پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، منابع سازمان، انتقال دانش

همچنین راهبردها و فرهنگ سازمان را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. بنابراین پیاده سازی سیستم های سازمانی شامل انتقال دانش صریح و ضمنی فرآیندهای کسب و کار می باشد.
انتقال بخش صریح فرآیندهای کسب و کار کدگذاری شده به سازمان پذیرنده، بخشی از رویه استاندارد پیاده سازی سیستم سازمانی محسوب می شود و معمولا از پیچیدگی زیادی برخوردار نیست. اما انتقال قسمت ضمنی این نوع دانش نیازمند ارتباطات نزدیک و روابط غیر رسمی بین منبع و پذیرنده دانش می باشد. با تمرکز بر انتقال دانش صریح و ضمنی در طی پیاده سازی سیستم های سازمانی، می توان این فرآیند را به دو مرحله مجزا تقسیم نمود: پیاده سازی و یکپارچه سازی. مرحله پیاده سازی به پیاده سازی فرآیندهای بهروش ارائه شده در بسته سیستم سازمانی که انتقال و نگاشت آنها به سازمان نسبتا آسان است، اتلاق می شود. گام بعدی(یکپارچه سازی)، ادغام فرآیندهای غیرمتعارف موجود در سیستم با فرهنگ فعلی در سازمان به منظور تکمیل فرآیند انتقال دانش است. اما، مرحله یکپارچه سازی به سهولت مرحله پیاده سازی انجام نخواهد شد چرا که ارزش های جدید ممکن است با ارزش های قدیمی تداخل داشته باشند.
فقط زمانی که دانش ضمنی با تلاش های پیاده سازی یکپارچه شود، اعضای سازمانی ارزش سیستم سازمانی را درک کرده و این یکپارچگی یکی از دشوارترین مراحل در هر پروژه پیاده سازی سیستم سازمانی محسوب می شود. چالش اشتراک دانش ضمنی تا حدودی به واسطه این حقیقت است که دانش مورد نیاز برای راه اندازی فرآیندها آنقدر عادی و روزمره شده است که کارکنان مجری آن ممکن است از مراحلی که در فرآیند به وقوع می پیوندد، ناآگاه بوده و در بیان صریح این مراحل نا توان باشند.
جذب و درک دانش نه تنها یک چالش برای کاربران بلکه مانعی دشوار برای اعضای تیم مرکزی و سایر ذینفعان مثل مشتری ها نیز می باشد. کاربران قبل از استفاده موثر از سیستم سازمانی نیازمند یادگیری فرآیندهای کسب و کاری هستند که در سازمان بر اثر پیاده سازی این سیستم مورد تغییر و بازبینی قرار گرفته اند. از موانع جذب و انتقال دانش می توان به این موارد اشاره کرد: ابهام، دانش اثبات نشده، فقدان انگیزه منبع دانش، غیر قابل اعتماد پنداشتن منبع، فقدان انگیزه دریافت کننده، ظرفیت جذب پایین دریافت کننده و زمینه سازمانی نامناسب.
3- فصل سوم
روش تحقیق
(ارائه و بررسی چارچوب پیشنهادی)
3-1- معرفی چارچوب پیشنهادی
قبل از ارائه چارچوب پیشنهادی یک بار دیگر به بررسی و تحلیل مسئله ای که با آن مواجه هستیم می پردازیم و جهت یادآوری، سوالات در نظر گرفته شده در تحقیق را مجددا مورد بازبینی قرار می دهیم.
همانطور که قبلا در قسمت طرح مسئله این تحقیق بیان کردیم، مدیریت و پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان، وظیفه ای دانش محور است که نیازمند تجربه طیف وسیعی از افراد متعلق به حوزه کسب و کار، حوزه فناوری اطلاعات، مدیران پروژه در سازمان و مشاورین خارجی کسب و کار و پیاده سازی می باشد. با توجه به این موضوع، سازمان ها در تلاشند که با استفاده از مدیریت دانش بر مشکل استفاده از منابع دانش در سازمان غلبه کنند. فعالیت های مدیریت دانش شامل وظایف شناسایی، خلق، انتقال، ذخیره، استفاده (مجدد) و حذف دانش می باشد. الزامیست که سازمان ها به منظور پیاده سازی موفقیت آمیز سیستم های سازمانی به استفاده بهتر از دانش مربوط به این نوع از سیستم ها پرداخته و این دانش را در دسترس افراد درگیر در مدیریت سیستم های سازمانی قرار دهند. مدیریت دانش همواره یکی از مهمترین عوامل موفقیت پروژه های پیاده سازی سیستم های سازمانی محسوب می شود. مشکلات موجود بر سر راه انتقال موثر و کارای دانش در بین عوامل انسانی مختلف در پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (مشتری، فروشنده و پیاده سازان)، انگیزه زیادی را در جهت بررسی نقش مدیریت دانش در پیاده سازی این گونه از سیستم ها فراهم ساخته است. پیاده سازی موفق سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان علاوه بر مسائل فنی و تکنیکی نیازمند حجم زیادی از کار گروهی، مشاوره، تبادل نظر، روحیه همکاری، به کارگیری استعداد ها و توانمندی های سازمانی و انتقال دانش بین افراد و گروه های کاری مختلف می باشد. بدون شک دستیابی به موفقیت در انجام چنین پروژه های پیچیده ای نیازمند تفکر استراتژیک در جهت مدیریت و یکپارچگی انواع دانش و توانمندی های سازمانی و برون سازمانی بوده و رسیدن به چنین مهمی جز در سایه داشتن چارچوب ها و قوانینی به منظور مدیریت دانش فردی و سازمانی میسر نخواهد بود.
