پایان نامه با کلمات کلیدی کشف الاسرار

بدنباله آن رهبری این آئین مقدس را نیز درآینده بعهده آنها نهاد، و این افتخار را نصیب آنها فرمود که هر کدام بخواهند آنرا نصیب خویش سازند…
2-از اینکه در پایان روایت آمده است که چون حاضران درآنمجلس برخاستند با تمسخر و ریشخند به ابو طالب می‌گفتند: “بتو دستور داد تا از پسرت شنوائی داشته و از او پیروی کنی”معلوم میشود معنای کلام رسول خدا? که فرمود: “که این برادر و وصی وجانشین من است و از او اطاعت کنید” همان خلافت الهیه و رهبری دینی است و همان اولی بودن رهبر به اموال و انفس است که مدعای ما است، و از اینرو حاضران درآنمجلس نیز همین معنا را از حدیث فهمیدند”.
2- آیات غیر ولایت
در این قسمت آیاتی را می آوریم که بر فضائل أمیرالمؤمنین دلالت می کنند اما بر ولایت وامامت ایشان تصریحی ندارد.
1-2-هادی أمت
“وَیقُولُ الَّذِینَ کفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ علیه آیهٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ”132
1-1-2- در تفسیر کشف الاسرار
جناب آقای میبدی در جواب از سؤال که هادی چه کسی است ؟ که به اطاعت از خدا هدایت می کند گفته :
در “وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ” چهار قول وجود دارد که هادی پیامبر است و دومی هادی خداست و منذر پیامبر وسومی برای هر قومی پیامبری است که آنها را هدایت می کند و چهارمی أمیرالمؤمنین است .133
2-1-2-روایاتی از شیعه واهل سنت
فخر رازی در تفسیر کبیر از ابن عباس، و حافظ ابو نعیم اصفهانی که از مشاهیر محدثان عامه است در کتاب “ما نزّل من القرآن فی حقّ علی? ” به چندین سند روایت نموده که حضرت پیغمبر? دست مبارک به سینه خود گذارد و فرمود: “انا المنذر” بعد دست به شانه علی? گذاشت فرمود: یعنی توئی یا علی راهنمای امت و به تو هدایت یابند راه‏یافتگان بعد از من.
تنبیه: تقدیم مفعول مفید حصر و اختصاص باشد، پس حدیث شریف دال است بر آنکه وجود مبارک علی? علت منحصره در هدایت مهتدین و به عبارت اخری به سبب آن حضرت بعد از پیغمبر هدایت یابند نه غیر پس معترف به چنین حدیثی را زبان انصاف، دادخواهی کند.
ایضا حاکم ابو القاسم حسکانی در شواهد التنزیل از ابی برده اسلمی که حضرت پیغمبر? آب وضو خواست و حضرت علی? نزد آن سرور بود، پس از وضو دست علی? را به سینه خود چسبانید و فرمود: انّما انت منذر. و به سینه علی? گذاشت و فرمود: “و لکلّ قوم هاد انّک مناره الانام و غایه الهدی و امیر القری” و من شهادت دهم تو چنین هستی”.134
در روایات خاصه نیز بسیار است، از جمله تفسیر برهان135 بطرق مختلفه و مضامین متحده روایت شده که “منذر” حضرت خاتم? و “هاد” حضرت علی? است.
و در الدر المنثور است که: “ابن جریر و ابن مردویه، و ابو نعیم در کتاب “المعرفه”، و دیلمی و ابن عساکر و ابن نجار، روایت کرده‏اند.136
و معنای فرموده ی رسول خدا? که فرمود: “انا المنذر و علی‏ الهادی” این است که من مصداق منذرم، چون انذار به معنای هدایت با دعوت است، و علی مصداق هادی بدون دعوت است، چون او امام است و دعوتی ندارد.137
“در کافی از حضرت باقر? فرمود: “منذر” رسول خدا و برای هر زمانی از ما هادی باشد که هدایت نماید مردم را به آنچه پیغمبر خدا آورده و هادیان بعد از آن حضرت علی? و بعد از او اوصیاء هر یک بعد از دیگری”. 138
ایضا پیغمبر? فرمود: من “منذر” و تو یا علی “هاد” هستی، از ما باشد هادی و نجات و سعادت تا روز قیامت. 139
لذا وجود امام را در هر عصری اثبات می نماید و زمین از حجت الهی خالی نخواهد بود.
