پایان نامه با کلمات کلیدی نهج البلاغه، ضرب المثل، سوره بقره

69وطبرسی، ترجمه مترجمان‏، مجمع البیان ج 3 ص 223
96 سیوطی ،جلال الدین‏، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏2، ص: 298″و أخرج ابن أبی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر عن أبی سعید الخدری قال نزلت هذه الآیه یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک علی رسول الله? یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب‏.
و أخرج ابن مردویه عن ابن مسعود قال کنا نقرأ علی عهد رسول الله? یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِن رَبِّک ان علیا مولی المؤمنین وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ‏”.
97 تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏2، ص: 616″عن أبی سعید الخدری أن هذه الآیه نزلت فی فضل علی بن أبی طالب رضی الله عنه و کرم الله وجهه یوم غدیر خم، فأخذ رسول الله? بیده و قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقیه عمر و قال: هنیئا لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه. و هو قول ابن عباس و البراء بن عازب و محمد بن علی”
98 آلوسی سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص: 234″أخرج الشیعه عن أبی سعید الخدری أن هذه الآیه نزلت بعد أن قال النبی? لعلی کرم الله تعالی وجهه فی غدیر خم: من کنت مولاه فعلی مولاه فلما نزلت قال?: الله أکبر علی إکمال الدین و إتمام النعمه و رضاء الرب برسالتی و ولایه علی کرم الله تعالی وجهه بعدی، و لا یخفی أن هذا من مفتریاتهم، و رکاکه الخبر شاهده علی ذلک فی مبتدأ الأمر، نعم ثبت عندنا أنه? قال فی حق الأمیر کرم الله تعالی وجهه هناک: من کنت مولاه فعلی مولاه‏”.
99 نساء/59
100 میبدی ،رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏2، ص: 554تا557
101 همان
102 همان
103 برگرفته از ترجمه المیزان طباطبایی ،مترجم موسوی همدانی ، ج‏4، ص: 621
104 فخر رازی، محمد ،تفسیر کبیر ، ج1، ص144 لکن فخر رازی به بهانه این که شخص معصوم در میان امت قابل تشخیص نمی‌باشد و نیز به دلیل این که پیامبر? فرموده است: “امت من هرگز به خطا اتفاق نمی‌کند” اهل حل و عقد را مصداق اولی الامر قرار داده و رأی آنها را معصوم پنداشته است.
به فخر رازی و کسانی دیگری که به این مطلب قائلند باید گفت اولاً هیچ گاه اجماع امت به عنوان اهل حل و عقد در میان مسلمانان تحقق پیدا نکرده است. ثانیاً با فرض تحقق، به علت عدم معصوم بودن افراد حل و عقد ممکن نیست، با جمع شدن آنان وصف عصمت برای این جمع به وجود آید. ثالثاً امت اسلامی در مساله امامت و حکومت از شخص خلیفه پیروی می‌کند نه از شورای حل و عقد زیرا در خارج اولی الامر فقط یک نفر بوده است و شورای حل و عقد هیچ گاه خلافت را به عهده نداشته است.
رابعاً مضمون کلام پیغمبر? این نیست که رأی هیأت حاکمه به خطا نمی‌رود زیرا گذشته و حال، شهادت به خطای رأی نمایندگان امت می‌دهد بلکه معنای حدیث این است که امت بر خطا اجماع نمی‌کند و هیچ گاه وضعیت به حدی نمی‌رسد که حتی یک نفر هم از حق پیروی نکند، هر چند آن یک نفر معصوم باشد و هیچ دلیلی بر این وجود ندارد که کلمه “امت” به اهل حل و عقد معنی شود.طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان ، ج4، ص626.
105 حنفی قندوزی، سلیمان بن ابراهیم ،ینابیع الموده، ج1، ص351
106 “همان” کتاب
107 قمی مشهدی ،محمد بن محمدرضا، تفسیبر کنز الدقائق، ج2، ص492
108 مائده/3
109میبدی ،رشیدالدین ، کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏3، ص: 17
110 “همان” کتاب
111 برگرفته از المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، ج‏5، ص 174-176
112 سوره انعام، آیه 145،”قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ، إِلَّا أَنْ یَکونَ مَیْتَهً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً، أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ، فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ، فَإِنَّ رَبَّک غَفُورٌ رَحِیمٌ”
113 سوره بقره، آیه 173 و سوره نحل، آیه 115،”إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ الله فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِیمٌ”
114 سیوطی ،جلال الدین‏، الدر المنثور، ج1، ص365
115 البخاری ، محمد بن اسماعیل،صحیح بخاری، ج5، ص165
116 این روایات را می‌توان در تفسیر آیه کلاله در آخر سوره نساء و آیات ربا مطالعه کرد
117 به نقل از تفسیر ابن کثیر، قرشی دمشقی شافعی ، عماد الدین ابن کثیر ، جلد 2 ص 14.
