پایان نامه رایگان درمورد بازار کار، عرضه و تقاضا، روستا شهر

احوال کلی شکل می گیرد ارائه ی یک نظریه ی جامع و مانع را برای تحلیل مهاجرت مشکل ساخته است.به بیان دیگر ماهیت بین رشته ای مهاجرت ،انواع نظریه های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی و…. را در جهت تبیین مهاجرت پدید آورده اند(حاج حسینی1385). به عبارت دیگر الگو ها و روند ها در مهاجرت اظهار می دارند که تنها با تاکید بر یک رشته یا یک سطح تحلیل نمی توان جریان های مداوم مهاجرتی را تبیین کرد بلکه ماهیت چندوجهی آن نیازمند نظریه ی پیچیده ایست که دور نماها ،فرضیه ها و سطوح گوناگون را در بر می گیرد(مسی و دیگران،1993به نقل از تاج ،1390)
بیان دو نکته مهم در مورد نظریه های مهاجرت ضرورت دارد .نخست غالب این نظریه پردازی ها ،به عنوان نظریه های مهاجرت روستا-شهری مطرح شده اند. دلیل این امر آن است که در اندیشه بسیاری از نظریه پردازان مهاجرت روستا شهری به لحاظ اهمیت وپیامد های تاثیر گذار آن در سطح جامعه انواع دیگر مهاجرت را تحت شعاع قرار می دهد به همین دلیل عمده نظریه پردازی ها در جهت تبیین این نوع از مهاجرت های داخلی بوده و با همین عنوان در متون فارسی و لاتین مطرح شده اند.دوم آن که بسیاری از این نظریه ها گاه با عنوان نظریه مهاجرتی بیان شده اند و گاه مدل مهاجرتی.باید توجه داشت که میان نظریه مهاجرتی و مدل مهاجرتی تفاوت وجود دارد نظریه های مهاجرتی عموما در پی کشف و بیان علل مهاجرت ها،ایجاد رابطه میان جابه جای های افراد با عوامل اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی ودر نهایت ترسیم پیامد های ناشی از این جابه جایی هستند در صورتی که مدل های مهاجرتی به دنبال ترسیم چگونه گی انجام حرکات مکانی جمعیت و مسائل وموانع مبدا مقصد و بین راه هستند به بیان دیگر نظریه های مهاجرتی به چرایی پدیده جابه جای جمعیت نظر دارند و مدل های مهاجرتی به دنبال چگونه گی انجام آنها(تقوی1374:82).در این پژوهش با استناد به این برداشت از تفاوت میان مدل و نظریه و این که مدل از درون نظریه استخراج می شود به جای کاربرد عنوان مدل نظریه استفاده می شود.
2-3نظریه ها
2-3-1نظریه اقتصادی مهاجرت
از دیدگاه اقتصادی مهاجرت ها اعم از داخلی و بین المللی ،سازوکاری برای برای باز توزیع نیروی کار هستند .این دیدگاه از نظرات ادام اسمیت متاثر است اسمیت مهاجرت را نیز متاثر از تابع قانون عرضه و تقاضا می داند و آن را نه تنها باعث رشد اقتصادی دو منطقه مهاجر پذیر ومهاجر فرست،بلکه حتی وسیله ای برای بهبود وضع کار و اشتغال به شمار می آورد (زنجانی 1380،:120).
نظریه اقتصادی مهاجرت را در دو سطح خرد وکلان مورد بررسی قرار می دهد .رویکرد کلان به تاثیر ساخت های کلان در فرایند مهاجرت توجه دارد و مهاجرت را حاصل نیروهایی می داند که برتر از فرد بوده ودر تضاد با خواست وتمایل وی قرار دارد “دیدگاه های ساختی مارکسیستی”و”نظریه ی بازار کار دو وجهی از نظریه های اقتصادی سطح کلان هستند.
دیدگاه ساختی مارکسیستی که با اندیشه های کارل مارکس شکل گرفت پدیده مهاجرت را بر اساس طبقه بندی وی از جوامع طبقات و عملکرد نظم سرمایه داری تبیین می کند (لوکاس و میر،1387) .
بر اساس این رویکرد مهاجرت بیشتر به خاطر الزامات توزیع فضایی نیروی کار در بخش های مختلف اقتصاد ملی و بین المللی صورت می پذیرد .در مدل تضاد مارکسیستی ،مهاجرت نیروی کار از پیرامون به مرکز ، به عنوان پدیده ی استعمار و بهره کشی مورد توجه قرار می گیرد در جامعه ی مقصد تبعیض در کار و بازار مسکن ،مهاجران را از غیر مهاجران بیگانه می کند (زارع ، 1386).روند انتقال نیروی کار از پیرامون به مرکز و اشتغال آنها در در فعالیت های غیر متشکل اقتصادی،باعث نفوذ سرمایه از پیرامون به مرکز و نابرابری هر چه بیشتر مناطق می شود (زنجانی ،1380).