2-2- آیه نجوا
“یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْواکمْ صَدَقَهً”140
1-2-2-تفسیر آیه در کشف الاسرار
یکی دیگر از آیاتی که بر فضیلت امیرالمؤمنین علی? دلالت می کند آیه ی نجواست که در این رابطه میبدی می گوید:
امیرالمؤمنین علی? گفت. در بعضی روایات، که: چون این آیت فرو آمد، یک دینار بصدقه دادم و ده سؤال از رسول خدا کردم. گفتم: خدای را جلّ جلاله چون خوانم و چگونه پرستم؟- گفت: عهدی که روز “بلی”141 با وی رفته بوفای آن باز آیی و در گفتار و کردار خود صدق بجای آری. آنچه نمایی داری142 و آنچه گویی کنی و از آنجا که آواز دهی باشی. گفتم: از خدا چه خواهم؟ گفت: در دنیا و آخرت سلامت دل از آفات بشریت و عافیت تن از انواع بلیت. گفتم: چکنم تا در انجمن رستاخیز از رستگان باشم؟ ایمن از فزعات قیامت و رسیده بدرجات جنت؟ گفت: آنچه خوری حلال خور و آنچه گویی صدق گوی. حرام را بخود راه مده، که حرام بد سرانجام بود. از دروغ بپرهیز که هر که دروغ گوید در دو جهان بد نام بود. گفتم: حیلت چه کنم تا آن بود که من خواهم؟ گفت: حیلت بگذار و بدانکه همه آن بود که الله خواهد و حیلت و تدبیر بنده هرگز با تقدیر الله برنیاید. گفتم: بر من چیست از احکام تا بگزارم؟ و از عهده آن بیرون آیم؟ گفت: بهر چه الله فرمود از واجبات و مفروضات و هر چه رسول گفت از مسنونات و مندوبات. – گفتم: آسایش و راحت چیست؟ گفت: راحت آنست که در بهشت با نعمت فرود آیی و از دوزخ با عقوبت ایمن شوی.گفتم: شادی چیست و آن کامشادی کی؟- گفت: شادی آن شادی که شب فراق بسر آید و صبح وصال از مطلع اقبال برآید و بنده شاهد جمال ذو الجلال بیند. گفتم: آن حق که باطل را در آن راه نیست چیست؟ گفت: دین اسلام. گفتم: آن فساد و تباهی که از راستی و پاکی دور است چیست؟ گفت: کفر ورزیدن و حق بپوشیدن. گفتم: وفا چیست و مرد وفادار کیست؟ گفت: کلمه شهادت گفتن و بر ایمان و توحید و اخلاص مستقیم بودن”.143
و در بعد در نسخ این آیه می‌گوید که قومی گفتند: یک ساعت روز ثابت بود، پس رخصت آمد و ناسخ گشت و هیچکس از صحابه بحکم این آیت نرفت، مگر علی بن ابی طالب?.
و بعد روایاتی که دلالت می کنند که فقط علی بن ابی طالب? به این آیه عمل کرده را می آورد144، و نیز روایتی را می آورد که عبدالله به این فضیلت اذعان می کنند و آرزوی چنین فضیلتی را برای خود می کند.145
2-2-2-شأن نزول آیه در تفاسیر
مرحوم طبرسی در “مجمع البیان” و جمعی دیگر از مفسران معروف، در شأن نزول این آیات، چنین نقل کرده‏اند، بعضی از ثروتمندان خدمت پیامبر? می‏آمدند و با او نجوا می‏کردند که این کار باعث گرفتن وقت گرانبهای پیغمبر? می شد ونیز مایه نگرانی مستضعفین که امتیازی برای اغنیاء است می شد در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل کرد و به آنها دستور داد که قبل ازنجوا کردن با پیامبر? صدقه‏ای به مستمندان بپردازند اغنیاء وقتی چنین دیدند از نجوا خودداری کردند، آیه دوم نازل شد و آنها را ملامت کرد و حکم آیه اول را نسخ نمود و اجازه نجوا به همگان داد ولی نجوا در مورد کار خیر و اطاعت پروردگار.146
بعضی از مفسران نیز تصریح کرده‏اند، هدف گروهی از نجوا کنندگان این بود که از این راه، برتری بر دیگران کسب کنند، پیامبر? هم روی بزرگواری خاص خود، در عین این که ناراحت بود، از آنها ممانعت نمی‏کرد تا این که قرآن آنها را از این کار نهی نمود. 147
ولی، از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوا، عمومیت می‏داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهای خود در برابر پیامبر? صورت نجوا محروم می‏شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته می‏فرماید: “اگر توانائی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است”. و به این ترتیب، آنها که تمکن مالی داشتند دادن صدقه قبل از نجوا برای آنان واجب بود، و آنها که نداشتند، بدون آن می‏توانستند با پیامبر? نجوا کنند.