118 سیوطی ،جلال الدین ،الدر المنثور ج2 ص 259
119 و سیوطی در جلد 1 ” الاتقان ” ص 31 ” از چاپ سال 1360 ” به دو طریق از او روایت نامبرده را آورده است.
حافظ، ابوبکر، خطیب بغدادی، متوفای 463، در تاریخ خود، جلد 8 ص 290و حافظ، ابو سعید سجستانی، متوفای 477 در کتاب الولایه و اخطب خطبا، خوارزمی، متوفای 568 در ” مناقب ” ص 80 و ابو الفتوح نطنزی در کتاب خود ” الخصایص العلویه ” از ابی سعید خدری در ج 1 ص 85 و ابو المظفر، سبط ابن جوزی، حنفی، بغدادی، متوفای 654 در تذکره خود ص 18 روایتی را که خطیب بغدادی با دقت در سند از طریق حافظ، دار قطنی آورده نقل نموده است، و عماد الدین ابن کثیر قرشی دمشقی شافعی متوفای 774، در جلد 2 تفسیرش ص 14 از طریق ابن مردویه از ابی سعید و ابی هریره و و در جلد 5 تاریخش ص 210 حدیث را از ابی هریره را بطریق خطیب بغدادی روایت کرده است.
120 شعرا / 214
121 میبدی ،رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏7، ص: 163و164
122 همان
123 همان
124 میبدی ،رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏7، ص: 162″فی الخبر الماثور عن البراء بن عازب انه قال: “لمّا نزلت هذه الآیه جمع رسول الله? بنی عبد المطلب و هم یومئذ اربعون رجلا، الرجل منهم یأکل المسنه و یشرب العس، فامر علیا? برجل شاه فادمها ثم قال: ادنوا بسم الله فدنا القوم عشره عشره فاکلوا حتی صدروا، ثم دعا بقعب من لبن فجرع منه جرعه ثمّ قال لهم: اشربوا بسم الله، فشربوا حتی رووا، فبدرهم ابو لهب فقال هذا مما سحرکم به الرجل، فسکت?یومئذ و لم یتکلم، ثم دعاهم من الغد علی مثل ذلک من الطعام و الشراب ثم انذرهم رسول الله?، فقال: یا بنی عبد المطلب! انی انا النذیر الیکم من الله عز و جل و البشیر، فاسلموا و و اطیعونی تهتدوا. ثم قال: من یؤاخینی و یؤازرنی و یکون ولیی و وصیی بعدی و خلیفتی فی اهلی و یقضی دینی؟ فسکت القوم. فاعادها ثلاثا کل ذلک یسکت القوم و یقول علی? : “انا”. فقال فی المره الثالثه: “انت”. فقام القوم و هم یقولون لابی طالب: اطع ابنک فقد أمر علیک. اورده الثعلبی فی تفسیره”.
125 الطبری ،تاریخ طبری ،ج 2 ص 62-63
126 چنانچه در شرح. ابن ابی الحدید ج 3 ص 263 آمده است، و نیز بهمین ترتیب این روایت را برهان الدین فقیه در کتاب “انباء نجباء الابناء”ص 46 و 48 روایت نموده، و نیز ابن اثیردر کتاب کامل ج 2 ص 24 و ابو الفداء در تاریخ خودج 1ص 116و خفاجی در”شرح الشفاء قاضی عیاض”ج 3 ص 37و علاء الدین بغدادی در تفسیر خود ص 390 وسیوطی در جمع الجوامع-چنانچه در کتاب ترتیب او است-ج 6ص 392 از طبری نقل کرده، و در ص 397 از حافظان سته یعنی: ابن اسحاق و ابن جریر و ابن ابی حاتم و ابن مردویه وابو نعیم و بیهقی روایت کرده، و ابن ابی الحدید نیز در شرح نهج البلاغه ج 3 ص 354 و جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلامی ج 1 ص 31 و محمد حسین هیکل در کتاب زندگانی محمد? ص 104 از چاپ اول آنرا با همین عبارات و الفاظ روایت کرده اند.
