پایان نامه رایگان درمورد انتقال دانش، کار و دانش، عملکرد سازمان

ر بالای دانش وجود داشته باشد]7[.
2-2-3- انواع دانش
مهمترین کمکی که می توان به مدیریت دانش کرد شناخت انواع دانش و بیان تفاوت های آنها است. دانش هم ضمنی است ( در ذهن افراد) و صریح ( کد گذاری شده در اسناد و پایگاه داده ها). دانش ایستا نیست، بلکه در طول عمر یک سازمان تغییر و تکامل پیدا می کند اغلب تمایز بین دانش ضمنی و صریـح در معـنی عبارتهای فوت و فن (رموز کار3) و (دانش گزاره ای4) نهفته است]8[.
در اینجا تفاوت بین دانش ضمنی و دانش صریح را بررسی می کنیم. مورد اول که همان فوت و فن و دانش فنی است، مستلزم مهارت هـایی است که از طـریق عمـلکرد تبییـن می شود. مورد دوم یعنی دانستن درباره، در وهله اول صریح است و متشکل از حقایق، نظریه ها و مجموعه ای از دستورالعمل ها است. تفاوت اولیه دانش ضمنی وصریح در قابلیت انتقال آنهاست. دانش صریح با انتشار ساده و سریع آن بین افراد و در همه زمانها قابل تشخیص است و می توان آن را کد گذاری کرد، درصورتی که دانش ضمنی قابل کد گذاری نبوده و تنها می توان با بکارگیری اش آن را مشاهده کرد و در عمل آن را بدست آورد. از این رو انتقال آن کند و پرهزینه است]9[.
در یک دسته بندی دیگر دانش را می توان به 5 گروه زیر تقسیم بندی کرد:
* دانش عملی5: که در کارها، اقدامات و تصمیم گیری های اشخاص مورد استفاده قرار می گیرد. دانش سیاسی، دانش کسب و کار و دانش های تجربی دیگر در این طبقه قرار دارند.
* دانش هوشی6: ارضاء کننده کنجکاوی های عقلانی و منطقی انسان است . این دانش به عنوان بخشی از دانش های انسان گرا تلقی می شود.
* دانش روحانی7( مقدس): با دانش مذهبی انسان در ارتباط است و باعث جلوگیری انسان از آلوده شدن به گناه می شود.
* دانش غیر ضروری8: خارج از علایق انسان است و بدون هدف حفظ و نگهداری می شود.
* دانش سرگرمی( امور روزمره): به خاطر جنبه تفریحی و احساسات، دانستن آن مطلوب است و شامل داستانها، ضرب المثلها، بازی ها، شایعات، اخبار، حوادث، اتفاقات و نظایر آن می شود]10[.
در توضیح بیشتر می توان گفت که دانش قابل تبدیل و تحول است . به این ترتیب که می توان از دانش ضمنی موجود به دانش صریح جدید دست یافت. این تحولات را می توان در جدول 2-1 مشاهده کرد. مدیریت دانش از دامنه وسیعی از تکنولوژی ها و رشته های علمی مختلف تشکیل شده است.
این تکنولوژی ها و علوم عبارتند از: علوم شناختی، سیستم های خبره و هوش مصنوعی، گروه افزار و سیستم های گروهی و دیگر تکنولوژی های مختلف. بنابراین به طور خلاصه مدیریت دانش را می توان به عنوان ممیزی دارایی های فکری توصیف کرد.
مدیریت دانش مکمل و ارتقاء دهنده سایر ابتکارات سازمانی (مهندسی مجدد، کیفیت، یادگیری سازمانی) بوده و ایجاد کننده موضوع رقابتی پایدار در سازمان است. در اغلب اوقات، دانش قابل ملاحظه ای در سازمان مانند کتاب، تکنولوژی، رویه ها و سنت ها وجود دارد که می توان آن را به دانش ضمنی یا صریح تبدیل کرد.
