پایان نامه با کلمات کلیدی عقل و نقل، کشف الاسرار، نهج البلاغه

خواند: “قالُوا سَمِعْنا فَتًی یذْکرُهُمْ یقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ” و یوشع بن نون را گفت: “وَ إِذْ قالَ مُوسی‏ لِفَتاهُ” و یوسف صدّیق را که گفت: “تُراوِدُ فَتاها”. و سیرت و طریقت جوانمردان آنست که مصطفی? با علی? گفت: یا علی جوانمرد راست گوی بود، وفادار و امانت گزار و رحیم دل، درویش دار و پر عطا و مهمان نواز و نیکوکار و شرمگین.
و گفته‏اند سرور همه جوانمردان یوسف صدّیق بود? که از برادران بوی رسید آنچ رسید از انواع بلیات، آن گه چون بر ایشان دست یافت گفت: “لا تَثْرِیبَ عَلَیکمُ الْیوْمَ”.
و در خبر است که رسول? نشسته بود سائلی برخاست و سؤال کرد، رسول? روی سوی یاران کرد گفت: با وی جوانمردی کنید، علی? برخاست و رفت، چون باز آمد یک دینار داشت و پنج درم و یک قرص طعام، رسول? گفت یا علی این چه حالست؟ گفت یا رسول الله چون سائل سؤال کرد، بر دلم بگذشت که او را قرصی دهم، باز در دلم آمد که پنج درم بوی دهم، باز بخاطرم بگذشت که یک دینار بوی دهم، اکنون روا نداشتم که آنچ بخاطرم فراز آمد و بر دلم بگذشت نکنم، رسول? گفت: “لا فتی الّا علی? ” جوانمرد نیست مگر علی?. 236
2-4-جوانمردی امیرالمؤمنین? در جنگ احد
در یکی از غزواتی که حضرت علی? جانانه از وجود مقدس پیامبر? دفاع کرد جنگ احد بود و در آنجا ندای آسمانی “لا فتی الا علی? “شنیده شد. ابن ابی الحدید در این باره می‎نویسد:
هـنـگـامی که غالب یاران پیامبر? پا به فرار نهادند، فشار دسته‎های مختلف دشمن به سوی پیامبر? بالا گرفت.
دسـتـه‎ای از قـبـیـله بـنـی کـنانه، و گروهی از قبیله بنی عبد منات، که در میان آنان چهار جنگجوی نامور به چشم می‎خورد، به سوی پیامبر یورش بردند.
پیامبر به حضرت علی? فرمود: حمله اینها را دفع کن.
حضرت عـلی? کـه پـیـاده می‎جنگید، به آن گروه که پنجاه نفر بودند، حمله کرده و آنان را متفرّق ساخت. آنـان چند بار مجدّدا گرد هم جمع شده و حمله کردند، باز هم حضرت علی? حمله آنان را دفع کرد.
در این حملات، چهار نفر قهرمان مزبور و ده نفر دیگر که نامشان در تاریخ مشخّص نشده است به دست علی? کشته شدند. جبرئیل به رسول خدا? گفت:
راسـتـی کـه حضرت عـلی? فداکاری می‎کند، فرشتگان از فداکاری او به شگفت آمده‎اند.
پیامبر? فرمود: چرا چنین نباشد، او از من و من از او هستم. جبرئیل گفت: من هم از شما هستم. آنگاه صدایی از آسمان شنیده شد که مکرّر می‎گفت: لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار وَلافَتی اِلاّ عَلِی ولی گوینده دیده نمی‎شد.
از پیامبر سؤال کردند که: گوینده کیست؟ فرمود: جبرئیل است. 237
و خـوارزمی نیز در کتاب المـنـاقب، ص 223 روایت می‎کند که “علی? در جریان شوراء به این فداکاری که ندای آسمانی را در پی داشت، بر اعضای شوراء احتجاج کرد”.
