پایان نامه با کلمات کلیدی کشف الاسرار، نماز جماعت، کارشناسان

در زمان حیات پیامبراکرم? و زمانی دیگر بعد از وفات ایشان. 219
2-1- برگشت خورشید پس از وفات پیامبر?
روایاتی داریم که برگشت خورشید برای حضرت علی? پس از وفات پیامبر? هم اتفاق افتاده است که این روایتها مختلفند اما شما را به روایتی که در کتاب المناقب آمده جلب می نماییم:
چون که شهر بابل در نزدیک کوفه آن حضرت خواست از شط فرات عبور کند بسیاری از همراهان او سرگرم گذراندن چهارپایان و اثاثیه خود از آب بودند، حضرت به همراه عدهای معدود که با او بودند، نماز عصر را بجا آوردند. سپاهیان از عبورشان از رودخانه فارغ نشده بودند که خورشید غروب کرد و نماز اول وقت بسیاری از آنها فوت شد و از فضیلت نماز جماعت با حضرت محروم شدند آنها در این باره با هم گفتگو میکردند، پس چون حضرت کلامشان را شنید، از خدا خواست که خورشید را بر او برگرداند تا همه اصحاب نماز را در وقتش به جا آورند خداوند دعای حضرت را مستجاب کرد و خورشید را بر او برگرداند اصحاب در آن روز بسیار تسبیح و تهلیل کردند و استغفار کردند. 220
مرحوم شیخ صدوق در کتابش من لایحضره الفقیه این جریان را به نحو دیگری نیز، بیان کرده است. 221 در روایت “اسماء بنت عمیس” این اتفاق، در صهباء در غزوه خیبر رخ داده است222 و نقل میکند: “دیدم خورشید غروب کرده است، سپس دیدم بعد غروب دوباره طلوع کرد و بین کوهها و زمین قرار گرفت. “223
3-1-ردالشمس در روایات
روایت ردالشمس از بسیاری از اصحاب با اندکی تفاوت روایت شده، من جمله از اسماء بنت عمیس، امسلمه، جابر بن عبدالله انصاری، ابوسعید خدری و ابوهریره و… 224
شاید همین تعدد روایات و اختلافات جزئی بین این روایات باعث شده که ابن شهر آشوب گمان کند که “چندین بار بر حضرت رد الشمس صورت گرفته است از جمله در بساط، خندق، حنین، خیبر، قرقیسیاء، براثا، غاضریه، نهروان، بیعت رضوان، صفین، نجف، بنیمازر، وادی عقیق واحد. ” ایشان در ادامه آوردهاند؛ “اما معروف دوبار است یک بار در زمان پیامبر? درکراع غمیم و بار دیگر بعد وفات ایشان در بابل. “225
4-1-حدیث ردالشمس در منظر اهل سنت
حدیث رد الشمس درباره علی? موضوعی است که شکی در آن نیست226 و بسیاری از مورخان و سیرهنگاران در کتابهایشان مفصل به این موضوع، پرداختهاند؛ به گونهای که ادعا شده، مفسران و علمای اهل سنت در وقوع این واقعه، اجماع دارند. 227
از میان بزرگان اهل سنت تنها چهار نفرند که این فضیلت را انکار کردهاند: ابن حزم اندلسی، ابن جوزی، ابن تیمیه و ابنکثیر. اما گروهی از حافظان موثق به اسناد فراوانی حدیث ردالشمس را نقل کردهاند و گروهی از کارشناسان حدیث، پارهای از اسناد را صحیح تلقی میکنند و پارهای آن را حسن تعبیر کردهاند و بر کسانی که بر آن ایراد گرفته و اسنادش را ضعیف میدانند، سخت به انکار و مخالفت برخاستهاند.
و کتبی از علماء اهل سنت در این زمینه نگاشته شد که از جمله ،ابوبکر ورّاق کتابی به نام “من روی ردالشمس” نوشته، ابوالقاسم حسکانی و ابو عبدالله بصری بغدادی کتابی به نام “جواز رد الشمس” تألیف کردند و ابوالحسن شاذان فضیلی و حافظ ابوالفتح ازدی و دیگران نیز کتابها و رساله هایی در باب ردالشمس به رشته تحریر در آوردهاند. که محققان را به کتب مربوطه ارجاع می دهیم.228
5-1-اشکالات و ابهامات
از گذشته تاکنون ابهامات و اشکالات متعددی در خصوص این واقعه نقل شده است که بخش عمده اشکالات قدیمی ناشی از بی دقتی در اصل روایت وجزییات تاریخی حادثه بوده است، مثلاً گفته میشد خوابیدن پیامبر روی پای امام علی? که در حکم فرزند اوست چه معنا دارد؟ یا بیدار کردن پیامبر? برای انجام تکلیفی واجب نه تنها زشت و قبیح نیست؛ بلکه واجب و ضروری است و یا این که اصولاً چرا امام علی? نمازش را تا آن وقت نخوانده بود ویا چرا حضرت نمازش را نشسته نخواند؟
جواب: با دقت در اصل روایت تاریخی روشن می‌شود که قرار گرفتن سرمبارک رسول خدا بر پای امام، نه به خاطر خواب بلکه ناشی از فشار وحی و عارض شدن نوعی حالت مدهوشی در مقام شهود بود و چه بسا حضرت علی? به خاطر درک اهمیت این حالت و به جهت قطع نکردن حال دریافت وحی از جابجایی وخارج شدن از آن وضعیت پرهیز داشتند. در عین حال تأخیر نماز عصر از ابتدای اذان ظهر بهتر از با هم خواندن آن هاست و در ایام زمستان که روز کوتاه است فاصله وقت فضیلت عصر تا غروب آفتاب چندان زیاد نیست و قضا شدن نماز در مدتی کوتاه طبیعی است.