در واقع مسئله ای که با آن مواجه هستیم، عبارت است از چگونگی استفاده از علم مدیریت دانش در جهت مدیریت بهتر و پیاده سازی موفقیت آمیز سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان. دستیابی به هدف مذکور نیازمند تعیین انواع دانش مورد نیاز پیاده سازی سیستم های سازمانی و همچنین شناسایی نقش افراد مختلف درگیر در پروژه پیاده سازی و یکپارچه سازی طیف وسیع دانش این افراد می باشد.
سوالات ذیل در این تحقیق مطرح شدند:
* مراحل پیاده سازی سیستم های سازمانی کدام ها هستند و فرآیند موثر و کارآمد پیاده سازی این نوع از سیستم ها دربرگیرنده چه فعالیت ها و عملیاتی است؟
* در هر مرحله از چرخه حیات سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان چه فعالیت هایی باید در جهت تحقق و اجرای مراحل مدیریت دانش انجام گیرد؟
* کدام مرحله(مراحل) از چرخه مدیریت دانش در هر یک از مراحل چرخه پیاده سازی سیستم های سازمانی مهمتر هستند؟
* نقش کدام یک از کنشگران فرآیند پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان در هر مرحله مهمتر می باشد؟
* چه نوع دانشی در هر مرحله از فرآیند پیاده سازی سیستم سازمانی مورد نیاز بوده، این دانش در اختیار کیست و راه های اشتراک، یکپارچگی، و انتقال و استفاده از این دانش کدام ها هستند؟
* مهارت های مورد نیاز در هر مرحله از پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان کدام ها هستند و این مهارت ها در اختیار کدام یک از کنشگران فرآیند پیاده سازی قرار دارد؟
* موانع مدیریت دانش در هر مرحله از پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان کدام ها هستند و راه های مقابله با آنها کدامند؟
هدف این تحقیق ارائه یک چارچوب جامع و منسجم برای مدیریت دانش پروژه های پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان می باشد. با استفاده از این چارچوب پیشنهادی، مدیران پروژه های پیاده سازی سیستم های سازمانی قادر به درک بهتر نیازمندی های دانشی هر مرحله از پروژه بوده و با برنامه ریزی راهبردی، نسبت به فراهم آوری دانش مورد نیاز و افراد دارنده آن دانش اقدام کرده و از این طریق پروژه را در جهت دستیابی به موفقیت هر چه بیشتر سوق خواهند داد.
جهت پاسخ به این ابهامات و چالش ها، چارچوب نشان داده شده در شکل های 3-1 و 3-2 پیشنهاد می شود که در ادامه به تشریح ابعاد و منطق آن خواهیم پرداخت. این شکل ها دو نمای مختلف از چارچوب پیشنهادی را نشان می دهند و چارچوب نشان داده شده در هر دو شکل یکسان هستند. لازم به ذکر است که این چارچوب یک چارچوب مفهومی بوده و سعی شده است که تا حد امکان در هر مرحله به مهمترین و چشمگیرترین عناصر اشاره شود. مثلا با توجه به چارچوب پیشنهادی، در مرحله انتخاب سیستم سازمانی نیازمند عنصر اشتراک دانش هستیم، اما باید توجه داشت که طرح این مسئله بدین معنی نیست که در مرحله انتخاب سیستم سازمانی فعالیت های مدیریت دانش فقط محدود به اشتراک دانش می شود و فعالیت هایی مثل انتقال دانش یا استفاده از دانش به هیچ عنوان انجام نمی گیرد. بدیهی است که در تمامی مراحل پیاده سازی سیستم های سازمانی، افراد، دانش، تخصص ها و مشکلات متنوعی نقش دارند و مزیت استفاده از این چارچوب شناسایی مهمترین و چشمگیرترین این عناصر است که در صورت توجه به آنها و داشتن برنامه ریزی راهبردی از جانب سازمان ها، شاهد دستیابی بیشتر به موفقیت در پیاده سازی این نوع از سیستم ها خواهیم بود.
