بررسی تاثیر گفتمان جنسیتی در کتاب زبان انگلیسی سوم دبیرستان با رویکرد تحلیل …

٢-٢-٨-١ مفهوم انتقادی
برداشت‌های متفاوتی نسبت به مفهوم «نقد» در این نگرش وجود دارد. عده‌ای به مکتب فرانکفورت، عده‌ای به نقد ادبی و عده‌ای نیز به مارکس روی ‌آورده‌اند. تحلیل گفتمان انتقادی، به این معنا انتقادی است که قصد دارد نقش کردارهای گفتمانی در حفظ و بقای جهان اجتماعی از جمله، آن دسته از روابط اجتماعی را که توأم با مناسباتِ قدرتِ نابرابرند، آشکار کند.
فرکلاف در کتاب زبان و قدرت (١۹۹۶) دو هدف اصلی انتقادی را این‌گونه بیان می‌کند: “کمک به تصحیح کم‌توجهی گسترده نسبت به اهمیت زبان در تولید، حفظ و تغییر روابط اجتماعی قدرت.” کمک به افزایش هشیاری نسبت به اینکه چگونه زبان در حاکم شدن بعضی بر بعض دیگر نقش دارد؛ زیرا که هشیاری اولین قدم به سوی رهایی است. تحقیق زمانی به درد می‌خورد که بتواند به کاهش نابرابری‌های اجتماعی کمک کند. (فرکلاف،١۹۹۵:٢)
در واقع، تحلیل‌گران گفتمان، می‌کوشند نظام‌های معنایی حاکم را متزلزل کنند. یکی از دلایل استحکام نظام‌های معنایی، این است که بسیاری از فهم‌های ما از جهان طبیعی شده‌اند؛ یعنی به آنها نه به‌مثابه‌ی برداشت‌هایی از جهان، بلکه به‌مثابه‌ی خود جهان نگریسته می‌شود. در نتیجه، یکی از اهداف عمده‌ی تحلیل گفتمان، تشریح فهم‌های بدیهی انگاشته و تبدیل آنها به موضوع بحث و نقد و سرانجام، آماده کردن آنها برای تغییر است. فرکلاف در این باره می‌گوید: اختیار کردن اهداف انتقادی، به معنی این است که در جهت روشن کردن این‌گونه طبیعی‌شدگی‌ها بکوشیم و به بیان کلی‌تر، به معنی این است که تعین‌ها و تأثیرات اجتماعی گفتمان را که ماهیتاً از دید مشارکین آن مخفی می‌مانند، آشکار سازیم (فرکلاف، ١٣٧۹: ٢٧).
بنابراین، فرکلاف می‌خواهد نشان دهد که سامان‌دهی کنش‌های متقابل تا حدی به چنین ایدئولوژی‌های طبیعی‌شده‌ای بستگی دارد، و هدف تحلیل گفتمان انتقادی، غیرطبیعی کردن این نوع ایدئولوژی‌هاست. برای مقابله با طبیعی‌سازی باید نشان داد که چگونه ساختارهای اجتماعی، ویژگی‌های گفتمان، را رقم می‌زنند و چگونه گفتمان، به نوبه خود، ساختارهای اجتماعی را معین می‌سازد.
٢-٢-٨-٢ اصول تحلیل گفتمان انتقادی
در میان رویکردهای گوناگون به تحلیل گفتمان انتقادی، می‌توان پنج اصل مشترک را تشخیص داد که یورگنسن و فیلیپس آنها را به ترتیب زیر تلخیص کرده‌اند:
١. بخشی از فرایندها و ساختارها اجتماعی و فرهنگی، و نه همه آنها، تاحدودی خصلت زبانی ـ گفتمانی دارند. اعمال گفتمانی ـ تولید و مصرف (دریافت و تفسیر) متون ـ نوعی عمل اجتماعی مهم شمرده می‌شوند که به ساختن جهان اجتماعی، مشتمل بر هویت‌های اجتماعی و روابط اجتماعی کمک می‌کنند. بخشی نیز از بازتولید اجتماعی، فرهنگی و تغییر از طریق همین اعمال گفتمانی در زندگی روزمره محقق می‌شوند.
