پایان نامه با موضوع پژوهشگران، شهر سوخته

و می پوسد و می گندد و منبع رشد و تکثیر میکروب ها، کرم ها و انگل های مختلف می گردد، در ضمن ممکن است به علت ابتلا به بیماری های مختلف و واگیردار محیط را آلوده نماید، بنابراین جسد پلید است و بایستی هر چه زودتر شسته شده و به نحوی از چرخه حیات خارج گردد. از طرفی چون زرتشتیان کل جهان را به منزله یک سیستم کاملاً به هم پیوسته نگاه می کنند و همه چیز موجود در عالم را لازم و ملزوم یکدیگر می دانند، عقیده دارند که فرد زرتشتی حق ندارد عناصر اربعه(آب، باد، خاک و آتش) را آلوده کند و به خاطر حفظ محیط زیست باید جسد مرده را به نحوی از چرخه حیات خارج کند که این عناصر اربعه آلوده نگردد(علیپور، 1385: 55). بنابراین مردگان زرتشتی را نه می توانند بسوزانند و نه به خاک بسپارند و نه به آب افکنند، زیرا تماس جسد با آب و آتش و زمین که به عنوان عناصر مقدس تلقی می شوند، باعث آلودگی آنها می شوند. از قدیمی ترین ایام اجساد مردگان را درون گودال هایی در محل هایی مناسب بر بالاترین و دورترین جاها
قرار می دادند. اجساد را در برابر پرندگان لاشه خوار و سگ های گوشت خوار رها می کردند و پس از اینکه گوشت ها از استخوان ها جدا شد را که زیر آفتاب خشک شده بود جمع می کردند تا در پناه گاهایی به نام استودان که در جدار کوه ها خارج از دسترسی آب یا حیوان بود، بگذارند(چایچی، همان: 25-24).
با بررسی جغرافیای طبیعی گورستان نخل ابراهیمی به نظر می رسد که چهره توپوگرافی طبیعی در شکل گیری الگوهای تدفینی در این گورستان تأثیر مستقیم گذاشته است.
از نظر ویژگی های ژئومورفولوژی، گورستان نخل ابراهیمی در یک بستر رسوبی ساحلی شکل گرفته است(تصویر5-1) (سازمان جغرافیای نیروهای مسلح، 1383:186). به دلیل نزدیک نبودن کوهستان به این گورستان، ساکنان جامعه نخل ابراهیمی مجبور بودند که مردگان خود را به خاک بسپارند. از این رو برای جلوگیری از آلودگی خاک مرده را مستقیماً درون خاک
قرار نمی دادند، لذا متوفی را درون خمره درپوش دار گذاشته و سپس دفن می کردند. این درحالی است که در کنار این
سنت تدفین، از خمره های بدون درپوش با سوراخی در کف جهت خروج خون آبه جسد و همچنین از قبور گودالی برای دفن اجساد در این گورستان استفاده شده است. این تنوع شیوه های دفن در این گورستان، با ساختار سیاسی- اجتماعی این دوره نیز سازگار است. از آنجا که تسأهل مذهبی یکی از سیاست های دوره پارتی می باشد این احتمال قوت می یابد که شاید اقوام و فرهنگ های مختلف با سنت های فرهنگی و آئین های مختلف در کنار یکدیگر می زیستند و از این گورستان به طور مشترک استفاده می کردند. همچنین چهره توپوگرافی طبیعی گورستان نخل ابراهیمی، که در یک بستر کاملاً مسطح شکل گرفته است، بر نحوه پراکنش قبور تأثیر مستقیم گذاشته و فاقد تمرکز است و به تعبیر دیگر پراکندگی قبور در یک محدوده وسیع قابل رؤیت است. از این رو نقش عوامل زیست محیطی در شکل گیری الگوهای تدفینی گورستان نخل ابراهیمی به راحتی قابل مشاهده است.
5-4- پایگاه اجتماعی – اقتصادی متوفی در فرهنگ تدفینی نخل ابراهیمی
مواد بدست آمده از گورستان ها و خود گورها اطلاعاتی را درباره جوامع باستانی بدست می دهد که در نوشته ها هم کمتر به آنها برخورد می کنیم. گذشته از آگاهی هایی که یافته های گورستان ها درباره مدارک و اسناد مربوط به ساختار قبرها، نحوه تشیع جنازه، شناخت باورهای دینی آن جامعه ارائه می دهند، اطلاعات جامعی نیز درباره وضعیت پایگاه اجتماعی- اقتصادی متوفی در اختیار پژوهشگران قرار می دهند(Ligabue, 1977: 738).
در بعضی از گورخمره های کاوش شده در گورستان نخل ابراهیمی اشیاء و نذورات بدست آمده که این اشیاء و نذورات موجود، اغلب دارای بیش از دو کاربرد بوده اند که یکی در ارتباط با اعتقادات مذهبی مدفونان و دیگری بیانگر مرتبه اجتماعی و شغل آنان بوده است. اختلافات موجود بین تعداد اشیاء و کیفیت و مرغوبیت آن ها از نظر ساختمانی و مواد اولیه مورد استفاده، به موقعیت اجتماعی صاحب آن بستگی دارد.