جالب این که دستور فوق تأثیر عجیبی گذاشت و آزمون جالبی شد و همگی جز یک نفر از دادن صدقه و نجوا خودداری کردند و او امیر مؤمنان علی? بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود، روشن گردید و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند ودرس گیرند گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید و این حکم را نسخ کرد فرمود: “آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوا خودداری‏کردید”؟! معلوم می‏شود حبّ مال در دل شما از علاقه به نجوای پیامبر? بیشتر است و نیز معلوم می‏شود در این نجواها غالباً مسائل حیاتی مطرح نمی‏شد، و گرنه چه مانعی داشت که این گروه قبل از نجوا صدقه‏ای می‏دادند و نجوا می‏کردند به خصوص این که مقدار خاصی برای صدقه نیز تعیین نشده بود و می‏توانستند با مبلغ کمی این مشکل را حل کنند.
3-2-2-تنها عمل‏ کننده به آیه نجوا
غالب مفسران شیعه و اهل سنت نوشته‏اند: تنها کسی که به این آیه عمل کرد امیر مؤمنان علی? بود چنان که “طبرسی” در روایتی از خود حضرت نقل می‏کند که فرمود: “آیه‏ای در قرآن است که احدی قبل از من و بعد از من، به آن عمل نکرده و نخواهد کرد، من یک دینار داشتم آن را به ده درهم تبدیل کردم و هر زمان می‏خواستم با رسول خدا? نجوا کنم درهمی را صدقه می‌دادم”.148
همین مضمون را “شوکانی” از “عبد الرزاق” و “ابن المنذر” و “ابن ابی حاتم” و “ابن مردویه” نقل کرده است. 149
“فخر رازی” نیز این حدیث را که تنها کسی که به آیه فوق عمل کرد علی? بود، از جمعی از محدثان از “ابن عباس” نقل کرده است. 150
در “درّ المنثور” نیز روایات متعددی در ذیل آیات فوق، در همین معنی آمده است. 151
ثبوت این فضیلت بزرگ، برای علی? در غالب کتب تفسیر و حدیث آمده و چنان مشهور و معروف است که نیازی به شرح بیشتر نیست.
بدون شک علی? در زمره ثروتمندان اصحاب پیامبر? نبود زندگی ساده و زاهدانه‏ای داشت با این حال برای احترام به این حکم الهی در همان مدت کوتاه چند بار صدقه داد و مسائل ضروری را از طریق نجوا با پیامبر? در میان نهاد و چنان که گفتیم این مسأله در میان مفسران و ارباب حدیث مسلم است.
4-2-2- شبهه انکار فضیلت عمل به آیه نجوا
از جمله این که می‌‏گویند، اگر بزرگان صحابه اقدام به این کار نکردند نیازی به آن ندیدند و یا وقت کافی نداشتند یا فکر می‏کردند مبادا باعث ناراحتی فقرا و وحشت اغنیا گردد! بنابراین فضیلتی برای علی? محسوب یا موجب سلب فضیلتی از دیگران نمی‌گردد!152
ولی گویا، آنها در متن آیه دوم دقت نکرده‏اند که خداوند به عنوان سرزنش می‏فرماید: آیا از فقر ترسیدید و بخل کردید که قبل از نجوا صدقه‏ای ندادید؟ و حتی در ذیل آیه، تعبیر به توبه می‏کند که ظاهراً ناظر به همین معنی است، از این تعبیر روشن می‏شود که اقدام بر صدقه و نجوا با پیامبر? کار مطلوبی بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت.
بدون شک، جمعی از اصحاب سرشناس پیامبر? قبل از این ماجرا با پیامبر? نجوا داشتند، زیرا افراد عادی و دور افتاده کمتر اقدام به چنین کاری می‏کردند ولی همین صحابه معروف بعد از دستور صدقه از این کار خودداری نمودند، تنها کسی که به این دستور احترام گذارد و جامه عمل به آن پوشانید، علی? بود، چه می‏شود که ما ظاهر آیات و روایاتی که در این زمینه است و در کتب مختلف اسلامی نقل شده بپذیریم و با احتمالات ضعیف و بی‏اساس یک واقعیت را نادیده نگیریم؟ و با “عبد الله بن عمر” که این فضیلت را هم‏ردیف با “تزویج فاطمه”? و پرچمداری روز “فتح خیبر” و برتر از “حمر النعم” قرار داده هم‏صدا شویم؟ در تفسیر “روح البیان” از “عبد الله فرزند عمر بن خطاب” نقل می‏کند که می‏گفت: علی? سه فضیلت داشت که اگر یکی از آنها برای من حاصل می‏شد بهتر بود از شتران سرخ موی153: نخست تزویج پیامبر? فاطمه? را به او و دیگر دادن‏پرچم به دستش در روز خیبر و دیگر آیه نجوا. 154
3-2- لیله المبیت
“وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله وَ الله رَؤُفٌ بِالْعِبادِ”155
یکی از فضایلی که تنها و تنها مختص امیرالمومنین? بوده و هیچکس در آن شریک نیست، فضیلت خوابیدن در بستر پیامبر برای نجات جان

دیدگاهتان را بنویسید