پایان نامه با کلمات کلیدی آموزش ضمن خدمت، ثبت اسناد، ضمن خدمت

آنان را برای حل و فصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نمایند. مردم با کسب آگاهی بیشتر از اهمیت آموزش و پرورش به مشارکت در سرنوشت آموزشی و تربیتی فرزندان خود تشویق می شوند. مدارس نیز متقابلاً از نظرات و نیازهای مردم و اجتماع اطلاع یافته به تجدید نظر و تغییر در اهداف و برنامه های آموزش و پرورش ملزم می گردند. (علاقه بند، 1380 : 79)
مدارس به دلیل کارکردهای رسمی خود مانند جامعه پذیری، فرهنگ پذیری و تربیت علمی، حرفه ای همواره زیر ذره بین اجتماع قرار دارند. یعنی هم نهادهای اجتماعی و هم اولیای دانش آموزان عملکرد مدارس را تحت تأثیر قرار می دهند، از آنجا که ادامه تحصیل موجب دستیابی به موقعیت اجتماعی بالاتر می گردد. بنابراین تحصیل یک نوع سرمایه گذاری فرض می شود و اولیاء نسبت به سرنوشت تحصیلی فرزندان خویش حساسیت نشان می دهند. از این رو مدیران باید از طرفی پاسخگوی سازمان متبوعشان و از طرف دیگر جوابگوی انتظارات اجتماع پیرامونشان باشند. جلب مشارکت اولیـای دانش آموزان در حل و فصل مشکلات دانش آموزان و مدرسه و نیز برقراری رابطه متقابل به منظور دریافت بازخوردهای مناسب در زمینه مسائل آموزشی و پرورشی از جمله وظایف مدیران محسوب می شود. (دفتر آموزش عمومی، 1381 : 34 ـ 33)
2-5-5. تسهیلات و تجهیزات آموزشی: اجرای برنامه های آموزشی، ایفای وظایف تدریس و تربیت و ارائه خدمات فرهنگی و بهداشتی به دانش آموزان، مستلزم استفاده از تسهیلات و تجهیزات ویژه است. تهیه و تدارک این امکانات جزو وظایف مدیران آموزشی است. در این زمینه می توان به ساختمان و تأسیسات مدرسه، زمین بازی و ورزش، آزمایشگاه، کتابخانه و وسایل و ابزار کمک آموزشی اشاره کرد. پیش بینی و تهیه و تدارک میز و نیمکت، وسایل آموزشی، ورزشی و بهداشتی، آماده سازی ساختمان و کلاسها، نگهداری و تعمیر تأسیسات تهویه، تأمین امکانات آب و برق و تلفن و سایر مواد مورد نیاز، از جمله وظایف مدیران مدارس در طول سال تحصیلی است(علاقه بند، 1380 :80)
2-5-6. امور اداری و مالی: از جمله وظایف مدیران در امور اداری و مالی عبارتند از: آماده کردن بودجه مـــدرسه، ایجاد یک سیستم حسابرسی داخلی، نظارت بر خریدهای مدرسه، حسابرسی پول های مدرسه، حساب رسی متعلقات مدرسه و نظارت بر انجام بی دردسر کارهای اداری(شیرازی، 1373 : 333).
متمرکز بودن نظام آموزشی و به ویژه نوپا بودن نظام آموزشی متوسطه، موجب افزایش حجم مکاتبات اداری و در نتیجه کاهش توجه مدیران به امور آموزشی گردیده است. بیشتر مدیران امور آموزشی را به معلمان واگذار کرده اند و اگر هم برای بهبود کیفیت آموزشی تصمیمی می گیرند، اغلب با دست پاچگی و بدون نظر خواهی از معلمان است. گاهی مدیران به دلیل عدم در نظر گرفتن «مکانیزم های تخصیص اعتبار» در بودجه بندی مدرسه هزینه هایی را متعهد می گردند که تنها راه تأمین کسری بودجه فشار آوردن بر دانش آموزان است که این امر به نوبه خود به کاهش بازدهی آموزشی و تیره شدن رابطه دانش آموزان با اولیای مدرسه منجر می شود. (دفتر آموزش عمومی، 1379 : 34).
ارائهی خدمات آموزشی و فعالیت های مدرسه منوط به اداره مؤثر امور و تأمین منابع مالی و بودجه است. بنابراین، اداره و سرپرستی مؤثر امور گوناگون مدرسه، ثبت نام، تقسیم کار بر مبنای شرح وظایف کارکنان، ابلاغ آئین نامه ها و بخشنامه ها، صدور شیوه نامه های به موقع برای گردش امور و نظارت بر دفاتر و مدارک مدرسه و نگهداری آنها، از وظایف روزمره مدیران مدارس به شمار می روند (علاقه بند، 1380 : 80) .