از طرف دیگر آن حضرت در همان حال نشسته نماز خود را بجای آورد اما از آن جا که به طور ایستاده وکامل نماز را به جای نیاورد، اندوهگین بود که رسول خدا نیز برای رفع این اندوه پیشنهاد مذکور را به وی داد و…
در هر صورت این قبیل اشکالات چندان دارای اهمیت نیستند، مهم برخی اشکالات جدید و احیاناً علمی است که بر منطقی و ممکن بودن رخداد این واقعه وارد می‌شود، که به دو اشکال و جواب آن به طور خلاصه می پردازیم:
1- اصولاً “ردالشمس” ادعای بی معنایی است. زیرا قرن هاست که این حقیقت به اثبات رسیده که خورشید از جای خود حرکت نمی‌کند و این زمین است که به دور خورشید می‌گردد. در نتیجه برگشتن خورشید به معنی جابجایی خورشید در منظومه شمسی است که بی معناست.
جواب: اولاً تعبیر بازگشت خورشید تعبیری عرفی و از منظر ناظر زمینی است و حتی در این زمان هم چنین تعابیری به کار برده می‌شود. مانند آن که می‌گوییم خورشید از مشرق طلوع می‌کند و در مغرب غروب می‌کندو… روشن است که این تعابیر به معنای جابجایی واقعی خورشید نیست وحقیقت “رد الشمس” هم به این معنا است که خورشید دوباره در افق دیده شد، حال یا با تغییر جای خورشید یا زمین یا اتفاقی دیگر.
2- اگر بنا باشد چنین تغییر و جابجایی در مدار زمین یا مکان خورشید اتفاق بیفتد، لازم است که همه محاسبات نجومی بشر که از چند قرن قبل انجام شده و حوادثی مانند خسوف وکسوف را تا عصر فعلی به طور دقیق مشخص کرده و حتی پس از این همه سال ذره ای تغییر نمی‌کند، اشتباه از آب دربیاید در حالی که به هیچ وجه این گونه نیست.
جواب: وقتی سخن از اعجاز و تجلی قدرت بی انتهای خداوند است، این استبعادها بی معناست. زیرا خداوند می‌تواند با قدرت بی انتهای خود خورشید را برای مدت کوتاهی از محل واقعی خود جابه جا کرده و دوباره به جای قبلی برگرداند یا مدار گردش زمین را جابجا کرده و بعد به وضعیت قبلی برگرداند؛ بدون آن که اندک پیامد ناخوشایند و غیر طبیعی بر این جابجایی مترتب گردد. در نتیجه برهانی برمحال بودن چنین حادثه ای وجود ندارد.
2-محبت امیرالمؤمنین?
1-2-محبت امیرالمؤمنین? در تفسیر کشف الاسرار
یکی از احادیثی که دلالت بر فضیلت امیرالمؤمنین? دارد محبت ایشان است که رشیدالدین میبدی در ذیل آیه ی “وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ”، تباغض از میان ایشان برخیزد و محبّت محض و دوستی خالص بماند، گفته‏اند: و پیغامبر? گفت: چون الله تعالی بنده‏ای را دوست دارد، بجبرئیل خطاب کند که من فلان را دوست میدارم، شما که اهل آسمانهائید او را دوست دارید، اهل آسمانها او را دوست دارند، آن گه در زمین محبّت وی در دل خلق افکند تا زمینیان او را دوست دارند، و در بغض همچنین”.
و بعد روایتی از براء عازب نقل می کند که گفت:
پیغامبر? علی? را گفت: “یا علی قل اللهم اجعل لی عندک عهدا، و فی صدور المؤمنین ودا”، فانزل الله تعالی هذه الآیه، فما من مؤمن الّا و هو یحبّ علیا “. 229
و این حدیث طبق حدیث بالا از پیغمبر? بر فضیلت امیرالمؤمنین? دلالت دارد.
