پایان نامه با کلمات کلیدی کشف الاسرار، امام سجاد

فعالیت خویش باز می‌ماند و آنچه را مربوط به بدن هایشان می‌شود، احساس نمی‌کنند. بیرون کشیدن تیر از پای امام علی? در هنگام نماز در حال سجده از این قبیل است. 244
7-زهد امیرالمؤمنین?
1-7-‏در تفسیر کشف الاسرار
جناب میبدی چندین روایت در زهد امیرالمؤمنین? نقل میکند و آنرا از فضائل ایشان می داند لذا در تفسیر کشف الاسرار می نویسد:
علی مرتضی? آن هژبر درگاه رسالت و داماد حضرت نبوت ، هر گه که بدنیا بر گذشتی، دامن دیانت خویش فراهم گرفتی ترسان ترسان، و گفتی‏: “غرّی غیری یا دنیا! فقد تبتّک ثلاثا”
گفتند: ای عجبا، که روان شیر مردان عصر از بیم ذو الفقار تو همه آب گشت، چنین از دنیا می‏بترسی؟ گفتا: شما خبر ندارید که این دنیا درختی خارآور است، دست هوی و حرص آن را بر کنار جوی عمر تو نشانده، اگر نه باحتراز روی خار آن در دامن عصمت تو افتد، و پاره پاره کند.
نشنیده‏ای که در بدایت کار که هنوز خار آن قوّت نگرفته بود، دامن درّاعه عصمت آدم چون میدرید؟ اکنون که خار آن قوی گشت، و روزگار برآمد با علی بو طالب خود چه کند؟ مصطفی? ازینجا گفت: “حبّ الدّنیا رأس کلّ خطیئه”.245
جناب رشیدالدین در ادامه از حضرت عیسی? و امیرالمؤمنین علی? روایتی در زمینه ی زهد نقل می کند:
“عیسی? را گفتند چرا خویشتن را خانه‏ای نسازی؟ گفت من سر آن ندارم که خویشتن را بچیزی مشغول کنم که تا ابد سر صحبت ما ندارد. امیرالمؤمنین علی? دیناری بر دست نهاد گفت: ای دنیا و ای نعیم دنیا رو که تو عروسی آراسته‏ای و بانگشت عروسان پنجه شیران نتوان شکست، شو دیگری را فریب ده که پسر ابو طالب سر آن ندارد که در دام غرور تو آید”.246
صفت زهد در وجود مقدس امیرالمؤمنین علی? چنان است که پیامبر اکرم? فرمود:
ای عـلـی! خـداونـد تـرا زینتی داده که محبوبتر از آن، زینتی به بندگانش نداده است و آن زینت نـیـکـان اسـت، که همان زهد در دنیاست خداوند تو را چنان آفرید که از دنیا بهره ای نداری و دنیا چیزی ازتو نمی‌کاهد.247
زهـد آن حـضـرت چه در زمان خلافت و چه پیش از آن، چنان ظهوری داشت که اسطوره ها آفرید اینک به چند نمونه از تجلی زهد و بی اعتنایی آن امام همام به دنیا و مظاهر آن اشاره می‌کنیم.
2-7-نمونه هایی از زهد امیرالمؤمنین?
امـیـرالـمـؤمـنین علی? در زمان خلافت خود و در حالی که تمام ثروتهای جامعه اسلامی را در اخـتـیـارداشـت، لـباس وصله دار می‌پوشید، 248 نان خشک و غذای ساده می‌خورد، و معاش خانواده خود را ازدست رنج خود اداره می‌کرد.