شکل 3-1 نمای اول از چارچوب پیشنهادی مدیریت دانش
شکل 3-2 نمای دوم از چارچوب پیشنهادی مدیریت دانش
3-2- تشریح چارچوب پیشنهادی
3-2-1- مرحله آغاز
در این مرحله مدیران ارشد سازمان احساس می کنند که با توجه به محیط متلاطم بیرونی سازمان، ضروریست که در جهت تطابق با این نوسانات و پا به پا حرکت کردن با تغییرات محیط کسب و کار، فرآیندهای کسب و کار سازمان نیز تغییر کنند. عواملی مانند رقابت، حجم بالای داده ها، نیاز به تصمیم گیری سریع، ناسازگاری سیستم ها و نیاز به اتصال در سطح سازمان، سازمان ها را به سمت استفاده از این نوع سیستم ها سوق می دهد.
از این رو مدیران ارشد در این مرحله از چرخه حیات سیستم سازمانی، ملزم به انجام فعالیت های ذیل خواهند بود:
* تدوین چشم انداز واضح از نقش سیستم سازمانی در انجام فعالیت های سازمان
* تدوین راهبرد پیاده سازی سیستم سازمانی در غالب چشم انداز سازمانی، مهندسی مجدد فرآیندها، محدوده عملیاتی و فیزیکی کار و سرعت پیاده سازی.
* تدوین مورد کسب و کار، توجیه و شفاف سازی علل استفاده از سیستم سازمانی، محدوده پروژه، اهداف، نیازها و فوائد استفاده از سیستم سازمانی.
سازمان هایی که تصمیم به پیاده سازی سیستم سازمانی می گیرند، باید بتوانند فوائد ملموس و ناملموس استفاده از این نوع از سیستم ها را توجیه کنند. در این مرحله اجماع بر سر نیاز به تغییر و همفکری ذینفعان سازمان و ارتباط و مشاوره آنها با مشاوران خارج سازمان درباره نیاز به تغییر و منطق استفاده از سیستم سازمانی بسیار حائز اهمیت است. فرآیند انتقال دانش اهمیت زیادی دارد و چشم انداز تهیه شده باید در سرتاسر سازمان منتشر شده و تمامی مدیران ارشد و میانی از طریق کانال های رسمی و غیر رسمی انتقال دانش از این چشم انداز مطلع شوند. دانش خاص سازمان در این مرحله از اهمیت زیادی برخوردار است و مدیران ارشد باید دانش کافی پیرامون ساختار سازمان، بخش های مختلف سازمان، جمعیت سازمان، نقاط قوت و ضعف سازمان و غیره… را در اختیار داشته باشند تا بتوانند سیستم سازمانی متناسب با ویژگی های سازمان را در مراحل بعدی انتخاب کرده و تا حد امکان سازمان را از طریق استفاده از سیستم سازمانی با محیط بیرونی منطبق کنند. مهمترین مشکل مدیریت دانش در این مرحله، عدم تعهد مدیریت ارشد سازمان می باشد. مدیریت ارشد مسئول تمامی فعالیت های سازمان در سطوح مختلف سازمان می باشد. نقش مدیریت ارشد سازمان در ایجاد ساختار سازمانی، زیرساخت های فناوری اطلاعات و فرآیندهای تصمیم گیری مختلف بسیار مهم است و مدیریت مؤثر دانش نیازمند تعهد بلند مدت و حمایت مدیریت ارشد در به کارگیری و گماشت افراد مناسب در موقعیت های مختلف می باشد. عدم تعهد مدیریت ارشد یکی از مهمترین موانع مدیریت دانش در این مرحله محسوب می شود.
مهارت های مدیریتی، یکی از مهارت های مهم مورد نیاز مدیریت دانش در این مرحله از چرخه حیات سیستم سازمانی محسوب می شود. وظیفه مدیریت ارشد است که با در اختیار داشتن مهارت هایی مثل مدیریت اسناد و اطلاعات، توان اولویت بندی مسائل و چالش ها و سازماندهی کارآمد فعالیت ها به شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان پرداخته و فرصت ها و تهدیدات محیط بیرونی سازمان را تحلیل کند. در این مرحله مدیریت ارشد باید با توجه به تغییرات محیط کسب و کار و تعامل با مشاوران و فروشندگان به تدوین یک چشم انداز پیرامون انواع دانش مورد نیاز پیاده سازی سیستم سازمانی و تزریق دانش به

دیدگاهتان را بنویسید