افزایش کیفیت زندگی

بر اساس یافتههای پژوهش، اولین فرضیه فرعی مبنی بر اینکه « مداخله ورزشی برمیزان عزت نفس و مؤلفه های آن تأثیر دارد»، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله ورزشی باعث افزایش معنی دار عزت نفس و مؤلفه های آن، در گروه آزمایش شده بود، درحالیکه هیچ تغییر معنی داری در پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل مشاهده نگردید. به عبارت دیگر، ورزشکارانی که در تمرینات بدنی و فعالیت های ورزشی شرکت می کنند، در مقایسه با گروه کنترل، از عزت نفس بالایی برخوردار بودند. این یافته در راستای نتایج پژوهشهای دیگر (برای مثال اکلند، 2004؛ فایندلی و باکر ، 2009؛ امینی، 1390؛ موزانتی، 2012) مبنی بر اثر بخش بودن مداخله ورزشی بر افزایش عزت نفس میباشد.
تاکنون مطالعات در زمینه عزت نفس و ورزش صورت گرفته است که تفاوت معناداری را در عزت به نفس افراد ورزشکار و غیر ورزشکار گزارش کردند و تاثیر برنامه تمرینی منظم بر افزایش عزت نفس را آشکار کردند. مجموعا مطالعات این حوزه تاکید دارند که فعالیت های ورزشی، موفقیت و شکست را به سرعت آشکار می کنند. به عبارت دیگر اجرای موفقیت آمیز در ورزش بازخورد های فوری را برای ورزشکار فراهم می آورد، این باز خورد مثبت باعث به وجود آمدن احساس شایستگی و عزت نفس می شود(ملکی، 1390). در واقع ورزش باعث می شود که افراد ورزشکار از فرد گرایی و خود محوری خارج شده و رشد روحیات طبیعی را در فرد بهبود می بخشد که در نتیجه شکوفا شدن این استعداد، فرد با سایر افراد اجتماع آسانتر ارتباط بر قرار کرده و در کنار آنها زندگی می نماید (عزیز آبادی فراهانی، ۱۳۷۳). جرج کلی از روانشناسان معروف «شخصیت را روش و شیوه خاص هر فردی در جستجو برای پیدا کردن و تفسیر معنای زندگی تعریف می کند.» مطالعات انجام یافته نشان می دهد که ورزشکاران و قهرمانان، با شهامت و فداکار می باشند و بر اراده خود تسلط دارند (کوشافر، ۱۳۸۱). بازی و ورزش پیوند تنگاتنگی با رشد و تکامل شخصیت دارند و آن را به مرحله نضج و آگاهی اجتماعی می رسانند. در تبیین این یافته می توان گفت که ورزش سبب ایجاد احساس کفایت و کارایی فرد شده که می تواند منجر به افزایش عزت نفس شود (پات، هلس، دووادا و تروست ، 1996).
به اعتقاد کوپر اسمیت(2005) ورزشکاران از پایداری هیجانی و اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و نسبت به خود و زندگی تصورات مثبتی دارند و عوامل شخصیتی آنان نیز به نحو بارزی رشد یافته است.(به نقل از امینی، 1390). بوید و هریکایکو (1997) بیان می کنند که فعالیت فیزیکی و ورزش تأثیرات مثبتی بر جنبه های افراد مانند عزت نفس دارد. همچنین کوبوتا و ساساکی (2002) معتقدند که از عوامل اصلی در تقویت عزت نفس می توان به ورزش اشاره کرد. فایندلی و باکر (2009) نشان دادند که ورزشکاران نخبه و ورزشکاران رقابتی، شایستگی بدنی و عزت نفس عمومی کلی بیشتری را نسبت به غیر ورزشکاران دارند. همچنین غیر ورزشکارانی که رقابت جویی کمتری داشتند، دارای عزت نفس کمتری بودند.