127 ابن حجر ،لسان المیزان ج 4 ص 43
128الشیخ الأمینی، الغدیر ج 2 ص 281و 282و283
129 الإمام احمد بن حنبل ،مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 159
130 برگرفته از الغدیر، الشیخ الأمینی ، ج 2 ص 281و 282و283
131 العلامه المجلسی، بحار الانوار ط جدید ج 18
132 رعد /7
133 میبدی ،رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏5، ص: 164، “وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ” یهدی الی الطاعه، فیه اربعه اقوال: احدها انّ الهادی هو المنذر و هو النبی? ای انت منذر و هاد لکلّ قوم، و الثّانی انّ الهادی هو الله ای انت منذر و الله هاد لکلّ قوم، و الثّالث انّه عام یعنی و لکلّ امه نبی بعث الیهم یهدیهم بما یعطیه الله من الآیات لا بما یتحاکمون فیه و یقترحون علیه و هو الذی اشار الیه ابن عباس “وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ” ای داع الی الحقّ، و القول الرّابع انّه علی?. قال ابن عباس لمّا نزلت هذه الآیه وضع رسول الله? یده علی صدره فقال انا المنذر و اوما بیده الی منکب علی فقال انت الهادی یا علی بک یهتدی المهتدون من بعدی، و دلیل هذا التّأویل ماروی حذیفه ان النبی? قال: ان ولیتموها ابا بکر فزاهد فی الدّنیا راغب فی الآخره و ان ولیتم عمر فقوی امین لا تأخذه فی الله لومه لائم و ان ولیتم علیا فهاد مهدی”.
134 حسینی، شاه عبدالعظیمی ، حسین بن احمد ، تفسیر اثنا عشری، ج‏6، ص: 340
1 بحرانی ‏، سید هاشم تفسیر برهان ج 2 ص 280 و 281 و 282
136سیوطی، الدر المنثور، ج 4، ص 45، ط بیروت
137 برگرفته از ترجمه المیزان طباطبایی، مترجم موسوی همدانی،ج‏11، ص: 447
138کلینی،محمد بن یعقوب، اصول کافی ج 1 ص 191
139 این معنا را کلینی در اصول کافی، ج 1، ص 192، ح 4، ط بیروت، امالی صدوق، ص 228. ، صفار در بصائر الدرجات، ص 30 و تفسیر عیاشی، ج 2، ص 203 و تفسیر قمی، ج 1، ص 359 در تفسیرهای خود و همچنین غیر ایشان به سندهای مختلف روایت کرده‏اند.
140 مجادله /12
141 اشارتست بروز آفرینش مردم.
142 داری: بمعنی داشته باشی آمده است.
143 میبدی ،رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏10، ص: 28 و29
144 همان، ج‏10، ص: 22، روی انّ علیا? کان یقول: “آیه فی کتاب الله لم یعمل بها احد قبلی و لا یعمل بها احد بعدی، و هی آیه المناجاه”. روی انّه قال: “کان عندی عشره دراهم، فکنت اذا ناجیت النبی? تصدّقت بدرهم فنسختْ و لم یعمل بها احد غیری”. و قیل: تصدّق علی? بدینار.
145 همان، قال ابن عمر: “کان لعلی بن ابی طالب کرّم الله وجهه ثلاث لو کانت لی واحده منهنّ کانت احبّ الی من حمر النّعم: تزویجه فاطمه?، و اعطاءه الرایه یوم خیبر، و آیه النجوی”.
146 طبرسی، فضل بن حسن‏، مجمع البیان، جلد ?، صفحه???
147 آلوسی، سید محمود، روح المعانی، جلد ??، صفحه ??
148 برگرفته از تفسیر”طبری” ج ?? / ??
149 تفسیر البیان فی تفسیر القرآن، ج ? / ??? سیّد قطب نیز این روایت را در”فی ظلال القرآن”ج ? /??نقل کرده است.
150 فخر رازی، تفسیرفخر رازی، جلد ?? صفحه ???
151 همان
152 به تفسیر”فخر رازی” و”روح البیان”، ذیل آیات مورد بحث مراجعه شود.
153 این تعبیر در میان عرب برای اشاره به گرانبهاترین اموال به کار برده می‌شد و آن را به صورت ضرب المثل به هنگام بیان بسیار نفیس بودن چیزی ذکر می‌کردند.
154 تفسیر”روح البیان” جلد ? صفحه ??? این حدیث را طبرسی در”مجمع البیان”، زمخشری در”کشاف”، قرطبی در”تفسیر جامع” ذیل آیات مورد بحث آورده‏ اند
155 بقره / 207
156 همان
157 میبدی، رشیدالدین ،کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏1، ص: 554، “و ذلک ان الله تعالی اوحی الی جبرئیل و میکائیل، انی آخیت بینکما و جعلت عمر احد کما اطول من عمر الآخر، فایکما یؤثر صاحبه بالحیاه، فاختار کلاهما الحیاه، فاوحی الله الیهما أ فلا کنتما مثل علی بن ابی طالب، آخیت بینه و بین نبی محمد? فبات علی فراشه یفدیه بنفسه، و یؤثره بالحیاه. اهبطا الی الارض فاحفظاه من عدوّه، فنزلا، و کان جبرئیل عند رأس علی، و میکائیل عند رجلیه، و جبرئیل ینادی- “بخ بخ من مثلک یا بن ابی طالب، یباهی الله عز و جل بک الملائکه. ” فانزل الله عز و جل علی رسوله و هو متوجّه الی المدینه

دیدگاهتان را بنویسید