جدول 2-1 تبدیل دانش ضمنی / صریح به دانش ضمنی / صریح]12[
به
از
دانش ضمنی
دانش صریح
دانش ضمنی
جامعه پذیری (دانش همدردی) جایی که افراد دانش جدید را مستقیماً از دیگران کسب می کنند
برون گرایی (دانش مفهومی) تبدیل دانش به شکل ملموس از طریق گفتمان
دانش صریح
درون سازی (دانش عملیاتی) مانند یادگیری از طریق انجام دادن، جایی که افراد دانش را از استاد به پیکره تجربه خود می افزایند
ترکیب (دانش سیستماتیک) اشکال مختلف دانش صریح مانند پایگاه داده و اسناد
مدیریت دانش متشکل از فعالیت هایی است که بر مبنای آن سازمان بایستی دانش را از تجربیات خود و سایر سازمان ها بدست آورده و براساس کاربردهای منطقی آن به مأموریت خویش دست یابد. این فعالیت ها بایستی با تکنولوژی، ساختارهای سازمانی و استراتژی هایی ترکیب شود تا برون داد دانش موجود را ارتقا دهد و دانش جدید تولید نماید. نکته مهم در این نوع تلاش این است که بتوان سیستمهای شناختی (سازمان، انسان، رایانه، سیستم انسان- رایانه) را در کسب و ذخیره و بهره برداری از دانش برای یادگیری، حل مسئله و تصمیم گیری ارتقاء داد]12[.
2-2-4- انواع دانش سازمانی
در اغلب متون مدیریت دانش، دانش را به دو دسته تقسیم کرده اند:
* دانش نهان9: این نوع دانش، دانشی است که از ترکیب اطلاعات دریافتی شخص از محیط پیرامون خود با زمینه های فکری و تجربیات او شکل می گیرد. چنین دانشی در پیشبرد اهداف شخصی و سازمانی نقشی تعیین کننده دارد اما مدیریت نظام یافته و همچنین انتقال آن به افراد دیگر به سختی انجام می شود.
* دانش عیان10: این نوع دانش، دانشی است که در قالب یک محمل دانشی از حالت نهان به عینیت رسیده است. به عنوان نمونه شخص دانسته های خود را به صورت سخنرانی، نوشته و نظیر آن عرضه کند. این نوع دانش نسبت به نوع نهان آن قابلیت انتقال، مدیریت و استفاده پذیری بیشتری دارد.
در بسیاری از سازمان ها به منظور ارتقاء سطح کیفی عملکرد سازمان باید از دانش نهان کارکنان در کنار دانش عیان آن ها استفاده کرد. برای رسیدن به این هدف، باید فضای مناسب انتقال این دانش و ایجاد ارتباط موثر میان کارکنان فراهم گردد، زیرا دانش نهان اغلب از طریق زبان، بدن و نمایش فیزیکی مهارت ها انتقال می یابد]11[.
شکل شماره 2-2 مدل خلق دانش در هر سازمان را که بر اساس چهار الگو انجام می شود، نمایش می دهد:
شکل 2-2 فرآیند خلق دانش سازمانی بر اساس مدل نوناکا ]14[
اساس این مدل دانش نهان و عیان و فرآیندهای انتقال آنها است. براساس این مدل 4 الگو (فرآیند) تبدیل دانش در یک سازمان وجود دارد:
* نهان به نهان (جامعه پذیری). این فرآیند از طریق نشست ها یا بحث های گروهی بین افراد انجام می شود.
* نهان به عیان (بیرونی سازی). از طریق تلاش افراد برای ارائه دانسته های خود در قالب سخنرانی های رسمی، آثار مکتوب و نظیر آن صورت می پذیرد.
* عیان به عیان (ارتباطات). این فرآیند در قالب استفاده از فناوری برای ساماندهی، توزیع و انتقال دانش مکتوب انجام می گیرد.
* عیان به نهان (درونی سازی). در این فرآیند افراد با دریافت دانش عیان (مانند یک گزارش) به یک ایده نو دست پیدا می کنند یا براساس آن عمل سودمندی را انجام می دهند.
در مجموع فرآیندهای فوق، تبدیل دانش از نهان به عیان و همچنین از انفرادی به جمعی اتفاق می افتد که در نهایت به خلق دانش خاص سازمانی می انجامد]12[.