خوارزمی در مناقب خود از سـویـد بـن غـفـله میگوید:
در دارالاماره، خدمت علی بن ابیطالب? رسیدم دیدم حضرت نـشـسته وکاسه ای شیر ترش که بوی ترشی آن از دور به مشام می‌رسد، پیش رو دارد و تکه ای نان خـشـک در دسـت گـرفـته که تکه های پوست جو درسطح آن به چشم میخورد نان را با دست و گـاهی با کمک زانو تکه تکه می‌کندو در شیر می‌اندازد وقتی مرا دید فرمود: نزدیک بیا و از غذای مـا بـخـور مـن عـرض کـردم: روزه دارم فرمود: از رسول خدا شنیدم که هر کس به خاطر روزه ازخـوردن آنـچـه مـیل دارد چشم بپوشد برخداسزاوار است که ازطعام وشراب بهشت بهره مندش کند.
سـویـدمـیگـویـد: کـنیز حضرت آنجا ایستاده بودبه اوگفتم چرا درحق این پیرمرد ازخدانـمـی ترسید؟
چرا آرد نانش را صافی نمی‌کنید و این دانه های درشت را از آن نمی‌گیرید؟
گفت: حـضـرت بـه مـا دسـتورداده است هیچ گاه آرد نانش را الک نکنیم حضرت متوجه صحبت ما شد فـرمود: به او چه می‌گویی؟ من سخن خود را برای او باز گفتم حضرت درپاسخ من فرمود: پدر و مـادرم فدای آنکه هیچ گاه آرد نانش الک نشدو هرگز سه روز پی درپی خود را از نان گندم سیر نکرد تا خدایش به نزدخویش برد”. 249
منظور حضرت از این کلام اشاره به سیره رسول مکرم اسلام? است.
احمد بن حنبل در مسند خود می‌گوید:
در روز عید قربان، خدمت امیرالمؤمنین علی? رسیدم حضرت، آبگوشتی به ما تعارف کرد گفتم: با این همه نعمت که خدا عنایت کرده خوب بود گوشت اردک برایمان فراهم می‌کـردی حضرت فرمود: از رسول خدا? شنیدم که می‌فرمود: خلیفه از مال خدا جز دو کاسه حقی ندارد کاسه ای که خود و خانواده اش بخورد و کاسه ای که به مردم تعارف کند.250
از ایـن کـلام شـریـف اسـتـفـاده می‌شـود، حـضـرت، روش حـکـومـت و مردمداری را از رسول خـدا? آموخته در تمام مواضع خود از آن بزرگوار پیروی می‌کرد تمام آنچه از حضرتش چه در زندگی شخصی وچه در زندگی اجتماعی مشاهده می‌شد، هر کدام درسی بود از درسهایی که در مدت بیست و سه سال همراهی با رسول گرامی اسلام فرا گرفته بود.
و نیز در کنزالعمال ومناقب خوارزمی آمده :
“در زمـان خـلافـتـش او را دیـدنـد کـه در مـیـدان کوفه شمشیری را به معرض فروش گذاشته، می‌فـرمـاید: خریدار این شمشیر کیست؟ به خدا با این شمشیر بارها غبار غم از چهره رسول خدا زدوده ام و اگر پول یک تکه لباس داشتم، این را نمی‌فروختم.” 251
این نمومه هایی از زهد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب است آنهم به نقل از اهل سنت می باشد .
گفتار دوم: فضایل اهل بیت? در أحادیث کشف الأسرار
همانطور که می دانید روایات زیادی در فضائل مجموع اهل بیت? داریم که بر کسی پوشیده نیست لذا در این گفتار به فصائلی اشاره می کنیم که جناب رشیدالدین میبدی در تفسیرش کشف الاسرار و عده الابرار مجموع اهل بیت? را شامل شده است.
1-سلام ملک الموت به اهل بیت?
از جمله فضائل اهل بیت? سلام ملک الموت به ایشان می باشد که در این سلام حضرت عزرائیل? خطاب به آنها می فرماید: “السّلام علیکم یا اهل بیت النبوّه و معدن الرّساله و مختلف الملائکه” که نوع و محتوای سلام خود فضیلتی دیگر است. و میبدی در تفسیرش به آن در ضمن قضیه ی رحلت پیامبر? به آن اشاره کرده است:
رسول خدا بخانه باز شد و روز دوشنبه کار بر وی سخت شد و کان? ولد یوم الاثنین و بعث یوم الاثنین و قبض فی یوم الاثنین، و اوحی الله عز و جل الی ملک الموت ان اهبط الی حبیبی و صفیی محمّد، فی احسن صوره و ارفق به فی قبض روحه.