٢. گفتمان هم سازنده (سازنده‌ی هویت، دانش، جهان اجتماعی و…)، و هم ساخته‌شده است. گفتمان گونه‌ای عمل اجتماعی است که هم جهان اجتماعی را می‌سازد و هم ساخته‌ی سایر اعمال اجتماعی است. گفتمان به‌مثابه یک عمل اجتماعی، رابطه‌ای دیالکتیکی با سایر وجوه اجتماعی دارد. گفتمان صرفاً به شکل‌گیری و تغییر شکل ساختارهای اجتماعی کمک نمی‌کند، بلکه آنها را منعکس می‌سازد.
٣. کاربرد زبان باید در بافت اجتماعی‌اش به‌صورت تجربی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. تحلیل گفتمان انتقادی به تجزیه و تحلیل انضمامی، زبان‌شناختی متن و کاربرد زبان در تعاملات اجتماعی می‌پردازد. این تعریف، تحلیل گفتمان را از نظریه‌ی گفتمان لاکلا و موف، که به شکل نظام‌مند و تجربی کاربرد زبان را بررسی نمی‌کند، متمایز می‌کند.
۴. گفتمان کارکرد ایدئولوژیک دارد. در تحلیل گفتمان انتقادی، ادعا می‌کنند که عمل گفتمانی به خلق و بازتولید مناسبات نابرابر قدرت میان گروه‌‌های اجتماعی (میان طبقات، زنان و مردان، اقلیت‌ها و اکثریت قومی) کمک می‌کند.
۵. تحقیق باید انتقادی باشد. هدف انتقاد از اعمال گفتمانی، بیان نقش آنها در تولید و بازتولید قدرت نابرابر و استفاده از نتایج مطالعات انتقادی برای رهایی ستم‌دیدگان است. تحلیل گفتمان انتقادی، خود را به لحاظ سیاسی بی‌طرف نمی‌داند، بلکه به لحاظ سیاسی متعهد به تغییر است. برای تحلیلگر انتقادی‌شدن، باید تحلیلگر دارای موضع شفاف سیاسی و اجتماعی باشد. رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی تحت عنوان رهایی‌بخشی جانب گروه‌های اجتماعی ستم‌دیده را می‌گیرند. هدف آنها، تحلیل انتقادی شرایط برای رهاسازی افراد تحت استثمار است. رویکرد انتقادی قصد دارد نقش کردار‌های گفتمانی در حفظ و بقای مناسبات قدرت نابرابر را آشکار کند تا از این طریق، نتیجه‌ی تحلیل گفتمان انتقادی‌ها را برای ایجاد تغییرات رادیکال به خدمت بگیرد (یورگنسن، و همکاران، ١٣٨۹: ١١۰ـ١١۵).
٢-٢-۹ رویکرد فرکلاف: گفتمان به‌مثابه‌ی عمل اجتماعی
فرکلاف، یکی از شخصیت‌های شاخص در زمینه‌ی تحلیل گفتمان انتقادی است. در نگاه وی، تحلیل گفتمان انتقادی، روشی است که در کنار سایر روش‌ها برای بررسی تغییرات اجتماعی و فرهنگی به‌کار گرفته می‌شود؛ مرجعی است که در نزاع علیه استثمار و سلطه مورد استفاده قرار می‌گیرد. رویکرد فرکلاف، نوعی تحلیل گفتمان متن‌محور است که تلاش می‌کند سه سنت را با یکدیگر تلفیق کند:
تحلیل مفصل و دقیق متن در حوزه‌ی زبان‌شناسی (شامل گرامر کارکردی مایکل هالیدی[۲۵])
تحلیل جامعه‌شناختی کلان کنش اجتماعی (شامل نظریه‌ی فوکو، که روش‌شناسی مشخصی برای تحلیل متن در اختیار ما قرار نمی‌دهد)؛
سنت تفسیری و خُرد در جامعه‌شناسی (شامل اتنومتدولوژی و تحلیل گفت‌وگو)، که براساس اینها زندگی روزمره محصول کنش‌های اجتماعی افراد به‌شمار می‌آیند؛ کنش‌هایی که براساس پیروی از مجموعه‌ای از قواعد و رویه‌های «معرفت عامیانه» مشترک انجام می‌گیرند (یورگنسن، و همکاران، ١٣٨۹:١١٧).