2-2-5- تعریف مدیریت دانش
مدیریت دانش مفهومی است که تعریف های زیادی برای آن ارائه شده است. برخی از صاحب نظران مانند ارنست پرز، دانش را به عنوان سرمایه سازمانی دانسته و مدیریت دانش را بر این اساس تعریف می کنند. وی معتقد است، مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش، قابلیتهای عقلانی و تجربیات افراد یک سازمان و ایجاد قابلیت بازیابی برای آنها به عنوان یک سرمایه سازمانی. در این معنی، مدیریت دانش بر ذخیره و بکارگیری دوباره اطلاعات تخصصی تأکید دارد]13[. برخی دیگر بر فرآیند مدار بودن مدیریت دانش تأکید کرده و تأثیر آن را نیز در تعاریف خود گنجانده اند. نیگل کینگ یکی از افرادی است که مدیریت دانش را فرآیند خلق، سازماندهی، اشاعه و حصول اطمینان از درک اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار تلقی می کند]14[. مالهوترا به عنوان کسی که در سالهای اخیر بیشترین فعالیت را در زمینه مدیریت دانش داشته است، این مفهوم را از دیدگاه نظری تعریف کرده و مدیریت دانش را کمک به سازمانها در یافتن راه های نوین بهره جویی از دانش عینی و ذهنی افراد سازمان به حساب می آورد]15[. در این تعریف به راه ها و روش های خاصی اشاره نشده است بلکه راههای نوین بهره جویی مورد تأکید قرار گرفته است که نشان از گستردگی و تنوع راهها و روش های اعمال مدیریت دانش دارد. دراکر مدیریت دانش را مقداری کاربردی تر مورد توجه قرار داده و برای مدیران دانش نقش فعالی را در نظر گرفته است. وی مدیریت دانش را فراهم آوری دانش مورد نیاز در مکان و زمان مورد نیاز برای شخص نیازمند به آن تعریف می کند. او همچنین معتقد است که بهترین چیز داشتن دانش در مورد موضوعی خاص نیست، بلکه دانستن مکان و طرز دسترسی به دانش مذکور می باشد. در همه تعاریف بالا به نوعی سه نکته (فرآیند بودن؛ توجه به دانش نهان و عیان؛ و بکارگیری دانش) مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندهایی است که پدید آوری، اشاعه و بکارگیری دانش نهان و عیان در یک سازمان را در بر می گیرد. دانش عیان، دانشی است که در قالب اسناد، پایگاه ها، صفحات وب و مانند آن ها ثبت یا منتشر شده است و دانش نهان دانشی است که افراد در طول فعالیت های تخصصی خود آموخته و به دست آورده ولی در جایی ثبت یا منتشر نکرده اند و فقط در ذهن آنها وجود دارد]16[.
با مرور تعاریف مختلف، می توان مدیریت دانش را به این صورت تعریف کرد: مدیریت دانش عبارت است از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (نهان به عیان و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمان.
مدیریت دانش دربرگیرنده فرآیندهای سازمانی است که به دنبال ترکیب هم افزای11 ظرفیت پردازش داده و اطلاعات توسط فناوری اطلاعات با ظرفیت نوآوری و خلاقیت منابع انسانی می باشد. همچنین در تعریف دیگری مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می کنند]13[. می توان مدیریت دانش را فراهم آوری دانش مورد نیاز در زمان و مکان مورد نیاز و برای شخص نیازمند تعریف کرد]17[.
تعاریف دیگر ذیل را می توان برای مدیریت دانش در نظر گرفت:
مدیریت دانش فرآیندی است که سازمان از طریق آن، ثروت را از دارایی فکری خود تولید می کند]18[.
مدیریت دانش، فرآیند ایجاد، ارزیابی، بازنمایی، توزیع و کاربرد دانش می باشد]8[.
مدیریت دانش، مجموعه ای از فرآیندهاست که دانش موجود در سازمان را در جهت دستیابی به اهداف و مأموریتهای سازمان، ایجاد و به اشتراک می گذارد.
2-2-6- مهارتهای مورد نیاز برای مدیریت دانش
مدیریت دانش به عنوان یک فرآیند، همچنان که به تخصص های مختلفی نیاز دارد، به مهارتها و توانایی های ویژه ای نیز نیاز دارد. مهارت های مورد نیاز برای مدیریت دانش را در دو گروه مهارت های ملموس و مهارت های ناملموس تقسیم بندی می شوند. به نظر وی مهارت های ملموس عبارتند از: مهارت های پژوهش و جستجو، توانایی ارجاع سریع، مآخذ شناسی دانش، مجموعه گستری، کار با فناوری اطلاعات و اینترنت. این ها مهارت هایی هستند که متخصصان به صورت عملی می توانند به آنها دست پیدا کنند و بدین وسیله در تیم مدیریت دانش سازمان ها به ایفای نقش بپردازند. علاوه بر این مهارت ها، مجموعه ای از قابلیت ها و توانایی ها نیز وجود دارند که به نوعی با روحیات و شخصیت فرد ارتباط دارند. به نظر لوریج این مهارت ها عبارتند از: توان کار با دیگران در داخل و خارج از سازمان، مهارت های ارتباطی بینا شخصی، توان اولویت بندی، سازماندهی کارآمد فعالیت ها، آشنایی با ساختارهای سازمانی، فرآیندها، بازار و راهبردهای تجاری، دانش در حوزه نیازشناسی کاربران، توان تجزیه و تحلیل، توان ترویج فرهنگ به اشتراک گذاری دانش در سازمان ها. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، این مهارت ها به لحاظ ماهوی با ویژگی

دیدگاهتان را بنویسید