اندازه گیری حمایت اجتماعی

کمبود درتوانایی کسب حمایت ازدیگران
تئوری بانک حمایتی:
آنتونوچیپیرامون جهت وجریان حمایت اجتماعی نظریه بانک حمایت اجتماعی را مطرح کرد. تئوری بانک حمایتی درپی توضیح میزان ورودی وخروجی حمایت برحسب سن است. بین جریان گرفتن ودادن حمایت وسن توازن های مختلفی وجود دارد.از نظر آنتونوچی روابط بین والدین وفرزندان درطی دودوره زندگی به نحومناسبی بانک حمایتی را توضیح می دهد.
دوره اول زندگی والدین جوان ونیرومند هستند وفرزندان خردسال ووالدین حمایت دهنده هستند وفرزندان گیرنده حمایت هستند، دردوره دوم جریان برعکس می شود. رابطه والدین ـ فرزندی به لحاظ نوع رابطه، تعلق وتعهد به آن از حمایتی ترین روابط اندکه منابع حمایتی درآن انتظارات وهنجارهای معمول در دیگر انواع روابط تبعیت نمی کند. جریان پیوسته حمایت در این رابطه باچرخه زندگی تابع قابلیت وتوانایی حمایت طرفین رابطه قرار داردوتوازن آن باسن درارتباط است. (قدسی، 56:1383)
تئوری کناره گیری ازرابطه:
کومینگ وهنریاین تئوری را در سطح کلان وخرد مطرح می کنند. درسطح خرد تئوری کناره گیری از رابطه بادرنظر گرفتن سه نوع هنجار، یعنی هنجار قانونی (مانند بازنشستگی درسنین خاص)، هنجارهای اجتماعی (مانند بهادادن به جوانی) وهنجارهای زیستی (مانند کاهش نیروی جسمانی با افزایش سن) قائل به این مطلب است که افراد باورود به سنین سالمندی، روابطشان را با اعضای شبکه اجتماعی شان ازدست می دهند ودرنتیجه حمایت های اجتماعی کمتری دریافت می نمایند
حلقه های درونی وبیرونی حمایت اجتماعی:
براساس چرخه زندگی دوحلقه حمایتی درنظرگرفته می شود. تفکیک بین دوحلقه حمایتی وچرخه زندگی با ازدواج وتشکیل خانواده وفرزندزایی آغاز می شود. درحلقه اول، موسوم به حلقه حمایتی درونی افراد عضو خانواده را که تمامی اعضای آن تعهد ومسئولیت در برآوردن نیازهای حمایتی یکدیگر دارند.دراین حلقه رابطه ی خواهروبرادری مانند رابطه والدین ـ فرزندی است وخواهر وبرادر در اولویت های حمایتی یکدیگر هستند. درحلقه دوم موسوم به حلقه ی حمایتی بیرونی، خواهر وبرادر با ازدواجشان وتشکیل دادن خانواده وفرزندزایی از خانواده جدا می شوند، دراین حلقه خواهر وبرادر دراولویت حمایتی قرار ندارند. در خانواده پس از فرزندزایی همسر وفرزندان اولویت حمایتی فرد راتشکیل می دهند. لذا خواهر وبرادر به حلقه بیرونی حمایت اجتماعی حرکت می کنند. تفکیک درحلقه حمایتی درونی وبیرونی حمایت اجتماعی بنا به چرخه زندگی که با تشکیل خانواده وفرزندزایی وجدایی از خانواده مشخص می شود ودوجریان منابع حمایتی ثابت وغیرثابت را بدنبال دارد:
جریان منابع حمایت که ثابت است وافراد همیشه در اولویت حمایتی قرار دارند.
جریان منابع حمایتی غیرثابت است وافراد در اولویت ثانویه حمایتی هم قرار دارند. (قدسی، 65:1383)
تئوری انسجام اجتماعی:
ازنظر دورکیم مشکل اصلی جوامع جدید رابطه فرد با جامعه است. مشکلی که ازهم پاشیدگی اجتماعی وضعف پیوندهایی ناشی می شود که فرد را با جامعه مربوط می کند. ازپیامدهای این تضعیف شدگی رابطه فرد با جامعه، خودکشی است. ازنظر دورکیم تفاوتهای حاصل در میزانهای خودکشی منطبق است با میزان انسجام اجتماعی. میزان بالای خودکشی درمیان گروه هایی یافت می شود که ازنظر اجتماعی منزوی اند وبرعکس، میزان های پایین خودکشی بیانگر گروه هایی ازافراد است که پیوندهای قوی اجتماعی دارند. (قدسی، 64:1383)
«قضیه ی اصلی که دورکیم درارتباط با خودکشی مطرح می کند عبارتند از میزان خودکشی به نسبت معکوس بادرجه همبستگی گروه های اجتماعی که فرد جزئی از آن تغییرات است تغییر می کند»(گیدنز، 660:1385) لذا هرچه افراد از گروههای اجتماعی جداشوند وپیوندها ومشارکتشان درآنها کم وضعیف شود امکان وقوع خودکشی درآنها بیشتر می شود. به عبارتی شدت وضعف انسجام اجتماعی (میزان ومشارکت دراجتماعات) وتنظیم اجتماعی (میزان فشار، کنترل وهدایت کنندگی اجتماعات برفرد) برنحوه رفتار خودکشی اثرمی گذارد. مطالعات دیگری نیز با الگوگیری ازدورکیم نشان می دهد که میزانهای مختلف انسجام اجتماعی باسطوح مختلف بیماریهای روانی وفیزیکی درارتباط هستند. یافته های مطالعات این ارتباط را بین انسجام اجتماعی وسلامت روانی را نشان می دهد:
انسجام اجتماعی بیشتر در نتیجه سلامت روانی بهتر
انسجام اجتماعی کمتر در نتیجه سلامت روانی کمتر
انسجام اجتماعی بیشتردرنتیجه حمایت اجتماعی بیشتر وبهتر که تضمین کننده سلامت روانی واجتماعی می باشد.