از طرفی همانطور که پیشتر گفته شد شرکت در فعالیت های جسمانی، توانایی جسمانی را که به طور مثبت خودباوری فرد را تحت تأثیر قرار داده و در نهایت منجر به بالا رفتن عزت نفس فرد می شود، افزایش می دهد. این افزایش عزت نفس، تغییراتی در جهت مثبت در روابط بین فردی و شبکه اجتماعی فرد به وجود می آورد و چنین تغییراتی به نفع سلامت روانی و کیفیت زندگی فرد است و باعث می شود که فرد در زمینه مختلف عزت نفس اعم از عمومی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی بهتر عمل نماید. چرا که گسترش شبکه اجتماعی چه به طور مستقیم یعنی از طریق یافتن دوستان جدید و چه به طور غیرمستقیم از طریق افزایش عزت نفس و برقرار رابطه بین فردی براساس الگوی ارتباطی، جرأت ورزانه فرد را در مقابل رویدادهای استرس زا مقاوم می سازد. همچنین از نگاه دیگر ورزش و فعالیت بدنی در پیشرفت تحصیلی و عزت نفس تحصیلی نیز بسیار مؤثر می باشد و ورزش باعث ایجاد همبستگی بین چندین عامل می شود: افزایش برانگیختگی، کاهش افسردگی و اضطراب، افزایش دامنه توجه و تمرکز، افزایش اعتماد به نفس، اصلاح رفتار کلاسی و در نهایت اصلاح عملکرد تحصیلی.
2-2-5-تبیین یافته های مربوط به فرضیه دوم پژوهش
بر اساس یافتههای پژوهش، دومین فرضیه فرعی مبنی بر اینکه « مداخله ورزشی بر میزان شادکامی و مؤلفه های آن تأثیر دارد»، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله ورزشی باعث افزایش معنی دار شادکامی و مؤلفه های آن، در گروه آزمایش شده بود. به عبارت دیگر، ورزشکارانی که در تمرینات بدنی و فعالیت های ورزشی شرکت می کنند، در مقایسه با گروه کنترل، از شادکامی بالاتری برخوردار بودند. این یافته در راستای نتایج پژوهشهای دیگر (برای مثال الاسکی، 2006؛ مارتینسن، 2008؛ ثالثی و جوکار، 1390؛ نیازی، 1390؛ امینی، 1390) مبنی بر اثر بخش بودن مداخله ورزشی بر افزایش شادکامی و مؤلفه های آن میباشد.
در تبیین این یافته کلاپ و همکارانش (1999) اظهار می کنند که تمرینات بدنی از دو راه مستقیم در اصلاح خلق و خو و در نتیجه افزایش شادکامی تأثیر دارد؛ یکی رهاشدن آندروفین و دوم با کاهش سطوح کورتیزول (هورمونی که با فشار عصبی در خون ترشح می شود). آندروفین‌ها داروهای طبیعی کاهش درد هستند سبب به وجود آمدن احساسات خوشایند می‌شوند. تمرینات بدنی اثر افزایش دهنده‌ای در سطوح آندروفین دارد. از طرفی دیلورنزو (1999) و برخی از محققان دیگر به این نتیجه رسیدند که تمرینات مناسب بدنی در افزایش سطوح سرتونین (هورمون
مؤثر در اصلاح خلق و خو) تأثیر بسزایی دارند. بنابراین به نظر می‌رسد که تمرین کمک می‌کند آندروفین بیشتری به بدن برسد و برای مدت طولانی‌تری در طول تمرین حفظ شود. پرانک، کورس و روهاک (2005) و همکارانش در یک پژوهش روانی- جسمانی به این نتیجه رسیدند که تمرین می تواند مزایای زیادی بر روی رفتار و خلق و خو داشته باشد و علاوه بر آن، تمرینات موجب کاهش استرس و تنش و افزایش اعتماد به نفس می شود. در تأیید این مطالب بیل مورگان (1979؛ به نقل از کاکس ریچارد ، 2002) در پژوهش خود بیان نمود که ورزشکاران نسبت به افراد عادی، دارای حالات خلقی منفی پایین تر و سرزندگی بالاتری هستند.