در نظریه بازار کار دو وجهی مهاجرت ، ناشی از ساختارهای اقتصادی جوامع در حال توسعه است .به بیان دیگر دو گانه گی منطقه ای موجود در ساختارهای اقتصادی این جوامع، منجر به مهاجرت می شود مفهوم رشد نامتعادل بیانگر این وضعیت است که یکی از بخشها یا زیر بخش های اقتصادی به عنوان بخش پیشتاز یا پیشرو در جلوی سایر بخشه قرار گرفته وسایر بخشها را به جلو می کشاند در واقع این بخش مرکز رشد است که شعاع آن سایر بخش ها را هم در بر می گیرد بر اساس این دید گاه افراد برای دستیابی به منابع و امکانات تصمیم به مهاجرت به بخش مرکز رشد می گیرند و پس از ارزیابی شرایط اقدام به مهاجرت می کنند.
نظریه اقتصادی سطع خرد با لحاظ کردن سطوح خرد و عوامل انسانی ،مهاجرت را جریانی می داند که توسط افراد بر اساس ارزیابی آنهااز شرایط صورت می گیرد “نظریه ی اقتصاد جدید مهاجرت “از نظریه های سطح خرد است.
بر اساس نظریه ی اقتصاد جدید خانوار،مهاجرت افراد به طور وسیعی در رابطه با عملکردی است که در جامعه دارند . این امر نه تنها با هدف به حداکثر رساندن درآمد خانوار هاست، بلکه در جهت به حداقل رساند ن مخاطرات ناشی از بازار کار مهاجر فرست نیز هست . مخاطراتی مانند فقدان امنیت ،بیمه،کاستی های بازار کار و… که یا در مبداء وجود ندارند ویا از دسترسی اکثریت جامعه به دور است .بر پایه این نظریه خانوار ها تلاش می کنند با تنوع بخشیدن به منابع درآمدی خود ،وضع اقتصادی خود را بهبود بخشند .بر همین اساس مهاجرت افراد از خانواربه مکانی دیگر که در آن ،دستمزد ها و شرایط اشتغال مستقل از نوسانات اقتصادی محلی است ،نوعی امنیت اقتصادی (در مقایسه با مبداء)برای آنها تلقی می شود (زنجانی،1380 به نقل از تاج،1390 :58)
تایلور و استارک معتقدند پول ارسالی مهاجران به خانوار ، نه تنها منجر به بهبود وضع اقتصادی خانوار می شود درآمد خانوار های دارای مهاجر را نسبت به خانوار های همتراز فاقد مهاجر افزایش داده و نوعی منزلت اجتماعی بالاتری برای آنها به دنبال دارد (زنجانی، 1380).
این نظریه فقط به عامل اقتصادی توجه کرده و از سایر عوامل به راحتی عبور کرده در حالی که عوامل اجتماعی و فرهنگی تاثیر به سزایی در مهاجرت دارند.در شهرستان بیجار عامل اقتصاد یکی از دلایل مهاجرت است و به نظر می رسد نقش عامل فرهنگی و مذهب در مهاجرت از این شهرستان پر رنگ تر است.
2-3-2نظریه محرومیت نسبی استارک:
بر طبق این نظریه مهاجرت یک رفتار تصادفی نیست بلکه پاسخی است در جهت رفع محرومیت ها در واقع نارضایتی از سطح پایین دستمزدهاست که احساس محرومیت از اهداف را در فرد مهاجر به وجود می آورد .لذا شناخت ملاک محرومیت های موجود در جامعه و فرایند های تاثیر گذار محرومیت بر تصمیم گیری به مهاجرت ضروری است.
بر اساس این نظریه زمانی که فرد یا جمع نتواند در داخل سازمان اجتماعی خود (جامعه ی مبداء)،به اهداف با ارزش دست پیدا کند و احساس کند که منابع لازم برا ی رفع محرومیت هایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد به مهاجرت اقدام می کند. در این فرایند فرد با دو سازمان اجتماعی روبروست نخست سازمانی که در آن پرورش یافته امااحساس می کند که در آن از فرصت های لازم برای رسیدن به اهداف با ارزش خود محروم است ودوم سازمانی که شاید به گونه ای مبهم آن را می شناسد اما احساس می کند که در آن می تواند به منابع لازم برای رفع محرومیت های خود دست یابد .در این حالت مهاجرت در عین این که نتیجه ی برخی نارسایی هایی است که در کارکرد یک سازمان اجتماعی وجود دارد سلسله ای از تغیرات را در کل سازمان اجتماعی نیز بر می انگیزاند .در صورت برابر بودن شرایط ،محرومیت از دستیابی به اهدافی که ارزش بیشتری دارند نسبت به محرومیت از از دستیابی به اهدافی که ارزش کمتری دارند در تصمیم به مهاجرت موثر ترند در واقع در این رویکرد،مهاجرت پاسخ نهایی به محرومیت های نسبی است(حاج حسینی،1385).