2-2-محبت امیرالمؤمنین? در کتب اهل سنت
احادیث زیادی در محبت امیرالمؤمنین? در کتب اهل سنت وجود دارد که به اختصار چهار حدیث را ذکر می کنیم:
1-ترمذی در کتاب أحکام شرعیه کبری از عیسی بن عثمان از اعمش از عدی بن ثابت از زر بن حبیش از علی بن ابی طالب روایت می کند که پیغمبر فرمود: “تو را فقط مؤمن درست دارد و فقط منافق دشمن توست”. 230
2-و این حدیث را امام احمد بن حنبل در مسندش از وحدثنا أبو عبد الله محمد بن مخلد عطار از أبو بکر محمد بن خلف از محمد بن کثیر از حارث بن حصیره از أبی داود از عمران بن حصین نقل کرده است.231
3- در مناقب از پیامبراکرم? نقل شده است که مضمون حدیث این چنین است: “سرلوحه و تیتر نامه کردار مؤمنین دوستی علی بن ابی طالب است. هر کس دوست می‏دارد زندگیش همانند من خداپسندانه باشد و مردنش همانند من و جایگاهش در بهشتی باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته است، باید دوستدار علی باشد و دوستان علی را نیز دوست بدارند، و به پیشوایان پس از من از فرزندان علی اقتدا نمایند زیرا آنان عترت و ذریه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمده‏اند، و از طرف خدا رزق و علم داده شده‏اند، وای بر تکذیب کنندگان فضل آنها از امّت من، آنانی که صِله من با آنها را قطع می‏کنند، و خداوند شفاعتم را به چنین کسانی نمی رساند. “232
4-جابر از پیامبر اکرم? نقل کرده است که پیامبر فرمود: “جبرئیل از طرف خدای عزیز و جلیل ورقه سبزی از یاس را آورد که بر روی آن با رنگ سفید نوشته بود: براستی من محبت علی را بر همه مردم واجب کردم و این را از طرف من به همه برسان. “233
و احادیث زیادی وجود دارد که از ذکر آنها به اختصار می‌گذریم.
3-علم امیرالمؤمنین?
علم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب? بر هیچ کس پوشیده نیست و همه به آن اعتراف کرده اند که دیگر جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد و این فضیلت هم بر منصفان پوشیده نیست لذا جناب میبدی چنین می گوید:
اما با این حال بدانکه اصحاب رسول?، ایشان که در تفسیر قرآن سخن گفته‏اند، معروف چهار کس‏اند: علی بن ابی طالب? و ابن عباس و ابن مسعود و ابی بن کعب. و علی? در علم تفسیر از همه فائق و فاضلتر بود، پس ابن عباس.
ابن عباس گفت: شبی از شبها علی? مرا گفت: “چون نماز خفتن گزارده باشی، نزدیک من حاضر شو، تا ترا فایده‏ای دهم”. گفتا: و کانت لیله مقمره شبی سخت روشن بود، از نور ماهتاب. علی? گفت: “یا بن عباس ما تفسیر الالف من “الحمد”؟
تفسیر الف “الحمد” چیست”؟ گفتم: تو به دانی ای علی! پس در سخن آمد و یک ساعت از ساعات شب در تفسیر الف “الحمد” سخن گفت. آن گه گفت: فما تفسیر اللّام من “الحمد”؟
جواب همان دادم. و یک ساعت دیگر در تفسیر حرف لام سخن گفت. پس در حا هم چنان، و در میم هم چنان، و در دال هم چنان. چون از تفسیر این حروف فارغ گشت، برق عمود الفجر صبح صادق از مشرق سر بر می‏زد. 234
بعد رشیدالدین میبدی از زبان ابن عباس ادامه می دهد، ” ازینجا گفت علی?: اگر بخواهی برای تو هفتاد شتر از تفسیر سوره ی حمد بارشان را پر می کنم. ابن عباس گفت: علم خود در جنب علم علی? چنان دیدم مثل ذره ای در برابر اقیانوس”. 235
و ما بخاطر اختصار و وضوح و روشنایی مطلب و اعتراف همه به همین قول میبدی در این زمینه اکتفا می کنیم.
4-لا فتی الّا علی?
1-4-حدیث لافتی در کشف الاسرار
جناب رشیدالدین میبدی بعد از اینکه جوانمردانی که در قرآن اسامی آنها برده شده حدیثی از پیغمبر خاتم الانبیاء ? در جوانمردی امیرالمؤمنین? ذکر می کند و ایشان را از جمله جوانمردان وبلکه افضلتر از همه قرار می دهد چون حدیث چنین معنایی را می رساند لذا در ذیل توجه شما را به کلام میبدی جلب می نماییم :
قوله تعالی: “نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیک نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ” اینست شرف بزرگوار و کرامت تمام و نواخت بی نهایت که ربّ العالمین براصحاب کهف نهاد که ایشان راجوانمردان خواند گفت: “إِنَّهُمْ فِتْیهٌ”
با ایشان همان کرامت کرد که با خلیل خویش ابراهیم? که او را جوانمرد

دیدگاهتان را بنویسید