شکل 5-2- مدل انسجام اجتماعی دورکیم
تئوری شبکه:
درتئوری شبکه افراد بنا به درگیری هایی که با اجتماعات متفاوت دارند پیوندهای اجتماعی خودرا بادیگران تشکیل می دهند. درتئوری انسجام اجتماعی حمایت عام افراد از طریق عضویت ومشارکت در اجتماعات انجام می گیرد. امادر تئوری شبکه افراد از طریق پیوندهایی که با اعضای اجتماعات دارند شبکه های اجتماعی متفاوت خودرا تشکیل می دهند. اجتماع درتئوری انسجام اجتماعی مبتنی برمعنای قلمرویی است وبراساس ویژگی های مشترک تعریف می شوند که اجتماع پیرامون آن شکل می گیرد. اما در تئوری شبکه اجتماع مبتنی برمعنای غیرقلمرویی است وبراساس پیوندها وروابط اجتماعی بادیگران، حال هرکه باشند ودر هرکجا قرار داشته باشندتعریف می شود. ازاینرو درتئوری انسجام اجتماعی معیارجایگیری ساختاری عضویت ومشارکت در اجتماع است ودر تئوری شبکه جایگیری ساختاری مبتنی
برداشتن پیوند ووجود رابطه وبسط شبکه ی اجتماعی شخصی است. درتئوری شبکه وجود پیوندها وبسط آنها درغالب اجتماعات شخصی منجر به کسب حمایت اجتماعی می شود. حمایت اجتماعی حاصل از این شبکه ها افراد را در برابر آسیب های روانی وجسمانی محافظت می کند. مصونیت افراد از آسیب های روانی وجسمانی تابع ویژگی ساختاری شبکه هایی است که درآن درگیر هستندلذا تغییر این ویژگی های ساختاری با میزانهای حمایت اجتماعی ومصونیت در ارتباط است.
مدل حمایت اجتماعی ادراک شده:
کاترونا وهمکاران 1990 به نقل از باری وهمکاران1993 دربحث احساس حمایت اجتماعی یا همان حمایت اجتماعی ادراک شده چنین تعریف کرده اند: «حمایت اجتماعی ادراک شده به این حقیقت باز می گردد که اگرکسی نیازی داشته باشد در خانواده، دوستان ووابستگان فرد حداقل یک شخص یابیشتر در دسترس خواهدبود.» این مولفه از حمایت اجتماعی نه به عنوان یک ملاک مهم بلکه به عنوان اساس ویا حتی تنها ملاک اساسی شناخته شده وبه خوبی اثبات شده است. (ساراسون،200:1375). روانشناسان با دیدگاه شناختی تاکید کرده اند که ادراکهای حمایت اجتماعی به این دلیل مهم اند که مردم ازاینکه چگونه دنیایشان را تفسیر می کند اثر می پذیرند ونه آنکه دنیایشان چگونه هست.
استریتر در مفهوم سازی اش از حمایت اجتماعی خاطرنشان می کند که غالب تحقیقات اجتماعی وفرمول بندی ها روی سه نوع حمایت اجتماعی تاکید دارند: حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت اجتماعی صورت گرفته ودرهم فرورفتگی اجتماعی.
ـ درهم فرورفتگی اجتماعی اشاره به ارتباطات واقعی افراد وبا اشخاص مهم در زندگیشان دارد. ابزارهایی که حمایت اجتماعی را به عنوان درهم فرورفتگی اجتماعی مفهوم سازی کرده اند برشبکه اجتماعی تمرکز دارند، یعنی ارتباطات مستقیم وغیرمستقیمی که افراد را با خانواده ودوستان وهمسالانشان پیوند می دهد. این ارتباطات معرف منابع اجتماعی است که کارکردهای حمایت اجتماعی را بالقوه درزمان بحران انجام می دهد. درهم فررفتگی اجتماعی به احساس تعلق فرد به جامعه مربوط می شود وبرفقدان از خودبیگانگی وانزوای اجتماعی دلالت دارد.
ـ حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت را به عنوان(ارزیابی شناختی) روابط فرد با دیگران درنظر می گیرد. اندازه گیری حمایت اجتماعی ادراکی نشان می دهد که هرگونه رابطه فرد بامحیطش به حمایت اجتماعی منجرنمی شود مگراینکه فرد آن حمایتها را برای نیازهایش مناسب وقابل دسترس بداند. دربرخی موارد تلاش برای ارائه حمایت اجتماعی به دلیل نامناسب بودن، کوتاه مدت بودن وتعارض آن بانیازها وانتظارات دریافت کننده حمایت باشکست مواجه می شود.