در تبیین تأثیر ورزش بر مؤلفه های شادکامی می توان گفت، در رشد مولفه های روانی و جسمانی عوامل گوناگونی وجود دارند که می توان از آن جمله به تاثیر فعالیت های جسمی و ورزشی ویژه بر این مهارتها اشاره کرد. همان گونه که ورزشکاران مفهوم فعالیت، حرکت و توانایی انجام کار را در زمان تمرین و ورزش درک می کنند، غالباً ارزیابی از خویش و نیز رشد کلی عاطفی در آنها پیشرفت می کند که باعث بهبود خودپنداره آنها می شود. در واقع از آنجایی که شرکت در فعالیت ورزشی، سبب تغییرات مثبت در خلق وخو و خودپنداره، افزایش اعتماد به نفس، ادراک مثبت از سلامتی و شایستگیهای بدنی، تعدیل تنش، هیجان زدگی، اضطراب و افسردگی، پیشرفت مثبت در تحمل مشکلات و سازگاری های فردی و اجتماعی می باشد، (کریکالدی، شفارد و سایفن ، 2002) می تواند به عنوان عامل حمایتی در برابر کاهش ادراکات مثبت از خود و مشکلات ناشی از آن باشد. با توجه به اینکه تحقیقات نشان می دهد خودپنداره مثبت با مراقبت از خود مرتبط است (کناپن و همکاران ، 2007؛ بریوین، ورتمن، باکر و اودجانس ، 2009)، فعالیت های ورزشی می تواند عاملی تسهیل کننده برای سلامتی، آموزش، عملکرد اجتماعی، رشد، رضایت از زندگی، احساس زیبایی، امیدواری، انتخاب شغل و حیطه های دیگر نیز باشد (ایرسون و هالام ، 2009؛ دایدی، کونیگا-پیترزاک و فیلیپس ، 2010).
همچنین بندورا (1990؛1998) نیز به طور خاص از نقش خودکارآمدی در بطن عملکرد ورزشی صحبت می کند. او بیان می کند که ورزشکاران برای دستیابی به سطوح بالای مهارت، مهارت های خود را گسترش می دهند و اغلب از آن ها خواسته می شود که در مقابل افرادی که بسیار ورزیده اند این مهارت ها را تحت شرایط استرس بسیار زیاد انجام دهند. همچنین ورزشکاران به توانایی خود بر تمرکز بر تکلیف، عدم حواس پرتی، مقابله با اشتباهات و شکست ها، مقابله با درد و خستگی و نهایتا به تحقق توانایی های خود به بهترین نحو باور دارند. آن ها همانگونه که بندورا بیان می کند، در توسعه خودکارآمدی موفق هستند. در این راستا ثالثی و جوکار(1390) در پژوهشی بر روی زنان یائسه نشان دادند که شرکت در فعالیت های ورزشی تاثیر معنی داری بر میزان شادی زنان دارد و گروه تمرین با وزنه، از میان گروه های تمرینی، بیشترین تاثیر را نسبت به گروه کنترل نشان داد. همچنین دیوید لئونهاردت (2002) فرضیه پول شادکامی می‌آورد را رد کرده و معتقد است که ورزش ابزار نیرومندی در کاهش فشارهای روانی و افزایش شادکامی به شمار می آید. در جمع بندی کلی می‌توان نتیجه گرفت تمرین و فعالیت های بدنی تأثیر بسزایی در سلامتی روانی و شادکامی و کیفیت زندگی افراد دارد.
