفاده خواهد شد. البته سیر تحول تحلیل گفتمان در زبان‌شناسی را می‌توان در قالب تحلیل گفتمان ساختگرا، تحلیل گفتمان نقشگرا و تحلیل گفتمان انتقادی خلاصه کرد. اگرچه در تحلیل گفتمان انتقادی، مفهوم گفتمان بسیار بزرگ‌تر از دو رویکرد دیگر است، ولی وجه مشترک همه آنهااین است که در آنها زبان بزرگ‌تر از گفتمان است.
٣-۴ روش گردآوری داده ها
روش این پژوهش توصیفی-تحلیل است. همچنین روش گرد آوری داده‌ها در این تحقیق کتابخانه‌ای است و متون کتاب سال سوم دبیرستان به عنوان داده‌ها تحلیل می‌شود.
٣-۵ مراحل انجام پژوهش
به منظور انجام پژوهش ابتدا کتاب زبا ن انگلیسی سوم دبیرستان را انتخاب نموده سپس به بررسی متون درس ها،جملات مربوط به تمرین‌های دستور زبان و نیز تصاویر کتاب مورد نظر پرداخته است.پس از آن همه داده‌ها با توجه به گفتمان جنسیتی تحلیل شده اند.
٣-۶ الگو و رویکرد در چارچوب:
نخستین شرط ضروری برای تحلیل گفتمان تعیین چارچوب نظری است که در این پژوهش نیز مد نظر قرار گرفته است. این امر نیز بعد از یک مطالعه‌ی مقدماتی یا زمینه‌ای برای محقق حاصل می‌شود. محقق متغیرهای خود را به شاخص‌ها و ابعاد کوچکتر تقسیم می‌کند وبدنبال جمع آوری مطالب می‌رود. (تاجیک،١٣٧٨:۵۹)
٣-٧ مراحل انجام پژوهش
گفتمان را می‌توان در سطوح مختلف مورد بررسی قرار داد. می‌توان مانند فوکو در دیرینه شناسی و تبارشناسی دانش و یا مانند هابرماس در نقد مدرنیته، گفتمان را در وسیعترین معنای قابل انتزاع، مورد تحلیل و بررسی قرار داد. در اینجا از تحلیل گفتمان به مثابه یک تکنیک مانند سایر تکنیک‌های تحلیل در علوم اجتماعی یاد می‌کنیم.
٣-٨ واحد تحلیل در پژوهش حاضر:
واحد تحلیل در تحلیل گفتمان فراتر از کلمه است، برحسب موضوع مورد بررسی وبرحسب متغیرها و شاخص‌های تحقیق، واحد تحلیل می‌تواند یک جمله، عبارت، بند، پارگراف، صفحه، سرمقاله، مقاله،سخنرانی، و …… باشد. که در تحقیق فوق دسته بندی هر واحد بر اساس یک درس است. که شامل شش درس مجزا است.
٣-۹ طبقه بندی و شیوه تحلیل داده ها:
مطالب را مطابق فرضیه‌های تحقیق در مقولات یا طبقات متفاوت دسته بندی می‌کنیم. طبقه بندی مطالب و یادداشت‌ها درتحلیل گفتمان نیز مانند دیگر تکنیک‌های تحقیق بایستی دقیقاً مبتنی بر شاخص‌ها ومتغیرهای فرضیات و اهداف تحقیق باشد. بر این اساس فصل چهارم تحقیق را در سه طح تحلیل زمینه اجتماعی، متن و گفتمان تقسیم بندی کرده ایم.
٣-۱۰- ابزار پژوهش:
در این پژوهش از امکانات کامپیوتری برای جداسازی تصاویر و نوشتن مطالب و از کامپیوتر برای ذخیره سازی و ویرایش کلی مطالب استفاده شد.
٣-١١ خلاصه فصل:
گفته شد که فرکلاف، گفتمان را متشکل از سه بعد متن، عمل گفتمانی، عمل اجتماعی می‌داند. بنابراین، در هر رخدادی ارتباطی، باید این سه بعد را لحاظ کرد. فرکلاف مدل نظری خود را در کتاب زبان و قدرت به شکل نمودار زیر ترسیم می‌کند:
بر این اساس کتاب زبان سال سوم دبیرستان در سه سطح شرایط اجتماعی تولید متن، شرایط تفسیر و متن مورد واکاوی قرار خواهد گرفت که توصیف تبیین و تفسییر خواهند شد. که تفسیر کتاب سال سوم بخش اصلی کار ما در این پژوهش است . به نظر فرکلاف، از طریق ویژگی‌های صوری متن، نمی‌توان مستقیماً به تأثیرات ساختاری این ویژگی‌ها بر شالوده‌ی جامعه دست یافت؛ زیرا رابطه‌ی متن و ساختارهای اجتماعی، رابطه‌ای غیرمستقیم است. اینجاست که ضرورت تفسیر مطرح می‌شود تا متن بر اساس مفروضات عقل سلیم، که به ویژگی‌های متن ارزش می‌دهند، تولید و تفسیر شوند.
منبع:(فرکلاف،١۹٨۹:۴٢)
فصل چهارم:
تحلیل داده‌ها در سه سطح بافت، زمینه و متن
۴-١ مقدمه:
فرهنگ‌های متفاوت، الگو‌های ارزشی متفاوتی را نهادینه می‌کنند. نهادینه کردن این الگوها و انتقال آنها به افراد جامعه از طریق فرآیند جامعه پذیری صورت می‌گیرد. نقش پذیری جنسیتی، باور فرد نسبت به تساوی جنسیت‌ها و حتی علایق و نوع فعالیت‌های هر فرد، نتیجه فرآیند جامعه پذیری است.