فرکلاف، کار خود را با انتقاد از رویکردهای توصیفی و غیرانتقادی در زبان‌شناسی و مطالعات پدیده‌های زبانی، آغاز می‌کند. به‌زعم وی، این دیدگاه‌ها به تبیین شیوه‌های شکل‌گیری اجتماعی کنش‌های گفتمانی یا تأثیرات اجتماعی آنها توجه ندارند، بلکه تنها به بررسی توصیفی ساختار و کارکرد کنش‌های گفتمانی بسنده می‌کنند، درحالی‌که تحلیل گفتمان انتقادی، در بررسی پدیده‌های زبانی و کنش‌های گفتمانی، به فرایندهای ایدئولوژیک در گفتمان، روابط بین زبان و قدرت، ایدئولوژی، سلطه و قدرت، پیش‌فرض‌های دارای بار ایدئولوژیک در گفتمان، نابرابری در گفتمان و… توجه کرده است و عناصر زبانی و غیرزبانی را به همراه دانش زمینه‌ای فاعلان، هدف و موضوع مطالعه خود قرار داده است (فرکلاف، ١٣٧۹: ١۹-٢۴).
الگوی تحلیل گفتمانی فرکلاف، نشأت گرفته از تعامل میان قدرت و زبان است. وی گفتمان را شامل متن و معرفت‌های اجتماعی تولید و تفسیر متن می‌داند و بر این باور است که این معارف اجتماعی به سه سطح متفاوت سازمان اجتماعی مرتبط می‌شوند: شرایط اجتماعی یا محیط بلافصل اجتماعی، که گفتمان در آن حادث شده است؛ سطح نهاد اجتماعی که گفتمان را در یک گستره‌ای وسیع دربرمی‌گیرد؛ و سطح جامعه، به‌منزله یک کل. فرکلاف گفتمان را در سه سطح بررسی می‌کند: گفتمان به‌مثابه متن، گفتمان به‌مثابه اعمال گفتمانی و کنش متقابل میان تولید و تفسیر متن و در نهایت گفتمان به‌مثابه زمینه‌ی متن به‌معنای روابط کنش‌های گفتمانی و بسترهای اجتماعی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی (همان، ۹۶).
در هر تحلیل گفتمانی دو بعد از گفتمان دارای اهمیت است:
١. رخداد ارتباطی: نمونه‌ای از کاربرد زبان از قبیل مقاله روزنامه، فیلم سینمایی، ویدئو، مصاحبه یا سخنرانی سیاسی.
٢. نظم گفتمانی: ترکیب‌بندی تمامی گونه‌های گفتمانی به‌کار گرفته‌شده در یک نهاد یا میدان اجتماعی است. مانند نظم گفتمانی رسانه، خدمات درمانی، یا بیمارستان. در یک نظم گفتمانی، عمل‌های گفتمانی مشخصی وجود دارند که متن و گفت‌وگو را آنها تولید و مصرف یا تفسیر می‌کنند. در هر عمل گفتمانی، یعنی در تولید و مصرف متن و گفت‌و‌گو، گونه‌های گفتمانی به شکل خاصی به‌کار گرفته می‌شوند. گونه‌های گفتمانی متشکل از گفتمان‌ها و ژانرها هستند. «ژانر» کاربرد خاصی از زبان است که بخشی از یک عمل اجتماعی مشخص را تشکیل داده، آن را می‌سازد. مانند ژانر مصاحبه، ژانر اخبار، ژانر تبلیغات . (فرکلاف،١۹۹۵:١۴)
گفته شد که فرکلاف، گفتمان را متشکل از سه بعد متن، عمل گفتمانی، عمل اجتماعی می‌داند. بنابراین، در هر رخدادی ارتباطی، باید این سه بعد را لحاظ کرد. فرکلاف مدل نظری خود را در کتاب زبان و قدرت به شکل نمودار زیر ترسیم می‌کند:
درواقع، این مدل سه‌بعدی، چارچوبی است تحلیلی برای تحقیق تجربی درباره‌ی ارتباطات و جامعه. هر نوع تحلیل گفتمانِ رخدادهای ارتباطی، باید ابعاد سه‌گانه‌ی فوق را پوشش دهد. بنابراین، تحلیل گفتمان باید بر موارد زیر متمرکز شود: ١. ویژگی‌های زبانی متن (متن)؛ ٢. فرایندهای مرتبط با تولید و مصرف متن (عمل گفتمانی)؛ ٣. عمل اجتماعی گسترده‌تری که آن رخداد ارتباطی به آن تعلق دارد (عمل اجتماعی).