بعضی از گورخمره ها مانند گورخمره های شماره 3 فصل اول، شماره 3 فصل دوم و شماره 1 و 5 فصل سوم بدلیل ازدیاد اشیاء قبور، متعلق به افرادی بوده که از نظر ثروت از بقیه غنی تر و دارای پایگاه اجتماعی بالاتر بوده است. وجود تدفین هایی با اشیاء تدفینی غنی دال بر وجود ثبات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در این منطقه است که دفن کنندگان با فرصت کافی و آرامش خیال و دقت، افراد را در قبوری مشخص به همراه اشیاء مختلف دفن می کردند.
مدارک کاوش گورستان نخل ابراهیمی نشان می دهد که اکثر مردگان با تزئیناتی نظیر مهره های آویز درون گورخمره ها دفن شده اند لیکن جهت دست یابی به این آثار، که عموماً در کف گورخمره ها قرار دارند می بایست اسکلت تدفین ها را برداشت و وضعیت فعلی استخوان ها را بر هم زد که لزوم اتخاذ انجام یک چنین تصمیمی وجود نداشته است. از تدفین های شماره 2 فصل اول، شماره 3 فصل دوم و شماره 5 فصل سوم همراه با متوفی، تعدادی اشیای تزئینی شامل مهره های آویز از جنس سنگ صابون و سنگ آهن بدست آمد. همچنین از تدفین شماره 3 فصل دوم بقایای تعدادی مهره های تزئینی از جنس کهربا همراه با این تدفین بدست آمد که بدلیل جنس مهره ها و تخریب سریع کهربا در محیط مرطوب، اکثراً از بین رفته و پودر و خمیر شده بودند. یک عدد ابزار سنگی، احتمالاً سنگ ساب، از جنس چرت سیاه رنگ درون گورخمره و همراه متوفی بدست آمد(سرلک، 1387).
بشر از دوره پارینه سنگی تا به حال از سنگ به عنوان ماده تزئینی بهره مند شده است و برخی سنگ ها را به سبب ویژگی های منحصر به فردشان مورد استفاده قرار داده است. مهمترین سنگ ها در این زمینه عبارتند از: سنگ آهک، بازالت، رخام گچی، سرپانتین، مرمر، سنگ لوح، سنگ گچ، سنگ صابون و کلریت.
از جمله شاخص ترین سنگ هایی که در دوران پیش از تاریخ ایران به سبب ماهیت کاربردی و تزئینی اش مقبولیت بسیاری یافته است و تا به حال چندین هزار سال از استفاده آن می گذرد، سنگ های نرم تزئینی با رنگ های سیاه/سبز/خاکستری منسوب به کلریت می باشد. تزئین سنگ های نرم و نسبتاً تیره معمولاً در اشکال مختلف ظروف، از تاریخی بسیار طولانی در خاور نزدیک برخوردار است، باستان شناسان در گذشته برای اشاره به این سنگ ها از واژه هایی چون سنگِ صابون، سنگِ نرم، استیتایت و … بهره گرفته اند اما امروزه از واژه کلریت بیشتر استفاده می کنند.
سنگ های نرم تزئینی و تیره رنگ در جوامع باستانی به عنوان عناصر فرهنگی و به صورت کالای مهم تجاری با کاربرد های مذهبی-آئینی مورد استفاده و داد و ستد قرار می گرفته است. از جانب توجه ترین آثاری که از این سنگ ها در دوره های مختلف ساخته شده انواع مهره گردنبند، مهر، مجسمه ها، پلاک های تزئینی، انواع ظروف و… قابل اشاره هستند
(رازانی،1388: 1).
در جنوب شرق ایران در طی هزاره سوم پیش از میلاد آثار متعددی از سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی خصوصاً سنگ کلریتی بدست آمده که هنر مشترک و بین تمدنی حجاری سنگ نرم در نواحی جنوب شرق ایران را به نحو شایسته ای نشان می دهد. آثار فراوانی از سنگ صابون در هزاره سوم پیش از میلاد از تپه های شهداد، یحیی، جیرفت و شهر سوخته بدست آمده است (سید سجادی، 1388: 128).
شهرستان میناب از طرف بخش رودان و قسمتی از ناحیه کوهستانی بشاگرد با نواحی جیرفت و فرهنگ جنوب شرقی ایران در هزاره سوم پیش از میلاد ارتباط می یابد(شاملو، 1351: 125). به نظر می رسد استفاده از سنگ هایی نظیر سنگ صابون به عنوان مهره های آویز که قبور خمره ای گورستان نخل ابراهیمی دیده می شود تحت نفوذ و ادامه دهنده فرهنگ جنوب شرق ایران در هزاره سوم پیش از میلاد می باشد.