3-2-5-تبیین یافته های مربوط به فرضیه سوم پژوهش
بر اساس یافتههای پژوهش، سومین فرضیه فرعی مبنی بر اینکه « مداخله ورزشی بر میزان کیفیت زندگی و مؤلفه های آن تأثیر دارد»، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله ورزشی باعث افزایش معنی دار کیفیت زندگی و مؤلفه های آن، در گروه آزمایش شده بود. به عبارت دیگر، ورزشکارانی که در تمرینات بدنی و فعالیت های ورزشی شرکت می کنند، در مقایسه با گروه کنترل، از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار بودند. این یافته در راستای نتایج پژوهشهای دیگر (برای مثال کیلواو، 2004؛ مک اولی و همکاران، 2005؛ ایگور و همکاران، 2007؛ تتلی و همکاران، 2008؛ مارتینسن، 2008؛ هاشمی، 1390) مبنی بر اثر بخش بودن مداخله ورزشی بر افزایش کیفیت زندگی و مؤلفه های آن میباشد.
دلیل احتمالی تاثیر مثبت فعالیت بدنی بر کیفیت زندگی را می توان این گونه توجیه نمودکه فعالیت بدنی باعث کاهش محدودیت های فعالیت، استقلال بیشتر، افزایش ایفای نقش و زندگی خوش و موفق می شود و در نتیجه منجر به افزایش کیفیت زندگی و احساس خوب بودن می شود (کولت، اسچوفیلد، کریس، گارت و اشتون ، 2010). از این رو، اینگونه می توان استنباط کرد که افراد دارای سلامت روانی و سطح کیفیت زندگی پایین تر با پرداختن به فعالیت بدنی به عنوان یک تجربه محیطی مطلوب می توانند تا حدودی تعارضات شخصیتی خود را کاهش و به رشد روانی و اجتماعی مطلوب تری دست یابند. با توجه به نتایج تحقیقات پیشین و نتایج پژوهش حاضر مشخص می شود که فعالیت بدنی و مشارکت ورزشی نشاط آور یکی از عوا مل مهمی است که موجب تعدیل بحران های ناگوار در همه مراحل تحولی انسان و انسجام و تقویت ویژگی های شخصیتی، سلامت روانی، جسمانی، سازگاری اجتماعی (پارکر، اسکات، استارث و اسوارتز ، 2008) و افزایش کیفیت زندگی شود.
یکی دیگر از تبیینات موجود در زمینه تأثیر فعالیت ورزشی بر بهبود سلامت روانی به عنوان بخشی از کیفیت زندگی، نتیجه پژوهش جیمز و نیمن است که دریافتند ورزش با افزایش انتشار امواج مغزی آلفا ( امواج مرتبط با حالت آرامش) منجر به فواید روان شناختی همچون کاهش اضطراب و افسردگی می گردد (ریچارد
سون و همکاران ، 2005). لی و راسل (2003) نیز دریافتند که فعالیت بدنی با سلامت روانی زنان هم در تحقیق مقطعی و هم در تحقیق طولانی مدت رابطه دارد. پلیوسا و دی اندوید (2005) نیز در مقاله ای بیان کردند که فعالیت جسمانی می تواند نقش مهمی در کنترل علایم خفیف تا متوسط روانی بخصوص افسردگی و اضطراب بازی می کند. از سوی دیگر حضور در جمع و تجربه فعالیت جمعی نیز ممکن است سبب لذت بیشتر افراد از فعالیت، و در نهایت بهبود خلق شده که تاییدی بر فرضیه ارتباطات اجتماعی میباشد (ویینبرگ و گولد ، 1995). در این راستا نورول و بلس (1998) در خصوص فواید جسمانی و روانی تمرینات ورزشی نشان دادند که برنامه های تمرینی سهم بزرگی در کسب سلامت روانی و کیفیت زندگی دارند. ماکسنز و همکاران (2010) نیز در پژوهشی نشان دادند که فعالیت های حرکتی در نوجوانان نروژی با میزان استرس و عملکردهای روانشناختی در ارتباط است.