این مدل بیانگر این اصل است که متن را نمی‌توان در خلأ فهم یا تحلیل کرد؛ هر متنی را باید در رابطه با شبکه‌های سایر متون و در رابطه با بستر اجتماعی فهمید.
یورگنسن و فیلیپس، شش مرحله برای روش تحقیق در تحلیل گفتمان انتقادی بیان کرده، معتقدند که لازم نیست از همه‌ی این روش‌ها و به همان ترتیبی که بیان شد استفاده کنیم، بلکه انتخاب و به‌کارگیری این ابزارها، به پرسش تحقیق و گستردگی دامنه‌ی آن بستگی دارد؛ زیرا به اعتقاد آنها در روش‌های تحقیق کیفی، از جمله تحلیل گفتمان، هیچ رویه و روال ثابتی برای تولید داده‌ها یا تحلیل آنها وجود ندارد. طرح تحقیق اختصاصاً بر اساس ویژگی‌های هر پروژه طراحی می‌شود. بنابراین، تعیین مراحل تحقیق و ترتیب درونی آنها در حکم تیپ ایده‌آل را دارند (یورگنسن، و همکاران، ١٣٨۹:١٣٣). این مراحل به ترتیب عبارتند از:
انتخاب مسئله‌ی تحقیق؛ صورت‌بندی پرسش‌های تحقیق؛ انتخاب داده‌ها؛ پیاده کردن متن و تحلیل داده‌ها.
٢-٣ رویکردها:
٢-٣-١ رویکردهای مختلف در تحلیل گفتمان :
محققان به منظور فراتر رفتن از زبانشناسی گفتمانی،اصطلاح گفته پردازی را مطرح می‌کنند و دلیل آنکه امروزه موضوع گفته پردازی مورد توجه قرار گرفته است این است که این مبحث همان گستره‌ی زبان شناسی است.در حقیقت، می‌توان گفت که برای درک عملکرد زبان، تمامی پدیده‌های مرتبط با شرایط تحلیل گفتمان معتبر هستند.هنگامی که معنی واحد‌های زبانی را مطالعه می‌کنیم، الزاما آنها را به عوامل فرازبانی از قبیل مرجع یا گفته پرداز مرتبط می‌سازیم.بنابراین ایجاد یک رابطه میان واحد‌های زبانی و شرایط تولید آنها منجر به وجود آمدن نظریه‌ی گفته پردازی می‌شود که به عبارت دیگر، مبین رابطه‌ی بین زبانشناختی و فرازبانشناختی، گفتمان و شرایط تولید گفته است.امیل بنونیست[۲۶] که خاستگاه این نظریه از اوست، در تحقیقات خود(١۹٧۰-١۹۶۶) گفته پردازی را به صورت زیر تعریف می‌کند:
” بکارگیری زبان توسط یک فرد” بنونیست(١۹۶۶) گفته پردازی را ابزاری برای گذر از زبان به گفتمان میداند.بنونیست می‌گوید:به محض اینکه گفته پردازلب به سخن می‌گشاید، در مقابل او فرد ناطق دیگری قرار می‌گیرد. در حقیقت،گفته پردازی بر رابطه‌ی گفتمانی با یک شریک گفتگو، چه حقیقی یا خیالی، چه فردی یا گروهی تاکید دارد (١۴:١۹٧۰)
٢-٣-٢ رویکرد تغییرگرای لباف[۲۷] :
محققان دیگری همچون لباف معتقدند که هر تولید زبانی نشاندهنده نظم پذیری است و بنابراین می‌توان تعریفی از آن ارائه داد.این پژوهشگران تمایل دارند زبان را به عنوان فعالیتی در نظر بگیرند که از نظر اجتماعی محدود و مشخص است و مطالعه آن میدانی خواهد بود.