به بیان دیگر فرد مهاجر یا فردی که تصمییم به مهاجرت می گیرد دو موقعیت را ارزیابی می کند. از یک سو وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود را با دیگران و از سویی وضعیت محل مبدا را با مقصد مقایسه می کند . در صورتی که افراد در جامعه مبداء از شرایط یکسانی در دستیابی به اهداف برخوردار باشند عامل موثر در ترغیب افراد به مهاجرت ،مقایسه وضع خود نسبت با دیگر است .اگر درآمد فرد یا جمع ،پایین باشد و یا در مقایسه ی وضع خود با دیگران ،درامد پایین تری داشته باشد اقدام به مهاجرت می کند اما اگر سطح درآمد همه ی افراد در مبداء پایین باشد به دلیل همسانی وضع درآمد ، انگیزه ی مهاجرت کاهش می یابد(مسی1990به نقل از تاج ، 1390).
ساکنین شهرستان بیجار نیز به دلیل تفاوت مذهبی و قومیتی با سایر شهرستان های استان احساس می کنند که با زندگی در استان هایی هم مذهب یا هم زبان آنها هستند(قومیت ترک)بهتر می توانند رابطه بر قرار کرده و در بحث اشتغال راحت تر جذب مشاغل مختلف شوند. در واقع حس می کنند در شهرهایی که هم زبان یا هم مذهب خود هستند زمینه های پیشرفت برای آنها فراهم تر است.واز سویی هم این حس در ساکنین بیجار ایجاد شده که مهاجرت از بیجار خود نشان از نوعی حرکت در جهت ارتقای پایگاه اجتماعی اقتصادی ساکنین تلقی می شود .
2-3-3نظریه رفتاری توماس و زنانسکی
تمرکز این نظریه بر رفتار فردی و جمعی مهاجران است توماس وزنانسکی در پژوهش خود ، بر نگرش مهاجران که متاثر از ارزشهای اجتماعی ونیزنقش سازمان های اجتماعی در رفتار های مهاجرتی است تاکید دارند .این نظریه پس از توماس و زنانسکی توسط ایزونشتات،اسپیر گلدشتاین وفری گسترش یافت و متغیر هایی مانند بررسی تمایل به مهاجرت (توسط مهاجران )انتخاب مکان و تصمیم به رفتن(مهاجرت)با ماندن که رفتار مهاجران معطوف به آنهاست به عنوان مراحل اصلی مهاجرت در نظر می گیرد.در ادامه پریرر بایر لی تامی فاتو چارچوب هایی را برای تحلیل تصمیم گیری به مهاجرت در قالب این نظریه ارائه دادند.این چارچوب ها شامل سه مرحله است:
1- قبل از تصمیم گیری به مهاجرت
2-تصمیم ضمنی مبنی بر مهاجرت کلی ،جزئی و یا ماندن
3-تصمیم قطعی به مهاجرت و انتخاب مقصد.
در این متغیر هایی نظیر درآمد ،خانواده ،مقیاس منطقه مبدا مهاجرت، سهولت ارتباط ،گروه های قومی و سازگاری مورد استفاده قرار گرفته اند .این نظریه بیشتر برای تحلیل مهاجرت های داخلی کاربرد دارد (حاج حسینی:1385،43).
اگر فرایند مهاجرت را به مثابه نظام رفتاری خانواده در نظر بگیریم باید به گونه ای مفهوم پردازی کنیم که در بر گیرنده ی انگیزه هایی جهت یافتن مکانی جدید برای زندگی باشد. باید توجه داشت که خانوار را نباید به عنوان یک هستی مجزا در نظر گرفت بلکه باید مجموعه خانوار ها را در یک منطقه ی خاص،به عنوان یک نظام کلی در نظر گرفته شود که در جستجوی محیطی رضایت بخش برای زندگی هستند.
.در ادامه پریرر بایر لی تامی فاتو چارچوب هایی را برای تحلیل تصمیم گیری به مهاجرت در قالب این نظریه ارائه دادند.این چارچوب ها شامل سه مرحله است:
1- قبل از تصمیم گیری به مهاجرت
2-تصمیم ضمنی مبنی بر مهاجرت کلی ،جزئی و یا ماندن
3-تصمیم قطعی به مهاجرت و انتخاب مقصد.
در این متغیر هایی نظیر درآمد ،خانواده ،مقیاس منطقه مبدا مهاجرت، سهولت ارتباط ،گروه های قومی و سازگاری مورد استفاده قرار گرفته اند .این نظریه بیشتر برای تحلیل مهاجرت های داخلی کاربرد دارد
این محیط بهتر طبعا دارای شاخصه هایی است از جمله دسترسی به منابع تسهیلات ،کیفیت محله ی زندگی وحتی مسائلی مانند آلودگی هوا . در این معنا خانواده به مثابه یک نظام رفتاری دیده می شود که با محیط خود در تعامل است.و به طور مداوم محرکهایی برای ارزیابی محیط ،به خانواده تحمیل می کند .این مسئله باعث می شود که نظام رفتاری خانواده ،دست به ارزیابی مداوم محیط خود بزند و در این ارزیابی در پی یافتن محیط دیگری

دیدگاهتان را بنویسید