5-علی مرتضی? همسر فاطمه زهرا?
یکی دیگر از فضیلتهای امام علی? ازدواج امیرالمؤمنین? با فاطمه زهرا? می باشد که انشالله در ادامه ی همین مبحث که چرا فضیلت می باشد پاشخ خواهیم داد.
1-5-ازدواج امیرالمؤمنین? با فاطمه زهرا? در آسمان
جناب آقای میبدی در تفسیر خود ازدواج امیرالمؤمنین? با فاطمه زهرا? را در آسمان این چنین نقل می کند:
علی پسر عمّ وی بود و شوهر دخترش، هم نسب بود و هم صهر. و قصّه تزویج فاطمه آنست که مصطفی? روزی در مسجد آمد شاخی ریحان بدست گرفته سلمان را گفت: یا سلمان رو علی را بخوان. رفت و گفت: یا علی! اجب رسول الله. علی گفت: یا سلمان رسول خدا را این ساعت چون دیدی و چون او را گذاشتی؟ گفت: یا علی سخت شادمان و خندان چون ماه تابان و شمع رخشان. علی آمد بنزدیک مصطفی و مصطفی آن شاخ ریحان فرادست علی داد، عظیم خوش بوی بود. گفت: یا رسول الله این چه بویست بدین خوشی؟ گفت: یا علی از آن نثارها است که حوریان بهشت کرده‏اند بر تزویج دخترم فاطمه گفت: با که یا رسول الله؟ گفت: با تو یا علی، در مسجد نشسته بودم فریشته‏ای‏ درآمد بر صفتی که هرگز چنان ندیده بودم، گفت نام من محمود است و مقام من در آسمان دنیا، در مقام معلوم خودم بودم ثلثی از شب گذشته که ندایی شنیدم از طبقات آسمان که: ای فریشتگان مقربان و روحانیان و کروبیان همه جمع شوید در آسمان چهارم. همه جمع شدند و همچنین سکان مقعد صدق و اهل فرادیس اعلی در جنات عدن حاضر گشتند. فرمان آمد که ای مقربان درگاه و ای خاصگیان پادشاه! سوره: “هَلْ أَتی‏ عَلَی الْإِنْسانِ” برخوانید. ایشان همه بآواز دلربای و الحان طرب‏افزای سوره هل اتی خواندن گرفتند. آن گه درخت طوبی را فرمان آمد که تو نثار کن بر بهشتها بر تزویج فاطمه زهرا با علی مرتضی. و درخت طوبی در بهشت همچون آفتاب است در دنیا، چون آفتاب در دنیا بالا گرفت هیچ خانه نماند که از وی شعاع در آن نیفتد، همچنین در بهشت هیچ قصر و غرفه و درجه‏ای نیست که از درخت طوبی در آنجا شاخی نیست. پس طوبی بر خود بلرزید و در بهشت گوهر و مروارید و حله‏ها باریدن گرفت، پس فرمان آمد تا منبری از یک دانه مروارید سپید در زیر درخت طوبی بنهادند، فرشته‏ای که نام وی راحیل است و در هفت طبقه آسمان فرشته ازو فصیح‏تر و گویاتر نیست بآن منبر برآمد و خدای را جل جلاله ثنا گفت و بر پیغامبران درود داده آن گه جبّار کائنات خداوند ذو الجلال قادر بر کمال بی‏واسطه ندا کرد که: ای جبرئیل و ای میکائیل شماها دو گواه معرفت فاطمه باشید و من که خداوندم ولی فاطمه‏ام، و ای کروبیان و ای روحانیان آسمان شما همه گواه باشید که من فاطمه زهرا را بزنی بعلی مرتضی دادم. آن ساعت که رب العزه این ندا کرد ابری برآمد زبر جنات عدن، ابری روشن خوش که در آن تیرگی و گرفتگی نه، و بوی خوش و جواهر نثار کرد و رضوان و ولدان و حوران بهشت برین نمط نثار کردند. پس رب العزّه مرا بدین بشارت بتو فرستاد یا محمد و گفت: حبیب مرا بشارت ده و با وی بگو که ما این عقد در آسمان بستیم تو نیز در زمین ببند. پس مصطفی? مهاجر و انصار را حاضر کرد، آن گه روی فرا علی کرد گفت: یا علی چنین حکمی در آسمان رفت، اکنون من فاطمه دختر را بچهارصد درم کاوین بزنی بتو دادم پذیرفتی؟ علی گفت: یا رسول الله من پذیرفتم نکاح وی، رسول گفت: بارک الله فیکما”. 238
2-5- فضیلت بودن همسری فاطمه زهرا?
