افزایش تقاضا برای اطلاعات

قابل مقایسه بودن
صورتهای مالی یک شرکت باید صورتهای مالی سالهای قبل و همچنین صورتهای مالی واحدهای تجاری مشابه خود قابل مقایسه باشد. برای این منظور رعایت ثبات رویه در بکار بردن روشهای حسابداری و همچنین افشای مناسب رویههای حسابداری و ارقام مقایسهای مورد نیاز میباشد.
5-3-2 افشاء اطلاعات
افشاء به عنوان یکی از اصول حسابداری مطرح است و براساس این اصل، باید کلیه اطلاعات مربوط به فعالیت شرکت به نحو مناسب و به موقع در اختیار گروههای مختلف استفاده کنندگان قرارگیرد. در واقع هدف اصلی از افشاء عبارت است از :
کمک به استفادهکنندگان در تصمیمگیری مربوط به سرمایه گذاری، تفسیر وضعیت مالی شرکتها، ارزیابی عملکرد مدیریت، پیش بینی جریانات وجوه نقد آتی.
بنابراین کلیه واقعیتهای با اهمیت واحد اقتصادی باید به گونهای مناسب و کامل افشاء شوند، تا امکان اتخاذ تصمیم فراهم گردد و از سردرگمی جلوگیری به عمل آورد. شرکتها افشاء را از طریق گزارشهای قانونی شامل صورتهای مالی، یادداشتهای توضیحی، تحلیلهای مدیریت و سایر موارد فراهم میکنند. صورتهای مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات با اهمیت، مربوط و به موقع باشد و این اطلاعات به گونهای قابل فهم و حتی الامکان کامل ارائه شود، تا امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه را برای استفادهکنندگان فراهم سازد. نظریههای بسیاری در مورد منافع و هزینههای بالقوه افشاءوجود دارد (پارچینی،40،1388).
کمیته ویژه تحقیق در مورد گزارشگری مالی وابسته به انجمن حسابداری رسمی آمریکا در سال 1994 بیان داشت:
افزایش افشای اطلاعات برای استفادهکنندگانی که قادر به تعیین چشمانداز آتی شرکت نیستند، سودمند است و این سودمندی از طریق کاهش احتمال تخصیص نادرست سرمایههایشان میباشد. روشن است که این نفع مستقیمی است که تک تک استفادهکنندگان از گزارشهای واحد تجاری میرسد(دستگیرو بزاززاده،1382، 84).
در ادبیات مالی در خصوص موضوع افشا، تعاریف مختلفی بیان شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
هندریکسن و ونبردا در تعریف افشاءچنین گفتهاند:”افشاء در حالت کلی به معنای انعکاس اطلاعات است. اما حسابداران از این واژه معنای محدودتری را اختیار میکنند و آن را به معنای انعکاس اطلاعات مالی واحد تجاری در قالب گزارشهای مالی، که معمولاً به صورت سالیانه است، میدانند”(پارچینی،1388، 41) .
مونیتز،افشاء را یک امر بدیهی و ضروری در نظر داشته است که در توصیف آن به صورت منفی چنین بیان میکند “آنچه که برای گمراه کننده نبودن گزارشهای مالی ضروری است.”
هیات استانداردهای حسابداری مالی به نقل از براتی در مورد افشاء چنین بیان میدارد که “اطلاعاتی که در گزارشهای مالی افشاء میشوند، باید برای کسانی که درک معقولی از فعالیتهای اقتصادی و تجاری دارند قابل فهم و مفید باشد”.
انجمن حسابداری آمریکا، افشاء را “جریان اطلاعات از قلمرو خاص به قلمرو عام تعریف میکند”.
بلکویی در کتاب تئوری حسابداری، افشاء را در بر گیرنده اطلاعاتی میداند که برای سرمایه گذار معمولی مفید واقع شود و موجب گمراهی خواننده نگردد. به صورتی آشکارتر، اصل افشاء بدین معنی است که هیچ اطلاعات مهم مورد توجه و علاقه سرمایهگذار معمولی نباید حذف یا پنهان شود.
ولک و همکاران افشاء را در برگیرنده اطلاعات مالی مربوط، اعم از اطلاعات داخل و خارج از صورتهای مالی میدانند.
همچنین افشای اطلاعات بودجهای را به عنوان یکی از موارد افشاء شده خارج از متن صورتهای مالی معرفی میکنند.