شیرازی (1373)، نیز وظایف مدیران را در هفت گروه به صورت زیر طبقه بندی کرده است:
– پرسنل آموزشی:
• کمک به طرح خط مشی ها و برنامه ها در ارتباط با معلمین
• استخدام معلمین، جلب افراد شایسته به مدرسه
• انتخاب و تعیین وظایف معلمین
• تهیه برنامه زمانی وظایف معلمین
• در میان گذاشتن اهداف مدیر با معلمین
• مشاوره و بازدید از کلاسهای درس معلمین
• تشخیص نقاط ضعف و قوت معلمین
• کمک به حل مشکلات معلمین در کلاس درس
• ارزشیابی کار معلمین
• بهبودی کار معلمین
• هماهنگی کار معلمین
• ایجاد انگیزه، شرایط و فرصت برای رشد حرفه ای معلمین
• تقویت مهارت های مختلف معلمین
• بهبودی حس همکاری در میان معلمین
– پرسنل دانش آموزی:
• فراهم ساختن خدمات مشاوره ای و راهنمائی
• بکارگیری روشهای برای آماده سازی دانش آموزان
• ایجاد روشهای حضور و غیاب
• ایجاد خط مشی ها و روندهایی برای مقابله با مشکلات انضباطی ـ رفتاری دانش آموزان
• اتخاذ تصمیمات و روش هایی برای ایمن سازی ساختمان و حیاط مدرسه
• توسعه و هماهنگی برنامه های فوق آموزشی
• رسیدگی به مسائل انضباطی دانش آموزان
• اتخاذ تصمیمات و روندهای منظم برای ارزشیابی مستمر از گزارش پیشرفت دانش آموزان
• مشورت و همکاری با مقامات انتظامی و قضائی در ارتباط با تخلفات و جرمهای نوجوانان
– رهبری مدرسه و محله:
• توسعه و اجرای خط مشی و روندهایی برای جلب مشارکت والدین و مردم محله در مدرسه
• مشورت با والدین
• رسیدگی به شکایات والدین
• کمک به انجمن اولیاء و مدرسه و دیگر گروههایی که والدین تشکیل می دهند
• شرکت در نهادهای محلی به نمایندگی از طرف مدرسه
• همکاری با دیگر نهادهای محلی
• کمک به بررسی مستمر برنامه ها و خط مشی ها در جهت توسعه محله در رابطه با خدماتی که مدرسه فراهم می کند.
– توسعه و بهبود ت
دریس و مواد درسی:
• کمک به شکل دهی اهداف برنامه های درسی
• کمک به تعیین محتوی و سازماندهی دروس
• هماهنگی برنامه های درسی با زمان، امکانات فیزیکی و پرسنل موجود
• تهیه منابع مالی، مادی برای رفع نیازهای آموزشی معلمین در کلاس
• ایجاد تسهیلات برای راهنمایی و سرپرستی آموزشی
• ایجاد تسهیلات برای آموزش ضمن خدمت پرسنل آموزشی
– مدیریت امور مالی – اداری:
• آماده کردن بودجه مدرسه
• ایجاد یک سیستم حسابرسی داخلی
• نظارت بر خریدهای مدرسه
• حسابرسی پولهای مدرسه
• حسابرسی متعلقات مدرسه
• نظارت بر انجام بی دردسر کارهای اداری
– ساختمان مدرسه:
• تعیین منابع و توسعه ساختمان مورد نیاز دانش آموزان
• توسعه یک برنامه جامع برای توسعه و بهبودی منظم تشکیلات مدرسه
• اجرای برنامه ها برای رشد و بهبودی منظم تسهیلات مدرسه
• توسعه یک برنامه کارای استفاده و نگهداری از ساختمان مدرسه
• نظارت بر کار خدمتکاران و سرایداران مدرسه
– وظایف عمومی:
• سازماندهی و برگزاری جلسات و کنفرانس ها
• برخورد مناسب با درگیری های حساس بین فردی
• جهت دهی وظایف و کار معاونین مدیر
• تبلیغ و آگاه سازی مردم از کار مدرسه
• تشخیص نقاط قدرت و ضعف برنامه های مدرسه
• حضور در مناسبت ها چون صبحگاه ها، نمایش ها، مسابقات ورزشی
• جوابگویی به مکاتبات
• آماده کردن گزارش برای مدیریت ناحیه آموزشی
• حضور در جلسات مدیران
• ثبت اسناد مدرسه
• زمان بندی برنامه های مدرسه (شیرازی،1373: 334 ـ 333).