رسول خدا? دخترش، حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا? را به ازدواج حضرت علی? در آورد. فضیلت این ازدواج و دلالت آن بر برتر بودن آن حضرت بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا ادلّه ای وجود دارد که بیان گر این حقیقت است.
این ادله بر پایه روایاتی است که شیعه و سنی در این زمینه نقل کرده اند می باشد.
اینک به طور کوتاه به برخی از آن ها اشاره می‌کنیم:
نخست آن که خداوند تعالی حضرت علی? و فاطمه? را به ازدواج یک دیگر درآورد و به پیامبر خویش فرمان داد که این ازدواج شکل گیرد. آن جا که به رسول خویش فرمود:
إنّی قد زوّجت فاطمه ابنتک من علی بن أبی طالب فی الملأ الأعلی، فزوّجْها منه فی الأرض؛ من، در ملأ اعلی فاطمه، دختر تو را به ازدواج علی بن ابی طالب درآوردم. پس تو نیز در زمین چنین کن.
دوم آن که ابوبکر، عمر و دیگران از فاطمه? خواستگاری کردند، اما رسول خدا? به آنان پاسخ منفی داد و فرمود: هنوز حکمی در این رابطه نازل نشده است. در نتیجه ازدواج حضرت فاطمه ی زهراء حکمی است از طرف خداوند عزوجل می باشد.
از سوی دیگر، حضرت علی? یگانه کفو و همتای آن بانوی بزرگوار هستند؛ به طوری که اگر حضرت علی? آفریده نمی‌شد، هیچ همتایی برای آن بانو نبود.
بنابراین، برتری حضرت علی? بر ابوبکر و عمر از این ناحیه نیز ثابت است. 239
6-تیر در پای امیرالمؤمنین?
1-6- در کشف الاسرار
از فضائل امیرالمؤمنین? درآوردن تیر از پای ایشان در حال نماز بدون احساس درد است که رشیدالدین میبدی بطور کامل به این قضیه در تفسیر خود پرداخته است:
و در آثار بیارند که علی ع در بعضی از آن حربهای وی تیری بوی رسید چنانک پیکان اندر استخوان وی بماند جهد بسیار کردند جدا نشد گفتند تا گوشت و پوست بر ندارند و استخوان نشکنند این پیکان جدا نشود، بزرگان و فرزندان وی گفتند اگرچنین است صبر باید کرد تا در نماز شود، که ما وی را اندر ورد نماز چنان همی بینیم که گویی وی را از این جهان خبر نیست. صبر کردند تا از فرائض و سنن فارغ شد و بنوافل و فضائل نماز ابتدا کرد، مرد معالج آمد و گوشت بر گرفت و استخوان وی بشکست و پیکان بیرون گرفت و علی اندر نماز بر حال خود بود. چون سلام نماز باز داد گفت- درد من آسان‏تر است. گفتند- چنین حالی بر تو رفت و ترا خبر نبود- گفت اندر آن ساعت که من بمناجات الله باشم اگر جهان زیر و زبر شود یا تیغ و سنان در من میزنند مرا از لذت مناجات الله از درد تن خبر نبود.