اگرچه در جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی، تغییرات شگرفی در خصوص مشارکت زنان روی داده است و در پی آن، زنان به تخصص‌های علمی و مناسب مهم دولتی راه یافته‌اند، لیکن این تغییرات در کلیشه‌های شغلی و حرفه‌ای نمود و بازتاب چندانی در کتاب‌های درسی نداشته است. با توجه به وجود این تناقض در جامعه و کتب درسی نسبت به حضور فعال زنان و نادیده انگاشتن آنان در کتب درسی، این پژوهش در پی دست یابی به دو هدف عمده است:
١- بررسی باور‌ها و کلیشه‌های جنسیتی کتب درسی؛
٢- آگاه ساختن ناشران این کتاب‌ها نسبت به موضوع تساوی جنسیت و حرکت به سمت زدودن نگاه تبعیض آمیز نسبت به زنان.
بر این اساس در سطح اول این پژوهش در صدد است تاثیر زمینه اجتماعی را بر روی کتاب زبان سال سوم دبیرستان بسنجد و جایگاه کتب درسی در گفتمان رسمی قدرت را بیان کند.
در سطح دوم تلاش می‌شود تاثیر گفتمان رسمی قدرت یعنی کردار اجتماعی بر گفتمان شکل دهنده کتاب فارغ از متن و عموما با تکیه بر تصویر مشخص گردد. همچنین در سطح سوم تلاش خواهد شد خودِ متن استعارات و عبارات و ترکیب افعال و ضمائر مورد توجه قرار گیرد.
با اندکی مطالعه و تدقیق برای تبیین زمینه‌های اجتماعی در شکل دادن به گفتمان جنسیتی در ایران میشخص می‌شود با اینکه بر طبق آمارهای وزارت علوم در سال ١٣۹٣ دختران ایران نسبت به پسران از جایگاه برتری در آموزش عالی برخوردار شده‌اند و با وجود موانع رسمی و فرهنگی، زنان به شیوه فرودست تری در کتب آموزشی بازنمایی می‌شوند. تامل‌برانگیز این است که جهش تحصیلی دختران جوان در درون نظام آموزشی رخ می‌دهد که گفتمانی مردسالارانه دارد و آشکارا به دفاع از نظم مردانه سنتی برمی‌خیزد.
در بررسی تفاوت‌های جنسیتی در مطالب درسی، پرسش مهم جامعه‌شناختی این است که زن و مرد دارای چه جایگاه‌ و از چه تصویری برخوردارند و نظام آموزشی آن‌ها را برای به عهده گرفتن کدام نقش‌های اجتماعی آماده می‌کند.
تحلیل کتاب‌ زبان سال سوم دبیرستان در زمینۀ تفاوت‌های جنسیتی نشان می‌دهد که در گفتمان نظام آموزشی نابرابری زن و مرد موضوعی پنهان و حاشیه‌ای نیست. تبعیض جنسیتی در مرکز گفتمان ارزشی کتاب‌های درسی قرار دارد و تلاش فراوانی هم برای توجیه آن صورت می‌گیرد. در حقیقت می‌توان از نوعی ایدئولوژی جنسیتی سخن به میان آورد که بر مبنای فرهنگ و بینش مذهبی بنا شده و بسیاری از پژوهش‌های اخیر پیرامون برنامه تحصیلی ایران هم به آن اشاره کرده‌اند.
اصلی‌ترین شاخص این “ایدئولوژی جنسیتی” تلاش برای ارائه الگوی رفتار خاص زنانه و مردانه در جامعه است که ابعاد مختلف زندگی آن‌ها، از حوزه‌ خصوصی و فردی تا مشارکت و نقش‌های اجتماعی، را در برمی‌گیرد. برای درک بهتر دستگاه فکری مطالب درسی، نخست باید به خصوصیات اصلی این ایدئولوژی جنسیتی در مطالب درسی اشاره کرد.
نکته اول در برخورد با زن و مرد در گفتمان کتاب‌های درسی این است که آن‌ها افرادی برابر با یکدیگر نیستند. نظام آموزشی ایران نه تنها این نابرابری را به روشنی در مطالب درسی گوناگون مطرح می‌کند، بلکه بر آن است تا در چهارچوبی خاص به توجیه این تبعیض بی‌پرده هم دست زند و به آن مشروعیت بخشد.
کتاب‌های تاریخ مردانه‌ترین مطالب درسی را تشکیل می‌دهند، چرا که در آن‌ها فقط شبحی از زنان قابل رویت است . در کتاب‌های درسی نابربری میان زن و مرد امری “طبیعی” قلمداد می‌شود.
نکته بعدی در پیام کتاب‌های درسی فرودستی آشکار زن در مقایسه با مرد است. از نگاه کتاب‌های درسی زن و مرد بیشتر به صورت دو فرد اجتماعی متفاوت مطرح می‌شوند که “مکمل” یکدیگرند و نقش‌های آن‌ها خودویژه و جنسیتی است. مرد آشکارا “جنس بر‌تر” است و زن “جنس دوم” و شهروند ثانوی.
بر پایه این فرهنگ و درک رابطه زن و مرد بر پایه برتری “طبیعی” و “مشروع” جنس مذکر تعریف می‌شود و فرودستی زن داده اساسی در بیشتر کتاب‌های درسی است که به اشکال گوناگون در تصاویر و مطالب خود را نشان می‌دهد. در این نگاه زن فرد اجتماعی تمام‌عیار و برابر با مرد نیست، او پیش از هر چیز مادر، خواهر، دختر، همسر این یا آن مرد است.

حتما بخوانید :   پژوهش دانشگاهی -تاثیر مشوق های صادراتی دولت بر عملکرد صادراتی شرکت ها مطالعه موردی شرکت ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

کامنت‌ها بسته شده‌اند.