باید خاطر نشان کرد که در اکثر موقعیت ها یک مدیر به تنهایی مسئولیت انجام فعالیت های فوق را به عهده ندارد. بسیاری از این مسئولیت ها بین دو یا سه مدیر (مدیر و معاونین) و دیگر مدیران و سرپرستان در ناحیه آموزشی تقسیم و انجام می شوند. اما در هر صورت او یا در انجام اکثر فعالیت های فوق شرکت می کند و یا اگر فعالیت ها به کس یا کسان دیگری تفویض شده اند، مسئول است که از اجرای آنها اطمینان حاصل نماید.

2-6. شیوه‌ی‌ انتخاب‌ مدیران‌ آموزشی:‌
شیوه‌ی‌ انتخاب‌ مدیران‌ آموزشی‌ به‌شیوه‌ی‌ اداره‌ی‌ آموزش‌ و پرورش‌ هر کشور(متمرکز، غیرمتمرکز، یا حد فاصل‌ این‌ دو) مربوط می‌شود. بنابراین‌ مدیران‌ آموزشی‌ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از طرق‌ زیر واجد قدرت‌ و اختیار مدیر شوند و این‌ وظیفه‌ را برعهده‌ گیرند.
1. انتخاب‌ مدیر از بین‌ گروه‌ همکار در سازمان‌های‌ آموزشی‌ و توسط آنان‌
2. انتصاب‌ به‌سمت‌ مدیریت‌ (مدیر انتصابی)‌
3. شیوه‌ی‌ انتخابی‌ – انتصابی‌
4. شیوه‌ی‌ مدیریابی‌ و انتصابی‌
در ایران‌ معمولا مدیران‌ عالی‌، میانی‌ و اجرایی‌ (مدارس‌) آموزش‌ و پرورش‌ با شیوه‌ی‌ دوم‌ و چهارم‌ منصوب‌ می‌گردند. به ‌نظر می‌رسد که‌ در سازمان‌های‌ آموزش‌ و پرورش‌ به ‌لحاظ ماهیت‌ فعالیت‌ این‌ سازمان‌ها و تأثیر عمیقی‌ که‌ شخصیت‌ و خلاقیت ‌اخلاقی‌، عملی‌ و تجربی‌ مدیران‌ آموزشی‌ در تحقق‌ اهداف‌ سازمان‌ دارد، شیوه‌ی‌ سوم ‌شیوه‌ای‌ مناسب‌ باشد و بهتر است‌ که‌ مدیران‌ مختلف‌ آموزش‌ و پرورش‌ به ‌ویژه‌ مدیران ‌مدارس‌ به ‌شیوه‌ ی انتخابی‌ – انتصابی‌ منصوب‌ گردند (صافی‌، 1380).
2-7. نحوه‌ ی انتخاب‌ و انتصاب‌ مدیران‌ آموزش‌ و پرورش‌ در ایران:‌
امروزه‌ به ‌کارگیری‌ مدیران‌ و برنامه‌ریزان‌ شایسته‌ و دارای‌ شرایط لازم‌ برای‌ کامیابی ‌یک‌ سازمان‌ و یک‌ ملت‌ و شاید کل‌ دنیا بیش‌ از هر روز دیگر ضروری‌ به ‌نظر می‌رسد و همان‌طور که‌ کومبز یادآور می‌شود، اگر قرار است‌ تحولی‌ در عرصه‌ی‌ تعلیم‌ و تربیت ‌پدید آید، این‌ تحول‌ و دگرگونی‌ بایستی‌ از مدیریت‌ آموزشی‌ آغاز گردد (عسگریان‌،1376). لذا گزینش‌، انتخاب‌ و به‌کارگیری‌ بهترین‌ و داناترین‌ و آگاه‌ترین‌ انسان‌ها برای‌ساختن‌ فردای‌ بهتر یکی‌ از مهم‌ترین‌ و خطیرترین‌ اقدام‌هایی‌ است‌ که‌ باید صورت ‌پذیرد؛
در ایران‌ شیوه‌ی‌ رایج‌ انتخاب‌ و انتصاب‌ مدیران‌ تا سال‌های‌ اخیر آن‌ بود که‌ به‌ویژه ‌رؤسای‌ آموزش‌ و پرورش‌ و مدیران‌ مدارس‌ از میان‌ فرهنگیان‌ با تجربه‌ و خوش‌ سابقه ‌برگزیده‌ می‌شدند. در دو دهه‌ی‌ قبل‌ از انقلاب‌ احراز پست‌ها و مناصب‌ مدیریت‌ بیشتردر سایه‌ی‌ وابستگی‌ها و بر پایه‌ی‌ روابط صورت‌ می‌گرفت‌ (علاقه‌بند، 1377).
پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بنا به‌ مقتضیات‌ سیاسی‌ و مصالح‌ انقلاب‌، انتصاب‌ مدیران‌ هم‌چون‌ بوروکراسی‌های‌ باستانی‌ بیشتر براساس‌ ارتباط های‌ خویشاوندی‌ و آشنایی‌های‌ قبلی‌ صورت‌ می‌گرفت‌ و ضابطه‌ی‌ عمده‌ در این‌ امر مورد اعتماد بودن ‌افراد بود. به‌ تدریج‌ با تثبیت‌ انقلاب‌ اسلامی‌، ضرورت‌ اثربخشی‌ و کارآیی‌ مدیران‌ در نتیجه‌ی‌ برخورداری‌ آنان‌ از دانش‌ مدیریت‌ و تجربیات‌ منظم‌ مدیریتی‌ خودنمایی‌ کرد و مطرح‌ شد. لذا از جمله‌ اهداف‌ فعلی‌ کشور در مبحث‌ نیروی‌ انسانی‌ و اشتغال‌،آموزش‌ مدیران‌ و به ‌کار گماردن‌ افراد با تجربه‌ و واجد صلاحیت‌ علمی‌ در پست‌های ‌کلیدی‌ است‌ (دفتر آموزش عمومی، 1379 : 34).
سیدعامری (1381) می‌نویسد: مدیریت‌ جامعه‌ و توانایی‌های‌ آن‌ نه‌ فقط برای‌جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ بلکه‌ برای‌ رشد و گسترش‌ اسلام‌ در جهان
‌ امروز حیاتی‌ واساسی‌ است‌ وی‌ هم‌چنین‌ اشاره‌ می‌کند که‌ افرادی‌ که‌ برای‌ مدیریت‌ آموزش‌ کافی‌ندیده‌اند و مهارت‌های‌ لازم‌ را کسب‌ ننموده‌اند، اغلب‌ به‌سمت‌های‌ مدیریت‌ منصوب ‌می‌شوند پس‌ موفقیت‌ آینده‌ کشور ما به ‌عنوان‌ ام‌القرای‌ جهان‌ اسلام‌ متکی‌ به ‌مدیریت ‌متخصص‌ و توجه‌ و بهره‌گیری‌ از تغییرات‌ محیط پویای‌ جهان‌ امروز در الگوی‌مدیریت‌ خویش‌ می‌باشد.
در راستای‌ اهداف‌ عالی‌ انتخاب‌ افراد شایسته‌ به‌مدیریت‌ آموزش‌ و پرورش‌ درسال‌ 1369 آیین‌نامه‌ی‌ انتصاب‌ مدیران‌، پیش‌نهاد و تصویب‌ شد و طبق‌ آن‌ داشتن‌لیسانس‌ از شرایط لازم‌ برای‌ مدیران‌ می‌باشد. در سال‌ 1375 آیین‌نامه‌ جدید انتصاب‌ مدیران‌ و نحوه‌ی‌ نصب‌ و عزل‌ مدیران‌ آموزش‌ و پرورش‌ به ‌تصویب‌ شورای‌ عالی‌آموزش‌ و پرورش‌ رسیده‌ و به ‌موجب‌ آن‌ تمامی‌ مدیران‌ مقاطع‌ آموزشی‌ بایستی‌ با آیین‌نامه‌ هماهنگ‌ باشند و در انتصاب‌ جدید از آن‌ پیروی‌ می‌کنند. (دفتر آموزش عمومی، 1379 : 34).

2-8. انتخاب‌ و انتصاب‌ صحیح‌ مدیران‌ و فواید آن:‌
شکی‌ نیست‌ که‌ مدیران‌ نقش‌ تعیین‌ کننده‌ در اثربخشی‌ مدارس‌ ایفا می‌کنند. بنابراین‌ بایستی‌ انتخاب‌ مدیران‌ براساس‌ معیارهای‌ اصولی‌، منطقی‌ و قابل‌اندازه‌گیری‌ صورت‌ پذیرد.
بهرنگی‌ (1374) معتقد است‌ که‌ مراکز آموزشی‌ نبایستی‌ در اختیار کسانی‌

دیدگاهتان را بنویسید