جناب میبدی در پاسخ شبهه ی اینکه چطور می شود انسان این همه عملیات پزشکی در پای ایشان انجام دهند و هیچ دردی را احساس نکند می گوید:
و این بس عجیب نیست که تنزیل مجید خبر میدهد از زنان مصر که چون زلیخا را بدوستی یوسف ملامت کردند زلیخا خواست که ملامت را بر ایشان غرامت کند ایشان را بخواند و جایگاهی ساخت و ایشان را بترتیب بنشاند و هر یکی را کاردی بدست راست و ترنجی بدست چپ داد، چنانک گفت جل وعلا وَ آتَتْ کلَّ واحِدَهٍ مِنْهُنَّ سِکیناً چون آرام گرفتند، یوسف را آراسته آورد و او را گفت بریشان برگذر- اخْرُجْ عَلَیهِنَّ برون شو بریشان. چون زنان مصر یوسف را با آن جمال و کمال بدیدند در چشم ایشان بزرگ آمد فَلَمَّا رَأَینَهُ أَکبَرْنَهُ، همه دستها ببریدند و از مشاهده جمال و مراقبت کمال یوسف از دست بریدن خود خبر نداشتند.
پس بحقیقت دانیم که مشاهده دل و سر جان علی مر جلال و جمال و عزت و هیبت الله را بیش از مشاهده زنان بیگانه بود مر یوسف مخلوق را پس ایشان چنین بیخود شدندو از درد خود خبر نداشتند اگرعلی چنان گردد که گوشت و پوست وی ببرند و از درد آن خبرندارد عجب نباشدو غریب نبود. 240
2-6-بررسی صحت این روایت
این داستان در بسیاری از منابع حدیثی با نقل های مختلف آمده است. هرچند منابع و کتاب هایی که این داستان را نقل کرده اند از منابع دسته اول روائی نیستند، ولی از آن جا که اولاً: در منابع متعدد اعم از منابع شیعه و اهل سنت؛ مانند: ارشاد القلوب دیلمی، الانوار النعمانیه، المناقب المرتضویه، حلیه الابرار، منتهی الآمال، محجه البیضاء، و هم چنین کتاب های فقهی مثل عروه الوثقی آمده است. 241
ثانیاً: مؤلّفان این کتاب ها و ناقلان این داستان از علمای معروف و شناخته شده هستند. ثالثاً: محتوای این داستان بر خلاف عقل و نقل نیست، بلکه عقل و نقل امکان وقوع چنین حادثه را تأیید می‌کنند؛
در توجیه عقلایی این مسئله دو دلیل می‌توان ذکر کرد:
1-از ویژگی‏های مهم علی بن ابی طالب? عشق به عبادت است. چون ایمان علی بن ابی طالب? بر اساس شناخت حقیقی بود و عبادت خدا و نماز را شهود الاهی و زیارت معبود می‌داند و خدا را زیبای مطلق می‌بیند، هرگز خود را نمی‌بیند. 242
و دراین باره ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می‏نویسد: “حضرت علی? در عبادت، عابدترین مردم بود؛ نماز و روزه‏اش از همگان بیشتر بود و مردم نماز شب و ملازمت بر اذکار و مستحبات را از او آموختند”. 243
2-حالات پیامبران، امامان و اولیای خداوند در نماز همیشه به یک حال و به یک منوال نیست، گاهی با حفظ حضور قلب، به عالم کثرت و مظاهر مادی هم توجّه دارند و از آنها غافل نیستند و اگر مسئله ای پیش آید، در صورت لزوم واکنش نشان می‌دهند و گاهی هم غرق در عالم ملکوت می‌شوند و به جز ذات پاک کبریایی، چیزی نمی‌بینند و به آنچه در اطرافشان رخ می‌دهد، هیچ توجهی ندارند؛ حتی از بدن خود غافل می‌شوند انگار که دستگاه حواس ظاهری آنان در هنگام جذبه عشق و عرفان ربانی، از

دیدگاهتان را بنویسید