مدارک و شواهد بدست آمده از کاوش ها و بررسی های باستان شناسی، هم ارزش و هم نحوه استفاده از این سنگ ها را در جوامع شهرنشین آسیای جنوب غربی به خوبی نشان داده اند و اصولاً به نظر می رسد که داشتن اشیاء نفیس نوعی ارزش اجتماعی در دنیای باستان بوده و یکی از ویژگی های نظام نوین سیاسی- اجتماعی باستان محسوب می شده است(سید سجادی،همان: 128-124).
با توجه به اشاره حفار نخل ابراهیمی که اکثر مردگان یا تزئیناتی نظیر مهره های آویز و … با جنس سنگ صابون، سنگ آهن و… درون خمره ها دفن شده اند، به نظر می رسد که این گورخمره ها متعلق به افرادی با پایگاه اجتماعی بالا و ثروتمند بوده است.
همچنین با تکیه بر مدارک بدست آمده از فصل دوم کاوش، صنعت ساخت اشیای تزئینی و مهره های سنگی از جنس عقیق، لاجورد و سنگ صابونی، در فرهنگ نخل ابراهیمی، صنعت بومی است. مدارک کاوش نشان می دهد که انواع سنگ های
مورد نیاز مورد استفاده در ساخت اشیاء و ابزار در جامعه نخل ابراهیمی، به جزء ماسه سنگ رسوبی، به دلیل ساختار زمین شناسی و شاخصه های ژئومورفولوژی منطقه میناب، سنگ های غیر بومی و غیر محلی بوده که از منابع و مناطق خارج از منطقه به این محل وارد می شده است. ساختار زمین شناختی منطقه که تحت عنوان سازند میناب شناخته شده است از یک بستر ماسه ای ساحلی تشکیل شده است. مهمترین سنگ های محلی در این منطقه ماسه سنگ های ساحلی است که در ساخت انواع سینی های سنگی پوست کنی غلات(تصویر5-81) و ساب های سنگی مورد استفاده قرار گرفته است. از سوی دیگر تردیدی وجود ندارد که سنگ هایی نظیر سنگ صابون، سنگ عقیق، تراورتن گرانیت، کلریت، مرمریت آهکی و… از معادن خارج از منطقه به محوطه نخل ابراهیمی وارد شده است(سرلک، 1387) .شناخته ترین منابع سنگ های یاد شده، در مناطق کرمان و خراسان قرار دارند(سرلک، 1388).
وجود قطعات خام سنگ های عقیق و لاجورد(تصویر5-82) و سنگ صابونی(تصویر5-83) و مهره های ساخته شده از این نوع سنگ ها(تصویر5-84)، مؤید آن است که سنگ های مورد نیاز به شکل مواد خام اولیه مورد نیاز کارگاهی تولید صنعتی در فرهنگ و جامعه نخل ابراهیمی، طی یک فرایند سازمان یافته بازرگانی برون منطقه ای، از فواصل دور و نزدیک، به این محل وارد می شده است. مسلماً در این فرایند، وجود، حضور و فعالیت مدیریت متخصص بازرگانی که بر روند تهیه، تولید، توزیع، واردات و صادرات مواد خام مورد نیاز و کالاهای تولیدی، که در قالب یک سازمان کارآمد با ضمانت اجرایی نظارت داشته است، الزامی می باشد.
درون گورخمره شماره 10 فصل دوم یک تیغه کوچک فلزی از جنس آهن، با دسته تخت و سر پهن و کاملاً اکسیده بدست آمد. این تیغه با روش ریخته گری ساخته شده و طول آن 5/10 سانتی متر می باشد(تصویر5-43)(سرلک، 1387). در مورد کاربری این تیغه کوچک فلزی به دلیل اینکه نمونه مشابه آن در این گورستان و سایر گورستان ها با تدفین گورخمره ای پارتی بدست نیامده نمی توان به طور دقیق نظر داد ولی به نظر می رسد که این تیغه ارتباطی با شغل متوفی داشته است. همچنین از درون گورخمره شماره 2 کاوش شده در فصل 3 یک سرنیزه آهنی مجوف بدست آمده که به نظر می رسد این سرنیزه نیز ارتباطی با شغل متوفی داشته است(تصویر5-56).
در بخش استقراری محوطه نخل ابراهیمی تعدادی سرباره های کوره فلزگری بدست آمده که وجود این سرباره ها مؤید وجود تکنولوژی ذوب، قالب گیری و ساخت اشیای فلزی است که بر مبنای تنوع سرباره های فلزی، شامل تولید اشیای آهنی (تصویر 6-85) و ساخت آلیاژ مفرغ(تصویر6-86)، به دلیل وجود قطعات قلع و سرب(تصویر6-87) و همچنین وجود اشیاء و قطعات ظروف از جنس نقره(تصویر 6-88)، مبین شکوفایی صنعتی- اقتصادی و تکنولوژی بومی در فرهنگ استقراری نخل ابراهیمی است.
5-5- مقایسه الگوهای تدفین نخل ابراهیمی با سایر تدفین های گورخمره ای پارتی
با مقایسه بین الگوهای تدفین گورخمره ای گورستان نخل

دیدگاهتان را بنویسید