با پذیرفتن این رویکرد که مبتنی بر بازیابی اجتماعی در زبان شناسی است، محقق در نظر می‌گیرد که موقعیت‌های زبانی فقط با رجوع به متغیرهای اجتماعی قابل حل شدن هستند.از این رو، لباف (١۹٧۶) تصدیق می‌کندکه تعلق یک کنشگر به یک جامعه زبانی او را قادر می‌سازد تسلطی سامان یافته از زیر سیستم‌های مختلف داشته باشد. این متغیر در دو سطح آشکار می‌شود: گوناگونی سبکی (کاربرد‌های مختلف از سوی یک گویشور)، گوناگونی اجتماعی (کاربردهای مختلف از سوی گویشوران مختلف درسطح جامعه).
٢-٣-٣ رویکرد واژگانی:
از آنجا که گفتمان از لغات تشکیل شده است، تحلیل نیز باید رویکردی واژگانی اتخاذ کند. منشا این گفتمان، فرضیه‌ای در مورد ارتباط بین تعلق سیاسی و واژگانی است. این مطالعه واژگانی گفتمان سیاسی از آمار واژگانی (کمیت شناسی واژگان)، انفورماتیک[۲۸] (تحلیل خودکار) و مفاهیم نشانه شناسی (معنای ضمنی، ارتباط معنایی، تحلیل معنایی و پیش انگاری) کمک می‌گیرد. می‌توان به کتاب مگنو[۲۹] (١۹٧۶) با عنوان “آشنایی با روش‌های تحلیل گفتمان”رجوع کرد که تصویری از مجموعه کارهای مرتبط با تحلیل گفتمان سیاسی فرانسه ارایه می‌کنند. این رویکرد واژگانی فقط به یک جنبه محدود از کارکرد گفتمان دست پیدا می‌کند.
٢-٣-۴ ارتباط میان معناشناختی:
تانن[۳۰] معتقد است که وقتی زنان و مردان از سبک‌ها و رسوم بین فرهنگی خود آگاهتر شوند، لااقل احتمال سوء تعبیر تعاملات محاوره‌ای کاهش پیدا می‌کند . به این ترتیب این احتمال دستیابی هر دو طرف به اهداف فردی، اهداف رابطه و اهداف افراد دیگر و نهادهایی که از رابطه آنها تأثیر می‌گیرند بیشتر خواهد بود . این نوع آگاهی، نه تنها در گفتگو بین زنان و مردان، بلکه در گفتگوهایی که بین اعضای خانواده به طور کلی صورت می‌گیرد از اهمیت زیادی برخوردار است ( استنبرگ[۳۱]، ١٣٨۶:٧٨۹) .
