کودکان و نوجوانان

آیا کتاب از نظر کاربرد واژهها، جملات و نقل رویدادهای داستان کتاب مناسبی است؟
آیا ریشه و منشأ واکنشهای عاطفی آشکار است؟
آیا کتاب به تفاوتهای فردی توجه دارد؟
آیا راهبردهای مناسبی برای مقابله با مشکل کودک نشان داده میشود؟
آیا داستان، بحران و مشکل را به شکلی خوشبینانه مطرح میکند؟
بلوچ زراعتکار (1383) در یک جمعبندی، اصول انتخاب منابع برای کتابدرمانی را بهصورت زیر بیان میکند:
آشنایی و مطالعهی قبلی منابع توسط کتابدرمانگر
تناسب میان منابع برگزیده و مشکلات مراجعهکننده
تناسب میان منابع برگزیده و توانایی خواندن مراجعهکننده
توجه به سن عاطفی و تقویمی مراجعهکننده
توجه به نیازها و شرایط جسمی و روانی مراجعهکننده.
2-4. اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان
در زمینهی سنجش و ارزیابی، رویکردهای مختلفی وجود دارد. یکی از این رویکردها، رویکرد سنجش رفتاری است. این رویکرد، بر تأثیرات موقعیّت فعلی بر رفتار تأکید دارد، و شامل اندازهگیریها و توصیفاتی از محیط و روابط متقابل بین رفتار و محیط است. البته تأکید بر شرایط کنونی بهمنزلهی نادیده گرفتن پیشینهی قبلی فرد نیست. از آنجا که در این رویکرد فرض بر این است که شرایط محیطی، نقش مهمّی در بروز و ادامه رفتار دارد. انتظار نمیرود که رفتار در موقعیّتها یا زمانهای مختلف یکسان و باثبات باشد، بلکه اعتقاد بر این است که بهتناسب تغییری که در شرایط محیطی بهوجود میآید، رفتار نیز تغییر میکند. این تغییرپذیری که در میان موقعیّتها و شرایط وجود دارد (برای مثال در خانه، کلاس درس و مانند آن) ایجاب میکند که رفتار در موقعیّتهای گوناگون، با استفاده از منابع اطّلاعاتی مختلف همچون خود فرد، والدین، معلم، از طریق روشهای متنوع، مانند مقیاسهای درجهبندی، مصاحبه و مشاهدهی مستقیم- مورد سنجش قرار بگیرد (آشنباخ و رسکورلا ، 1384).
یکی از شیوههایی که با رویکرد سنجش رفتاری سازگار بوده و به تغییرپذیری میان موقعیّتها و شرایط نیز توجّه دارد، شیوهی آشنباخ و مککوناگی است که در سنجش کودکان و نوجوانان از منابع اطّلاعاتی مختلف استفاده میکند (نقل در: مینایی، 1385). این شیوه که بهنظام سنجش مبتنی بر تجربهی آشنباخ یا ASEBA معروف است، یک مدل چند محوری است که چارچوبی برای سازماندهی و یکپارچهسازی دادههای تجربی حاصل از منابع اطّلاعاتی مختلف فراهم میآورد. استانگر ، (1996) در این مدل دادهها از پنج منبع مختلف بهدست میآیند که این منابع عبارتند از: گزارش والدین، گزارش معلم، سنجش مستقیم کودک، سنجش شناختی و سنجش جسمانی (نقل در: مینایی، 1385).
در نظام آشنباخ برای بهدست آوردن اطّلاعات از سه منبع والدین، معلم و خود کودک از مقیاسهای درجهبندی رفتار استفاده میشود. این مقیاسها بهترتیب عبارتند از: فهرست بازبینی رفتار کودک، پرسشنامهی خودسنجی و فرم گزارش معلم. در مقیاس آشنباخ، نشانگانها بهدو دستهی کلی اختلالات درونیسازیشده و برونیسازیشده تقسیم میشوند، که در زیر به توضیح آنها پرداخته میشود:
2-4-1. نشانگان درونیسازیشده و برونیسازیشده
اختلالهای هیجانی و رفتاری کودکان و نوجوانان بهدو دستهی کلی اختلالهای برونیسازیشده و اختلالهای درونیسازیشده تقسیم میشوند. این طبقهبندی کلی از مشکلات رفتاری، نخستین بار در سال 1949، توسط آکرسون (نقل در: مرادی مطلق و همکاران، 1388) صورت گرفت. وی برخی مقیاسها مانند: اضطراب، افسردگی و شکایات جسمانی را در طبقهی درونیسازی شده و برخی مانند: پرخاشگری و قانونشکنی را در نشانگانهای برونیسازی شده قرار داد.
جانسون و اهان ، (1999) اختلالهای برونیسازیشده در برگیرندهی مشکلاتی هستند که رو به بیرون دارند و در تعارض با دیگر افراد و محیط قرار میگیرند. رفتارهایی از قبیل رفتار ضد اجتماعی، عقبماندگی اجتماعی، قانونشکنی، پرخاشگری، بیشفعّالی، آزار و اذیت دیگران در این طبقه قرار دارند (نقل در: یاهاو ، 2006).
اختلالات برونیسازیشده علائم دیگری از جمله بزهکاری، تغییراتی در الگوی روان ــ حرکتی، سردی، دشواری در تمرکز، تغییراتی در الگوهای خوابیدن و خستگی مفرط که وابسته به نشانههای فیزیولوژیکی میباشد را نیز در بر میگیرد (گینیکولا ، 2007).
اختلالهای درونیسازیشده رفتارهای بیش از حد مهارشدهای است که معطوف به درون هستند. نشانگان درونیسازیشده شامل مشکلاتی از قبیل اضطراب، شکایات جسمانی، کمرویی، گوشهگیری، عزّتنفس پایین، زودرنجی، سکوت زیاد، خلق افسرده، بازداری ، ناامیدی، کنارهگیری ، انزوای اجتماعی، احساس گناه، احساس بیارزشی، فکر خودکشی و تغییر در اشتها در این طبقه قرار میگیرند (گینیکولا، 2007). از سوی دیگر پژوهشها نشان دادهاند که نشانگان درونی سازیشده تأثیر منفی روی عزّت نفس، عملکرد تحصیلی، سلامت جسمانی، کارایی اجتماعی و سازش یافتگی روانشناختی فرد در آینده دارد (قنبری و همکاران، 1388).
نشانگان درونیسازیشده بهدلیل ماهیّت پنهانی که دارند، کمتر شناسایی و تشخیص داده
میشوند و راهکارهای درمانی ارائه میشود. به بیان دیگر از آن جایی که نشانگان درونیسازیشده مشکلات زیادی برای اطرافیان ایجاد نمیکند و بسیاری از نشانههایی که فرد تجربه میکند، مانند: ناامیدی، اضطراب و بازداری صرفاً در درون فرد تجربه میشوند، این مشکلات کمتر شناسایی و مورد توجه قرار میگیرند.
لذا با توّجه به مطالب بیان شده لزوم تشخیص زود هنگام و مسائلی که سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار میدهد باید مورد تو
جه قرار بگیرد تا از وقوع مشکلات متعدّد در آینده جلوگیری کرد.
2-5. قصهدرمانی کودکان ناشنوا