ملک الموت از آسمان فرو آمد مانند اعرابی بر در حجره رسول بایستاد، پس گفت:
السّلام علیکم یا اهل بیت النبوّه و معدن الرّساله و مختلف الملائکه أ ادخل؟ عایشه گفت یا فاطمه اجیبی الرّجل. مردی بر در است او را جواب ده و باز گردان، فاطمه گفت‏:
آجرک الله فی ممشاک یا عبد الله انّ رسول الله مشغول بنفسه.
یک بار دیگر همان ندا کرد و همان جواب شنید، سوم بار ندا کرد و گفت: السّلام علیکم یا اهل بیت النبوّه و معدن الرساله و مختلف الملائکه أ ادخل فلا بدّ من الدخول؟252
2-عمل کردن اهل بیت? به آیه “مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً”253
1-2- عمل به آیه در تفسیر میبدی
یکی از سنتهای خداوند متعال قرض الحسنه است که میبدی در تفسیر کشف الاسرار ذیل آیه “مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً” از فضیلت این سنت حسنه گفته:
خداوند کریم، نامبردار عظیم، مهربان نوازنده بخشنده دارنده، جلت احدیته و تقدست صمدیته، در این آیت بندگان را می‏نوازد هم توانگران را و هم درویشان را، توانگران را می‏نوازد، که ازیشان قرض میخواهد و قرض از دوستان خواهند. یحیی معاذ گفت: عجبت ممّن یبقی له مال و رب العرش استقرضه. وفی الخبر الصحیح ینزل الله عز و جل، فیقول من یدعونی فاجیبه؟ ثم یبسط یدیه، فیقول من یقرض غیر عدوم و لا ظلوم؟
چه دانی تو؟ که این قرض خواستن چه کرامت و چه نثار است! نثاری که بر روی جان گویی نگارست، و درخت سرور از وی ببارست، و دیده طرب بوی بیدارست. میگوید کیست او که قرض دهد باو که ظالم نیست تا به برد و درویش نیست که از باز دادن درماند، و آن کس که قدر این خطاب شناسد، فضل از مال جان و دل در پیش نهد گوید:
جز با تو بجان و دل تکلف نکنم دل ملک تو شد درو تصرف نکنم‏
گر جان باشارتی بخواهی ز رهی در حال فرستم و توقف نکنم‏254
جناب میبدی در ادامه روایتی از قرض دادن أمیرالمؤمنین نقل می کند در حالی که سخت به آنها نیاز دارد:
روزی علی مرتضی? در خانه شد، حسن و حسین پیش فاطمه زهرا? می‏گریستند، علی گفت یا فاطمه? چه بودست این روشنایی چشم و میوه دل و سرور جان ما را که میگریند؟ فاطمه? گفت، یا علی? مانا که گرسنه‏اند، که یک روز گذشت تا هیچ چیز نخورده‏اند. و دیگی بر سر آتش نهاده بود علی گفت، آن چیست که در دیگست؟
فاطمه? گفت ،در دیگ هیچ چیز نیست مگر آب تهی، دل خوشی این فرزندان را بر سر آتش نهادم، تا پندارند که چیزی می‏پزم، علی? دلتنگ شد عبایی نهاده بود برگرفت و به بازار برد و بشش درم بفروخت و طعامی خرید، ناگاه سائلی آواز داد که “من یقرض الله یجده ملیا وفیا” علی? آنچه داشت بوی داد، باز آمد و با فاطمه بگفت. فاطمه? گفت:
وفقت یا ابا الحسن? و لم تزل فی خیر نوشت باد یا ابا الحسن? که توفیق یافتی و نیکو چیزی کردی، و تو خود همیشه با خبر بوده و با توفیق. 255