یقینا زبانشناسان انتقادی، نسبت به زبان دیدگاهی متفاوت از دیدگاه‌های مسلط و رایج در تحلیل توصیفی گفتمان دارند . برای مثال راجر فاولر[۳۲] (١۹٧۹: ١) می‌گوید اولا زبانی که به کار می‌بریم نمایانگر دیدگاه‌ها یا نظراتی خاص نسبت به واقعیت است. دوم اینکه تنوع گونه‌های گفتمانی را نمی‌توان از عوامل اقتصادی و اجتماعی جدا کرد.و از این روی “تنوع زبانی” منعکس کننده ومبین تفاوت‌های اجتماعی نظام مند است که خود، این تنوع زبانی را باز تولید می‌کنند . سوم اینکه به کارگیری زبان فقط حاصل و بازتاب فرآیند و سازمان دهی اجتماعی نیست، بلکه بخشی از فرآیند اجتماعی است. این دیدگاه‌ها کاربرد زبان را فرآیندی اجتماعی می‌دانند، تنوع و گزینش زبانی را با تفاوت‌های اقتصادی واجتماعی مرتبط می‌سازند و می‌خواهند این نکته را بیان کنند که زبان همیشه در بافت تحقق می‌یابد . به علاوه بافت‌ها را نباید تنها در برگیرنده‌ی رویدادهای گفتاری، ژانرهای متنی و غیره دانست بلکه اساس، بر درک تفاوت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی استوار است.
دبیر مقدم (۵١:١٣٨٣ ) در معرفی رویکرد جدید تحلیل گفتمان انتقادی به نقل از فاولر (١۹۹١) فرکلاف[۳۳] و وداک[۳۴] (١۹۹٧) می‌نویسد : چند سالی است گرایشی در مطالعات کلامی به وجود آمده است که تحت عنوان تحلیل کلام انتقادی مشهور شده است. میشل فوکو[۳۵]، فیلسوف و متفکر معاصر فرانسوی( ١۹٨۴-١۹۴۶) شخصیت تاثیر گذار و در واقع، فیلسوف این گرایش محسوب می‌شود .آثارمتعددی در معرفی و کاربرد “تحلیل کلام انتقادی” نشر یافته است و به نظر می‌رسد این گرایش در سال‌های آینده توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد. افق تازه تری در حیطه‌ی علائق و کاربردهای آن ایجاد خواهد شد… در این گرایش اعتقاد بر این است که عواملی چون بافت تاریخی، روابط قدرت در جامعه، ساختارها و فرآیند‌های اجتماعی و فرهنگی، جهان بینی ها، زبان (کلام ومتن) را شکل داده و میدهند و از طریق کاربرد مستمر زبان در جامعه این بافت ها،روابط،ساختارها، فرآیند‌ها وجهان بینی‌ها تثبیت و ماندگار می‌شوند.بنابراین بین آن عوامل و زبان رابطه‌ای متقابل و تاثیر پذیری دو سویه برقرار است.
٢-٣-۵ تفاوت جنسیتی در زبان
اولین تحقیقات دانشگاهی در باره‌ی رابطه‌ی زبان و جنسیت در سال ١۹٢٢ توسط “اتو یسپرسن[۳۶]” انجام شد. یک فصل از کتاب او تفاوت‌های جنسیتی در زبان را مورد بررسی قرار می‌دهد.وی نشان می‌دهد که زبان زنان مودبانه تر و خالص تر است. گنجینه‌ی لغات زنان کمتر است و آنان را در استفاده از لغات، خلاقیت کمتری نشان می‌دهند.مطالعات “یسپرسن” از سوی زن گرایان[۳۷] مورد انتقاد قرار گرفت.آنها چنین رویکردی را،جنسیت زده و گزارشی علمی از فرودستی مفروض زنان می‌دانستند.تحقیقات زن گرایان در این خصوص در موج دوم زن گرایی از دهه‌ی هفتاد میلادی آغاز شد.اکثر زن گرا‌ها تفاوت‌های جنسی در زنان راهم تفاوت در ناحیه‌ی استعمال زبان و هم تفاوت در ناحیه‌ی بازتاب در زبان را می‌پذیرند.اما چگونگی گزارش آنها از تفاوت‌ها با دیگر زبانشناسان متفاوت است.تحقیقات زن گرایی در بحث تفاوت‌های جنسیتی در زبان را در سه نظریه :نظریه‌ی نقصان، نظریه‌ی سلطه و نظریه‌ی تفاوت می‌توان خلاصه کرد.

حتما بخوانید :   بررسی اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان و عوامل مؤثر بر آن ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

کامنت‌ها بسته شده‌اند.