میشی واری افشاء را یکی از اصول حسابداری دانسته که بر اساس آن باید گزارشات مالی به صورت کامل و منصفانه از لحاظ ارائه اطلاعات تهیه شوند. این اطلاعات باید به درستی و به مقدار کافی افشاء شوند، به صورتی که تمامی موارد با اهمیت برای مالکان، سرمایهگذاران و بستانکاران بالقوه را پوشش دهد(شیخی،1387، 54).
لویز و ورسچیا معتقد هستند که تئوریهای اقتصاد بیان میکنند که افشای اطلاعات بیشتر، میبایستی کمتر از عناصر عدم تقارن اطلاعاتی هزینه سرمایه شرکت باشد و نقد شوندگی بالا در اهداف سرمایهگذاری به علت سطح بالای اطلاعات افشاء شده توسط شرکت میباشد.
از بررسی ادبیات پیداست که افشاء راه مهمی برای شرکتها جهت ایجاد اعتماد و اطمینان سرمایهگذاران فعلی و بالقوه است. به نظر میرسد که افشاء با حاکمیت شرکتی ارتباط دارد. به عبارت دیگر شرکتهای با حاکمیت خوب احتمالاً اطلاعات بیشتری را جهت جذب صرف قیمت سهامشان افشاء میکنند. اگر چه چندین مطالعه، رابطه بین ساختار حاکمیت و ارزش شرکت را بررسی کرده است، ولی مطالعات کمی رابطه بین متغیرهای حاکمیتی و افشای اطلاعات را مورد بررسی قرار دادهاند(اخترادین و دیگران،2009، 2).
هرگاه، پراکندگی مالکیت وجود دارد، سرمایهگذاران دسترسی دست اول به اطلاعات ندارند، و این امکان دارد به سمت افزایش تقاضا برای اطلاعات سازماندهی شدهای که میتواند توسط مدیریت استفاده شود، سوق دهد. در این رابطه مک کینون و دالیمونس در سال 1993 پیشنهاد میکنند که افشای اختیاری ممکن است در کاهش تضاد بین مدیران و سهامداران در زمانی که سهام شرکت زیاد نگه داشته شده، مفید باشد. به علاوه، پراکندگی مالکیت ممکن است فراهم کردن اطلاعات را تحت تاثیر قراردهد. استدلال میشود که تحت محیط نظارتی متمرکز و شدید، رفتارهای فرصتطلبانه مدیران، عدم تقارن اطلاعات و قصد منع اطلاعات برای منافع شخصیشان، احتمالاً به منظور پیشرفت در افشای شرکتی کاهش مییابد.
شرکنهایی که دارای کیفیت افشای بالاتری هستند از کارایی بهتر سهام نیز برخوردارند.
ورسچیا نشان داد که بحث افشای کامل اطلاعات زمانی که افشاء پرهزینه باشد حل میشود.(برای مثال، در شرکتهایی با اطلاعات اختصاصی، ممکن است افشای اطلاعات پر هزینه باشد زیرا میتواند به وضعیتهای رقابتی شرکت در صنعت مربوطه آسیب رساند.) او یک مدل را در شرکتها در نظر میگیرد که بیان کننده این است که شرکتها فقط اخبار نسبتاً خوب را افشاء خواهند کرد. در این مدل فرض بر این است که عدم افشای اطلاعات از جانب شرکت به این معنی نیست که شرکت اخبار بد دارد بلکه میتواند نشان دهنده این باشد که شرکت اخبار خوب دارد ولی این اخبار یه اندازه کافی خوب نیست که شرکت بتواند از طریق آن هزینههای افشاء را تحمل کند. با این وجود شواهد تجربی در دسترس با همه پیش بینی های مدل سازگار نیست. برای مثال مدلی پیش بینی میکند که در یک صنعت که در آن همه شرکتها دریافتکننده اطلاعات هستند افشاء به وسیله یک شرکت منجر به کاهش قیمت سهام برای شرکتهای دیگر میشود. نظر به اینکه فقط شرکتهای با اخبار نسبتاً خوب اطلاعاتشان را افشاء میکنند. امالو و پنمن به این نتیجه رسیدند که شرکتهایی که اطلاعات خود را افشاء نمیکنند در قیمت سهام آنها تغییراتی ایجاد نمیشود و شرکتهایی که اطلاعات خود را افشاء میکنند قیمت آنها واقعاً افزایش مییابد. به علاوه ما میبینیم که شرکتها گاهی اوقات ازافشای اخبار خوب هم حتی زمانی که هزینه افشای اطلاعات وجود ندارد اجتناب میکنند. که این نتایج بر خلاف پیش بینیهای مدل است.
شرکتها برای ایجاد توازن در افشای اطلاعات سه گونه اطلاعات را افشاء میکنند: