پایان نامه رایگان درمورد استان کردستان، بهره بردار، عوامل موثر

کشورهای جهان سوم، نظریه پردازان وابستگی بیان می کنند که باید به مساله عدم توسعه توجه نمود و در این رابطه نابرابری های ساختی و مکانی بین بخش های جامعه رادر نظر گرفت. به طور خلاصه در نظریات وابستگی ،مهاجرت امری اجباری است که بر اساس عدم توسعه یک محیط(روستا)نسبت به محیط دیگر(شهر)و وابسته گی غیر سرمایه داری به وجود می آید و این امر کاملا استثماری و ادامه ی آن باعث گسترش هرچه بیشتر توسعه نیافته گی می گردد.از مدل فوق برای تبیین مهاجرت های شهر به شهر نیز می توان استفاده کرد و مهاجرت از شهر های توسعه نیافته به شهر های توسعه یافته تر در یک کشور را در این چارچوب تبیین کرد.در واقع می توان گفت نابرابری های موجود به لحاظ امکانات رفاهی و اشتغال و توزیع متمرکز امکانات د رپایتخت و مراکز استان باعث ایجاد عقب افتاده گی شهرستان هایی چون بیجار گردیده و اهالی آن برای خارج شدن از این مشکلات به مهاجرت روی می آورند و حاضرند برای رسیدن به وضعیت بهتر مشکلات مهاجرت را به جان بخرند .
دومین نظریه ی کاربردی برای تبیین مهاجرت از بیجار را می توان نظریه ی جاذبه و دافعه ی اورس لی دانست.
لی معتقد است چهار عامل در مهاجرت و تصمیم به مهاجرت با اهمیت است که شامل:
الف- عوامل موجود در مبدأ (برانگیزنده یا باز دارنده))
ب- عوامل موجود در مقصد (برانگیزنده یا بازدارنده)).
) ج – موانع موجود در جریان مهاجرت از مبدأ به مقصد
د- عوامل شخصی.
نظریه ی وی به تئوری عوامل جاذبه و دافعه معروف ا ست. در صورتی که برایند عوامل برانگیزنده و بازدارنده مثبت باشد میل به مهاجرت در فرد ایجاد می شود. و اگر چنان چه عوامل شخصی نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تأثیر بازدارنده ای اعمال نکند مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدأ ء به مقصد آغاز می کند. وی وجود امکانات بیشتر، آموزش، اشتغال و درآمد را در مقصد را از جمله عوامل جاذبه به حساب می آورد. در مقابل هزینه-های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می-کند. نکته ی قوت این نظریه تأکید درست بر تأثیر عوامل شخصی است.
در واقع می توان گفت شهرستان بیجار به دلیل نبود امکانات به خصوص امکانات پزشکی (به حدی که حتی برای تمام سوانح بیماران را به شهرهای زنجان یا سنندج اعزام می کنند که معمولا به دلیل فاصله ی نسبتا زیاد تا آنجا صدمات جبران نا پذیری به بیماران وارد می شود وگاهی به فوت بیماران می انجامد. )و اشتغال و قرار گرفتن در استان کردستان و تفاوت مذهبی ساکنین بیجار با سایر شهرستان هاوتفاوت قومیتی (قومیت ترک و کرد)وشرایط آب و هوایی سرد خشک و خشکسالی های متمادی که باعث خشک شدن چشمه ها و سخت شدن ادامه فعالیت کشاورزان به دلیل نبود آب و ندادن مجوز چاه عمیق به کشاورزان تنها راه برای ادامه کشاورزی کشت دیمی می باشد که بازدهی کمی دارد و متاسفانه سد های موجود در حوضه ی این شهرستان به دلیل مدیریت ناصحیح بهره برداری درستی از آن نمی شود وتنها مقدار بسیار کمی از اراضی پشت سد از آب بهرهمند هستند و به تازه گی سدی در شهرستان بیجار افتتاح شده که استان های زنجان و همدان با کانال کش آب این سد را به این دو استان انتقال داده اند و شهرستان بیجار به دلیل مدیریت ضعیف مسئولین شهرستانی و استانی اقدامی برای استفاده از اب این سد برای کشاورزی صورت نگرفته را از علل دافعه ی این شهرستان بر شمرد . واز عوامل جاذبه ی مقصدهای مهاجرتی چون تهران زنجان و همدان با داشتن شرایط بهتر اشتغال و امکانات بهتر رفاهی و خدماتی و دسترسی به راه آهن و فرودگاه و راه های ارتباطی بهتر وامکانات دانشگاهی و تشابه مذهبی وقومیتی را از عوامل جاذبه ی مقصد می توان به حساب آورد .
بر اساس نظریه ی محرومیت نسبی زمانی که فرد یا جمع نتواند در داخل سازمان اجتماعی خود (جامعه ی مبداء)،به اهداف با ارزش دست پیدا کند و احساس کند که منابع لازم برا ی رفع محرومیت هایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد به مهاجرت اقدام می کند.
در این فرایند فرد با دو سازمان اجتماعی روبروست .نخست سازمانی که در آن پرورش یافته اما احساس می کند که در آن از فرصت های لازم برای رسیدن به اهداف با ارزش خود محروم است ودوم سازمانی که شاید به گونه ای مبهم آن را می شناسد اما احساس می کند که در آن می تواند به منابع لازم برای رفع محرومیت های خود دست یابد .در این حالت مهاجرت در عین این که نتیجه ی برخی نارسایی هایی است که در کارکرد یک سازمان اجتماعی وجود دارد سلسله ای از تغیرات را در کل سازمان اجتماعی نیز بر می انگیزاند .در صورت برابر بودن شرایط ،محرومیت از دستیابی به اهدافی که ارزش بیشتری دارند نسبت به محرومیت از از دستیابی به اهدافی که ارزش کمتری دارند در تصمیم به مهاجرت موثر ترند در واقع در این رویکرد،مهاجرت پاسخ نهایی به محرومیت های نسبی است(حاج حسینی،1385).در واقع بیجاری ها حس می کنند این شهر توان براورده کردن نیازهای آنها را ندارد و با مهاجرت به شهرهایی چون زنجان وتهران و همدان می توانند به خواسته ای خود برسند.
در نظریه ی شبکه های مهاجرتی ، هزینه و فایده ی مهاجرت ، در قالب شبکه های مهاجرتی مورد تبیین قرار می گیرند . شبکه های مهاجرتی مجموعه ای از روابط بین شخصی است که از طریق نسبت های خویشاوندی ،دوستی و جامعه ی مبداء مشترک ،مهاجران را به مهاجران قبلی در مقصد به غیر مهاجران در نواحی مبدا پیوند می دهد (مسی1990:7). درون شبکه های مزبور ،حرکات مهاجرتی رو به افزایش می رود ؛به این دلیل که هزینه ها خطرات ناشی از مهاجرت را کاهش داده منافع حاصل از آن را افزایش می دهد . در واقع ارتباطات و تماس های حاصل از این شبکه ها،نوعی سرمایه ی اجتماعی برای افراد محسوب می شود که به وسیله ی آن ،به موقعیت شغلی بهتر ی دست می یابند(حاج حسینی، 1385 :42).نظریه ی شبکه های مهاجرتی از دیگر نظریه هایی است که می تواند برای درک علل مهاجرت از بیجار مفید باشد . تعداد بیجاریی های که هم اکنون در خارج از این شهرستان ساکنند بسیار بیشتر از ساکنین حاضر این شهرستانند .لذا شبکه های مهاجرتی قویی و گسترده ای به خصوص در شهرستان های تهران دارند مانند اسلام شهر شهر قدس و مشکین آباد (کرج).معمولا غالب ساکنین بیجار اقوام وآشنایان زیادی در این مناطق دارند ودارای ارتباطات گسترده ای با این مناطق هستند و در مناسبت های مختلفی مانند عید نوروز و تاسوعا و عاشورا به بیجار بر میگردنند . وهمین ارتباطات گسترده به شناخت امکانات مقصد مهاجرتی و کاهش هزینه های مهاجرت به خصوص هزینه های روانی کمک می کند.
نظریه ی سرمایه ی انسانی :از دید گاه برخی تحلیلگران نیروی انسانی پرورده برای دستاورد های بهتر از جایی به جای دیگر می رود تا بیشترین بازدهی را داشته باشد بنابر این تصمیم گیری افراد متخصص به مهاجرت به مثابه ی نوعی تصمیم گیری برای سرمایه گذاری وبهره برداری از آن تلقی می شود (ارشاد، 1380 :48).بیجاری ها سعی دارند خارج از بیجار سرمایه گذاری کنند ودر صورت تمکن مالی غالبا به فکر خرید مسکن در شهرهای دیگر هستند تا اگر زمانی شرایط مهاجرت فراهم شد در مقصد یک مسکن داشته باشند و در صورت عدم مهاجرت به عنوان یک کالای سرمایه ای استفاده کنند .که غالبا این کار بسیار سود آور تر از سرمایه گذاری در بیجار است .از طرفی غالبا جوانان با استعداد و نخبه ی شهرستان به دلیل نبود دانشگاه قوی در بیجار عازم شهرهای دیگر می شوند و پس از اتمام تحصیل غالبا به بیجار بر نمی گردند چرا که شغلی برای آنها وجود ندارد و صنایع و شرکتی وجود ندارد که به امید اشتغال در آن برگردند. لذا به رفتن از بیجار به عنوان یک سرمایه می نگرند .
در این پژوهش از نظریات فوق استفاده خواهیم کرد تا به توان به تبیین پدیده ی مهاجرت از شهرستان بیجار پرداخت.در واقع نظریات جاذبه و دافعه ،سرمایه ی انسانی،شبکه های مهاجرتی،وابستگی و محرومیت نسبی می توانند هر یک تبیین کننده ی بخشی از عوامل مهاجرت از شهرستان بیجار باشند .اما هیچ یک از نظریه های ذکر شده به تنهایی توانایی تبیین این مسئله را ندارند .با این حال در میان نظریات ذکر شده بیشتر از نظریات شبکه های مهاجرتی محرومیت نسبی وجاذبه و دافعه بهره خواهیم برد.
در واقع علل مهاجرت ساکنین شهرستا بیجار را می توان در چها دسته ی کلی قرار داد : 1-تفاوت قومیتی و مذهبی در داخل خود شهرستان و با سایر شهرستانهای استان2-شرایط اقتصادی و نبود اشتغال3-کمبود امکانات و خدمات در بخشهای آموزشی پزشکی و رفاهی4-شبکه های مهاجرتی گسترده
شهرستان بیجار دارای دو قومیت کرد وترک است ودو مذهب تشیع وتسنن است و خود کرد ها هم به دو دسته ی اهل سنت وشیعیان تقسیم میشوند که اکثریت با کرد های شیعه است . بیجار تنها شهرستانی است در کردستان که اکثریت جمعیت آن شیعه مذهب اند. این تفاوت مذهبی باعث عدم تمایل بیجاری ها به زندگی در این استان شده است وعلاقه مند به زندگی در استان های هم مذهب خود هستند(مانند همدان و تهران) و این بحث ایجاد شده که تفاوت مذهبی موجود باعث شده در استان کردستان نسبت به بیجار بی مهری صورت می گیرد. و به مشکلات بیجاردر این استان رسیدگی نمی شود. از طرفی قومیت ترک هم احساس تعلق خاصی به کردستان ندارند و در پی مهاجرت به شهرهای ترک نشین چون زنجان هستند.
نبود اشتغال و شرایط رکود اقتصادی در شهر ، به نحوی که اقتصاد بیجار کاملا وابسته به کشت گندم به صورت دیم است که بازدهی کمی دارد و در شرایط خشکسالی اقتصاد شهرستان فلج می شود.
مسئله ی دیگر در بیجار کمبود امکانت در حوزه ی بهداشت ودرمان شامل نبود بیمارستان مجهز و پکمبود پزشکان متخصص است.در خوضه ی آموزش عالی هم نبو دانشگاه ملی(دولتی)باعث مهاجرت جونان جهت ادامه تحصیل شده ودر بخش امکانات زیر ساختی همچون راه مشکلات زیادی وجود دارد به نحوی که اسفالت جاده ی همدان بیجار بیش از دو دهه در حال انجام است و به پایان نرسیده است.
شبکه های مهاجرتی گسترده در شهرهای زنجان همدان و تهران با عث آشنایی کامل با پتانسیل های این شهر ها شده و مهاجرت را برای بیجاری ها تسهیل می کند.
درخصوص عوامل موثر بر شکل گیری مهاجرت دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. با این وصف یکی از نظریه ها که برای تبیین مهاجر فرستی شهرستان بیجار کاربردی است نظریه ی وابستگی است.
بنابر این در تعیین فرایند مهاجرت ،لازم است نخست به مسئله عدم توسعه توجه نمود ،زیرا در این راستا است که روابط نابرابر ساختی و مکانی بین بخش های مختلف جامعه مد نظرقرار می گیرد.
معتقدین به وابستگی بر این عقیده اند که علتهای مهاجرت را نمی توان از اثرات آن جدا کرد. زیرا مهاجرت از یک طرف معلول توسعه نابرابر است و از طرف دیگر عامل گسترش و رونق و تعمیق توسعه نابرابر در علت یابی مهاجرت از روستا به شهر در کشورهای جهان سوم، نظریه پردازان وابستگی بیان می کنند که باید به مساله عدم توسعه توجه نمود و در این رابطه نابرابری های ساختی و مکانی بین بخش های جامعه رادر نظر گرفت. به طور خلاصه در نظریات وابستگی ،مهاجرت امری اجباری است که بر اساس عدم توسعه یک محیط(روستا)نسبت به محیط دیگر(شهر)و وابسته گی غیر سرمایه داری به وجود می آید و این امر کاملا استثماری و ادامه ی آن باعث گسترش هرچه بیشتر توسعه نیافته گی می گردد.از مدل فوق برای تبیین مهاجرت های شهر به شهر نیز می توان استفاده کرد و مهاجرت از شهر های توسعه نیافته به شهر های توسعه یافته تر در یک کشور را در این چارچوب تبیین کرد.در واقع می توان گفت نابرابری های موجود به لحاظ امکانات رفاهی و اشتغال و توزیع متمرکز

دیدگاهتان را بنویسید