همچنین بدیهی است که فعالیت های بدنی روزانه علاوه بر تاثیرات روانی مثبت، موجب سلامت جسمی به عنوان بخش دیگر کیفیت زندگی نیز خواهد شد. فونتاین (2007) معتقد است فعالیت بدنی فردی و گروهی بهداشت روانی و سلامت جسمی را بهبود می بخشد و به کاهش اضطراب و افسردگی کمک می کند. در مطالعه ای که توسط تتلی و همکاران (2008) بر روی 13 آزمودنی انجام شد، انجام تمرینات ورزشی در طی 8 تا 12 هفته علاوه بر تأثیرات جسمی باعث ایجاد احساس ایمنی و احساساتی حاکی از خوب بودن شده بود. از طرف دیگر ورزش و فعالیتهای جسمانی که یکی از ضرورتهای بسیار مهم زندگی ماشینی امروزی است که افراد را به تفکر بیشتر وا می دارد و علاوه بر این، همدلی و همکاری در ورزش تقویت شده و مهارتهای ارتباطی به عنوان یکی دیگر از مؤلفه های کیفیت زندگی پیشرفت می کند (به نقل سینگر، 1975 و 1980)؛ همچنین ورزش در بیان عواطف، خلاقیت، کنجکاوی و خودکنترلی شخص (دامونو، 1983)؛ رشد اجتماعی افراد ( لوپز، تیموتی و همکاران، 1998) و افزایش اعتماد به نفس موثر می باشد (به نقل از امیرتاش، سبحانی نژاد و عابدی، 1385). به عبارت دیگر در حین ورزش افراد یاد می گیرند که در عین رقابت چگونه رابطه ای مثبت با دیگران برقرار کنند، عواطف خود را ابراز کنند، و با هر موفقیت و شکستی چگونه از موفقیتها در جهت افزایش اعتماد به نفس و خودکنترلی و از شکستها برای افزایش ظرفیت پذیرندگی و سخت کوشی و تلاش دوباره و دوباره در جهت جبران آن شکست استفاده موثرتری بکنند که اکتساب همین خصوصیات موفقیت های بیشتر در عرصه های بعدی ورزشی و زندگی شخصی و اجتماعی آنان را نیز فراهم می کند.
3-5-محدودیت ها و موانع پژوهش
– محدود بودن جامعه به ورزشکاران مبتدی شهر داراب که امکان تعمیم نتایج این پژوهش را به سایر ورزشکاران مبتدی و حرفه ای با محدودیت مواجه میسازد.
– استفاده صرف از پرسشنامه جهت جمعآوری اطلاعات از دیگر محدودیتهای این پژوهش می باشد.
– عدم استفاده از نمونه زن و مقایسه آن با مردان ورزشکار مانع از روشن شدن نقش جنسیت در این زمینه شد.
4-5- پیشنهاد های پژوهشی
– با توجه به اینکه در این پژوهش نمونه مختص به شهر داراب میباشد، لذا پیشنهاد میشود در این راستا پژوهشهای دیگری در شهرهای مختلف انجام گیرد تا امکان تعمیم یافتهها را به سایر شهرها با محدودیت مواجه نشود.
– انجام پژوهشهای بیشتر در زمینه دیگر متغیرهای روانشناختی ورزشکاران میتواند کمکهای شایان توجهی کند.
– پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی امکان مقایسه مردان و زنان نیز در این متغیرها فراهم شود تا تأثیر عامل جنسیت در مشخص تر شود.
5-5- پیشنهادات کاربردی پژوهش
– با توجه به فواید جسمانی و نداشتن عوارض جانبی، پیشنهاد می شود از ورزش به عنوان عاملی جهت افزایش عزت نفس و سلامت جسمانی و روانی جوانان و نوجوانان استفاده شود.
– توجه ویژه متخصصان به جنبه های روانی دیگر ورزشکاران حرفه ای و غیر حرفه ای و کسب آگاهی در این زمینه می تواند کمک بزرگی به بهبود هر چه بهتر کیفیت زندگی آنان باشد.
– مسئولان مربوطه برای حفظ سلامت روانی، جسمی، اجتماعی و خانوادگی مردم امکانات ورزشی بیشتری را برای آنان فراهم نمایند.