میبدی در ادامه از خرید و فروش امیرالمؤمنین? از حضرت جبرئیل? و میکائیل? می نویسد که به پاس قرض دادن آن حضرت? می باشد:
علی? بازگشت تا بمسجد رسول شود و نماز کند، اعرابیی را دید که شتری میفروخت، گفت- یا ابا الحسن این شتر را میفروشم بخر، علی گفت نتوانم که بهای آن ندارم، اعرابی گفت بتو فروختم تا وقتی که غنیمتی در رسد یا عطائی از بیت المال بتو درآید، علی? آن شتر بشصت درم بخرید و فرا پیش کرد، اعرابی دیگر پیش وی درآمد، گفت یا علی? این شتر بمن فروشی گفت فروشم، گفت بچند؟
گفت، بچندانک خواهی، گفت بصد و بیست درم خریدم، علی? گفت فروختم، صد و بیست درم پذیرفت از وی، و بخانه باز شد، با فاطمه? گفت که ازین شصت درم با بهای شتر دهم به اعرابی و شصت درم خود به کار بریم، بیرون رفت بطلب اعرابی، مصطفی را دید گفت- یا علی? تا کجا؟ علی قصه خویش باز گفت، رسول خدا شادی نمود و او را بشارت داد و تهنیت کرد، گفت یا علی آن اعرابی نبود، آن جبرئیل? بود که فروخت، و میکائیل? بود که خرید، و آن شتر ناقه بود از ناقه‏های بهشت، این آن قرض بود که تو بالله دادی و درویش را بآن بنواختی، و قد قال الله عز و جل مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً.‏256
2-2- پاسخ به دو شبهه
اولین شبهه اینکه این فضیلت امیرالمؤمنین? است نه اهل بیت? .
در جواب می گوییم که حضرت فاطمه? این عمل حضرت? را تأیید کردند آنجا که فرمودند: ” یا ابا الحسن? که توفیق یافتی و نیکو چیزی کردی، و تو خود همیشه با خبر بوده و با توفیق”.
دومین شبهه این فضیلت نیست چون خیلی از مردم قرض می دهند.
گوییم در حال نیاز شدید که خود بیشتر به آن نیاز دارد قرض بدهد اهل بیت قرض دادند در حالی که حسنین از شدت گرسنی گریه می کردند این بیشتر ارزش دارد و علاوه بر آن مقبول شدن عمل که خیلی ارزشمند است که عمل حضرت? به دلیل فرموده ی پیامبر:” این آن قرض بود که تو بالله دادی و درویش را بآن بنواختی” مقبول حق تعالی قرار گرفته است و نیز خرید و فروش شتر آن هم شتر بهشتی توسط دو فرشته از فرشتگان اللهی دلیل دیگری است بر مقبولیت عمل قرض می باشد.
3-اهل بیت? ذوی القربای پیامبر
1-3-ذوی القربی در تفسیر کشف الأسرار و عده الأبرار
آقای میبدی ذیل آیه ی “وَ آتِ ذَا الْقُرْبی‏ حَقَّهُ” می گوید :
قال السدی یعنی ذا القربی من رسول الله? فی النّسب و الیه ذهب علی بن الحسین بن علی?.
و روایتی از امام سجاد? وقتی که به عنوان اسیر و خارجی به همراه زنان و بچه ها، سوی شام می بردند نقل میکند، یکی از مردم که به تماشای اسیران آمده بود، حضرت? از او سؤال می کنند آیا قرآن خوانده ای؟ آن مرد جواب داد بله ، حضرت سؤال کردند در سوره ی بنی اسرائیل آیه ی “وَ آتِ ذَا الْقُرْبی‏

دیدگاهتان را بنویسید